کد مطلب: ۴۰۷۴
تعداد بازدید: ۳۵
تاریخ انتشار : ۲۶ آبان ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۰
نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی| ۵۲
حتى در موقع خوابيدن نيز با استغفار به خواب برويد كه امكان دارد ديگر از اين‏ خواب برنخيزيد. در سيره رسول خدا(ص) آمده كه هر روز هفتاد بار استغفر اللّه می‌گفتند و در پاره‌اى از احاديث دارد كه در هر نشستى بيست و پنج بار استغفر اللّه می‌گفتند[6] كه استغفار داروى شفابخش گنهكاران است.

توبه و استغفار| ۲


 
حال كه ضرر و خطر گناه از ديدگاه قرآن كريم و اولياى دين عليهم السلام روشن شد روا نيست كه انسان خردمند در رفع آثار شوم آن از صفحه دل درنگ كند كه ترديد در اين كار از عادات سفيهان و نابخردان است، زيرا گناه سمّ مهلكى است كه اگر در رفع آثار آن هر چه زودتر اقدام نشود ديگر راه نجاتى باقى نمی‌ماند.
مگر نه اين است كه مرگ بى خبر می‌آيد و ناگهان گريبانگير آدمى می‌شود و حتى مهلت نفس كشيدن به انسان نمی‌دهد؟ و به فرموده قرآن:
«فَلا يَسْتَطيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لَا الَى‏ اَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ.[1]
چنان بغتتاً بر سرشان بتازد كه نه مجال وصيّت بيابند و نه فرصت بازگشت به خانه و كاشانه پيدا كنند.»
چنان كه به پيامبر(ص) می‌فرمايد:
«وَ اَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ اذ قُضِىَ الْامْرُ وَ هُمْ في غَفْلَةٍ ....[2]
[اى پيامبر!] بيم ده آنان را از روز حسرت، آنگاه كه كار از كار گذشته و آنها در غفلت‌اند ....»
آنگاه گويند:
«... يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ بِاياتِ رَبِّنا وَ نَكُونَ مِنْ الْمُؤمِنينَ.[3] ...
اى كاش ما را به دنيا باز گردانند تا [با اين تنبّه و بيدارى كه براى ما پديد آمده ديگر] آيات خدا را تكذيب نكنيم و حقيقتاً ايمان بياوريم.»
ولى چه فايده كه پشيمانى سودى ندارد و اين آرزو، عملى نخواهد بود.
اين دو روزك را كه عمرت هست زود
پير افشانى بكن از راه جود
اين قدر تخمى كه مانده‏ ستت بكار
تا در آخر بينى آن را برگ و بار
تا نمرده‌ست اين چراغ با گهر
هين فتيلش ساز و روغن زودتر[4]

مبادا كه روزى بگوييم:
«... وَ قَد أفنَيتُ بِالتَّسوِيفِ وَ الآمَالِ عُمرِى.[5]
... [خدايا!] عمر خويش را با امروز و فردا كردن تباه كردم.»
بنابراين، هيچگاه استغفار را فراموش نكنيد كه استغفار جلاى قلوب است و در همه حال خدا را با استغفار ياد كنيد، چه در حال نماز و چه در تعقيبات آن.
حتى در موقع خوابيدن نيز با استغفار به خواب برويد كه امكان دارد ديگر از اين‏ خواب برنخيزيد. در سيره رسول خدا(ص) آمده كه هر روز هفتاد بار استغفر اللّه می‌گفتند و در پاره‌اى از احاديث دارد كه در هر نشستى بيست و پنج بار استغفر اللّه می‌گفتند[6]، كه استغفار داروى شفابخش گنهكاران است، چنان كه در حديث آمده:
«لِكُلِّ دَاءٍ دَواءٌ وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الاِستِغفارُ.[7]
براى هر دردى درمانى است و داروى گناهان استغفار است.»
بايد دانست كه بهترين موقع براى استغفار و توبه نيمه‌هاى شب است، آنگاه كه همه درها بسته است و تمام ديده‌ها در خواب، ولى درهاى رحمت الهى به روى بندگانش باز است.
خداوند در وصف بندگان مؤمن می‌فرمايد:
«الصّابِرينَ وَ الصّادِقينَ وَ الْقانِتينَ وَ الْمُنْفِقينَ و الْمُسْتَغْفِرينَ بِالاسْحارِ.[8]
آنان صابرند و صادقند و قانت‌اند و انفاق‌کنندگانند و در نيمه‌هاى شب به دعا و استغفار بر می‌خيزند.»
و در جاى ديگر می‌فرمايد:
«كانُوا قَليلاً مِنَ اللَّيلِ ما يَهْجَعُونَ وَ بِالاسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِروُنَ.[9]
اهل تقوا ويژگی‌هايى دارند از جمله آن كه شب‌ها كم می‌خوابند و در سحرها به استغفار و دعا بر می‌خيزند.»
رسول خدا(ص) فرمود:
«مَا مِنْ‏ قَطْرَةٍ أَحَبَ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ مِنْ‏ قَطْرَةِ دَمْعٍ‏ خَرَجَتْ‏ مِنْ‏ خَشْيَةِ اللَّهِ‏ وَ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ سُفِكَتْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ مَا مِنْ عَبْدٍ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ إِلَّا سَقَاهُ اللَّهُ مِنْ رَحِيقِ رَحْمَتِهِ وَ أَبْدَلَهُ ضَحِكاً وَ سُرُوراً فِي جَنَّتِهِ وَ رَحِمَ اللَّهُ مَنْ حَوْلَهُ وَ لَوْ كَانَ عِشْرِينَ أَلْفاً وَ مَا اغْرَوْرَقَتْ عَيْنٌ فِي خَشْيَةِ اللَّهِ إِلَّا حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ وَ إِنْ أَصَابَتْ وَجْهَهُ وَ لَمْ يَرْهَقْهُ‏ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ وَ لَوْ بَكَى عَبْدٌ فِي أُمَّةٍ لَنَجَّى اللَّهُ تِلْكَ الْأُمَّةَ بِبُكَائِهِ.[10]
هيچ قطره‌اى نزد خدا از قطره اشكى كه از خوف خداى تعالى از چشم بيرون آيد و يا از قطره خونى كه در راه خدا ريخته شود محبوب‌تر نيست و هيچ بنده‌اى نيست كه از خوف خدا بگريد مگر اينكه خداى تعالى او را از شراب رحمتش سيراب فرمايد و گريه او را در بهشت تبديل به خنده و سرور كند و اطرافيان او را مورد رحمت قرار دهد، هر چند كه تعدادشان بيست هزار نفر باشد، و هيچ چشمى از خوف خدا پر از اشك نمی‌شود مگر آنكه خداوند بدنش را بر آتش حرام می‌کند و اگر اشك از ديدگانش جارى شود و به رخساره‌اش رسد هرگز گرفتار فقر و خوارى نگردد. و اگر در ميان امّتى بنده‌اى از بندگان خدا گريه كند بی‌شك خداى تعالى آن امّت را به خاطر گريه او نجات بخشد.»
خلاصه هر چيزى اندازه‌اى دارد مگر گريه از خوف خدا، كه امام صادق(ع) فرمود:
«كُلُ‏ عَيْنٍ‏ بَاكِيَةٌ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ إِلَّا ثَلَاثَةً عَيْنٌ‏ غُضَّتْ‏ عَنْ‏ مَحَارِمِ‏ اللَّهِ‏ وَ عَيْنٌ سَهِرَتْ فِي طَاعَةِ اللَّهِ وَ عَيْنٌ بَكَتْ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ.[11]
روز قيامت هر ديده‌اى گريان است مگر سه ديده: چشمى كه از نظر كردن به حرام فرو افتد، چشمى كه در طاعت خدا بيدارى كشد، و چشمى كه در دل شب از خوف خدا بگريد.»
و هرگاه در اين‌باره توفيق رفيق نشد مناسب است اين قسمت از دعاى ابوحمزه را به ياد آورى و با خدا زمزمه و مناجات كنى:
«اللَّهُمَّ إِنِّي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ تَهَيَّأْتُ وَ تَعَبَّأْتُ وَ قُمْتُ لِلصَّلَاةِ بَيْنَ‏ يَدَيْكَ‏ وَ نَاجَيْتُكَ‏ أَلْقَيْتَ‏ عَلَيَ‏ نُعَاساً إِذَا أَنَا صَلَّيْتُ‏ وَ سَلَبْتَنِي مُنَاجَاتِكَ إِذَا أَنَا نَاجَيْتُ مَا لِي كُلَّمَا قُلْتُ قَدْ صَلَحَتْ سَرِيرَتِي وَ قَرُبَ مِنْ مَجَالِسِ التَّوَّابِينَ مَجْلِسِي عَرَضَتْ لِي بَلِيَّةٌ أَزَالَتْ قَدَمِي وَ حَالَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَ خِدْمَتِكَ سَيِّدِي لَعَلَّكَ عَنْ بَابِكَ طَرَدْتَنِي وَ عَنْ خِدْمَتِكَ نَحَّيْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُسْتَخِفّاً بِحَقِّكَ فَأَقْصَيْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي مُعْرِضاً عَنْكَ فَقَلَيْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ وَجَدْتَنِي فِي مَقَامِ الْكَاذِبِينَ فَرَفَضْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي غَيْرَ شَاكِرٍ لِنَعْمَائِكَ فَحَرَمْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ فَقَدْتَنِي مِنْ مَجَالِسِ الْعُلَمَاءِ فَخَذَلْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي فِي الْغَافِلِينَ فَمِنْ رَحْمَتِكَ آيَسْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ رَأَيْتَنِي آلِفَ مَجَالِسِ الْبَطَّالِينَ فَبَيْنِي وَ بَيْنَهُمْ خَلَّيْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ لَمْ تُحِبَّ أَنْ تَسْمَعَ دُعَائِي فَبَاعَدْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ بِجُرْمِي وَ جَرِيرَتِي كَافَيْتَنِي أَوْ لَعَلَّكَ بِقِلَّةِ حَيَائِي مِنْكَ جَازَيْتَنِي....[12]
بار پروردگارا! من هرگاه با خود گفتم كه آماده اطاعت و عبادت شده‌‌ام و در پيشگاه تو به نماز ايستادم، خواب را بر من فرو افكندى و حال راز و نياز را گاه مناجات از من بازگرفتى. اى خدا! چه شده است كه هر چه با خود عهد كرده و گفتم از اين پس سريره و باطن من خوب خواهد شد و به مجالس اهل توبه نزديك می‌شوم، اما بليّه و حادثه‌اى پيش آمد كه پاى من لغزيد و آن بليّه ميان من و خدمتت حايل گرديد؟ اى سيّد من! شايد تو از درگاه لطفت مرا رانده‌اى و از خدمت بندگی‌ات دور ساخته‌اى، يا شايد ديده‌اى كه من حق بندگی‌ات را سبك شمرده‌ام بدين جهت مرا از درت دور كردى، يا اينكه ديدى من از تو رويگردانم بدين سبب بر من غضب فرمودى، يا آنكه در مقام دروغگويانم يافتى آنگاه مرا از نظر عنايتت دور افكندى، يا شايد ديدى كه من شكر گزارى از نعمتهايت نمی‌کنم پس مرا محروم ساختى، يا شايد مرا در مجالس اهل علم نيافتى آنگاه به خوارى و خذلانم انداختى، يا شايد مرا در ميان اهل غفلت يافتى بدين جهت از رحمتت نااميدم كردى، يا شايد ديدى با مجالس بطّالين (هرزه‏گويان) الفت گرفته‌ام پس مرا ميان آنها واگذاشتى، يا شايد دوست نداشتى دعايم را بشنوى سپس از درگاهت دورم كردى، يا شايد به جرم و گناهم مكافات كردى، يا شايد به خاطر بی‌شرمى و بی‌حيايى با حضرتت مجازاتم نمودى ...»
خلاصه كلام آن كه با زمزمه اين مناجات می‌توان دردهاى درونى و بيماری‌هاى قلبى و علل و اسباب دورى از خدا را شناخت و آنگاه به فكر درمان افتاد و خود را اصلاح كرد. «وَفَّقَنَا اللّه تَعالَى وَ ايّاكُم لِمَرضَاتِهِ آمين».


خودآزمایی


1- به چه دلیل ترديد در توبه و استغفار از عادات سفيهان و نابخردان است؟
2- ويژگی‌های اهل تقوا را بیان کنید.
3- کدام دیده‌ها در روز قیامت گریان نیستند؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] - يس- 50.
[2] - مريم- 39.
[3] - انعام- 27.
[4]- مثنوى معنوى، دفتر دوم، ص 259.
[5]- دعاى أبو حمزه ثمالى.
[6]-  جامع احاديث الشيعه، ج 14- ص 363.
[7] - اصول كافى، ج 2- ص 439.
[8] - آل عمران- 17.
[9]- ذاريات- 17 و 18.
[10]-  رساله لقاء اللّه مرحوم حاج ميرزا جواد ملكى، ص 147.
[11] - اصول كافى، ج 2- ص 482، باب البكاء، حديث چهارم.
[12]- دعاى أبو حمزه ثمالى. امام سجاد عليه السلام در اين فقرات موجبات سلب توفيق را با زبان دعا و مناجات بيان مى‏فرمايد.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله محمدرضا مهدوی کنی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: