کد مطلب: ۳۹۰۶
تعداد بازدید: ۲۸۸
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۸:۰۰
از حسین(ع) گفتن تا حسینی شدن| ۴
انگیزه‌ی من از این قیام جز این نیست كه به حقّ عمل شود، مگر نمی‌بینید به حقّ عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد؟ من مرگ را سعادت می‌دانم و زندگی با ستمگران موجب ملال و دلتنگی است.
در این خطبه امام(ع) هدف اصلی خود را بیان نموده، می‌فرماید: انگیزه‌ی من از این قیام جز این نیست كه به حقّ عمل شود، مگر نمی‌بینید به حقّ عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری نمی‌گردد؟ من مرگ را سعادت می‌دانم و زندگی با ستمگران موجب ملال و دلتنگی است. در اینجا باز هم سخن از مرگ است. و لذا جمله‌ی ابن‌ابی‌الحدید در اینجا جمله‌ای گویاست كه:
اِختیاراً لَهُ عَلَی الدَّنِیة؛
یعنی اباعبدالله الحسین(ع) كه سید اَهْل الاِباء است مرگ زیر برق شمشیرها را بر زندگی پست دنیا برگزید. یعنی همه بدانند كه امام(ع) به استقبال شهادت می‌رود. مبادا دیگران غیر از این فكر كرده، غافلگیر شوند.
 


معنا و مفهوم هَیهاتَ مِنَّاالذّلة

 
 
مطلب مهمّ این است كه امام حسین(ع) همه‌ی قصدش این بود كه بفهماند ای پیروان من، شما كه این قدر برای من به سر و سینه می‌زنید بدانید من برای چه جانم را با خطر مواجه كردم و زن و بچّه‌ام را به اسارت انداختم.
اگر آن حضرت شعار جاودانه‌ی «هیهات منّا الذلّة» را سر داد مگر مقصودش این نبود كه من نمی‌خواهم ذلیل بشوم، من نمی‌خواهم تسلیم بشوم؟ اگر هدف این بود پس چرا امام سجّاد(ع) اسیر شد؟ مگر اسارت، ذلّت به این معنا نیست؟ اگر قرار بود امام حسین(ع) شخصاً در مقابل یزید سر فرود نیاورد كه امر مهمّی نبود و این كار را افراد عادی هم انجام می‌دهند. اشخاصی هستند كه دارای طبع بلندی می‌باشند و نمی‌خواهند در مقابل كسی سر فرود بیاورند و تسلیم او شوند. حاضرند كشته بشوند ولی تسلیم نشوند. مطلب این نیست.
خاندان عصمت(ع) نه این كه نمی‌خواستند در مقابل كسی خم نشوند بلكه هدفشان این بود كه نمی‌خواستند دین به ذلّت كشیده شود. اگر بنا بود كه خودشان به اسارت بیفتند و به زنجیر كشیده شوند ولی نتیجه‌ی آن به احیای دین منجر شود حاضر بودند و هر مصیبتی را در این راه تحمّل می‌كردند، هم‌چنان كه امام سجاد(ع) حاضر شد دست و پای مباركش به غل و زنجیر كشیده شود. امام زین العابدین(ع) هم مانند امام حسین(ع) می‌توانست فریاد بكشد و بگوید من اجازه نمی‌دهم غل و زنجیرم كنند و با آنان بجنگد تا سرانجام كشته شود. چنین چیزی ممكن بود. حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بیست و پنج سال سكوت كرد. كدام فرد عادی حاضر است ببیند وحشیانه به خانه‌اش بریزند و هجوم بیاورند و همسر عزیزتر از جانش را مورد اهانت قرار دهند؟ ولی امیرالمؤمنین علی(ع) كه یك جوان سی و سه ساله بود به محض این كه این صحنه‌ی دلخراش و ناراحت كننده را دید در عین قدرتمندی بر خویشتنِ خویش مسلّط شد و حتّی غلاف شمشیر و طناب آوردند و به گردنش انداختند و نگفت من ذلیل شما نمی‌شوم. او را بر روی زمین كشیدند و به همین حال به مسجد بردند. چون امام(ع) تشخیص داد اگر اینگونه رفتار كند نتیجه‌ی آن احیای دین است. امام(ع) دید اگر بخواهد دست به شمشیر ببرد و در مقابل آنها بایستد حیات دین و اساس دین به خطر خواهد افتاد. امام(ع) راضی به رضای الهی و تسلیم امر اوست. هر چه را كه به صلاح دین است عمل می‌كند. برای امام حسین(ع) مصلحت الهی بر این بود كه باید در مقابل ظالم زمان و حاكم غاصبِ فاسدِ مفسد بایستد و كشته شود.
اگرچه مثال مؤمن، مثال سُنبل است كه پیامبراكرم(ص) فرمود:
تُحَرِّكُّهَا الرّیحُ، تَقْعُدُ تَارَةً وَ تَقُومُ اُخری؛
انسان مؤمن كامل مانند سنبل گندم است كه وقتی باد می‌وزد خم می‌شود و بعد می‌ایستد؛ امّا درخت چنار در مقابل باد و طوفان راست می‌ایستد تا آنجا كه ریشه‌كن می‌شود. مؤمن با بررسی شرایطی كه در آن قرار گرفته وظیفه‌ی خود را تشخیص می‌دهد، جایی كه لازم است بایستد می‌ایستد و مقاومت می‌كند تا كشته شود و در جایی هم كه شرایط اقتضا می‌كند عكس‌العمل نشان ندهد و صبور باشد حتّی زنجیر و طناب هم به گردنش بیفكنند، می‌پذیرد و مقاومت نمی‌كند.
مثلاً امام موسی بن جعفر(ع) را چهارده سال در زندان هارون‌الرّشید حبس می‌كنند و او سخت‌ترین شرایط را تحمّل می‌كند. پس عبارت«هیهات مِنَّا‌الذِلّة» معنایش این نیست كه من تسلیم نمی‌شوم و همیشه در مقابل شما می‌ایستم. بلكه مفهوم آن این است كه من در شرایطی كه امر حاكم موجب ذلّت دین شود كوچك‌ترین انعطافی از خود نشان نمی‌دهم، ولی در جایی كه حیات دین بسته به انعطاف است، انعطاف از خود نشان می‌دهم و صبوری می‌كنم.
 


لزوم تجدیدنظر طرفداران حسینی

 
 
بنابراین معلوم است كه امام حسین(ع) چه خواسته و هدفی داشت. او حقّ را می‌خواست. بنابراین اگر ما مرتّب از حقّ دم می‌زنیم و برای امام حسین(ع) بر سر و سینه‌ی خود می‌زنیم امّا در زندگی‌مان حقّ را می‌كُشیم، در آن صورت چگونه می‌توانیم بگوییم:
یا لَیتَنا كُنّا مَعَكَ فَنَفوزَ فَوزاً عَظیماً؛
ای حسین جان! ای كاش ما هم با تو بودیم و به فوز عظیم می‌رسیدیم.
مبادا از نظر حضرتش در این سخن دروغگو قلمداد شویم. حسین(ع) می‌فرماید من از شما عمل به حقّ را می‌خواهم و به شما می‌گویم:
اَلا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقّ لا یعْمَلُ بِهِ؛
آیا نمی‌بینید كه به حقّ عمل نمی‌شود؟
چرا در زندگی به حقّ عمل نمی‌كنید؟ چرا زن در مقابل شوهرش به حقّ عمل نمی‌كند؟ چرا شوهر در مقابل زن و فرزندانش به حق عمل نمی‌كند؟ چرا كاسب بازار مسلمان به حقّ عمل نمی‌كند؟ اگر راست می‌گویید، به حقّ عمل كنید و بدانید كه امام حسین(ع) حقّ است و از او صادقانه پیروی كنید. امام حسین(ع) كم‌سخن بود ولی پر عمل. مِثل ما پرحرف كم‌عمل نبود. اگر سخنان امام حسین(ع) را جمع‌آوری كنیم از لحظه‌ای كه از مدینه حركت كرد تا هنگامی كه به كربلا رسید سخنان محدودی از آن حضرت ثبت شده است. امّا در این فاصله‌ی كوتاه آن امام همام یك دنیا عمل از خود نشان داد. ظرف چند ساعت در یك روز، عملی بزرگ و ماندگار انجام داد كه تا جهان، جهان است باقی و جاودان است و به سبب همین عمل خالصانه‌ی اوست كه سخنانش را دل‌های حقّ‌پذیر می‌پذیرند و شخصیت ممتازش محبوب جهانیان قرار گرفته است.
 


چرا همگان به حسین بن علی(ع) عشق می‌ورزند؟

 
 
رمز این جاودانگی و جهان‌شمولی حسین بن علی(ع) جز این نیست كه او فانی در حقّ شد. صورت شخصی خود را از دست داد و صورت حقّ به خود گرفت و از آنجا كه بشر فطرتاً عاشق حقّ است و حقّ مطلوب همه‌ی انسان‌هاست، از این رو نوع مردم جهان عاشق امام حسین(ع) هستند، زیرا حسین(ع) فانی در حق شد.
اِنَّ لِلحُسَینِ مَحَبَّةً مَكنُونَةً فی قُلُوبِ الْمُؤمِنین؛[1]
محبّت مكنون و پنهانی در دل‌ها نسبت به حسین(ع) هست.
ما كه پیرو حسینیم و از عشق و ارادت به او دم می‌زنیم باید در عمل تابع حقّ و در مقام احقاق حقّ باشیم و حقّ را زنده كنیم و اگر در عمل توانستیم حقّ را در زندگی شخصی خود اجرا كنیم آن وقت قادر خواهیم بود در خارج از وجود خود هم حقّ را احیا كنیم. ولی تا زمانی‌ كه ما در زندگی خود به حق‌كشی عادت كرده‌ایم و به سبب هواهای نفسانی كه بر ما و عقل ما غلبه كرده حقوق نزدیكان خود را مراعات نمی‌كنیم چطور می‌توانیم در مقابل دشمن خارجی بایستیم و مدافع حق باشیم؟
اگر توانستیم در درون خود، نفس امّاره را به زانو درآوریم آن وقت می‌توانیم مدّعی باشیم كه در خارج از وجودمان می‌توانیم كفّاری را كه آنها هم نفس امّاره‌ی جامعه هستند به زانو درآوریم و لذا فرمود: مانند من از حقّ تبعیت كنید تا ادّعای «یا لَیتَنا كُنّا مَعَكم» شما هم مقرون به صداقت باشد.
بیایید قدری عملاً احترام به اهل بیت(ع) را حفظ كنیم و كاری نكنیم كه باعث هتك حرمت آنان بشود، بلكه به همین جهت به ما عنایتی داشته باشند.
 


خودآزمایی

 
 
1- سیدالشّهداء(ع) انگیزه‌ی اصلی از قیام خود را چه بیان فرمودند؟
2- مفهوم عبارت«هیهات مِنَّا‌الذِلّة» چیست؟
3- رمز این جاودانگی و جهان‌شمولی حسین بن علی(ع) چیست؟
 

پی‌نوشت


[1]. بحارالانوار، جلد43، صفحه‌ی272، با اندكی تفاوت.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: