کد مطلب: ۳۹۷۸
تعداد بازدید: ۱۷
تاریخ انتشار : ۱۸ مهر ۱۳۹۹ - ۱۲:۵۲
داستان‌های شنیدنی از پیامبر اسلام(ص)| ۶
پیامبر(ص) پس از آنکه به مقام پیامبری رسید روزی (گویا در مدینه) دید خواهر رضاعی‌اش نزد او آمد، بسیار خوشحال شد، روپوش خود را برای او در زمین گسترد، و او را روی آن نشانید، سپس با رویی خوش با او به سخن پرداخت و احوال بستگان او را پرسید...
پیامبر(ص) در دوران شیرخوارگی، نزد حلیمه‌ی سعدیّه بود، حلیمه به او شیر می‌داد، حلیمه دارای چند پسر و دختر بود، در نتیجه آنها برادران و خواهران رضاعی (یعنی همشیر و همشیره) پیامبر بودند.
پیامبر(ص) پس از آنکه به مقام پیامبری رسید روزی (گویا در مدینه) دید خواهر رضاعی‌اش نزد او آمد، بسیار خوشحال شد، روپوش خود را برای او در زمین گسترد، و او را روی آن نشانید، سپس با رویی خوش با او به سخن پرداخت و احوال بستگان او را پرسید، و تا هنگامی که او نشسته بود، با چهره‌ای خندان، با او صحبت کرد، تا اینکه او برخاست و رفت.
سپس برادر رضاعی پیامبر(ص) آمد، پیامبر(ص) از او نیز احترام کرد و مدّتی با هم سخن گفتند! ولی آن خوشرفتاری که پیامبر(ص) با خواهر رضاعی‌اش کرد، با برادرش نکرد. شخصی به پیامبر(ص) عرض کرد: «با اینکه برادر رضاعی شما، مرد بود، به او مانند خواهر رضاعیت خوش‌رفتاری نکردی؟».
پیامبر(ص) در پاسخ فرمود:
لِاَنَّها کانَتْ اَبَرَّ بِوالِدَیْها مِنْهُ
«زیرا آن خواهر به پدر و مادرش، خوش‌رفتارتر بود»[1].
آری پیامبر(ص) این گونه به ارزش‌ها(مانند احترام به پدر و مادر) توجّه داشت و احترام می‌کرد.
 

پی‌نوشت‌ها


[1]. اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۱.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: