کد مطلب: ۴۰۷۱
تعداد بازدید: ۳۴
تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۹ - ۲۰:۴۷
تجلی توحید در نظام امامت| ۵
از جمله اموری که تجلّی توحید را در ظهور حضرت مهدی(عح) روشن می‌سازد، این است که اهداف توحیدی اسلام مثل وحدت حکومت و نظام، وحدت قانون، وحدت دین و وحدت جامعه، به وسیله آن حضرت تحقّق می‌یابد.
امروز شاه انجمن دلبران یکی است / دلبر اگر هزار بود، دل بر آن یکی است
دیدگاه عاشقان تماشای این تجلّی، و منتظران حقیقی ظهور، و مشتاقان درک فیض حضور، به قدری وسیع و پردامنه است که هرچه ببینند و بیندیشند، عشق و شوقشان بیشتر و وسعت و امتداد دیدگاهشان افزون‌تر می‌شود.
علاوه بر آنکه مصدر امامت (چنان‌که در گفتار سوم بیان شد)، مصدر توحیدی و اصطفا و اجتبا و گزینش الهی است و هر امامی در عصر خود، در تصرف در امور و استقلال به رتق و فتق، واحد و بی‌شریک است، در هنگام ظهور حضرت بقیة‌الله(عج) برای اینکه از نعمت وجود امام، بیشترین استفاده ممکن برده شود، شرایط لازم فراهم می‌شود و موانع ظهور و فعلیت یافتن شئون و ابعاد امامت، که در عصر سایر امامان(ع) و عصر غیبت خود آن حضرت وجود دارد، مرتفع می‌گردد؛ اسماء حسنای الهی مثل: "الولی" و "العادل" و "الحاکم" و "السلطان" و "المنتقم" و "المبیر" و "القاهر" و "الظاهر" به طور بی‌سابقه‌ای متجلّی خواهد شد.
و به عبارت دیگر، آن حضرت مظهر این اسما و کارگزار و عامل خداوند متعال می‌باشد و مقام خلیفة الهی او در این ابعاد، ظهور عملی و فعلی خواهد یافت.
همه این شئون الهی که امام(ع) تجسّم ظهور آن خواهد بود و خدا به حکمت بالغه خود، توسط آن حضرت تحقّق می‌بخشد، اصالت توحیدی دارد و به اذن خدای یکتا و فرمان او انجام می‌پذیرد.
و از جمله اموری که تجلّی توحید را در ظهور حضرت مهدی(عح) روشن می‌سازد، این است که اهداف توحیدی اسلام مثل وحدت حکومت و نظام، وحدت قانون، وحدت دین و وحدت جامعه، به وسیله آن حضرت تحقّق می‌یابد. همان‌گونه که در احادیث وارد شده است، خدا خاور و باختر جهان را به دست آن حضرت فتح می‌نماید؛ چنان‌که در روایت معروف "جابر" است که رسول خدا(ص) فرمود:
«ذلِکَ الَّذِی یَفْتَحُ عَلی یدَیْهِ مَشارِقَ الأرْضِ وَ مَغارِبَها»[1]
«این است آن کسی که خدا به دست او، مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را می‌گشاید».
و"روز فتح" که از ایام‌الله بزرگ است و در قرآن مجید آمده،[2] برحسب بعضی تفاسیر،[3] روز ظهور و فتح آن حضرت است. روزی است که کفار را ایمان آوردن در آن روز سود نمی‌بخشد و مهلت داده نمی‌شوند.[4]
چنان‌که در احادیث است: قریه‌ای نمی‌ماند مگر آنکه در آن ندای «لا إله إلا الله» بلند شده و اسلام جهان‌گیر می‌شود[5] و این همه دوئیت‌هایی که از جهت اختلاف نظام‌ها و حکومت‌ها و رژیم‌ها و به اسم نژاد و وطن ساخته شده، ملغی می‌گردد و مرزهایی که با آن‌ها زورمندان، دنیا را تقسیم کرده و افراد بشر را از هم جدا و بیگانه ساخته‌اند، از میان برداشته می‌شود.
در آن عصر، برکات و آثار عقیده و ایمان به خدا آشکار می‌شود و برحسب آیه‌ی:
﴿وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکات مِنَالسَّماءِ وَالأَرْضِ)﴾[6]
«و چنانچه مردم آبادی‌ها همه ایمان آورده و پرهیزکار می‌شدند، همانا ما درهای برکات آسمان و زمین را بر روی آنان می‌گشودیم».
درهای برکات آسمان و زمین به روی مردم و دنیای مؤمن گشوده می‌شود و به جای نظام‌های مشرکانه و جنگ و نزاع و کینه توزی، نظام الهی اسلام و دوستی و برادری و صفا و صلح واقعی و عمومی برقرار می‌شود.
از جمله احادیثی که بر این مطلب دلالت دارد، روایتی است که عیاشی به اسناد خود از "ابن بکیر" روایت کرده است، ابن بکیر گفت: از ابی‌الحسن (حضرت موسی‌بن جعفر(ع)) سؤال کردم درباره‌ی این قول خدای تعالی:
﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً﴾[7]
«هرآنچه در آسمان و زمین است، خواه و ناخواه مطیع فرمان خداست».
حضرت در پاسخ فرمود: (قریب به این مضمون) نازل شده است درباره‌ی قائم(عج) که وقتی ظاهر شود، اسلام را بر طوایف کفار که در شرق و غرب هستند، عرضه نماید. هرکس از روی اطاعت اسلام آورد، امر می‌کند او را به نماز و زکات و آنچه مسلمان به آن امر می‌شود، و هر کس اسلام نیاورد، گردن او را می‌زند، تا باقی نماند در مشرق‌ها و مغرب‌ها احدی مگر اینکه موحد گردد.
ابن بُکیر می‌گوید: گفتم: فدایت شوم! خلق بیشتر از این می‌باشند (یعنی بیشتر از این هستند که بتوان اسلام را به همه عرضه کرد و همه را یا مسلمان نمود یا کشت).
حضرت فرمود:
«إِنَّ اللهَ إِذا أَرادَ أَمْراً قَلَّلَ الْکَثِیرَ وَ کَثَّرَ الْقَلِیلَ»[8]
«خداوند وقتی کاری و امری را اراده کند، اندک را بسیار و بسیار را اندک می‌نماید».
و نیز روایت است از امام محمد باقر(ع) در تفسیر آیه:
﴿الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنکَرِ وَلله عاقِبَةُ الأُمورِ﴾[9]
«(آنان که خدا را یاری می‌کنند) آن‌هایی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین دهیم، نماز را به پا داشته و به مستحقان زکات می‌دهند و امربه معروف و نهی ازمنکر می‌نمایند و می‌دانند که عاقبت کارها به دست خداست».
که فرمود: این برای آل محمّد(ص) است و مهدی و اصحاب او؛ خدا ملک ایشان می‌نماید مشرق‌های زمین و مغرب‌های آن را و ظاهر و غالب می‌کند دین را، و خدای عزّوجلّ به وسیله او و اصحابش بدعت‌ها و باطل را می‌میراند- مثل آنکه سفیهان حقّ را میراندند - تا اینکه دیده نشود اثری از ظلم، و امر می‌کند به معروف و نهی می‌کند از منکر، و برای خداست عاقبت امور.[10]
و از جمله این روایات، روایتی است از رفاعة بن موسی که گفت: شنیدم امام صادق(ع) درباره‌ی آیه‌ی:
﴿وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّماواتِ وَالاَرْضِ﴾[11]
فرمود:
«إِذا قامَ الْقآئِمُ الْمَهْدِیُّ لا یَبْقی أَرْضٌ إِلّا نُودِیَ فِیها شَهادَةُ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ‌اللهِ»[12]
«وقتی قائم مهدی(ع) قیام نماید، باقی نمی‌ماند زمینی مگر آنکه در آن ندا می‌شود: شهادت بر اینکه خدایی نیست غیر از الله و اینکه محمّد رسول خداست».
و نیز از این احادیث است، حدیثی که در "مجمع‌البیان" در تفسیر آیه ﴿لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ﴾ در سوره صف، از عیّاشی به سندش از عبایه روایت کرده است که: شنیدم امیرالمؤمنین(ع) این آیه را تلاوت فرمود:
﴿هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ﴾[13]
«اوست خدایی که رسولش را با دین حقّ به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد».
و سپس از حاضران مجلس پرسید: آیا تا این زمان دین را ظاهر گردانیده است؟ گفتند: آری! فرمود: نه! قسم به آن که جانم در دست اوست، نخواهد شد تا باقی نماند قریه‌ای مگر درآن، بامدادان و شامگاهان ندا شود به شهادت «لا إله إلا الله».[14]
و از روایات این باب است، این حدیث که سیّد رضی از رسول خدا(ص) روایت نموده است که فرمود:
«لَیَدْخُلَنَّ هذَا الدِّینُ عَلی ما دَخَلَ عَلَیْهِ اللَّیْلُ»[15]
«هر آینه داخل می‌شود این دین بر آنچه شب بر آن داخل شده باشد».
این حدیث نیز عالم‌گیر شدن دین اسلام را مژده می‌دهد، و ممکن است مراد عبارت، این باشد که کفر و بی‌ایمانی و انحراف از خدا، مانند شب تاریک و ظلمانی است و اسلام مانند آفتاب است؛ آفتابی که همه‌ی تاریکی‌ها را از میان می‌برد و در هر مکان که تاریکی باشد، آن‌جا را روشن می‌نماید.
احادیثی که متضمّن بیان این اهداف است، بسیار و متواتر است. این اهداف، آرمان فطری همه‌ی افراد بشر است، و بشر بالفطره به سوی آن‌ها گرایش دارد، و لذا به نام وحدت، سازمان ملل متحد تشکیل می‌شود؛ هرچند مقاصد آنان که این سازمان را تشکیل داده‌اند، مقاصد سیاسی و استعماری بوده، که همان قرار دادن "حقّ وتو" برای پنج ابرقدرت و استضعاف ملل دیگر، گواه نیّات پلید آنهاست که می‌خواهند به صورت قانونی استکبار خود را ادامه دهند. به قول شاعر: «این دروغ از راست بگرفته فروغ».
اگر ستمگران از عدل و داد سخن می‌گویند و اگر جنگ‌افروزان و متجاوزان به ملّت‌های ضعیف، و غارتگران بزرگ دنیا و دشمنان واقعی آسایش و امنیت مردم محروم، صلح و همزیستی و خلع سلاح را پیشنهاد می‌نمایند، و اگر پایمال‌سازان حقوق بشر و عدالت و آزادی، حقوق بشر را عنوان می‌کنند و برای آن دلسوزی می‌نمایند، همه برای این است که فطرت بشر خواستار وجود حقیقی حکومت واحد و عدالت و صلح و امنیت و احترام به حقوق بشر است و این همان دین فطرت است که واحد است و در آخرالزمان تحت رهبری آن موعود عزیز و محبوب انبیا و اولیا و همه‌ی مردان خدا، جهان را فرا می‌گیرد و دنیا به سوی قبول این دین و اهداف پاک و انسانی آن به پیش می‌رود، برای آن که به ندای آن قرة العینِ مصطفی و میوه‌ی دل علی و زهرا(س) جواب مثبت بدهد، آماده می‌شود.
امید آنکه دیدگان انتظار کشیده‌ی ما و همه‌ی منتظران و محرومان و مستضعفان به طلعت جهان‌آرای آن کهف امان و غوث دوران – عجّل‌الله تعالی فرجه - روشن شود، و جهان پر از آشوب و اضطراب و فتنه و فساد، از برکات ظهور آن حضرت، کانون امن و آرامش و داد و دهش و عرفان و دانش گردد.
و ما ذلک علی‌الله بعزیز
و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمین


خودآزمایی


1- در هنگام ظهور حضرت بقیة‌الله(عج) برای اینکه از نعمت وجود امام، بیشترین استفاده ممکن برده شود، چه اتفاقاتی روی می‌دهد؟
2- از جمله اموری که تجلّی توحید را در ظهور حضرت مهدی(عح) روشن می‌سازد، را بیان کنید.
3- حضرت موسی‌بن جعفر(ع) در تفسیر آیه‌ی ﴿وَ لَهُ أَسْلَمَ مَن فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً﴾
«هرآنچه در آسمان و زمین است، خواه و ناخواه مطیع فرمان خداست»، چه بیان فرمودند؟
 

پی‌نوشت‌ها


1 ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۲۴۲؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص۱۰۱.
2 سجده، ۲۸-۲۹؛ صف ۱۳.
3 فیض کاشانی، تفسیرالصافی، ج۴، ص۱۶۰؛ ج۵، ص۱۷۱؛ حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج۵، ص۳۱۹.
4 رجوع شود به تعلیقه‌ی ۴.
5 عیاشی، تفسیر، ج ۱، ص ۱۸۳.
6 اعراف، ۹۶.
7 آل عمران، ۸۳.
8 عیاشی، تفسیر، ج۱، ص۱۸۳؛ ر.ک: مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۴۰؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص۴۷۱.
9 حج، ۴۱.
10 حسینی استرآبادی، تأویل‌الآیات، ج۱، ص۳۴۳-۳۴۴؛ قندوزی، ینابیع‌الموده، ج۳، ص۲۴۳؛ صافی گلپایگانی، منتخب‌الاثر، ص۴۷۰.
11 ترجمه در صفحه‌ی ۴۸ گذشت؛ آل عمران، ۸۳.
12 عیاشی، تفسیر، ج۱، ص ۱۸۳، قندوزی، ینابیع‌الموده، ج۳، ص۲۳۶.
13 صف، ۹.
14 طبرسی، مجمع‌البیان، ج۹، ص۴۲۰؛ ر.ک: قندوزی، ینابیع‌الموده، ج۳، ص۲۴۰.
15 سیدرضی، المجازات‌النبویه، ص۴۱۹.
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: