کد مطلب: ۴۳۰۰
تعداد بازدید: ۲۹۷
تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۱:۱۲
مسیحیت در دنیای کنونی| ۷
بندگان خاصّ خدا کسانی‌اند که آرام و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند، و در برابر سخنان نابخردانه پرخاش نمی‌کنند و آنها را به نیکی پاسخ می‌گویند، در پیشگاه خداوند سر به سجده می‌نهند و در برابر او به نیایش برمی‌خیزند، از کیفرهای او در هراسند و لذا مراقب اعمال خویش‌اند.

دورنمای مسیحیّت


هر یک از ادیان و مذاهب جهان از نظر معارف مذهبی و به اصطلاح مکتب خاصّ فکری و روحانی قیافه‌ی مخصوصی دارند که در برخوردهای نخست خود را به انسان نشان می‌دهند. این قیافه‌ی کلّی و عمومی مذهب بسیار چیزها می‌تواند به ما بیاموزد و راهنمایی برای ارزیابی آن مذهب و پی بردن به سایر محتویّات آن است.
منظور از قیافه‌ی مذهب همانا برداشت کلّی آن مذهب درباره‌ی مسائلی از قبیل هدف آفرینش جهان، منظور از افزایش انسان، هدف بعثت پیامبران، سرنوشت انسان پس از مرگ، راه رسیدن به سعادت واقعی، و کیفیّت روابط انسان‌ها در زندگی اجتماعی و چگونگی تفسیری است که از این مسائل دارد.
بدیهی است این برداشت کلّی، مسیر مذهب را در مسائل کوچک‌تر روشن می‌سازد.
در اینجا نخست قیافه‌ی اصلی اسلام را در این مسائل بررسی کرده، سپس آن را با آنچه مسیحیّت کنونی از خود نشان می‌دهد مقایسه می‌کنیم آن‌گاه مطالب فراوانی روشن خواهد شد.
متون اصلی اسلام (آیات قرآن مجید) درباره‌ی مسائل مزبور چنین می‌گوید:
1. همه چیز در این جهان برای انسان آفریده شده و مسخّر فرمان او و در راه تأمین منافع اوست:
- أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّموَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ.[1]
- وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائِبَیْنِ.[2]
- وَسَخَّرَ لَکُمُ الَّیْلَ وَالنَّهَارَ.[3]
- وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ.[4]
- وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْأَنْهَارَ.[5]
- وَ سَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ.[6]
و به این ترتیب، بزرگ‌ترین ارزش و شخصیّت از آنِ انسان است است و همه‌ی موجودات این جهان برای او آفریده شده‌اند.
2. مبدأ وجود همه خداست و بازگشت همه هم به سوی اوست.
به عبارت دیگر همه به سوی آن وجود کامل و بی‌پایان از هر جهت، در حرکت‌اند «وَهُوَ خَلَقَکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ».[7]
3. منظور از آفرینش انسان این بوده که نشانه‌ای باشد از آن ذات پاک که منبع تمام صفات کمال است.
قرآن در سرگذشت آفرینش انسان، نخست می‌گوید: «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً».[8]
و سپس داستان خلقت انسان و تعلیم حقایق موجودات به او (علم اسماء) و آموختن آن به فرشتگان و اعتراف گرفتن از آنها به عجز در برابر معلومات انسان تشریح می‌کند.
گذشته از این، پرورش صفات عالی انسانیّت را نیز هدف دیگری از آفرینش انسان معرّفی کرده و از «انسان کامل» به بنده‌ی خدا تعبیر می‌کند: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ».[9]
و به این ترتیب، هدف را تربیت انسان کامل (بنده‌ی خدا) ذکر می‌کند.
صفات بندگان خدا، انسان کامل را در دوازده آیه در سوره‌ی فرقان[10] بیان کرده که مضمون آن چنین است:
بندگان خاصّ خدا کسانی‌اند که آرام و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند، و در برابر سخنان نابخردانه پرخاش نمی‌کنند و آنها را به نیکی پاسخ می‌گویند، در پیشگاه خداوند سر به سجده می‌نهند و در برابر او به نیایش برمی‌خیزند، از کیفرهای او در هراسند و لذا مراقب اعمال خویش‌اند.
در راه خدا انفاق و بخشش می‌کنند و در این راه از اسراف و بخل برکنارند.
هرگز برای خدا همتا قائل نمی‌شوند و هرگز دست به خون بیگناهان نمی‌آلایند.
دامان عفّت خویش را آلوده نمی‌سازند و اگر مرتکب گناه شوند توبه کرده، به سوی خدا بازمی‌گردند و با کار شایسته و نیک، کار بد خود را جبران می‌کنند.
هرگز در مجالس باطل حضور نمی‌یابند و بزرگوارانه از برابر لغو و باطل می‌گذرند.
در برابر سخنان خدا و آثار او در سراسر جهان هستی، همچون کوران و کران نیستند.
آنان توجّه خاصّی به اصلاح خانواده خویش دارند و از خدا می‌خواهند که همسر و فرزند پاک و لایقی که مایه‌ی روشنی چشمشان شود به آنها عطا کند.
آنها بزرگی و عزّت را در پرهیزگاری می‌جویند و از خدا می‌خواهند که آنها را پیشوا و سرمشق پرهیزگاران قرار دهد.
منطق اسلام در این بخش از آیات مزبور به خوبی روشن می‌شود.
4. هدف بعثت پیامبران از نظر اسلام چند چیز است:
الف) اقامه اصول عدالت «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».[11]
ب) پرورش و آموزش، یا تربیت و تعلیم و نجات از گمراهی‌ها «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ءَایَاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ».[12]
ج) هدایت از تاریکی‌های گناه به سوی نور ایمان و حقیقت و اطاعت «کِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ».[13]
د) بخشیدن حیات و زندگی معنوی به انسان‌ها «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُمْ لِمَا یُحْیِیکُمْ».[14]
5. همه‌ی انسان‌ها پس از مرگ بار دیگر در روز رستاخیز به زندگی برمی‌گردند و نتیجه‌ی آنچه از نیک و بد انجام داده‌اند می‌بینند «فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ * وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ».[15] و به این ترتیب، سر سوزنی از اعمال خوب و بد او از بین نخواهد رفت و جزای آن را می‌بیند. اعضای بدن او و حتّی زمینی که بر آن زندگی می‌کند گواه اعمال او خواهند بود «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَکْسِبُونَ».[16]«یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحَی لَهَا».[17]
سرنوشت هر کس به دست خود اوست و هر کس در گرو عمل خویش است «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ».[18] و در سایه‌ی سعی و کوشش خود به جایی می‌رسد.
خداوند همه را راهنمایی کرده و این انسان‌ها هستند که راه خوب یا بد را با اراده‌ی خود برمی‌گزینند «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا».[19]
هیچ کس گناهکار از مادر متولّد نمی‌شود و همه پاک و با فطرت ایمان به این جهان قدم می‌گذارند.
کسی به گناه دیگری مجازات نمی‌شود «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی».[20] و شفاعت جز به فرمان خدا ممکن نیست «مَنْ ذَاالَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ».[21]
این بود دورنمایی از قیافه‌ی اسلام درباره‌ی مسائل مزبور.
اکنون قیافه‌ی مسیحیّت کنونی را درباره‌ی این مسائل بررسی می‌کنیم.
«اما توئل اژِرتِر» که از دانشمندان مسیحی است، در کتاب مذاهب بزرگ از سری چه می‌دانم؟ در بخش دهم، ذیل عنوان «مسیحیّت» چنین می‌نویسد:
مسیحیّت یا مذهب رستگاری و نجات را می‌توان قبل از آنکه شعبه‌ها و مسلک‌های مختلف از آن جدا شود اصول و قواعد بزرگ آن را تحت موضوع زیر خلاصه کرد:
انسان در بهشت از فرمان خدا سرپیچی کرد و بالنتیجه صفات و خصائل اوّلیه خود را از دست داد و هنوز نژاد بشر در زیر بار و شکنجه‌ی خطای انسان اوّلیه است.
خدا خواست انسان را نجات دهد، لذا رستگاری و نجات او را در فداکاری خونین پسرش تشخیص داد.
عیسی دومین شخص از سه نفری است که پیغمبران گذشته ظهور آنها را پیش‌بینی کرده بودند. این شخص پس از برقراری کلیسا که انتشار آیین او را در عالم ادامه می‌دهد مصلوب گردید.
کلیسا مجمع و انجمن عیسویانی است که دارای عقیده‌ی واحد بوده و تابع و مطیع قدرت مذهبی مشخّص می‌باشند. انسان قدرت مطلق دارد و می‌تواند خود را به واسطه‌ی عملیّات خود و عقیده‌ی مذهبی کامل نجات دهد.
انسان پس از مرگ پاداش و یا مجازات خود را خواهد دید و پس از اتمام دنیا و رستاخیز اجساد یک محاکمه‌ی عمومی شروع خواهد شد[22] ... .
در جای دیگر می‌گوید:
عیسی متولّد شد و رنج کشید و برای خاطر مردم مُرد. انسان می‌تواند خود را به‌وسیله‌ی فداکاری نجات دهد نه به وسیله‌ی شایستگی و عملیّات کارهایش بلکه به واسطه‌ی داشتن ایمان و عقیده به رستگاری ... انسان باید در قالب عیسی زندگی کند و در عیسی محو شود ... ما بالاخره به‌وسیله‌ی این عیسی و مردم‌دوستی نجات خواهیم یافت.[23]


خودآزمایی


1- منظور از قیافه‌ی مذهب را توضیح دهید.
2- قیافه‌ی اصلی اسلام را بیان کنید.
3- «اما توئل اژِرتِر» درباره «مسیحیّت» چه مطالبی نگاشته است؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1]ـ ترجمه: «آیا ندیدید خداوند آنچه را در آسمان‌ها و زمین است مسخّر شما کرده است». سوره‌ی لقمان، آیه‌ی 20.
[2]ـ ترجمه: «و خورشید و ماه را ـ که با برنامه‌ی منظّمی در حرکت‌اند - به تسخیر شما درآورد». سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 33.
[3]ـ ترجمه: «و شب و روز را مسخّر شما ساخت». سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 33.
[4]ـ ترجمه: «او کسی است که دریا را مسخّر (شما) ساخت». سوره‌ی نحل، آیه‌ی 14.
[5]ـ ترجمه: «و نهرها را مسخّر شما کرد». سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 32.
[6]ـ ترجمه: «و کشتی‌ها را مسخّر شما ساخت، تا بر صفحه‌ی دریا به فرمان او حرکت کنند». سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 32.
[7]ـ ترجمه: «و او شما را نخستین بار آفرید، و به سوی او بازگردانده می‌شوید». سوره‌ی فصّلت، آیه‌ی 21.
[8]ـ ترجمه: «من بر روی زمین جانشینی [=نماینده‌ای] قرار خواهم داد». سوره‌ی بقره، آیه‌ی 30.
[9]ـ ترجمه: «من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه مرا بپرستند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)». سوره‌ی ذاریات، آیه‌ی 56.
[10]ـ سوره‌ی فرقان، آیات 63ـ۷۴.
[11]ـ ترجمه: «ما پیامبران خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب آسمانی و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند». سوره‌ی حدید، آیه‌ی 25.
[12]ـ ترجمه: «او کسی است که در میان جمعیّت درس نخوانده، پیامبری از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه کند و به آنان کتاب ( قرآن) و حکمت بیاموزد، هرچند پیش از آن در گمراهی‌ای آشکار بودند». سوره‌ی جمعه، آیه‌ی 2.
[13]ـ ترجمه: «(این) کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها (ی شرک و ظلم و جهل) به سوی روشنایی (ایمان و عدل و آگاهی)، بیرون آوری». سوره‌ی ابراهیم، آیه‌ی 1.
[14]ـ ترجمه: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد». سوره‌ی انفال، آیه‌ی 24.
[15]ـ ترجمه :«پس هر کس هموزن ذرّه‌ای کار خیر انجام دهد آن را می‌بیند - و هر کس هموزن ذرّه‌ای کار بد کرده آن را نیز می‌بیند.» سوره‌ی زلزله، آیات 7 و 8.
[16]ـ ترجمه: «امروز بر دهانشان مُهر می‌نهیم، و دست‌هایشان با ما سخن می‌گویند و پاهایشان به کارهایی که انجام می‌دادند گواهی می‌دهند». سوره‌ی یس، آیه‌ی 65.
[17]ـ ترجمه: «در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو می‌کند؛ ـ چرا که پروردگارت به آن وحی کرده است». سوره‌ی زلزله، آیات 4 و 5.
[18]ـ ترجمه: «هر کس در گرو اعمال خویش است». سوره‌ی مدّثّر، آیه‌ی 38.
[19]ـ ترجمه: «ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا شود) یا ناسپاس». سوره‌ی انسان، آیه‌ی 3.
[20]ـ ترجمه: «هیچ گناهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد». سوره‌ی فاطر، آیه‌ی 18.
[21]ـ ترجمه: «کیست که در نزد او، جز به فرمانش شفاعت کند؟» سوره‌ی بقره، آیه‌ی 255.
[22]ـ مذاهب بزرگ، ص ۹۹.
[23]ـ مذاهب بزرگ، ص ۱۰۵.
دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: