کد مطلب: ۳۸۹۷
تعداد بازدید: ۳۰۴
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۱
آسیب‌های اجتماعی| ۱۰
هميشه وجود الگوها و سرمشق هاى بزرگ در زندگى انسان ها، وسيله مؤثّرى براى تربيت آن ها بوده است، به همين دليل، پيامبر و پيشوايان معصوم، مهم ترين شاخه هدايت را با عمل خود نشان مى ‏دادند...
موقعیّت ها و عوامل اجتماعی انحراف را می توان در چند شاخه اصلی دسته بندی کرد که ما به اقتضای مجالی که داریم، به اختصار به بیان و شرح برخی از آن می پردازیم.
 


هم‌نشینی و مجالست
 


پیش از هر چیز لازم است با اصطلاح «جامعه پذیری» آشنا شویم. «جامعه پذیری» فرآیندی است از کنش متقابل اجتماعی، که شخص از طریق آن، شیوه زندگی جامعه اش را ملکه ذهن خود می سازد و شخصیت به دست می آورد. هر گاه افراد ارزش های منتهی به انحراف را بیاموزند و آن ها را درونی کنند، در مقام کنش و رفتار، همان را انجام خواهند داد که البته این مشروط بر آن است که این ارزش ها به فرد منتقل شده و شخص آن را بپذیرد و مبنای عمل قرار دهد.
هر فرد با فرآيند جامعه پذيرى مواجه مى شود و از آن طريق، شيوه هاى رفتارى را مى آموزد. هرگاه جامعه پذيرى ارزش ها و هنجارهاى جامعه اسلامى به خوبى انجام نگيرد، يا به جاى آن، ارزش ها و هنجارهاى ديگـرى كه ناهماهنگ با آن ها باشـد، صورت پذيرد، در نتيجه زمينه كجروى فراهم می شود. جامعه پذيرى طى مراحل مختلف سِنّى، خصوصاً كودكى و نوجوانى و نيز در موقعيت هاى گوناگون اجتماعى نظير خانواده، گروه هاى همسال، دوستان، مدرسه و نظاير آن انجام مى پذيرد. بديهى است كه نقصان جامعه پذيرىِ ارزش هاى اسلامى در هر يك از مقاطع و موقعيت ها، به معنى يادگيرى نوعی از انحراف اجتماعى يا دست كم عدم هم نوايى با آداب و رسوم و هنجارهاى جامعه اسلامى مى باشد.[1]
خانواده یکی از مهم ترین موقعیت های اجتماعی است که بر اساس آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السّلام، باید جایگاه تربیت و ظهور خداپرستی و عبودیّت، تواضع و خیرخواهی، پرهیز از خشونت و پرخاشگری و سایر اوصاف پسندیده باشد؛ و در مراحل بعدی، وضعیت سایر موقعیت های اجتماعی در جامعه اسلامی، مانند محیط درسی و آموزش، دوستان و ... نیز باید این گونه باشد. حال اگر در موقعیّت های اجتماعی مثل خانواده، ارزش هایی بر خلاف ارزش های اسلامی و انسانی شکل گرفته و به افراد ارائه شود، پس از مدّتی این در واقع ارزش نماها، در وجود افراد درونی و نهادینه شده و به متن جامعه کشیده خواهد شد.
قرآن کریم می فرماید: «وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا ...». و هنگامى كه كار زشتى انجام مى ‏دهند مى ‏گويند: پدران خود را بر اين عمل يافتيم ... .[2] این آیه گرچه به بهانه ای از سوی مشرکین و اهل گناه برای ارتکاب رفتارهای زشت و معاصی، اشاره دارد ولی در ضمن آن، به خوبی تأثیر خانواده و نقش آن در تربیت اولاد را به تصویر می کشد. آری عادتاً در خانواده ای که معصیت و رفتارهای زشت عادت شده، و یا حتّی بدتر از آن، ارزش جلوه داده می شود، فرزندان نیز تابع والدین خود خواهند بود، چنان چه پروردگار متعال فرموده است: «وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا .../ و هنگامى كه به آن ها گفته شود: از آن چه خدا نازل كرده است، پيروى كنيد! مى‏ گويند: نه، ما از آن چه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى ‏نماييم». و چه زیبا خداوند پاسخ این رفتار جاهلانه را می دهد، در ادامه می فرماید: «... أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ/ آيا اگر پدران آن ها، چيزى نمى ‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آن ها پيروى خواهند كرد)؟![3]
قرآن کریم در باره تأثیرپذیری از مجالست با افراد فاسد و منحرف می فرماید: «وَ قَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً». و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده كه هر گاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى ‏كنند، با آن ها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! و گر نه، شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى ‏كند.[4] این آیه به صراحت نتیجه هم نشینی با افراد منحرف را، گمراهی و ملحق شدن به آن ها می داند، در آن جا که فرموده: «إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ».
همچنین قرآن کریم از گروهی سخن می گوید که در ارتباط با منحرفین از اسلام، پای خود را از مجالست نیز فراتر گذاشته و آن ها را به عنوان ولیّ برمی گزینند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ». اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! يهود و نصارى را ولىّ (و دوست و تكيه ‏گاه خود،) انتخاب نكنيد! آن ها اولياى يكديگرند و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند از آن ها هستند، خداوند، جمعيّت ستمكار را هدايت نمى ‏كند.[5] «اولياء» جمع «ولىّ» از ماده «ولايت» به معنى نزديكى فوق العاده ميان دو چيز است كه به معنى دوستى و نيز به معنى هم پيمانى و سرپرستى آمده است.[6] وقتی هم نشینی با منحرفینِ از حقیقت و اهل گناه، اثرات تربیتی مخرّبی روی انسان می گذارد و باعث می شود تا فرد شبیه به آن ها شود، چگونه خواهد بود حال کسی که نه تنها با ایشان مجالست دارد، بلکه آن ها را به عنوان ولیّ و تکیه گاه خود انتخاب نموده است؟!
آن ها که به این دستور قرآنی عمل نکرده و نسبت به آن سهل انگاری می کنند، در دام گناهان گرفتار می شوند و در قیامت از رفاقت و مجالست اهل معاصی و منحرفین، اظهار پشیمانی می کنند و به نقش آن ها در گمراهی خودشان اقرار نموده و بر جدایی و عدم همراهی خود از خوبان حسرت می خورند: «وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى‏ يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً * يا وَيْلَتى‏ لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلاً * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً». و (به خاطر آور) روزى را كه ستمكار دست خود را (از شدّت حسرت) به دندان مى ‏گزد و مى‏ گويد: اى كاش با رسول (خدا) راهى برگزيده بودم! * اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! * او مرا از يادآورى (حق) گمراه ساخت بعد از آن كه (ياد حق) به سراغ من آمده بود! و شيطان هميشه خواركننده انسان بوده است.[7]
 


اشتباه اسوه‌ها و اسوه‌های اشتباه
 


برنامه ‏هاى عملى، هميشه مؤثّرترين برنامه‏ ها است، چون عمل حكايت از ايمان عميق انسان به گفتارش مى ‏كند، و سخنى كه از دل برآيد لا جرم بر دل نشيند. هميشه وجود الگوها و سرمشق هاى بزرگ در زندگى انسان ها، وسيله مؤثّرى براى تربيت آن ها بوده است، به همين دليل، پيامبر و پيشوايان معصوم، مهم ترين شاخه هدايت را با عمل خود نشان مى ‏دادند، و لذا هنگامى كه سخن از «سنّت» به ميان مى ‏آيد، گفته مى ‏شود سنّت عبارت است از «قول و فعل و تقرير معصوم»، يعنى پيشوايان معصوم سخن و عمل و سكوتشان همه حجّت و راهنما است، و نيز به همين دليل است كه عصمت در تمام پيامبران و امامان، شرط است تا الگوهايى در همه زمينه ‏ها باشند.[8]
الگو برداری از اسوه ها و اقتدا کردن به ایشان در مسیر زندگی، یکی از راه های تربیتی پذیرفته شده در جوامع انسانی است و دین اسلام نیز آن را پذیرفته و نسبت به آن تأکید دارد. قرآن کریم بارها از افراد و شخصیت های نمونه تاریخ سخن گفته و ایشان را سرمشق مؤمنین قرار داده است. خداوند متعال در سوره احزاب می فرماید: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيراً». مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آن ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى ‏كنند.[9] «اسوه» (بر وزن عُروه) در اصل به معنى آن حالتى است كه انسان به هنگام پيروى از ديگرى به خود مى ‏گيرد و به تعبير ديگرى همان تأسّى كردن و اقتدا نمودن است، بنا بر اين معنى مصدرى دارد، نه معنى وصفى، و جمله «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» مفهومش اين است كه براى شما در پيامبر صلّی الله علیه و آله تأسّى و پيروى خوبى است، مى‏ توانيد با اقتدا كردن به او خطوط خود را اصلاح و در مسير «صراط مستقيم» قرار گيريد.[10]
همچنین در سوره ممتحنه فرموده است: «قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ ...». براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: ما از شما و آن چه غير از خدا مى ‏پرستيد بيزاريم، ما نسبت به شما كافريم و ميان ما و شما عداوت و دشمنى هميشگى آشكار شده است تا آن زمان كه به خداى يگانه ايمان بياوريد.[11]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی بیان خواهیم کرد، ان شاء الله.
 


خودآزمایی
 

1- جامعه پذیری را تعریف نموده و نقش مجالست با اهل گناه در ایجاد انحراف را توضیح دهید؟
2- دو اسوه قرآنی را به همراه ذکر یک آیه از قرآن کریم نام برید؟

پی‌نوشت‌ها


[1] برگرفته از مقاله: رویکرد اسلام به بسترهای پیدایش آسیب های اجتماعی (مریم شفیعی) منبع: بینات سال پانزدهم پاییز 1387 شماره 3 (پیاپی 59).
[2] سوره اعراف/ آیه 28 (ترجمه مکارم).
[3] سوره بقره/ آیه 170 (ترجمه مکارم).
[4] سوره نساء/ آیه 140 (ترجمه مکارم).
[5] سوره مائده/ آیه 51 (ترجمه مکارم).
[6] تفسير نمونه ج ‏4 ص 409.
[7] سوره فرقان/ آیه 27 تا 29 (ترجمه مکارم).
[8] تفسير نمونه ج ‏24 ص 24.
[9] سوره احزاب/ آیه 21 (ترجمه مکارم).
[10]  تفسير نمونه ج ‏17 ص 242.
[11] سوره ممتحنة/ آیه 4 (ترجمه مکارم).
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: