کد مطلب: ۳۹۳۹
تعداد بازدید: ۱۷۲
تاریخ انتشار : ۳۰ شهريور ۱۳۹۹ - ۱۵:۵۶
مهدی(عج) و حکومت واحد جهانی| ۱۱
تعیین شخص امام با كیست؟ آن مربوط به وحی است. وقتی از دیدگاه فطرت و عقل، لزوم امام معصوم مسلّم شد، نوبت وحی می‌رسد و دارندگان شرایط امامت را معرّفی و معیّن و مشخّص می‌كند و راه را به روی شیّادان فسادانگیز می‌بندد

تعیین شخص امام(ع) با کیست؟!


 
حال، تعیین شخص امام با كیست؟ آن مربوط به وحی است. وقتی از دیدگاه فطرت و عقل، لزوم امام معصوم مسلّم شد، نوبت وحی می‌رسد و دارندگان شرایط امامت را معرّفی و معیّن و مشخّص می‌كند و راه را به روی شیّادان فسادانگیز می‌بندد زیرا همان‌گونه كه اگر غذا و آب سالم به آدم گرسنه و تشنه نرسد، به سراغ غذای مضرّ مفسد می‌رود، اگر امام حقّ نیز به بشر عرضه نشود، به حكم فطرت سراغ مدّعیان كاذب می‌رود. اینجاست كه مشعل فروزان وحی، راه فطرت و عقل را روشن می‌كند و می‌فرماید:
﴿وَ جَعَلْناهُمْ أئِمَّةً یَهْدُونَ بِأمْرِنا وَ أوْحَیْنا إلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّكاةِ وَ كانُوا لَنا عابِدِینَ﴾؛[1]
«ما گروهی را به عنوان امامان و پیشوایان حقّ قرار داده و زمام امر هدایت را به دست آن‌ها سپرده‌ایم و وجود آن‌ها را به طور وحی تكوینی منبع خیرات و بركات قرار داده‌ایم».
همان كس كه تقاضای غذا در وجود انسان قرار داده، غذا هم عر ضه كرده است. تقاضای آب قرار داده، آب هم عرضه كرده است، جنین را در رحم مادر؛ خون‌طلب آفریده، خون هم به او عرضه كرده است. وقتی هم به این دنیا منتقلش كرده، مزاجش را شیرطلب گردانیده و پستان پر از شیر نیز در اختیارش گذاشته است. در تمام مراحل، متناسب با تقاضا، عرضه‌ی كافی كرده است، هم تقاضا از او و هم عرضه از اوست، حالا همان كس كه تقاضای امام در وجود انسان قرار داده است، همو باید امام متناسب با آن تقاضا را به او عرضه كند و كرده است، چنان‌كه می‌فرماید:
﴿وَ جَعَلْناهُمْ أئِمَّةً یَهْدُونَ بِأمْرِنا...﴾؛
﴿...وَ کُلًّا جَعَلْنا صالِحِینَ﴾؛[2]
ابتدا صلاحیّت و شایستگی مخصوص به آن‌ها دادیم و سپس منصب امامت را به آن‌ها عطا كردیم.
درباره‌ی حضرت ابراهیم خلیل(ع) می‌فرماید:
﴿وَ إذِ ابْتَلى إبْراهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأتَمَّهُنَّ قالَ إنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إماماً...﴾؛[3]
برای ابراهیم صحنه‌های امتحانی سنگین پیش آوردیم تا زمینه‌ی امامت در وجودش فراهم شود. پس از طیّ مراحل متعدّد گفتیم: اینك تو را امام برای مردم قرار دادیم. از لام ﴿لِلنَّاسِ﴾؛ احتمالاً می‌شود فهمید که امام، مطلوبِ طلب درونی انسان‌هاست. در آیه‌ی دیگر می‌فرماید:
﴿... فَإمَّا یَأتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدیً...﴾؛
... از جانب من، هدایت خواهد آمد... آن‌گاه؛
﴿... فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ﴾؛[4]
«هركس از هدایت من تبعیّت كند، در دنیا و آخرت خوف و حزنی نخواهد داشت [چون موافق با فطرت حركت كرده است]».
چنان‌که می‌فرماید:
﴿فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها...﴾؛[5]
«روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگار كن. این فطرتی است كه خدا انسان‌ها را بر آن آفریده است».
دلبستگی به خدا و امام كه مظهر صفات خداست، دین و مقتضای فطرت است و دین قیّم و استوار كه تبدیل بَردار نیست، همین تقاضاست كه در فطرت شما قرار داده‌ایم. هم خداجویی است و هم امام جویی.
برای تأیید مطلب، چند جمله‌ای از اذن دخول به مَشاهد مشرّفه كه از حضرات معصومین(ع) رسیده است، می‌خوانیم. متأسّفانه ما غالباً به ظواهر الفاظ اكتفا می‌كنیم و تدبّر و تأمّل در محتوای آن‌ها نمی‌كنیم. در آداب زیارت فرموده‌اند:[6] وقتی کنار روضه‌ی مطهّر پیامبر اکرم(ص) و سایر مشاهد مشرفه رسیدید، بایستید و با ادب و خضوع تمام بگویید:
(اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَها)؛
«خدایا! اینجا كه ایستاده‌ام؛ مكان مقدّسی است كه تو به آن طهارت داده‌ای».
همان‌طور که فرموده‌ای:
﴿...إنَّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیراً﴾؛[7]
(وَ عَقْوَةٌ شَرَّفْتَها)؛
«آستان اقدس و ساحت مقدّسی است كه به آن شرافت داده‌ای».
(حَیْثُ اَظْهَرْتَ فیها اَدِلَّةَ التَّوْحیدِ)؛
در اینجا، ادلّه‌ی توحید را ظاهر ساخته‌ای. آنان كه دلیلِ راهند تا ما را به قرب كمال مطلق برسانند و موحّدمان سازند.
 


امام زمان(ع) حافظ نظام هستی

 
 
فطرتِ ما امام را می‌خواهد امّا او را خوب نمی‌شناسیم. عقل ما هم می گوید: امام باید معصوم باشد، باز نمی‌شناسیم و نمی‌دانیم آن كسانی كه هم مطلوب فطرتند و هم محبوب عقل، چه كسانی هستند؟!
(وَ اَشْباحَ الْعَرْشِ الْمَجیدِ)؛[8]
«این‌ها كسانی هستند كه احاطه‌ی به عرش مجید داشته‌اند».
عرش كه مقام حاكمیّت و عالمیّت خداست؛ این بزرگواران از ساكنان آن مقامند كه در زیارت جامعه می‌خوانیم:
(خَلَقَكُمُ اللهُ اَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقینَ)؛[9]
«خدا شما را انواری آفرید و محیط به عرش خودش قرار داد».
حقیقت آن‌كه: ما درست درك نمی‌كنیم كه عرش، یعنی چه و احاطه‌ی به عرش یعنی چه؟ اینكه مقام علم و قدرت خدا در اختیار آن‌ها قرار گرفته و آن‌ها محدق* به عرش خدا هستند، چه عظمتی را افاده می‌كند؟
(اَلَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ مُلُوکاً لِحِفْظِ النِّظامِ)؛[10]
یعنی: خدایا! من معتقدم كه تو این انوار عرشی را مَلِک و سلطان مطلق برای حفظ نظام خلقت قرار دادی.
اداره‌ی نظام خلقت، واگذار به اراده‌ی آن‌هاست. شاید در ذهن بعضی خطور كند كه امام زمان(عج) الآن كه غایب است، نه مرجع احكام است و نه قیام به اصلاح عالم می‌كند، بنابراین وجود آن‌حضرت چه نقشی در عالم دارد كه باید از مادر متولّد شده و زنده بماند تا زمان ظهور فرا برسد؟ عرض می‌شود:باید توجّه كامل به این حقیقت داشت كه امام زمان كارش تنها مرجعیّت احكام دین واصلاح جامعه‌ی بشری نیست، بلكه كار عمده‌اش حفظ نظام خلقت است؛ یعنی، همان گونه كه خداوند، خورشید را حافظ نظام منظومه‌ی شمسی قرار داده است و تمام كرات بر محور او می‌چرخند - و اگر او نباشد، اختلال در نظام كواكب و سیّارات به وجود آمده و متلاشی می‌گردند - همچنین خالق حكیم اراده‌اش بر این تعلّق گرفته كه باید همیشه در عالم یك فرد انسان كامل با همین بدن عنصری و با تمام خواصّ بشری موجود باشد حالا چه حاضر و چه غایب - تا همچون خورشید در منظومه‌ی شمسی‌اش محور وجود عالمیان باشد و تمام بركات از سوی خالق هستی از طریق وجود آن انسان كامل به عالمیان برسد كه فرموده‌اند:
(لَوْ لَا الْحُجَّةُ لَساخَتِ الْاَرْضُ بِاَهْلِها)؛[11]
«اگر حجّت در روی زمین نباشد، زمین با اهلش نابود می‌گردد».
(بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الاَرْضُ وَ السَّماء)؛[12]
ثبات زمین و آسمان، بستگی به وجود او و اراده‌ی او دارد و روزیِ روزی‌خواران از هر قبیل كه باشد، از كفّ با كفایت او به آنان می‌رسد.
این جمله هم مؤیّد مطلب مورد بحث است:
(کَما اَوْجَبْتَ رِیاسَتَهُمْ فی فِطَرِ الْمُکَلَّفینَ)؛[13]
«ریاست آن‌ها را در فطرت مكلّفین قرار دادی».
یعنی فطرت انسان‌ها، طالب و پذیرای ریاست امامان معصوم(ع) است.
(وَ بَعَثْتَهُمْ لِقِیامِ الْقِسْطِ فِی ابْتِداءِ الْوُجُودِ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ)؛[14]
«آن‌ها را از ابتدای هستی بر انگیخته‌ای و مقرّر داشته‌ای كه به دست آن‌ها اقامه‌ی قسط و عدل در میان جوامع انجام پذیرد».
آن‌ها بیایند و از جامعه‌ی بشر، جامعه‌ی انسانی بسازند. اگر آن‌ها نباشند، جامعه‌ی انسانی به معنای واقعی‌اش تحقّق نخواهد یافت. به راستی اگر امام آفریده نشده بود تا جامعه‌ی بشر را به راه سعادت ابدی بیفكند و به حیات جاودانی برساند، دستگاه خلقت، دستگاه لغو و بی‌فایده بلكه كودكانه و سفیهانه‌ای می‌شد كه این نظامات محیّرالعقول، آفریده شده باشد برای انسان و انسان برای تبعیّت از جبّاران و درّنده‌خویان سبك مغز بی‌خرد! درست مثل اینكه كسی در یك فضای وسیعی خانه‌ای بسیار مجلّل و مجهّز بسازد، آنگاه در را باز كند و یك مشت گرگ‌ها و خوك‌ها را در آن رها كند تا یكدیگر را بزنند و بكوبند و فضولات و كثافات در آن بریزند. آیا این یك كار ابلهانه نیست؟ 
 

خودآزمایی


1- از لام ﴿لِلنَّاسِ﴾؛ احتمالاً چه فهمیده می‌شود؟
2- دلیل دلبستگی به خدا و امام چیست؟
3- كار عمده امام زمان(عج) را بیان کنید و مختصری شرح دهید.
 

پی‌نوشت‌ها


1 سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی ۷۳.
2 سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی ۷۲.
3 سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۲۴.
4 همان، آیه‌ی ۳۸.
5 سوره‌ی روم، آیه‌ی ۳۰.
6 مفاتیح‌الجنان، صفحه‌ی ۳۱۲.
7 سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۳۳.
8 مفاتیح‌الجنان، صفحه‌ی ۳۱۲.
9 همان، صفحه ۵۴۷.
*مُحْدِق: محیط.
10 مفاتیح‌الجنان، صفحه‌ی ۳۱۲.
11 بحارالانوار، جلد ۲۳، صفحه‌ی ۶.
12 دعای عدیله، مفاتیح‌الجنان، صفحه‌ی ۸۵.
13 مفاتیح‌الجنان، صفحه‌ی ۳۱۲.
14 همان.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: