کد مطلب: ۴۴۷۰
تعداد بازدید: ۳۹۰
تاریخ انتشار : ۱۱ فروردين ۱۴۰۰ - ۱۳:۱۵
نظام امامت و رهبری | ۵
دموکراسی حکومت اید‌ه‌آل و تمام انسانی و نمونه و موافق با اندیشه‌های متعالی بشر و حتی چنان‌که می‌گویند، حکومت مردم بر مردم نیست و آنچه دیده می‌شود، انحطاط‌های گوناگونِ حکومت‌ها، ملّت را تهدید می‌کند و جهان را به‌سوی جنگ و کشتار و محو مدنیت پیش می‌برد...

شانزده پرسش پیرامون امامت حضرت بقیّة الله(عج)| ۵


 
6. فرق امامت با رژیم انتصابی انقلابی که در کنفرانس باندونگ نیز سفارش شده چیست؟
پاسخ: انقلاب‌های بزرگ که برای متحوّل و دگرگون کردن یک وضع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به وجود می‌آید، باید به یک نظام غیراستبدادی منتهی شود که حتی رهبران انقلاب هم نتوانند در شکل انقلاب، استبداد دیگری را بر مردم تحمیل نمایند.
از سوی دیگر در بعضی موارد دیده می‌شود جامعه‌ای که انقلاب کرده، استعداد انتقال فوری به حکومت دموکراسی را ندارد، یا به‌واسطه اینکه رشد جامعه در این حدّ نیست، یا برای اینکه اعمال نفوذهای خارجی مانع می‌شود که انتخابات آزاد انجام بگیرد، در نتیجه مشاهده می‌شود که اگر بخواهند فوراً انقلاب را به حکومت مردمی تبدیل و به قول خودشان به مردم منتقل کنند، اصل هدفشان از انقلاب، مثل استقلال سیاسی یا فرهنگی از بین می‌رود و وابستگی و استبداد سابق به‌صورت دموکراسی ادامه می‌یابد. لذا این انقلابیون آمدند و این طرح را دادند که برای ادامه انقلاب و آماده‌شدن یک ملّت برای حکومت دموکراسی کامل، رهبر انقلاب یک فردی را که آشنایی کامل به انقلاب داشته باشد و بتواند انقلاب را در مسیر خود راهنمایی کند و در این دوره انتقال جامعه را آماده سازد، به ملّت معرفی نماید تا او را به رهبری انتخاب کنند.
حال این نظر تا چه حدّ صحیح است و آیا با این توضیحات، این رژیم انتقالی از دیکتاتوری خارج می‌شود یا نه؟ و آیا در صورتی‌که انتخاب شخص معرفی شده الزامی باشد، این حرف که یک نسل جامعه از حقّ خود محروم شوند و به حکومتی که نمی‌خواهند تن در دهند، برای اینکه نسل آینده حکومت دموکراسی داشته باشند، چگونه توجیه می‌شود؟ و اگر الزامی نباشد، این دوره انتقال نخواهد بود و خطر اینکه مردم تحت نفوذ عواملی، دیگری را که ناآشنا به انقلاب است، انتخاب نمایند و به تبع آن، انقلاب از مسیر خود منحرف شود، دفع نخواهد شد. فعلاً در مقام برشمردن نواقص و معایب این نظر نیستیم، اجمالاً می‌خواهیم این مطلب را بگوییم: آن انقلاب‌هایی که در کنفرانس باندونگ مطرح شده، انقلاب‌های رهایی‌بخش به‌منظور باز پس گرفتن اختیارات غیرمشروع از زمامداران مستبد و برقرارکردن حکومت ملّی و به‌اصطلاح دموکراسی است که در ملّت‌های عقب‌مانده و استعمارزده آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین واقع شده و می‌شود.
امّا در انقلاب اسلامی که تداوم دارد و همیشه بوده است، آن چیزی که محرّک و الهام‌بخش انقلابیون اسلام‌خواه است، همان ایمان به حکومت «الله» و رهنمودهای سیاسی قرآن و سیره حضرت رسول(ص) است که خواست واقعی توده‌های مسلمان بازگشت حکومت «الله» و نظام اسلام است.
پس این انقلاب با معیارهای اسلامی که دارد، هدفش برقراری نظام شرعی و الهی خواهد بود. این انقلاب که با الهام مستضعفان از آیاتی مثل آیه:
﴿وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی‌الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی‌الأَرْضِ﴾؛[1]
«و اراده داریم بر آنان که در زمین به استضعاف کشیده شدند منّت نهیم».
و نیز آیه:
﴿وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُم مّا کانُوا یَحْذَرُونَ﴾؛[2]
و صدها آیات حرکت‌بخش و انقلاب‌آفرین به وجود می‌آید، هدفش مشخص و عالی‌تر و سازنده‌تر از انقلاب‌های عادی است.
نظام امامت، نظام انقلابی تداوم انقلاب اسلام و امتداد رسالت اسلام است، و برای انتقال قدرت و مقدّمه انتقال به رژیم دیگر نیست؛ زیرا چنان‌که گفتیم، نظام امامت، نظام اوّل و آخر و همیشه جاودان است، چنان‌که حکومت «الله» بر کلّ عالم هستی و بر اجزای آن، حکومت دائم و غیرقابل زوال است.
نظام مختص به ملل عقب‌مانده نیست، نظام همه جوامع و رهبر همه انسان‌هاست. ملل عقب‌مانده را به جلو می‌راند و ملل پیشرو را رهبری می‌نماید و به آنها محتوای انسانی و شرافتمندانه می‌دهد. دنیا هرچه جلو می‌رود، با نظم امامت و وحدت حکومت و قانون واحد روی موافق بیشتر نشان می‌دهد، چنان‌که به آن اشاره کردیم و تا حال آزمایش شده و پس از این هم آزمایش خواهد شد.
دموکراسی حکومت اید‌ه‌آل و تمام انسانی و نمونه و موافق با اندیشه‌های متعالی بشر و حتی چنان‌که می‌گویند، حکومت مردم بر مردم نیست و آنچه دیده می‌شود، انحطاط‌های گوناگونِ حکومت‌ها، ملّت را تهدید می‌کند و جهان را به‌سوی جنگ و کشتار و محو مدنیت پیش می‌برد و نشان می‌دهد که این نوع حکومت‌ها انسانی نیست تا حکومت «الله» را که در نظام امامت تجلّی می‌کند، مقدّمه آن بدانیم.
رژیم رهبری انقلابی که مقدمه دموکراسی خوانده می‌شود، خود اصالت و موضوعیت ندارد؛ امّا نظام امامت، که هر انقلابی در صورتی ناجح و پیروز خواهد شد که به آن برسد، مقدمه نیست و از آغاز بوده و تا پایان خواهد بود.
نظامی که رهبری محمّد(ص) و علی (ع) را دارد، هرگز مقدمه نظامی که زمامداران معلوم‌الحال کشورهای به‌اصطلاح متمدّن و پیشرفته شرقی و غربی، رهبری آن را دارند، نخواهد بود، تا کسی آن را به رژیم‌های انقلابی معاصر آفریقا یا جاهای دیگر قیاس کند. لذا فردی مثل «روسو» می‌گوید: دنیای کنونی به رهبری مانند محمّد(ص) نیازمند است؛ زیرا فقط چنان رهبر الهی و چنان نظامی که رهبران آن مانند محمّد(ص) و علی(ع) باشد، می‌تواند کشتی متلاطم و طوفانی‌شده بشریت را از امواج فتنه‌ها و طوفان‌های گوناگون نجات دهد.


خودآزمایی


1- انقلاب‌هایی که در کنفرانس باندونگ مطرح شده، چگونه انقلاب‌هایی هستند؟
2- محرّک و الهام‌بخش انقلابیون اسلام‌خواه چیست؟
3- چرا نظام امامت، برای انتقال قدرت و مقدّمه انتقال به رژیم دیگر نیست؟
 

پی‌نوشت‌ها


1. قصص، ۵.
2. قصص، ۶. «و به فرعون و هامان و لشکریانشان آنچه را که از آن اندیشناک و ترسان بودند، نشان دهیم».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حضرت آیت الله العظمی لطف الله صافی گلپایگانی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: