کد مطلب: ۴۶۱۱
تعداد بازدید: ۲۷
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۰ - ۱۰:۱۴
تولی و تبری| ۳۴
یکی دیگر از ویژگی هایی منفافقین، افساد روی زمین است. فساد در لغت به معنای خارج شدن از حد اعتدال است، که نقطه مقابل آن صلاح می باشد.
در درس قبل با توجه به آیات 8 الی 10 سوره بقره، به توضیح و تبیین معنای خدعه پرداختیم، و گفتیم منظور کسانی هستند که در ظاهر با امیر المومنین علیه السلام به عنوان خلیفه بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله، در روز غدیر بیعت کردند ولی نسبت به آن ملتزم نبودند؛ در این درس با توجه به ادامه آیات سوره بقره به ویژگی دیگری از این منافقین می پردازیم، که خود صفت دیگری است از کسانی که باید مورد تبری مؤمنین قرار گیرند.
خداوند متعال در آیات 11 و 12 سوره بقره، یکی دیگر از صفات منافقین را معرفی می کند:
«وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا یشْعُرُونَ»،
و هنگامى كه به آنها گفته شود، در زمین فساد نكنید مى‏ گویند ما فقط اصلاح كننده ‏ایم. آگاه باشید این ها همان مفسدانند ولى نمى ‏فهمند[1].
یکی دیگر از ویژگی هایی منفافقین، افساد روی زمین است. فساد در لغت به معنای خارج شدن از حد اعتدال است، که نقطه مقابل آن صلاح می باشد[2]. مرحوم طبرسی در مجمع البیان[3] در توضیح مفسد فی الارض می نویسد: کسانی هستند که به واسطه انجام گناه و جلوگیری مردم از گرایش به ایمان و تغییر دین خدا و تحریف کتاب خدا، سبب فساد بر روی زمین می شوند. امام موسی کاظم علیه السلام در تفسیر آیه شریفه و مفسد فی الارض می فرماید:
«إِذَا قِیلَ لِهَؤُلَاءِ النَّاكِثِینَ لِلْبَیعَةِ فِی یوْمِ الْغَدِیرِ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بِإِظْهَارِ نَكْثِ الْبَیعَةِ لِعِبَادِ اللَّهِ الْمُسْتَضْعَفِینَ فَتُشَوِّشُونَ عَلَیهِمْ دِینَهُمْ، وَ تُحَیرُونَهُمْ فِی مَذَاهِبِهِمْ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ لِأَنَّنَا لَا نَعْتَقِدُ دِینَ مُحَمَّدٍ وَ لَا غَیرَ دِینِ مُحَمَّدٍ وَ نَحْنُ فِی الدِّینِ مُتَحَیرُونَ فَنَحْنُ نَرْضَى فِی الظَّاهِرِ بِمُحَمَّدٍ بِإِظْهَارِ قَبُولِ دِینِهِ وَ شَرِیعَتِهِ، وَ نَقْضِی فِی الْبَاطِنِ إِلَى شَهَوَاتِنَا فَنَتَمَتَّعُ وَ نَتَرَفَّهُ وَ نُعْتِقُ أَنْفُسَنَا مِنْ رِقِّ مُحَمَّدٍ، وَ نَفُكُّهَا مِنْ طَاعَةِ ابْنِ عَمِّهِ عَلِی، لِكَی إِنْ أُدِیلَ فِی الدُّنْیا... »،
زمانی که به کسانی که بیعت روز غدیر را شکستند، گفته شد: بر روی زمین به واسطه آشکار کردن این نقض بیعت فساد نکنید، برای این که بندگان خدا که جزء مستضعفین هستند به واسطه این کار شما در دین خود به شک و تحیر و سرگردانی می افتند، گفتند قطعا ما صلاح آنان را می خواهیم، به دلیل این که ما به دین محمد صلّی الله علیه و آله، و غیر محمد صلیّ الله علیه و آله اعتقادی نداریم. ما در ظاهر دین محمد صلّی الله علیه و آله را قبول داریم ولی در باطن به آن معتقد نیستیم، خودمان را از دین محمد صلّی الله علیه و آله،  رها می سازیم و از طاعت علی علیه السلام خودداری می کنیم، تا دنیای ما از بین نرود[4]. چنانچه در آیه 25 سوره رعد خداوند متعال می فرماید:
«وَ الَّذِینَ ینْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَ یقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ »،
و آنها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مى ‏شكنند، و پیوند هایى را كه خدا دستور برقرارى آن را داده قطع مى ‏كنند، و در روى زمین فساد مى ‏نمایند، لعنت براى آنهاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت[5].
خثیمه از اصحاب امام صادق علیه السلام نقل می کند:
«قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَیهِ السَّلَامُ، یا خَیثَمَةُ نَحْنُ عَهْدُ اللَّهِ فَمَنْ وَفَى بِعَهْدِنَا فَقَدْ وَفَى بِعَهْدِ اللَّهِ وَ مَنْ خَفَرَهَا فَقَدْ خَفَرَ ذِمَّةَ اللَّهِ وَ عَهْدَهُ [6]»،
ابا عبد الله علیه السلام به من گفت: ای خثیمه، ما عهد خدا ( یعنی قبول ولایت و امامت ائمه معصومین علیهم السلام و ملتزم بودن به آن ) هستیم، پس هر کس به عهد ما وفا کند به تحقیق به عهد خدا وفا کرده است و کسی که آن را نقض کند به تحقیق عهد و ذمه خدا را نقض کرده است.
با توجه به آنچه بیان شد از مصادیق مفسد فی الارض، کسانی هستند که اظهار به عدم پایبندی به ولایت امیر المومنین علیه السلام می کنند و کسانی که مردم را از مسیر ولایت ایشان و ائمه معصومین علیهم السلام منحرف می سازند و این گروه از رحمت خدا بدور خواهند بود.


اعتراف یکی از صحابه به انحراف خلافت از مسیر اصلی خود


طبری یکی از علمای اهل سنت در کتاب تاریخ خود از ابن عباس نقل می کند: « فقال: یا بن عَبَّاسٍ، أَتَدْرِی مَا مَنَعَ قَوْمَكُمْ مِنْهُمْ بَعْدَ مُحَمَّدٍ؟ فَكَرِهْتُ أَنْ أُجِیبَهُ، فَقُلْتُ: إِنْ لَمْ أَكُنْ أَدْرِی فَأَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یدْرِینِی، فَقَال: کَرِهُوا أَنْ یجْمَعُوا لَكُمُ النُّبُوَّةَ وَالْخِلافَةَ، فَتَبَجَّحُوا عَلَى قَوْمِكُمْ بَجَحًا بَجَحًا، فَاخْتَارَتْ قُرَیشٌ لأَنُفْسِهَا فَأَصَابَتْ وَوُفِّقَتْ فَقُلْتُ: یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ، إِنْ تَأْذَنْ لِی فِی الْكَلامِ، وَتُمِطْ عَنِّی الْغَضَبَ تکلمت.
فقال: تكلم یا بن عَبَّاسٍ، فَقُلْتُ: أَمَّا قَوْلُكَ یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ: اخْتَارَتْ قُرَیشٌ لأَنْفُسِهَا فَأَصَابَتْ وَوُفِّقَتْ، فَلَوْ أَنَّ قُرَیشًا اخْتَارَتْ لأَنْفُسِهَا حَیثُ اخْتَارَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهَا لَكَانَ الصَّوَابُ بِیدِهَا غَیرَ مَرْدُودٍ وَلا مَحْسُودٍ وَأَمَّا قَوْلُكَ: إِنَّهُمْ كَرِهُوا أَنْ تَكُونَ لَنَا النُّبُوَّةُ وَالْخِلافَةُ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ وَصَفَ قَوْمًا بِالْكَرَاهِیةِ فَقَالَ: ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُم »، (یکی از صحابه) گفت: ای ابن عباس؛ آیا می دانی چه چیز مانع رسیدن خلافت به شما بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شد؟ ابن عباس گوید: من دوست نداشتم به او پاسخ دهم، به او گفتم: اگر ندانم خلیفه مرا آگاه می نماید؟  گفت: مردم دوست نداشتند نبوت و خلافت در خانواده شما جمع شود، تا با آن بر دیگران فخر بفروشید، و قریش خلافت را برای خود انتخاب نمود، و درست اندیشید و موفق گردید. گفتم ای امیرالمؤمنین! (منظور خلیفه وقت است نه مولا امیرالمؤمنین علیه السّلام) اگر به من اجازه سخن گفتن دهی و خشم خود را از من دور نمائی، در این مورد سخن بگویم. گفت: بگو! گفتم: این که می گوئی قریش برای خود خلیفه انتخاب نمود و درست اندیشید و موفق گردید، اگر انتخاب قریش موافق با انتخاب پروردگار می بود، کار خوب را قریش انجام داده و قابل بحث نبوده و مورد حسادت واقع نمی شد (و لیکن متأسفانه انتخاب قریش هم سو با انتخاب پروردگار نبود) و این که گفتی: قریش دوست نداشت نبوت و خلافت در یک خانواده باشد، خداوند متعال می فرماید ذَلِکَ بَأَنَّهُم کَرِهُوا مَا اَنزَلَ اللهُ فَاَحبَطَ أَعمَالَهُم[7]»، آنان آنچه خداوند نازل نمود را دوست نداشتند، و همه اعمال آنها از بین رفت.[8]


اقدامات معاویه جهت ولیعهدی یزید


یکی از فسادهای بزرگی که در زمین واقع شد و امّت اسلام را به نتایج نافرجام آن گرفتار کرد، خلافت ظالمانه و غاصبانه یزید پس از معاویه بود. معاویه نه تنها خود با غصب خلافت امیر المؤمنین علیه السّلام یکی از بزرگ ترین جنایات و خیانت های عالم را مرتکب شد، بلکه با گرفتن بیعت برای فرزند شوم خود یزید، بار دیگر به إفساد فی الأرض پرداخت. معاویه هفت سال همه همّت خود را برای پذیرش جانشینی یزید صرف کرد. ابتدا اشخاصی مانند امام حسن علیه السلام و سعد ابی وقاص را از میان برداشت. معاویه بزرگان قبایل را با تهدید یا تطمیع به بیعت وادار مى کرد. بعد از چند سال، همه شهرها به جز مکه و مدینه به بیعت یزید درآمده بودند.
مخالفت های امام حسین علیه السلام و فرزند خلیفه اول سبب شد که معاویه خودش به حجاز سفر کند تا برای یزید بیعت بگیرد. امام حسین علیه السلام چند بار با خطابه های خود، معاویه را رسوا ساخت. وى حتّى از عبدالرّحمان فرزند خالد بن ولید، از هم سنگران جاهلى خویش نیز نگذشت و چون از شامیان شنید که او را براى خلافت آینده مناسب مى دانند، وى را توسّط طبیب مخصوص خویش به قتل رساند.
ابن اثیر، از حسن بصرى نقل مى کند که گفت: معاویه چهار عمل انجام داد که هر یک از آن ها براى تباهى او کافى بود، و آن گاه یکى از آن ها را چنین مى شمارد « اسْتِخْلاَفُهُ بَعْدَهُ إِبْنَهُ سِکِّیراً خِمِّیراً یَلْبِسُ الْحَرِیرَ وَ یَضْرِبُ بِالطَّنَابِیرِ»؛ جانشین کردن فرزند بسیار مست و شراب خوار خود را که لباس حریر مى پوشید و به ساز و آواز مشغول بود. به گفته یعقوبى مورّخ مشهور اهل سنت هنگامى که به عبداللّه بن عمر پیشنهاد شد با یزید بیعت کند، گفت: با کسى که میمون باز و سگ باز و شراب خوار و داراى فسق آشکار است، بیعت کنم؟! در این صورت به خداوند چه پاسخى بدهم؟
به هرحال، علاقه فردى معاویه به فرزندش یزید و بقاى خلافت در خاندان اموى سبب چنین بیعت تحمیلى گردید. در نتیجه ضربت کارى به جامعه اسلامى و شریعت نبوى صلّی الله علیه وآله از این طریق وارد شد و سبب انحراف جمعی از مسلمانان شد[9].
خداوند متعال در باره سر انجام کار این افراد می فرماید: « أُولئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِین‏ »، آنها كسانى هستند كه هدایت را با گمراهى معاوضه كرده ‏اند و (این) تجارت براى آنها سودى نداده، و هدایت نیافته ‏اند[10]. امام موسی بن جعفر علیه السلام در تفسیر این آیه می فرماید: « أُولئِكَ الَّذِینَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ بَاعُوا دِینَ اللَّهِ وَ اعْتَاضُوا مِنْهُ الْكُفْرَ بِاللَّهِ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ أَی مَا رَبِحُوا فِی تِجَارَتِهِمْ فِی الْآخِرَةِ، لِأَنَّهُمُ اشْتَرَوُا النَّارَ وَ أَصْنَافَ عَذَابِهَا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كَانَتْ مُعَدَّةٌ لَهُمْ لَوْ آمَنُوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِینَ إِلَى الْحَقِّ وَ الصَّوَابِ »، این منافقین ضلالت و گمراهی را خریدند که دین خدا را فروختند و به جای آن کفر را خریداری کردند، اما این داد و ستد برای آنان سودی نداشت زیرا در آخرت آتش دوزخ و انواع عذاب ها برای ایشان خواهد بود به جای بهشت و نعمت های جاودانه ای که برای آنان آماده شده بود اگر ایمان می آوردند و به سوی حق و راه صواب هدایت می شدند[11].
در نتیجه گروه دیگری که لازم است از آنان تبری جست افرادی هستند که به واسطه إعراض از ولایت امیر المومنین علیه السلام و گمراه نمودن مردم از این مسیر، در زمره مفسدین فی الأرض قرار گرفتند.


خودآزمایی


1-    معنای فساد در آیه 11 سوره بقره چیست؟
2-    یک نمونه تاریخی در تبیین مفهوم مفسد فی الارض بنویسید؟

پی‌نوشت‌ها


[1] سوره بقره آیات 11 و 12/ ترجمه مکارم
[2] مفردات الفاظ قرآن ج3 ص55
[3] مجمع البیان ج1 ص138
[4]  تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ج1 ص 118 / ترجمه محمدی نسب
[5]  سوره رعد آیه 25/ ترجمه مکارم
[6]  تفسیر نور الثقلین ج1 ص 73
[7]  سوره محمد آیه 9/ ترجمه مکارم
[8]  تاریخ طبری ج4 ص223
[9]  سایت اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی. تحت عنوان اقدامات معاویه برای ولیعهدی یزید
[10]  سوره بقره آیه 16/ ترجمه مکارم
[11]  تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ع ج1 ص 126/ ترجمه محمدی نسب 

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
برچسب ها: تولی و تبری
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: