کد مطلب: ۴۱۰۳
تعداد بازدید: ۱۶۳
تاریخ انتشار : ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۸۵
گاهی فرد نصیحت کننده به نیّت اصلاح فرد خاطی او را نصیحت می کند، ولی شیوه نصیحت او باعث می شود تا نتیجه معکوس بگیرد. مثلا او را در حضور دیگران نصیحت می کند و یا این که در نصیحت فرد از لحن و کلماتی آزار دهنده استفاده می کند و یا حتّی در میزان نصیحت و تکرار آن افراط می ورزد.
در روایاتی که پیش از این ذکر گردید، سخن از هدیه دادن عیوب مؤمنین به ایشان بود. چه تعبیر لطیف و دقیقی! ملّا صالح مازندرانی در توضیح این حدیث شریف می نویسد: «و ذلك لان الانسان یحب نفسه فلا یرى عیوبه فاذا أظهرها له صدیقه بمقتضى الصداقة و النصیحة تركها طلبا لكماله و ذلك من أجل منافع الصداقة و عظمها. و فیه حث للصدیقین على اظهار كل منهما عیب صاحبه و على عد ذلك الاظهار عطیة و هدیة لا منقصة موجبة للنفاق و العدوان كما هو شأن أكثر أبناء الزمان». هدیه دادن عیوب مؤمنین به ایشان به خاطر آن است که انسان خودش را دوست می دارد و به همین دلیل عیب های خود را نمی بیند. وقتی دوستش به اقتضای صداقت و نصیحت، این عیوب را برایش آشکار می کند، او عیب های خود را برای تحصیل کمال ترک می کند، و این از منافع و برکات صداقت و دوستی و بزرگی آن است. همچنین در این حدیث برانگیختن و تشویقی است برای دوستان بر این که هر یک از آن ها، نقص و عیب دوست و همنشین خود را به او بگوید، و این که بیان عیوب را به عنوان عطیّه و هدیه ای بشمارند، نه به عنوان منقصتی که موجب نفاق و دشمنی می شود، چنان چه شأن بیشتر اهل دنیا این گونه است.[1]
بر همین مبناست که از امام باقر(ع) روایت شده است که فرمودند: «یا صَالِحُ‏ اتَّبِعْ‏ مَنْ‏ یبْكِیكَ‏ وَ هُوَ لَكَ نَاصِحٌ وَ لَا تَتَّبِعْ مَنْ یضْحِكُكَ وَ هُوَ لَكَ غَاشٌّ وَ سَتَرِدُونَ عَلَى اللَّهِ جَمِیعاً فَتَعْلَمُونَ». ای صالح! از کسی که تو را به گریه می اندازد در حالی که نصیحت کننده و خیرخواه توست تبعیّت کن، و از آن که تو را می خنداند در حالی که از نصیحت کردنِ تو خودداری می کند تبعیّت نکن. و به زودی همگی بر خداوند وارد می شوید و (حکمت آن چه را گفتم) خواهید دانست.[2]


آسیب شناسی نصیحت به مؤمنین


در روایتی منقول از حضرت امیر المؤمنین(ع) آمده است: «لِكُلِ‏ شَی‏ءٍ آفَةٌ». برای هر چیزی آفتی است.[3] هدیه عیوب مؤمنین به ایشان نیز از آفات ایمن نیست. نصیحتی که همچون هدیه ای به برادر و خواهر اهل ایمان تقدیم می شود، باید از آفت ها پیراسته باشد. تنها در این صورت است که نصیحت، اثر سازنده خود را در پی خواهد داشت. برای روشن شدن مطلب ناچاریم تا به قدر مجال به بیان برخی از آفات و امراض نصیحت بپردازیم.


عیب‌جویی


یکی از آفات نصیحت کردن، عیب جویی است که گاهی انسان ناصح، خواسته یا ناخواسته گرفتار این رذیله اخلاقی می شود. عیب جویی و عیب زدایی هر دو با یادآوری و بازگو کردن عیب همراه است. ولی اوّلی با انگیزه تحقیر مطرح می گردد و دوّمی به قصد خیرخواهی و اصلاح صورت می پذیرد. اوّلی با دشمنی و خصومت و دوّمی با دل سوزی و نصیحت توأم است. عیب جویی، دریدن پرده دیگران و رسوا کردن مردم است. عیب جویی نه تنها محیط اجتماعی را اصلاح نمی کند و گناه و فساد اخلاقی را درمان نمی کند، بلکه برعکس گناه و اخلاق زشت را افزایش می دهد، مردم را به یکدیگر بدبین می سازد، بذر کینه و دشمنی را در دل ها می افشاند، افراد را به انتقام جویی وا می دارد و موجبات بدبختی و تیره روزی فرد و اجتماع را فراهم می آورد. عیب پوشی نقطه مقابل عیب جویی است. عیب پوشی و تذکّر به موقع از فضیلت ها، و عیب جویی از رذیلت ها است. عیب پوشی و جلوگیری از آبروریزی مایه تحکیم دوستی، محبّت و تقویت روابط اجتماعی است، در حالی که عیب جویی باعث کینه، دشمنی و تخریب روابط اجتماعی است.[4]
چنین افرادی در نگاه مولا امیر المؤمنین(ع) مانند مگسی هستند که همواره روی آلودگی ها می نشیند و موجب آزار افراد می گردد: «الأشرار یتّبعون مساوىء الناس و یتركون محاسنهم كما یتّبع الذباب المواضع الفاسدة من الجسد و یترك الصحیح». افراد شرّ پیوسته به دنبال بدی های مردم هستند و خوبی های ایشان را رها می کنند، همان طوری که مگس به دنبال جاهای فاسد و آلوده بدن است و جای سالم را رها می کند.[5]
 

سوء‌ظنّ


آفت دوّم، سوء ظنّ است. گاهی انسان به بهانه نصیحت برادر مؤمن خود، دچار سوء ظنّ نسبت به او می شود. قرآن کریم در این باره می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ...». اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است.[6] به همین دلیل امیر مؤمنان علی(ع) می فرمایند: «ضَعْ‏ أَمْرَ أَخِیكَ‏ عَلَى‏ أَحْسَنِهِ‏ حَتَّى یأْتِیكَ مَا یغْلِبُكَ مِنْهُ‏ وَ لَا تَظُنَّنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِیكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِی الْخَیرِ مَحْمِلًا». کار برادرت را بر بهترین وجه آن حمل کن تا چیزی از کار او به دستت برسد که وجه آن را مشخّص کند، و به سبب کلمه ای که از برادرت صادر می شود سوء ظنّ پیدا نکن در حالی که می توانی آن را حمل بر خیر کنی.[7]
 

تجسّس


آفت سوّم که ریشه در گمان بد دارد، تجسّس است. تجسّس، یعنی تلاش برای دست یابی به اسرار، لغزش ها و عیب های پنهان دیگران.[8] برخی به بهانه این که نسبت به برادر ایمانی خود مسئول اند، به دنبال عیب و گناه او می گردند و حتّی در حیطه خصوصی و شخصی فرد نیز سَرَک می کشند. در دین مبین اسلام این کار بسیار ناپسند است و خداوند متعال در قرآن کریم از این کار زشت نهی فرموده: «وَ لا تَجَسَّسُوا». تجسّس نکنید.[9] جالب اینجاست که خداوند متعال نهی از تجسّس را بلافاصله پس از نهی از سوء ظنّ آورده است که شاید به این مطلب اشاره دارد که بر اثر گمان بد نسبت به افراد، زمینه تجسّس و سَرَک کشیدن در زندگی خصوصی افراد پدید می آید. در تفسیر نمونه در شرح این آیه آمده است: «در حقیقت گمان بد عاملى است براى جستجوگرى، و جستجوگرى عاملى است براى كشف اسرار و رازهاى نهانى مردم، و اسلام هرگز اجازه نمى ‏دهد كه رازهاى خصوصى آن ها فاش شود».[10]
کسی که به دیگری بدبین است آرام نمی گیرد، بلکه در مقام تجسّس برمی آید تا شواهدی بر بدگمانی خود پیدا کند و بدین وسیله امنیت دیگران را به خطر می اندازد. تجسّس در عین آن که از سوء ظن سرچشمه می گیرد، سبب تشدید سوء ظن می شود. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: «شَرُّ النَّاسِ الظَّانُّونَ وَ شَرُّ الظَّانِّینَ الْمُتَجَسِّسُونَ‏ وَ شَرُّ الْمُتَجَسِّسِینَ الْقَوَّالُونَ وَ شَرُّ الْقَوَّالِینَ الْهَتَّاكُونَ».‏[11] بدترین مردم، بدگمان ها و فاسدترین بدگمان ها، تجسّس کننده ها هستند و پست ترین تجسّس کننده ها، پرگوترین آن ها و بدترین پرگویان، هتّاک ترین آن هاست.[12]
زشتی این عمل در روایتی از رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله به خوبی قابل مشاهده است. آن بزرگوار با تعبیر تندی به تجسّس کنندگان خطاب نموده و می فرمایند: «یا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ یسْلِمْ بِقَلْبِهِ لَا تَتَبَّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ‏ عَثَرَاتِ‏ الْمُسْلِمِینَ‏ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یفْضَحْهُ». ای جماعتی که به زبان اسلام آورده ولی در دل مسلمان (و تسلیم خدا) نیستید! لغزش های مسلمانان را دنبال نکنید، به درستی که هر کس به دنبال لغزش های مسلمین باشد، خداوند لغزش هایش را دنبال خواهد کرد  و هر که لغزش هایش را خداوند دنبال کند، او را مفتَضح و رسوا خواهد کرد.‏[13]
 

ملامت و سرزنش


در آئین اسلام، نصیحت مشفقانه یک فضیلت و وظیفه همگانی است. چنان چه بیان شد، اسلام تأکید دارد که مسلمانان نسبت به پیشرفت و پسرفت یکدیگر حسّاس باشند به طوری که کمال دیگران را کمال خود بدانند و نزول و شکست ایشان را نزول خود. امّا به همان میزان که به مؤمنین نسبت به نصیحت صادقانه دستور می دهد، از ملامت کردن و سرزنش انسان خطاکار نیز ایشان را نهی می فرماید. از امام صادق(ع) روایت است که فرمودند: «مَنْ أَنَّبَ‏ مُؤْمِناً أَنَّبَهُ‏ اللَّهُ‏ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ». هر کس مؤمنی را سرزنش کند، خداوند در دنیا و آخرت او را مورد سرزنش خویش قرار خواهد داد.[14] و در روایت دیگری از آن بزرگوار آمده است که، خود شخص ملامت کننده، به گناه فردی که مورد ملامت او قرار گرفته، مبتلا خواهد شد: «مَنْ عَیرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ یمُتْ حَتَّى یرْكَبَهُ». هر کس مؤمنی را به خاطر گناهی ملامت و سرزنش کند، نمی میرد مگر آن که خود مرتکب آن گناه خواهد شد.‏[15]
گاهی تذکّر دادن به فرد خطاکار، از روی شفقت و مهربانی و به نیّت امتثال وظیفه شرعی و عقلی ای است که در برابر برادران و خواهران دینی خود و یا حتّی هم نوعان خویش داریم. چنان چه توضیح داده شد، این نوع از تذکّر، بسیار سازنده و لازم است و در دین اسلام ممدوح و توصیه شده می باشد. امروزه بیشتر، از این نوعِ تذکّر به «نصیحت» یاد می کنند و در چهارچوب فقه اسلامی، با عنوان «امر به معروف و نهی از منکر» یکی از تکالیف شرعی مؤمنین محسوب می گردد. امّا گاهی هدف تذکّر دهنده چیزی غیر از این هاست. یعنی قصد ندارد جلوی اشتباه و انحراف دیگری را بگیرد، بلکه با بهتر دانستن خود از او، سعی در تخریب شخصیتش دارد و یا می خواهد او را تحقیر کند. غالباً هم این نوع از تذکّرها در برابر دیگران اتّفاق می افتد، چون اثر تخریبی بیشتری دارد. امروزه به این نوع از تذکّر، بیشتر «ملامت و سرزنش» گفته می شود.
گاهی فرد نصیحت کننده به نیّت اصلاح فرد خاطی او را نصیحت می کند، ولی شیوه نصیحت او باعث می شود تا نتیجه معکوس بگیرد. مثلا او را در حضور دیگران نصیحت می کند و یا این که در نصیحت فرد از لحن و کلماتی آزار دهنده استفاده می کند و یا حتّی در میزان نصیحت و تکرار آن افراط می ورزد. این ها موجب می شود تا نصیحت تبدیل به سرزنش و ملامت گردد، و به جای آثار سازنده، در بسیاری از موارد، فرد خاطی را دچار عقده و کینه و لجاجت نماید. مولای متّقیان علی(ع) می فرمایند: «لَا تُكْثِرَنَ‏ الْعِتَابَ‏ فَإِنَّهُ یورِثُ الضَّغِینَةَ وَ یجُرُّ إِلَى الْبَغِیضَةِ وَ كَثْرَتُهُ مِنْ سُوءِ الْأَدَبِ». عتاب و سرزنش را زیاد نکن که موجب کینه می شود و منجر به دشمنی و نفرت می گردد و زیادی آن از بی ادبی است.‏[16] و در جای دیگر فرمودند: «الْإِفْرَاطُ فِی‏ الْمَلَامَةِ یشِبُّ نِیرَانَ اللَّجَاجَةِ». زیاده روی در ملامت کردن، آتش لجاجت را شعله ور می سازد.[17]
مواردی که ذکر گردید، از مهم ترین آفات نصیحت است که مؤمنین نباید از آن غفلت ورزند، چراکه غفلت از آن ها ممکن است نصیحت خیرخواهانه ایشان را تبدیل به معصیت نموده و آثار و پیامدهای بدی را از خود به یادگار بگذارد.
 

خودآزمایی


1- از منظر اسلام چرا باید دیگران را از عیوبشان آگاه کرد؟
2- دو مورد از آفات نصیحت را نام برده و توضیح دهید؟ 

پی‌نوشت‌ها


[1] شرح الكافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) ج ‏11 ص 83.
[2] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 638.
[3] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ص 402.
[4] پایگاه اطّلاع رسانی حوزه به نقل از: مجله  گلبرگ،  تیر 1379، شماره 4، پیامهایی در مورد عیب جویی و عیب زدایی.
[5] سفینة البحار ج 6 ص 570.
[6] سوره حجرات/ آیه 12 (ترجمه مکارم).
[7] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 362.
[8] پایگاه اطّلاع رسانی حوزه به نقل از: بیماری های اخلاقی و درمان های قرآنی (محمود اکبری) ص 259.
[9] سوره حجرات/ آیه 12.
[10] تفسیر نمونه ج ‏22 ص 184.
[11] مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل ج ‏9 ص 147.
[12] پایگاه اطّلاع رسانی حوزه به نقل از: بیماری های اخلاقی و درمان های قرآنی (محمود اکبری) ص 259.
[13] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 355.
[14] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 356.
[15] همان.
[16] كنز الفوائد ج ‏1 ص 93.
[17] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ص 22.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: