کد مطلب: ۳۹۲۸
تعداد بازدید: ۲۲۱
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۲:۲۹
تولی و تبری| ۱۹
مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام شرط قبولی اعمال است و در صورتی که این امر محقق نشود، هیچ بهره ای از ایمان حاصل نخواهد شد، پس یقینا این مهم از جهت ارزش و ثواب نسبت به سایر اعمال جایگاه ویژه ای خواهد داشت.
در درس قبل به این نتیجه رسیدیم که اساس اسلام و شرط قبولی ایمان، محبت به اهل بیت علیهم السلام می باشد. در این درس به جایگاه مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام نسبت به دیگر اعمال عبادی خواهیم پرداخت.
با توجه به درس قبل ثابت شد که مودت و محبت اهل بیت علیهم السلام شرط قبولی اعمال است و در صورتی که این امر محقق نشود، هیچ بهره ای از ایمان حاصل نخواهد شد، پس یقینا این مهم از جهت ارزش و ثواب نسبت به سایر اعمال جایگاه ویژه ای خواهد داشت، چنانچه رسول خدا در باره ارزش محبت به امیر المومنین علیه السلام، خطاب به ایشان می فرمایند: « إِنَّمَا مَثَلُكَ مَثَلُ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فَإِنَّهُ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّةً فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا مَرَّتَيْنِ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَيِ الْقُرْآنِ وَ مَنْ قَرَأَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَكَأَنَّمَا قَرَأَ الْقُرْآنَ كُلَّهُ وَ كَذَلِكَ أَنْتَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ كَانَ لَهُ ثُلُثُ ثَوَابِ الْعِبَادِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ كَانَ لَهُ ثُلُثَا ثَوَابِ الْعِبَادِ وَ مَنْ أَحَبَّكَ بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ كَانَ لَهُ ثَوَابُ الْعِبَادِ أَجْمَعُ[1] »، مثال تو همچون سوره توحید است، هر کس یک بار سوره توحید را بخواند مثل آن است که یک سوم قرآن را خوانده است و کسی که دو مرتبه سوره توحید را بخواند مانند آن است که دو سوم قرآن را خوانده و هرکس سه بار سوره توحید را بخواند مثل آن است که کل قرآن را خوانده است و همچنین هر کس تو را فقط با قلبش دوست بدارد، ثواب اعمال یک سوم از بندگان برای اوست و هر کس هم با قلب و هم در زبان تو را دوست بدارد، ثواب اعمال دو سوم عباد برای اوست و هر کس هم در قلب و هم در لسان و هم در عمل تو را دوست داشته باشد، ثواب اعمال همه بندگان برای اوست.
این حدیث بیان کننده عظمت و ارزش محبت امیر المومنین است که هر کس متّصف به این عنوان باشد، این محبت برابری می کند با عمل تمام بندگان عالم. در روایتی دیگر رسول خدا صلّی الله علیه و آله می فرمایند: « إِنَّ النَّاسَ لَوِ اجْتَمَعُوا عَلَى حُبِّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع لَمَا خَلَقَ اللَّهُ النَّار[2]»، همانا اگر مردم بر محبت علی بن ابی طالب اجتماع می کردند، خداوند متعال هرگز آتش جهنم را خلق نمی کرد. با توجه به معنای این حدیث شریف، معیار اصلی برای ورود به بهشت و جهنم حب امیر المومنین علیه السلام است. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در تفسیر آیه شریفه « أَلْقِيا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ »، [ به دو فرشته نگهبان و حافظ اعمال فرمان مى‏دهند ] شما دو نفر هر كافر سرسخت و معاندى را به دوزخ اندازيد[3]، می فرمایند: « نَزَلَتْ فِيَّ وَ فِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ شَفَّعَنِي رَبِّي وَ شَفَّعَكَ وَ كَسَانِي وَ كَسَاكَ يَا عَلِيُّ ثُمَّ قَالَ لِي وَ لَكَ يَا عَلِيُّ أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ مَنْ أَبْغَضَكُمَا وَ أَدْخِلَا فِي الْجَنَّةِ كُلَّ مَنْ أَحَبَّكُمَا فَإِنَّ ذَلِكَ هُوَ الْمُؤْمِنُ »، كه اين آيه در باره من و على فرود آمد، هنگامى كه روز قيامت شود خداوند مرا و تو را اى على شفيع قرار مى‏دهد و من و تو را لباس مى ‏پوشاند، و بعد به تو خطاب مى ‏كند و مى ‏فرمايد: اينك هر كس با شما دشمنى مى ‏كرد او را وارد دوزخ كنيد و هر كس با شما دوست بود او را وارد بهشت سازيد زيرا او مؤمن مى ‏باشد[4].
رسول خدا صلّی الله علیه و آله در بیان جایگاه حب امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: « حُبُّ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حَسَنَةٌ لَا تَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُهُ سَيِّئَةٌ لَا تَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَةٌ [5]»، حب علی بن ابی طالب حسنه ای است که هیچ سیئه ای آن را از بین نمی برد و بغض نسبت به علی بن ابی طالب سیئه ای است که هیچ حسنه ای آن را از بین نمی برد.
 نکته ای که در این حدیث باید به آن اشاره کرد آن است، مراد از ضرر، آن ضرری است که سبب خلود در آتش جهنم نشود، که در این صورت کسی که حب امیر المومنین علیه السلام را داشته باشد در صورت خلاف و گناه مجازات می شود و در برزخ که حد فاصل بین قبر و قیامت است، به مجازات آن رسیدگی می شود. چنانچه در روایتی از امام صادق علیه السلام از عمرو بن یزید نقل شده است: « قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّي سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ قَالَ صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ فِي الْجَنَّةِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ فَقَالَ أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ وَ لَكِنِّي وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخِ قُلْتُ وَ مَا الْبَرْزَخُ قَالَ الْقَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ [6]»، به امام صادق علیه السلام گفتم شنيدم كه فرمودی همه شيعيان به رغم  آنچه در آنهاست (گناهاني كه دارند) در بهشت جاي دارند. فرمود: به تو راست گفتم. به خدا سوگند كه همه آنها در بهشت جاي دارند. گفتم: فدايت شوم گناهان، بسيارند و بزرگ! فرمود: اما در قيامت همگي شما با شفاعت پيامبر كه خواسته اش برآورده مي شود و يا جانشينش در بهشت خواهيد بود، امّا به خداوند سوگند كه من در برزخ بر شما مي ترسم. گفتم برزخ چيست؟ فرمود: همان قبر است از هنگام مرگ تا روز قيامت.
 به عبارت دیگر اگر خداوند متعال به واسطه محبت اهل بیت علیهم السلام کمبود اعمال بنده ای را جبران کند، این نه مخالف شرع اسلام و نه با عقل انسان در تعارض است. می توان گفت آنچه در این حدیث به عنوان حسنه و خوبی معرفی شده، گوهری ایمانی و اعتقادی است که با دیگر نیکی های کرداری و رفتاری متفاوت است، بنابراین حب به  امیر المومنین علیه السلام یک کردار و رفتار نیست که با انجام آن بتوان خود را از همه بدی های دیگر بیمه کرد بلکه این حقیقت یک گوهر اعتقادی و بینشی است که خود می تواند خاستگاه و سرلوحه همه نیکی ها و خوبی ها قرار گیرد به گونه ‌ای که همه خوبی ها از دامن این گوهر تراوش کند. در تأیید این روایت می توان به حدیثی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله اشاره کرد: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَصْحَابِهِ أَيُّ عُرَى الْإِيمَانِ أَوْثَقُ فَقَالُوا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصَّلَاةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الزَّكَاةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الصِّيَامُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْحَجُ‏ وَ الْعُمْرَةُ وَ قَالَ بَعْضُهُمُ الْجِهَادُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِكُلِّ مَا قُلْتُمْ فَضْلٌ وَ لَيْسَ بِهِ وَ لَكِنْ أَوْثَقُ عُرَى الْإِيمَانِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّهِ وَ تَوَالِي أَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ التَّبَرِّي مِنْ أَعْدَاءِ اللَّه‏ »، رسول خدا صلّی الله علیه و آله به اصحابش فرمود: كدام يك از حلقه ‏هاى ايمان محكم ترند؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند و برخى گفتند: نماز، و برخى گفتند: زكاة، و بعضى از آنها گفتند: روزه، و بعضى گفتند كه: آن حج است و عمره، و بعضى گفتند: جهاد است، رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: براى آنچه گفتيد فضيلتى است و آن كه من پرسيدم نيست، ولى محكم ترین حلقه ايمان، دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا و مهرورزى با دوستان خدا و بى ‏زارى از دشمنان خدا است[7].
در توضیح حدیث می توان گفت حب و بغض و تولی و تبری منشأ صدور اعمال خوب خواهد بود، چنانچه بعضی از محدّثان در شرح این حدیث مراد از حب را، محبت خالص تفسیر کردند که منشأ صدور اعمال خوب در انسان می شود[8]. لازم به ذکر است اگر این مساله را این گونه مطرح کنیم که در صورت محبت به اهل بیت علیهم السلام خداوند دیگر از او عملی و عبادتی نمی خواهد این مخالف شرع اسلام است.
شهید مطهری در توضیح حدیث می گوید: يكى از علماى بزرگ- گويا وحيد بهبهانى است- اين حديث را به گونه ‏اى خاص تفسير كرده است؛ ايشان مى ‏فرمايند معناى حديث اين است كه اگر محبت على علیه السلام، راستين باشد هيچ گناهى به انسان صدمه نمى ‏زند؛ يعنى اگر محبت على كه نمونه كامل انسانيّت و طاعت و عبوديّت و اخلاق است از روى صدق باشد و به خودبندى نباشد، مانع ارتكاب گناه مى ‏گردد؛ مانند واكسنى است كه مصونيّت ايجاد مى ‏كند و نمى‏ گذارد بيمارى در شخصِ «واكسينه شده» راه يابد. محبت پيشوايى‏ مانند على علیه السلام كه مجسّمه عمل و تقوا و پرهيزكارى است، آدمى را شيفته رفتار على علیه السلام مى ‏كند، فكر گناه را از سر او بدر مى ‏برد، البته به شرطى كه محبتش صادقانه باشد.
كسى كه على علیه السلام را بشناسد، تقواى او را بشناسد، سوز و گداز او را بداند، ناله ‏هاى نيمه شبش را بداند و به چنين كسى عشق بورزد، محال است كه خلاف فرمان او كه هميشه امر به تقوا و عمل مى‏ كرد عمل كند. هر محبى به خواسته محبوبش احترام مى‏ گذارد و فرمان او را گرامى مى ‏دارد. فرمان بردارى از محبوب، لازمه محبّت صادق است، لهذا اختصاص به على علیه السلام ندارد، محبّت صادقانه رسول اكرم صلّی الله علیه و آله  نيز چنين است.
پس معنى حديث « حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة » اين است كه محبت على علیه السلام حسنه‏ اى است كه مانع ضرر زدن گناه مى ‏شود، يعنى مانع راه يافتن گناه مى ‏شود؛ معنايش آن نيست كه جاهلان پنداشته ‏اند و آن اين كه محبت على علیه السلام چيزى است كه هر گناهى كه مرتكب شوى بلا اثر است[9]. برای فهم بهتر این مطلب توجه شما را به کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله جلب می کنم، روزی ثوبان از رسول خدا صلّی الله علیه و آله سوال کرد: قیامت کی بر پا می شود؟ « فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا أَعْدَدْتَ لَهَا إِذْ تَسْأَلُ عَنْهَا قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَعْدَدْتُ لَهَا كَثِيرَ عَمَلٍ إِلَّا أَنِّي أُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ إِلَى مَا ذَا بَلَغَ حُبُّكَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص قَالَ وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً إِنَّ فِي قَلْبِي مِنْ مَحَبَّتِكَ مَا لَوْ قُطِّعْتُ بِالسُّيُوفِ وَ نُشِرْتُ بِالْمَنَاشِيرِ وَ قُرِضْتُ بِالْمَقَارِيضِ وَ أُحْرِقْتُ بِالنِّيرَانِ وَ طُحِنْتُ بِإِرْحَاءِ الْحِجَارَةِ كَانَ أَحَبَّ إِلَيَّ وَ أَسْهَلَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ أَجِدَ لَكَ فِي قَلْبِي غِشّاً أَوْ غِلًّا أَوْ بُغْضاً لِأَحَدٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ وَ أَصْحَابِكَ ... »، رسول خدا از او پرسید چه برای این سوالت آماده کرده ای؟ ثوبان در جواب گفت: ای رسول خدا عمل زیادی برای آن آماده نکرده اند جز این که خدا و رسولش را دوست دارم. آن حضرت از او پرسید: و این محبت تو تا چه پایه و اندازه ای است؟ عرض کرد: به خدایی که تو را به حق مبعوث کرد، اگر با شمشیر تکه تکه شوم و با قیچی بریده بریده شوم و با آتش سوزانده شوم و سنگباران شوم، برای من بهتر است تا این که از شما یا اهل بیتتان یا اصحابتان کینه و بغضی به دل داشته باشم. بعد از شما محبوب ترین مردم نزد من محبوب ترینشان نزد شماست و مبغوض ترینشان کسی است که شما را دوست ندارد و بغض شما یا یکی از یارانت را در دل داشته باشد، این است آنچه از محبت تو و هر که تو را دوست دارد در نزد من و آنچه از دشمنی آن که تو و هر یک از دوستداران تو را دشمن می ‌دارد، پس اگر از من قبول شود بی تردید سعادتمند شدم. اگر از من عملی غیر از این خواسته شود عملی جز این سراغ ندارم که به آن تکیه و اعتماد کنم. شما و اصحابتان، همگی را دوست دارم هرچند توان انجام اعمالشان را ندارم. پس پیامبر خدا فرمود: بشارت باد بر تو، که آدمی در روز قیامت با کسی است که او را دوست دارد. ای ثوبان! اگر از آسمان تا زمین گناهانی با تو باشد، به خاطر این دوستی سریع تر از ضایع شدن سایه از روی سنگ وقتی که خورشید بر آن بتابد برطرف خواهد شد، یا سریع تر از زایل شدن نور خورشید از آن در هنگام غروب خورشید[10].
یعنی اگر محبت رسول خدا و اهل بیت ایشان علیهم السلام به حقیقت در دل کسی رسوخ کند و از همه چیز عزیزتر گردد حتی از کشته شدن، این محبت می تواند او را آن چنان در درجات اخروی بالا ببرد که همراه رسول خداوند و اهل بیت او باشد و در جوار رحمت آن بزرگواران از نعمات الهی بهره مند گردد و اگرچه که در عمل نیز کوتاهی کرده باشد، آنچه مهم است آن است که اصل دین و اساس ایمان یعنی محبت اهل بیت از دل کسی بیرون نرود و بتواند آن را در هنگام مرگ حفظ کرده و در پیشگاه خدای متعال در روز قیامت ادا کند[11].
 


خودآزمایی
 


1. حدیث «حبّ علىّ بن ابى طالب حسنة لا تضرّ معها سيّئة» را ترجمه کنید و توضیح دهید.
2. نظر شهید مطهری در مورد حدیث فوق را به صورت مختصر بیان کنید.
 

پی‌نوشت‌ها


[1]  بحار الانوار ج 39 ص 288
[2]  بحار الانوار ج39 ص248
[3]  سوره ق آیه 24/ ترجمه انصاریان
[4]  بحار الانوار ج65 ص118/ ترجمه عطاردی
[5]  احتجاج طبرسی ج1 ص154
[6]  اصول کافی ج3 ص 242
[7]  اصول کافی ج2 ص 136 / ترجمه کمره ای
[8]  مقاله اعتبار سنجی حدیث حبّ علی ع در منابع شیعه و سنی/ محمد حسن رستمی
[9]  مجوعه آثار شهید مطهری ج1 ص 331 الی 332
[10] بحار ج 27 ص 100/ترجمه موحدی
[11]  مهر و ایمان ص 95

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: