کد مطلب: ۳۹۳۳
تعداد بازدید: ۱۳۶
تاریخ انتشار : ۱۱ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۱۱
امر به معروف و نهی از منکر| ۲۶
منظور از واجب تعبّدی، واجبی است که مکلّف آن را باید به قصد تقرّب به خداوند انجام دهد تا امتثال امر خداوند صدق کند و واجب از عهده او ساقط گردد، در واقع اگر هنگام انجام آن ها قصد قربت وجود نداشته باشد، عمل باطل است. مانند انجام نماز و روزه و تمام اعمال عبادی دیگر.

واجب تعبّدی یا توصّلی
 

وجوب در یک تقسیم بندی دیگر به دو دسته تعبّدی و توصّلی تقسیم می شود. مقصود از واجب توصّلی، واجبی است که غرض، تحقّق و انجام آن است و قصد قربت در صحّت آن شرط نیست، یعنی چنان چه آن عمل برای رضای خدا انجام نشود، باز صحیح است، مانند پاک کردن لباس یا بدن از نجاست که برای نماز واجب است، و مثل ادای دین، نجات غریق و دفن میّت. گرچه در واجبات توصّلی انجام عمل بدون قصد تقرّب به خدا صحیح می باشد؛ ولی در این صورت ثوابی بر آن مترتّب نمی گردد؛ امّا اگر به قصد تقرّب الی الله به جا آورده شوند، علاوه بر صحّت عمل، بر آن ها ثواب نیز مترتّب می شود.
امّا منظور از واجب تعبّدی، واجبی است که مکلّف آن را باید به قصد تقرّب به خداوند انجام دهد تا امتثال امر خداوند صدق کند و واجب از عهده او ساقط گردد، در واقع اگر هنگام انجام آن ها قصد قربت وجود نداشته باشد، عمل باطل است. مانند انجام نماز و روزه و تمام اعمال عبادی دیگر. حال باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر زیرمجموعه کدام یک از این دو قسمِ واجب قرار می گیرد؟
فقها امر به معروف و نهی از منکر را واجب توصّلی شمرده اند و قصد قربت و اخلاص را در آن شرط ندانسته اند، زیرا غرض از این دو فریضه، ترک منکر و اقامه واجب است، بنا بر این اگر این غرض حاصل شد هر چند قصد قربتی در کار نباشد، امتثال امر خدا محقّق گشته است. البته اگر مکلّف امر به معروف و نهی از منکر را به قصد اخلاص و تقرّب به خداوند متعال به جا آورد، علاوه بر این که به وظیفه خود عمل نموده، مستحقّ ثواب و پاداش الهی نیز می گردد.[1]
  امام خمینی (قدس سرّه) در این باره می نویسد: «لا يعتبر فيهما قصد القربة و الإخلاص، بل هما توصليان لقطع الفساد و إقامة الفرائض، نعم لو قصدها يؤجر عليهما». در امر به معروف و نهی از منکر قصد قربت و اخلاص اعتبار نمی شود (ضرورت ندارد) بلکه این دو واجب توصّلی هستند تا فساد قطع گردد و واجبات اقامه شود، بله اگر فرد مکلّف امر به معروف و نهی از منکر را به قصد قربت به جا آورد، مستحقّ اجر خواهد بود.[2] 


واجب موقّت یا غیر موقّت 


از نگاهی دیگر، واجبات به دو دسته «موقّت» و«غیر موقّت» تقسیم می شوند. واجب موقّت آن است كه براى امتثال آن زمان خاصّى از سوى شرع تعيين شده است، مانند نمازهاى واجب روزانه. واجب غير موقّت آن است كه شرعاً زمان خاصّى براى انجام آن تعيين نشده است، مانند وجوب نماز قضا يا اداى دين مطلق (یعنی دینی که زمان بازپرداخت آن معیّن نباشد).[3]
امر به معروف و نهی از منکر از واجبات غیر موقّت بوده، از جهت زمانی دارای ضابطه خاصی نمی باشد و نسبت به این دو فریضه یکسان است و به عبارت دیگر، هر زمانی می تواند زمان امر به معروف و نهی از منکر باشد. آیت الله سیّد محمّد تقی حکیم پس از تعریف واجب غیر موقّت، در مقام بیان مثال برای آن، امر به معروف و نهی از منکر را نام می برد و می نویسد: «و هو الّذی لا یکون الزّمان دخیلاً فی مصلحته، و تکون نسبته إلی جمیع الأزمنه نسبة واحدة، کوجوب الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکر»، واجب غیر موقّت واجبی است که زمان در مصلحت آن دخیل نمی باشد و نسبت آن به تمام زمان ها یکسان است. مانند وجوب امر به معروف و نهی از منکر.[4] مرحوم علّامه مظفر نیز به هنگام شمارش مثال های واجب غیر موقّت می گوید: «(غير الموقت ما لم يعتبر فيه شرعا وقت مخصوص) و إن كان كل فعل لا تخلو عقلا من زمن يكون ظرفا له كقضاء الفائتة و إزالة النجاسة عن المسجد و الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر و نحو ذلك»، واجب غیر موقّت، واجبی است که شرعا در آن وقت مخصوصی اعتبار نمی شود، اگرچه هر کاری عقلا از زمانی که ظرف انجام آن است خالی نیست (زمان دار است)، مانند قضاء نمازهای فوت شده و پاک کردن نجاست از مسجد و امر به معروف و نهی از منکر و مانند آن.[5] 


واجب فوری یا غیرفوری
 

تقسیم دیگری که فقها برای وجوب ارائه کرده اند، تقسیم آن به «فوری» و «غیر فوری» است. اين تقسيم از تقسيمات واجب غير موقّت است. واجب فوری عبارت است از واجبى كه تأخير امتثال آن از اوّلين زمان امكان وقوع جايز نيست، مثل: برطرف كردن نجاست از مسجد يا جواب سلام. واجب غیر فوری نیز عبارت است از واجبى كه تأخير در امتثال آن مانعى ندارد، مثل: قضاى نمازهاى يوميّه و اداى دينى كه طلبكار آن را مطالبه نكرده باشد.[6] امر به معروف و نهی از منکر از واجبات فوری است، پس وقتی شرایط برای اجرای این دو فریضه موجود باشد، باید فوراً و در اوّلین فرصت ممکن انجام شوند.
فقها نیز با اذعان به این مطلب، علّت فوری بودن آن را این گونه بیان می کنند که: چنان چه امر به معروف و نهی از منکر در اوّلین فرصت انجام نشود، لازم می آید باقی گذاردن گناه به حال خود و تداوم آن. به عبارت دیگر و به اصطلاح علمی، تأخیر امر به معروف و نهی از منکر مستلزم تثبیت و ابقای معصیت است. بنا بر این، باید ملتزم به فوریت وجوب امر به معروف و نهی از منکر شد.[7] شهید ثانی در کتاب «تمهید القواعد» به هنگام ذکر نمونه هایی از واجبات فوری، از امر به معروف و نهی از منکر یاد می کند و می نویسد: «و منها: الأمر بالمعروف و النهي عن المنكر، لأن تأخيره كالتقرير على المعصية». و یکی دیگر از آن (واجبات فوری) امر به معروف و نهی از منکر است، به دلیل این که تأخیر در انجام آن همانند تأیید و رضایت به ارتکاب معصیت است.[8] 


واجب مطلق یا مشروط
 

واجبات در یک دسته بندی دیگر به دو گروه مطلق و مشروط تقسیم می شوند. واجب مطلق عبارت است از امر واجبی که وجوبش پس از فراهم شدن شرايط عامّه تکلیف (بلوغ، علم، قدرت و عقل)، متوقّف بر حصول امر ديگرى نيست، مانند وجوب نماز. واجب مشروط عبارت است از امر واجبی که فعليّت وجوب آن وابسته به تحقّق امرى در خارج مى ‌باشد، مانند وجوب حج كه مشروط به استطاعت است.[9] نکته ای که بیان آن در این جا ضروری می نماید آن است که مطلق و مشروط بودن واجبات، امری نسبی است؛ یعنی ممکن است واجبی نسبت به چیزی مطلق و نسبت به چیز دیگر مشروط باشد، مثلاً نماز نسبت به دخول وقت واجب مشروط است؛ ولی نسبت به وضو واجب مطلق می باشد. به این معنا که تا وقت نماز فرا نرسیده باشد، نماز مورد نظر واجب نیست، به عنوان مثال تا طلوع فجر صادق محقّق نشود، نماز صبح واجب نیست، امّا نسبت به وضو این گونه نیست که تا وضو نگرفته باشیم، نماز نیز واجب نشود، بلکه چه ما وضو داشته باشیم و چه بی وضو باشیم، زمانی که وقت نماز شد، نماز بر ما واجب می گردد.
برخی تصوّر می کنند که نماز همان طور که نسبت به دخول وقت واجب مشروط است، نسبت به وضو و طهارت نیز از واجبات مشروط می باشد زیرا وجوب نماز را مشروط به وضو می دانند، امّا این تصوّر اشتباه است چراکه وضو شرط وجوب نماز نیست بلکه شرط صحّت نماز و مقدّمه آن است، به عبارت دیگر با وجود شرایط عمومی تکلیف (بلوغ، علم، قدرت و عقل) نماز بر فرد مکلّف واجب می شود و اموری چون وضو و طهارت در تحقّق وجوب نماز دخیل نیست. امّا بعد از آن که وجوب نماز برای فرد ثابت شد، یکی از مقدّمات و شرائط صحیح بودن نماز، وضو و طهارت می باشد.
در واجبی همچون حج که استطاعت شرط وجوب آن است، قضیه فرق می کند، یعنی تا مکلّف استطاعت رفتن به زیارت خانه خدا و انجام مناسک حج را نداشته باشد، حج برای او واجب نمی شود، حال اگر مستطیع شد حج بر او واجب می شود و پس از آن باید نسبت به انجام درست شرایط صحّت حج اهتمام ورزد. اکنون می خواهیم ببینیم امر به معروف و نهی از منکر جزء کدام دسته از واجبات محسوب می شود؟ آیا واجب مطلق است یا یکی از مصادیق واجب مشروط می باشد؟
فقها برای فریضه امر به معروف و نهی از منکر شرائطی را متذکّر شده اند که با فقدان این شرائط، وجوب این فریضه منتفی خواهد بود. بنا بر این، امر به معروف و نهی از منکر نسبت به این شرائط، از واجبات مشروط به حساب می آید. ان شاء الله در نوشتار بعدی به بیان شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منکر خواهیم پرداخت. 


خودآزمایی 


1- امر به معروف و نهی از منکر واجب تعبّدی است یا توصّلی؟ توضیح دهید؟
2- وجوب فوری امر به معروف و نهی از منکر را شرح دهید؟ 
 

پی‌نوشت‌ها


[1] برگرفته از: آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر ص 70 و امر به معروف و نهی از منکر در آیینه فتوا ص 38 و 39 [با دخل و تصرّف].
[2] تحریر الوسیلة ج 1 ص 465.
[3] دائرة المعارف فقه مقارن ص 429.
[4] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه فتوا ص 44 و 45 [با دخل و تصرّف].
[5] اصول الفقه ج 1 ص 94.
[6] دائرة المعارف فقه مقارن ص 429.
[7] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه فتوا ص 45 و 46.
[8] تمهيد القواعد الأصولية و العربية ص 133.
[9] دائرة المعارف فقه مقارن ص 428.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: