کد مطلب: ۳۹۰۰
تعداد بازدید: ۲۸۰
تاریخ انتشار : ۱۳ شهريور ۱۳۹۹ - ۰۸:۲۰
زکات| ۲
اگر بدانیم حضرت علی(ع) انگشتر خود را در نماز به فقیر داد و حتّی صبر نکرد نماز تمام شود و اگر بدانیم ارزش کمک به محرومان همچون بوسیدن کعبه و حجر الأسود است، هرگز آن را به دیگری واگذار نمی‌کنیم و حتماً مسئولیّت آن را خودمان به عهده می‌گیریم.

جایگاه زکات| ۲

 

معنای زکات
 

زکات در لغت به معنای رشد و پاکیزگی است. آری دلسوزی برای محرومین و کمک به آنها سبب رشد معنوی انسان و پاک شدن روح از بخل و حرص و تکاثر است.
زکات در اصطلاح فقهی، به معنای پرداخت مقدار معیّنی از مال به محرومان و نیازمندان است.
زکات در قرآن، هم به معنای لغوی آمده است، چنانکه خداوند می‌فرماید: ما به حضرت یحیی از ناحیه‌ی خود رحمت و پاکی بخشیدیم و او فردی پرهیزکار بود. «حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَکاةً وَ کانَ تَقِيّاً»[1] و هم به معنای اصطلاحی آمده که البتّه معنای عامی دارد و به کمک‌های واجب و مستحب هر دو گفته می‌شود.
 


چه کنیم مردم خمس و زکات مال خود را بپردازند؟
 


ابتدا باید به سراغ ریشه‌های اعتقادی و فکری و فرهنگی رفت:
اگر کسی باور کند مالی که در اختیار اوست، امانت و هدیه‌ی خدایی است،
اگر باور کند امتیازی بر دیگران ندارد و همه با هم برادرند،
اگر باور کند ارزش جذب دل محرومان، بیش از ارزش جمع مال است،
اگر باور کند دعای محرومان، مشکل‌های زندگی او را حل می‌کند،
اگر باور کند ممکن است فردا خودش یکی از محرومان جامعه باشد،
اگر باور کند که خدا جای آنچه را انفاق می‌شود، پر می‌کند،
اگر باور کند انفاق او همچون دانه‌ای است که تبدیل به خوشه‌های متعدد و صدها دانه می‌شود،
اگر باور کند فقیر، کمک مالی او را برای قیامتش حمل می‌کند،
اگر باور کند سیر شدن فقرا، یک لذّت معنوی و آرامش درونی به همراه دارد،
اگر باور کند کمک امروز او به صورت چهره‌ی زیبایی در برزخ مونس او خواهد بود،
اگر باور کند حل مشکل مسلمین، حل مشکل رسول خدا(ص) است،
اگر باور کند بی‌تفاوتی نسبت به محرومان جامعه ممکن است سبب انفجار و انقلاب و از دست دادن کل اموال او شود،
اگر به آثار و برکات و پاداش‌های کمک به دیگران ایمان داشته باشد،
و اگر خطرات بی‌تفاوتی، کنزاندوزی، بخل و حرص را بداند و با تاریخ ثروتمندان بی‌تفاوت آشنا شود، خود را برای پرداخت خمس و زکات و انفاق و... آماده می‌کند.
اگر بدانیم خدایی از ما قرض خواسته و فرموده است: «مَن ذا الّذی یُقرِض الله قَرضاً حَسناً»[2] که خزینه‌های آسمان‌ها و زمین به دست اوست، خواهیم فهمید که هدف از این قرض در حقیقت شکوفایی روحیه‌ی سخاوت و انسان‌دوستی در انسان است.[3] اگر ما همچون حضرت سلیمان دارایی‌های خود را از فضل خداوند بدانیم و بگوییم: «هَذَا مِن فَضلِ رَبِّی»[4]، هرگز در پرداخت خمس و زکات مال خود بخل نمی‌کنیم.
اگر ما نعمت‌های خداوند را وسیله‌ی رفاه و غفلت و سرمستی ندانیم، بلکه همان‌گونه که قرآن می‌فرماید: «لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ»[5]، آنها را وسیله آزمایش خود بدانیم که آیا با بکارگیری صحیح آنها شکر عملی نعمت‌های خدادادی را به جا می‌آوریم و یا کفران نعمت می‌کنیم،
اگر همان‌گونه که امام رضا(ع) فرمود: بدانیم که خداوند مسئولیّت افراد زمین‌گیر را به عهده‌ی متمکنین قرار داده است،
اگر بدانیم هستی ما و فکر و علم و قدرت و ابتکار و توفیقی که داریم از خداوند است و حتّی در کشاورزی نقش ما تنها بذرافشانی و آبیاری است، امّا جذب آب توسط زمین و شکوفایی بذر در دورن آن، جذب نور و هوا، شکفتگی زمین و خروج خوشه‌ها از خداست و به تعبیر قرآن: «ءانتم تزرعونه ام نحن الزارعون»[6]، هرگز بخل نخواهیم ورزید.
اگر بدانیم دریافت‌کنندگان کمک‌های ما در ظاهر فقرا هستند ولی در واقع خداوند است که صدقات را تحویل می‌گیرد، «یَأخُذُ الصَّدَقَات»[7]، به راحتی کمک می‌کنیم و همان‌گونه که در روایات آمده دست خود را نیز می‌بوسیم.
اگر بدانیم بی‌اعتنایی به فقرا ما را به سرنوشت قارون‌ها گرفتار می‌کند که خود و خانه و سرمایه‌اش یک جا به زمین فرو رفتند، «فَخَسَفْنا بِهِ وَ بِدارِهِ»[8] این همه بخل در کار نخواهد بود. قارون می‌گفت: اموال من از خدا نیست، بلکه به وسیله‌ی علم و تخصص و ابتکار و نبوغ خودم، آن را به دست آورده‌ام. «إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَی عِلْمٍ عِنْدِي»[9]
اگر به داستان باغی که سوخت توجّه کنیم، خواهیم دید که چگونه باغ کسانی که تصمیم گرفتند فقرا را از نعمت‌های الهی محروم کنند، یک جا سوخت. «فَاصبَحَت کَالصَّریمِ»[10]
اگر بدانیم بی‌توجّهی به یتیمان ممکن است سبب یتیم شدن فرزندان خود ما شود.
اگر بدانیم کمک‌های امروز ما در مواردی دو برابر و در مواردی چند برابر و در مواردی ده برابر و در مواردی هفتصد برابر می‌شود و به ما برمی‌گردد، هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر به سخن امام صادق(ع) ایمان داشته باشیم که فرمود: خداوند مهم‌تر از زکات چیزی را بر مردم سخت نگرفته است و بسیاری از مردم به خاطر نپرداختن آن هلاک شده‌اند، «مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَی هَذِهِ الْاُمَّةِ شَیْئاً اَشَدَّ عَلَیْهِمْ مِنَ الزَّکَاةِ وَفِیهَا تَهْلِکُ عَامَّتُهُمْ»[11] هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم آن که ما را از فقر آینده می‌ترساند، شیطان است: «الشَّیطَانُ یَعِدُکُم الفَقرِ»[12]، هرگز از وسوسه‌های تهدیدآمیز شیطان نمی‌ترسیم.
اگر بدانیم ما جانشین خدا هستیم و حیف است تنها به مادیّات راضی باشیم، هرگز به مادیّات دلخوش نمی‌شویم «أرَضِیتُم بِالحَیاةِ الدُّنیَا»[13]
اگر بدانیم ریشه‌ی جمع مال، پندار باطل ابدی بودن آن است، «الَّذی جَمَعَ مَالاً وَ عَدَّدَهُ یَحسَبُ أنَّ مَالَهُ أخلَدَهُ»[14]، هرگز از پرداخت خمس و زکات طفره نمی‌رویم.
اگر بدانیم هر چه بیشتر داشته باشیم، مسئولیّت ما بیشتر است. خداوندی که به پیامبرش کوثر و خیر کثیر می‌دهد، برای او ذبح گوسفند را کافی نمی‌داند، بلکه باید شتر نحر نماید.[15] آری کسی که بیشترین دریافت را دارد، باید کمک او نیز بیشتر باشد.
اگر بدانیم با پرداخت زکات، سلام و صلوات پیامبر در دریافت می‌کنیم، به راحتی زکات خواهیم داد. خداوند به پیامبرش می‌فرماید: زکات مردم را بگیر و بر آنها درود بفرست.[16]
اگر بدانیم حضرت علی(ع) انگشتر خود را در نماز به فقیر داد و حتّی صبر نکرد نماز تمام شود و اگر بدانیم ارزش کمک به محرومان همچون بوسیدن کعبه و حجر الأسود است، هرگز آن را به دیگری واگذار نمی‌کنیم و حتماً مسئولیّت آن را خودمان به عهده می‌گیریم. گاهی یاران امامان از آنان می‌خواستند که حمل غذا به خانه‌ی فقرا را به آنان واگذار نماید ولی امامان معصوم ما نمی‌پذیرفتند.
اگر بدانیم که دوزخیان در پاسخ بهشتیان می‌گویند: یکی از عوامل سقوط ما به دوزخ بی‌تفاوتی نسبت به فقرا بوده است، «وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ»[17]، نسبت به آنان احساس مسئولیّت خواهیم کرد.
اگر باور کنیم که رسول خدا(ص) فرمود: روزی برای شما فرا خواهد رسید که از هرکس محتاج‌تر خواهید بود، هرگز بخل نخواهیم کرد.[18]
اگر باور کنیم این سخن خدا را که فرمود: افراد بخیل گمان مبرند که اموالشان برای آنان خیر است، بلکه برای آنها شر است،[19]
اگر باور کنیم که قرآن می‌فرماید: آنچه نزد شماست، نابود می‌شود و آنچه برای خدا و در راه او داده می‌شود، باقی می‌ماند، «مَا عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ وَ ما عِنْدَاللَّهِ باقٍ»[20]
اگر باور کنیم که امام صادق(ع) فرمود: خداوند فقرا را در اموال اغنیا شریک قرار داده است و نباید حق فقرا در غیر آنان هزینه شود،[21]
اگر باور کنیم که خداوند از بنده‌اش می‌پرسد: آیا نسبت به فرمان من بخل می‌کنی؟! یا مرا متهم می‌کنی؟ یا گمان می‌کنی که من از جبران آنچه انفاق کرده‌ای عاجزم؟!، خود را برای کمک به محرومان آماده‌تر خواهیم کرد.[22]
اگر بدانیم که نپرداختن زکات از گناهانی است که سبب ندامت و حسرت می‌شود[23] و لحظه‌ی مرگ، انسان از خداوند می‌خواهد که به دنیا برگردد و حق فقرا را بدهد،[24]
اگر بدانیم که زکات ندادن، انسان را از مدار ایمان و اسلام خارج می‌کند،[25]
اگر بدانیم که پیامبر اکرم(ص) در سایه‌ی کعبه به ابوذر فرمود: کسانی زیانکارترند که زکات نمی‌دهند،[26]
اگر بدانیم هر روز هزار فرشته، ثروتمندی را که زکات نمی‌دهند به آتش بشارت می‌دهند،[27]
اگر بدانیم رسول خدا(ص) کسانی را که پرداخت زکات را خسارت می‌پندارند به انواع قهرهای الهی (باد سخت، زلزله و دگرگونی چهره) وعده داده است،[28]
اگر بدانیم حضرت مهدی(ع) با کسانی که زکات مال خود را نمی‌پردازند مانند زناکارانِ همسردار برخورد کرده و گردنشان را می‌زند،[29]
اگر بدانیم که رسول خدا(ص) سوگند یاد کردند که نپرداختن زکات خیانت به خدا و شرک است،[30]
اگر بدانیم که خداوند نام کسانی را که زکات نمی‌دهند در میان نام مشرکان و کافران قرار داده است،[31]
اگر بدانیم که زکات از ضروریات دین و انکار آن به منزله‌ی کفر است،[32]
اگر بدانیم که در زمان ابوبکر با گروهی که زکات نمی‌دادند (به نام اصحاب ردّه) برخورد نظامی شد، بر علیه آن افراد لشگرکشی شد و حضرت علی(ع) نیز در آن جبهه شرکت فرمودند،[33]
اگر بدانیم که امام صادق(ع) فرمودند: هر کس حتّی اگر مقدار کمی از زکات خود را ندهد، یهودی یا نصرانی می‌میرد،[34]
اگر بدانیم رسول خدا(ص) می‌فرمود: مالی که زکات آن پرداخت نشده است، ملعون است، ملعون،[35]
اگر بدانیم امام صادق(ع) به کسی که زکات نمی‌داد لقب سارق دادند،[36]
اگر بدانیم دست کسانی که زکات نمی‌دهند در قیامت به گردنشان بسته می‌شود و با سخت‌ترین کلمات مورد توبیخ فرشتگان قرار می‌گیرند،[37]
اگر بدانیم و باور کنیم که رسول خدا(ص) و اهل بیت معصومش(ع) صحنه‌هایی از شکنجه‌ی تارکان زکات را در قیامت این‌گونه بیان کرده‌اند که مار بزرگی به گردن آنان آویخته می‌شود و این همان است که قرآن می‌فرماید: «سَیَطُوق مَا بَخِلُوا»[38] همان مالی که بخل شد، در قیامت طوق گردن می‌شود،[39]
اگر باور کنیم که قرآن می‌فرماید: روز قیامت اموال کنز شده را داغ می‌کنند و بر پیشانی و پهلو و کمر کسانی که زکات نداده‌اند می‌گذارند و به آنان گفته می‌شود: این همان چیزی است که در دنیا ذخیره کردید و حق محرومان را نپرداختید،
اگر باور کنیم که نپرداختن زکات از گناهان کبیره‌ای است که خداوند در مقابل آن وعده‌ی عذاب داده است،
آری اگر این باورها را داشته باشیم، لحظه‌ای در پرداخت حق الهی درنگ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که زکات در برزخ در کنار نماز تجسم یافته و مونس انسان می‌شود، به راحتی آن را خواهیم پرداخت.[40]
اگر بدانیم که با پرداخت زکات، پاداش‌های چندین برابری که تعداد و عمق آن را کسی جز خدا نمی‌داند، دریافت خواهیم کرد،[41] هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که با پرداخت زکات درهای بهشت را به روی خود باز می‌کنیم،[42] هرگز بخل نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که در قیامت از کسی که زکات مال خود را کامل می‌پردازد و در جای خود مصرف می‌کند، نمی‌پرسند که اموال خود را از کجا آورده‌ای،[43] انگیزه‌ی پرداخت زکات زیاد خواهد شد.
اگر بدانیم که پرداخت زکات در دنیا، کلید دریافت رحمت الهی در روزی است که از همه محتاج‌تریم و نپرداختن امروز، عامل بیشترین خسارت است،[44] لحظه‌ای در پرداخت آن درنگ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم پاداش هر دانه گندم و جو و امثال آن که به قصد زکات داده می‌شود، قصرهایی از طلا، نقره، لؤلؤ، زبرجد، جواهر و نور است[45]، لحظه‌ای در پرداخت آن دریغ نخواهیم کرد.
اگر بدانیم که زکاتِ عاشقانه کفّاره‌ی گناهان است[46]، در پرداخت آن شتاب خواهیم کرد.
اگر بدانیم زکات‌دهنده در هر یک از آسمان‌های هفت‌گانه به نام مقدسی خوانده می‌شود، در آسمان اوّل به نام «سخیّ»، در آسمان دوم «جواد»، در آسمان سوم «معطی»، و در آسمان‌های دیگر «مبارک»، «محفوظ»، «منصور» و «مغفور» نامیده می‌شود[47]، هرگز این نام‌های نیک را به آسانی از دست نخواهیم داد.
اگر بدانیم سیر کردن فقرا، رمز سیر بودن در قیامت و سیراب کردن تشنگان، رمز سیراب شدن در قیامت و پوشاندن فقرا، رمز پوشیده‌ بودن در رستاخیز است[48]، تا آنجا که می‌توانیم با پرداخت خمس و زکات به گرسنگان و تشنگان و برهنگان خدمت خواهیم کرد.
 
 

خودآزمایی
 


1- زکات در لغت و اصطلاح فقهی به چه معناست؟
2- چه کنیم مردم خمس و زکات مال خود را بپردازند؟
3- امام صادق(ع) به کسی که زکات نمی‌داد چه لقبی دادند؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1]. سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۱۳.
[2]. سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۴۵.
[3]. نهج البلاغه، خطبه‌ی ۱۸۳.
[4]. سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۴۰.
[5]. سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۴۰.
[6]. سوره‌ی واقعه، آیه‌ی ۶۴.
[7]. سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۰۴.
[8]. سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۸۱.
[9]. سوره‌ی قصص، آیه‌ی ۷۸.
[10]. سوره‌ی قلم، آیه‌ی ۲۰.
[11]. وافی، ج۱۰، ص ۳۳.
[12]. سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۲۶۸.
[13]. سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۳۸.
[14]. سوره‌ی همزه، آیه‌ی ۲ – ۳.
[15]. سوره‌ی کوثر، آیه‌ی ۱-۲.
[16]. سوره‌ی توبه، آیه‌ی ۱۰۳.
[17]. سوره‌ی مدّثر، آیه‌ی ۴۴.
[18]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۲۴۳.
[19]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۸۰.
[20]. سوره‌ی نحل، آیه‌ی ۹۶.
[21]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۲۵.
[22]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۸.
[23]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۸.
[24]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۸.
[25]. «من منع قیراطاً من الزکاة فلیس بمؤمن و لا مسلم». جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۸.
[26]. مستدرک‌الوسائل، ج ۱، ص ۵۰۸.
[27]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۴۳.
[28]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۷.
[29]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۴۴.
[30] . بحار، ج ۹۶، ص ۲۹.
[31]. «و ویل للمشرکین الذین لایؤتون الزّکاة و هم بالاخرة هم کافرون». سوره‌ی فصّلت، آیه‌ی ۷.
[32]. مبسوط شیخ طوسی، ج ۱، ص ۱۹۰.
[33]. تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۱.
[34]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۶۳.
[35]. وافی، ج ۱۰، ص ۴۴.
[36]. وافی، ج ۱۰، ص ۴۴.
[37]. وافی، ج ۱۰، ص ۴۰.
[38]. سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۸۰.
[39]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۹.
[40]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۴۶.
[41]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۵۳.
[42]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۴۵.
[43]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۳.
[44]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۲.
[45]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۲.
[46]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۳.
[47]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۳۴.
[48]. جامع الأحادیث، ج۹، ص ۶۸۴.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محسن قرائتی
برچسب ها: زکات محسن قرائتی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: