کد مطلب: ۴۰۶۰
تعداد بازدید: ۱۱۳
تاریخ انتشار : ۲۴ آبان ۱۳۹۹ - ۱۰:۰۰
داستان‌هایی از حضرت زهرا(س)| ۲
همه ما از پاسخ صحیح این سؤال درمانده شدیم، سپس حاضران متفرق شدند، من به خانه آمدم و جریان سؤال پیامبر(ص) و عجز ما از جواب به آن سؤال را برای حضرت زهرا(س) تعریف کردم. فاطمه(س) فرمود: ولی من پاسخ سؤال را می‌دانم...
امام علی(ع) می‌فرماید؛ جمعی در حضور رسول خدا(ص) بودند و من هم بودم. پیامبر(ص) به ما رو کرد و فرمود:
اَخْبِرُونِی اَیُّ شَیْیءٍ خَیْرٌ لِلنِّسأ:
«به من خبر دهید بهترین چیز برای زنان چیست؟».
همه ما از پاسخ صحیح این سؤال درمانده شدیم، سپس حاضران متفرق شدند، من به خانه آمدم و جریان سؤال پیامبر(ص) و عجز ما از جواب به آن سؤال را برای حضرت زهرا(س) تعریف کردم.
فاطمه(س) فرمود: ولی من پاسخ سؤال را می‌دانم،
خَیْرٌ لِلنِّساء اَنْ لا یَرِینَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ:
«بهترین چیز برای زنان آن است که مردان نامحرم را نبینند و مردن نامحرم نیز آنها را نبینند».
در بعضی از عبارات آمده: «اَنْ لا تَری رَجُلاً وَ لا یَراها رَجُلٌ».
به حضور رسول خدا(ص) رفتم و عرض کردم پاسخ آن پرسش که از ما کردی این است: «بهترین چیز برای زن آن است که نه مرد نامحرم او را بنگرد و نه او مرد نامحرم را بنگرد».
فرمود: «تو که نزد من بودی، پاسخ این سؤال را ندادی، اکنون بگو بدانم، چه کسی این پاسخ را به تو آموخت؟».
علی(ع) گفت: «فاطمه(س) این جواب را داد».
پیامبر(ص) از این پاسخ، خرسند شد و فرمود:
اِنَّ فاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنّی:
«همانا فاطمه(س) پاره تن من است.»[۱]
 

پی‌نوشت


[۲]. کشف الغمّه، ج ۲، ص ۲۳ و ۲۴.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: