کد مطلب: ۴۱۹۶
تعداد بازدید: ۷۲
تاریخ انتشار : ۰۶ دی ۱۳۹۹ - ۱۳:۰۰
امر به معروف و نهی از منکر| ۲۹
آفت دیگری که ریشه در گمان بد دارد، تجسّس است. تجسّس، یعنی تلاش برای دست یابی به اسرار، لغزش ها و عیب های پنهان دیگران. برخی به بهانه این که نسبت به برادر ایمانی خود مسئول اند، به دنبال عیب و گناه او می گردند و حتّی در حیطه خصوصی و شخصی فرد نیز سَرَک می کشند.
پیش از این بیان شد که فقها برای فریضه امر به معروف و نهی از منکر شرائطی را متذکّر شده اند که با فقدان این شرائط، وجوب این فریضه منتفی خواهد بود. اوّلین شرط امر به معروف و نهی از منکر، شناخت معروف و منکر است که در مورد آن توضیحاتی داده شد و برخی از احکام شرعی مربوط به آن را مرور کردیم. امّا نکته ای در این جا لازم به ذکر است؛ در روایتی منقول از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام آمده است: «لِكُلِ‏ شَی‏ءٍ آفَةٌ». برای هر چیزی آفتی است.[1] گاهی اوقات برخی از آمرین به معروف و نهی کنندگان از منکر برای رعایت شرط اوّل این فریضه، در دام برخی از آفات مربوط به آن می افتند. از جمله آفاتی که می توان برای امر به معروف و نهی از منکر نام برد، عیب جویی، سوء ظنّ و تجسّس است که با آگاهی و رعایت موازین شرعی و اخلاقیِ امر به معروف و نهی از منکر می توان از ابتلا به چنین آفاتی مصون ماند.
عیب جویی، دریدن پرده دیگران و رسوا کردن مردم است. عیب جویی نه تنها محیط اجتماعی را اصلاح نمی کند، بلکه برعکس گناه و اخلاق زشت را افزایش می دهد، مردم را به یکدیگر بدبین می سازد، بذر کینه و دشمنی را در دل ها می افشاند، افراد را به انتقام جویی وا می دارد و موجبات بدبختی و تیره روزی فرد و اجتماع را فراهم می آورد.[2] همچنین گاهی انسان به بهانه امر به معروف و نهی از منکرِ برادر مؤمن خود، دچار سوء ظنّ نسبت به او می شود، یعنی با این که خطای او هنوز ثابت نشده، ولی به او گمان بد می برد. قرآن کریم در این باره می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ ...». اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! از بسیارى از گمان ها بپرهیزید، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است.[3]
آفت دیگری که ریشه در گمان بد دارد، تجسّس است. تجسّس، یعنی تلاش برای دست یابی به اسرار، لغزش ها و عیب های پنهان دیگران.[4] برخی به بهانه این که نسبت به برادر ایمانی خود مسئول اند، به دنبال عیب و گناه او می گردند و حتّی در حیطه خصوصی و شخصی فرد نیز سَرَک می کشند. در دین مبین اسلام این کار بسیار ناپسند است و خداوند متعال در قرآن کریم از این کار زشت نهی فرموده: «وَ لا تَجَسَّسُوا». تجسّس نکنید.[5] ان شاء الله در مباحث آینده بیشتر به این مباحث خواهیم پرداخت. امّا برخی از نکات مربوط به شرط اوّل امر به معروف و نهی از منکر (یعنی شناخت معروف و منکر) باقی مانده که به بررسی آن می پردازیم.


عدم وجوبِ امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مکلّفِ معذور


گاهی ممکن است فردی در شرایطی، عملی را انجام دهد که در نگاه اوّل، این امر نادرست و منکر به نظر می رسد، به طوری که اگر خودِ او توجّه پیدا کند، منکر و نادرست بودن عملش برای او معلوم گردد؛ ولی با وجودِ این، امر به معروف و نهی از منکر این شخص واجب نباشد. چطور چنین چیزی ممکن است؟ پاسخ آن است که در مواردی که جهل و نادانی، برای تارکِ معروف و عاملِ منکَر، از سوی خداوند حکیم عذر محسوب شود، این حالت پدید می آید. در شرع مقدّس اسلام نسیان (فراموشی)، سهو و در برخی از موارد جهل نسبت به موضوعات احکام شرعی، مورد بخشش قرار گرفته و اگر فردی از روی فراموشی یا سهو (اشتباهی) و یا جهل نسبت به موضوع و مصداق یک حکم شرعی مرتکب خطایی شود، مورد عقاب و بازخواست پروردگار قرار نمی گیرد و گناهی برایش نوشته نمی شود. برای روشن شدنِ مطلب، چند مثال ذکر می کنیم:
1- شخصی بعد از آن که می داند باید لباس و بدنِ نمازگزار پاک باشد، بدونِ آن که متوجّه باشد لباس یا بدنش نجس شده، مشغول نماز می شود. اگر دیگری متوجّه این نجاست شد، لازم نیست به او تذکّر داده و او را آگاه کند. در روایتِ صحیحی، محمّد بن مسلم که از بزرگان اصحاب امام باقر و امام صادق علیهما السّلام است، از یکی از این دو امام همام در مورد نجس بودن بودن لباس فردی که مشغول نماز است پرسید: «سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ‏ یرَى‏ فِی‏ ثَوْبِ‏ أَخِیهِ‏ دَماً وَ هُوَ یصَلِّی»، از امام علیه السّلام در باره مردی سؤال کردم که در لباس برادر خود که در حال نماز بود، نجاستی مشاهده کرد. امام علیه السّلام (در پاسخ) فرمودند: «لَا یؤْذِنُهُ حَتَّى ینْصَرِفَ»، به او اعلام نکند تا از نماز فارغ شود.[6] علّامه مجلسی در توضیح این حدیث می نویسد: «و یدل على أنه لا یجب إعلام المصلی بنجاسة ثوبه بل على كونه مرجوحا». این حدیث دلالت می کند که تذکر دادن به نمازگزار در مورد نجاست لباسش واجب نیست بلکه کار شایسته ای هم به حساب نمی آید (بهتر است که به او نگوید لباسش نجس است).[7]
2- شخصی مشغول خوردن غذایی است که در واقع نجس است و شخص دیگری نجاست آن را می داند، بر این شخص لازم نیست خورنده ی غذا را متوجّه نجاستِ غذایش کند، هرچند خودش نمی تواند از آن غذا بخورد یا به دیگری بدهد؛ چون واقعاً نجس است و خوردنِ آن حرام، ولی چون خورنده ی غذا از نجاستِ آن خبر ندارد (یعنی می داند که خوردن غذای نجس حرام است ولی نسبت به نجس بودن این غذا جاهل است)، معذور است و هیچ گونه استحقاقِ عذابی ندارد و حتّی اگر شکِّ در نجاست غذا داشته باشد، می تواند از آن استفاده کند؛ زیرا طبقِ روایات، تا زمانی که یقین به نجاستِ چیزی پیدا نشود، حکمِ پاکی دارد (مگر آن که از قبل یقین به نجاستِ آن داشته باشیم، که در این صورت بر اساس حالتِ سابقه، حکم به نجاستِ آن چیز می شود) و تحقیق و بررسی برای کشف نجاست آن چیز نیز لازم نمی باشد. در نتیجه، چون آن فرد بر خلاف وظیفه خود، کاری انجام نداده است، نمی توانیم بگوییم او فاعلِ منکَر است و عملِ زشتی را انجام می دهد تا نهیِ از منکَر او بر ما واجب شود. بله اگر کسی مشغول خوردن غذای نجس است و نمی داند که خوردن غذای نجس حرام است، باید به او حکم شرعی را یاد داد؛ چون در چنین مواردی ندانستن، عذر نیست، و یادگرفتن احکام مورد نیاز بر همه واجب است.
3- روزه داری فراموش کرده که روزه است و مشغول خوردن غذا می شود، لازم نیست به او یادآوری شود که روزه است تا از خوردن امساک کند؛ زیرا غذا خوردنِ روزه دار از روی فراموشی نه تنها حرام نیست، بلکه موجب بطلانِ روزه نیز نمی شود؛ چه روزه، واجب باشد چه مستحبّ. امام باقر علیه السّلام می فرمایند: «كَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یقُولُ‏ مَنْ‏ صَامَ‏ فَنَسِی‏ فَأَكَلَ‏ وَ شَرِبَ فَلَا یفْطِرُ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ نَسِی فَإِنَّمَا هُوَ رِزْقٌ رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیتِمَّ صَوْمَهُ». امیر المؤمنین علیه السّلام می فرمودند: کسی که روزه گرفت و فراموش کرد (که روزه است) پس چیزی خورد یا آشامید، روزه ی خود را به خاطرِ آن که فراموش کرده است، افطار نکند، این رزقی بود که خداوند عزّ و جلّ روزی او کرد، پس باید روزه اش را به پایان برساند.‏[8]
 بله در این جا هم اگر کسی نمی داند که مثلاً فلان چیز موجبِ بطلانِ روزه می شود، باید به او تعلیم داد و حتّی تذکّر داد چراکه آموختن احکام موردِ ابتلا، واجب است. مرحوم امام در تحریر الوسیله می فرماید: «اگر مسأله مورد اختلاف نباشد ولى احتمال داده شود كه شخصى كه آن را مرتكب مى‌شود نادان به حكم مسأله باشد، ‌ظاهر آن است كه امر و نهى او واجب است؛ مخصوصا اگر (در ندانستن حكم) مقصّر[9] باشد. و احتیاط آن است كه اوّلا او را به حكم مسأله ارشاد نماید، آن گاه اگر به آن اصرار نمود انكارش كند (نهی از منکرش نماید)؛ مخصوصا اگر (جاهل) قاصر[10] باشد.[11]


لزومِ نهی از منکَر در برخی شبهاتِ موضوعیه


چنان چه پیش از این اشاره شد، گاهی منشأ ارتکاب گناه، نسیان، سهو و جهل انسان نسبت به موضوع و مصداقی از محرّمات یا واجبات است. به این معنا که او حکم شرعی را می داند ولی در تشخیص مصداق آن دچار شبهه یا اشتباه شده است. گفتیم که حکمِ این مورد، عدم وجوب امر به معروف و نهی از منکر است، امّا این مسأله استثنائاتی نیز دارد. در امور مهمّی که می دانیم شارع مقدّس، راضی به انجام آن حتّی از روی جهل، نسیان و غفلت نیست، باید افراد را از اشتباه درآورد تا مبادا خلاف غرَضِ شارع، محقّق شود؛ مثلاً ممکن است کسی نداند پشت دیوار، انسانی نشسته است و او درصدد است سنگِ بزرگی را از بام به زیر اندازد که موجب کشته شدنِ آن شخص می شود، باید به فردِ رویِ بام تذکّر داد که در این جا کسی هست که در معرض آسیبِ جانی می باشد و آن فرد هم باید توجّه کند. گفته شده است مشهورِ فقها همه مسائلِ مربوط به جان ها، اموال و اعراض را از این نوع می دانند. [12]
 مرحوم امام خمینی در تحریر الوسیله می نویسد: «اگر فاعل، جاهل به موضوع باشد نه انكار او و نه بر طرف كردن جهل او واجب نیست. مثل این كه نماز را از روى غفلت یا فراموشى ترك نماید، یا مایع مست كننده ‌اى را از باب این كه موضوع را نمى ‌داند (كه مست ‌كننده است، مثلا فکر می کند که نوشیدنی حلالی مانند چایی است) بنوشد. ولى اگر مطلب از چیزهایى با اهمیت باشد و مولا (خداوند متعال) مطلقا به فعل یا ترك آن رضایت نداشته باشد، واجب است آن را برپا دارد و او را امر یا نهى نماید، مانند قتل نفس محترمه».[13]


خودآزمایی


1- در چه مواردی امر به معروف و نهی از منکر فردی که ظاهرا خطاکار است، واجب نیست؟
2- در کدام شبهات موضوعیه باید امر به معروف و نهی از منکر کرد؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] عیون الحكم و المواعظ (للیثی) ص 402.
[2] پایگاه اطّلاع رسانی حوزه به نقل از: مجله  گلبرگ،  تیر 1379، شماره 4، پیامهایی در مورد عیب جویی و عیب زدایی.
[3] سوره حجرات/ آیه 12 (ترجمه مکارم).
[4] پایگاه اطّلاع رسانی حوزه به نقل از: بیماری های اخلاقی و درمان های قرآنی (محمود اکبری) ص 259.
[5] سوره حجرات/ آیه 12.
[6] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏3 ص 406.
[7] مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول ج ‏15 ص 326.
[8] تهذیب الأحكام (تحقیق خرسان) ج ‏4 ص 277.
[9] جاهل مقصّر کسی است که امکان یادگیری حکم شرعی را داشته ولی در آموختن حکم کوتاهی کرده است.
[10] جاهل قاصر کسی است که امکان یادگیری حکم شرعی را نداشته است. مثلا در منطقه ای زندگی می کرده که به هیچ شکلی دسترسی به کسی یا کتابی نداشته که از طریق آن حکم شرعی را بیاموزد.
[11] تحریر الوسیلة - ترجمه ج ‌2 ص 293 (مسأله 3).
[12] برگرفته از کتاب: دو فرمان الهی برای امت برتر: گفتاری فشرده و جامع پیرامون امر به معروف و نهی از منکر ص 63 تا 68.
[13] تحریر الوسیلة - ترجمه ج ‌2 ص 293 (مسأله 4).
 
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: