کد مطلب: ۴۶۱۲
تعداد بازدید: ۳۰۹
تاریخ انتشار : ۰۳ خرداد ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۶
تولی و تبری| ۳۵
شجره ملعونه یكى از اقوام ملعونه در كلام خدا هستند كه صفات شجره را دارند، یعنى از یك ریشه منشعب شده و نشو و نما نموده و شاخه ‏هایى شده‏ اند، و مانند درخت، بقایى یافته اند و میوه ‏اى داده ‏اند[2]، خداوند با این تمثیل قرآنی، نفرت خود را نسبت به آن بیان می کند.
در درس قبل با توجه به آیات 8 الی 10 سور بقره، با تبیین و توضییح مفسد فی الارض، به یکی از مصادیق تبری در قرآن پرداختیم. در این درس یا توجه به آیه 60 سوره اسراء، یکی دیگر از مصادیق بارز تبری را مورد بررسی قرار خواهیم داد.
در آیه 60 سوره اسراء، یکی از ابزاری که به واسطه آن مردم مورد آزمایش قرار می گیرند، اشاره شده است:
«وَ إِذْ قُلْنا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحاطَ بِالنَّاسِ وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیا الَّتِی أَرَیناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یزِیدُهُمْ إِلاَّ طُغْیاناً كَبِیرا»،
به یاد آور زمانى را كه به تو گفتیم پروردگارت احاطه كامل به مردم دارد (و از وضعشان كاملا آگاه است) ما آن رؤیایى را که به تو نشان دادیم فقط براى آزمایش مردم بود، همچنین شجره ملعونه را كه در قرآن ذكر كرده ‏ایم، ما آنها را تخویف (و انذار) مى ‏كنیم اما جز بر طغیانشان افزوده نمى ‏شود.[1] شجره ملعونه که در خواب به پیامیر صلّی الله علیه و آله نشان داده شده است، مایه آزمایش برای مردم معرفی شده است. باید بررسی کنیم اولا منظور از شجره ملعونه چیست؟ و ثانیا مصداق آن کیست؟


منظور از شجره ملعونه در آیه شریفه


شجره همان طور كه به درخت هاى ساقه‏ دار اطلاق مى ‏شود، همچنین به ریشه ‏هایى كه از آنها شاخه ‏هاى فرعى جوانه مى‏ زند نیز اطلاق مى‏ گردد، مانند ریشه ‏هاى مذهبى و اعتقادى و وقتى می ‏گویند، فلانى از شجره مباركه ‏اى است معنایش این است كه ریشه و دودمان مباركى دارد و از ترکیب این کلمه با کلمه ملعون این معنا روشن خواهد شد كه شجره ملعونه یكى از اقوام ملعونه در كلام خدا هستند كه صفات شجره را دارند، یعنى از یك ریشه منشعب شده و نشو و نما نموده و شاخه ‏هایى شده‏ اند، و مانند درخت، بقایى یافته اند و میوه ‏اى داده ‏اند[2]، خداوند با این تمثیل قرآنی، نفرت خود را نسبت به آن بیان می کند. با توجه به معنای شجره ملعونه باید بررسی کنیم مصداق شجره ملعونه چیست؟


بنی امیه


در تفسیر عیاشی[3] از امام باقر علیه السلام نقل شده است که منظور از شجره ملعونه، بنی امیه است. فخر رازی از علمای اهل سنت در کتاب تفسیر[4] خود از ابن عباس نقل می کند که منظور از شجره ملعونه، بنی امیه است. چنانچه امام صادق علیه اسلام در ذیل آیه شریفه می فرماید:
«أَنَّ النَّبِی ص رَأَى ذَاتَ لَیلَةٍ كَأَنَّ قُرُوداً أَرْبَعَةَ عَشَرَ قَدْ عَلَوْا مِنْبَرَهُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ، فَلَمَّا أَصْبَحَ قَصَّ رُؤْیاهُ عَلَى أَصْحَابِهِ، فَسَأَلُوهُ عَنْ ذَلِكَ. فَقَالَ: یصْعَدُ مِنْبَرِی هَذَا بَعْدِی جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَیشٍ لَیسُوا لِذَلِكَ أَهْلًا. قَالَ الصَّادِقُ (عَلَیهِ السَّلَامُ): هُمْ بَنُو أُمَیةَ»،
همانا رسول خدا صلّی الله علیه و آله شبی در خواب دید، چهارده میمون از منبر او، یکی بعد از دیگری بالا می روند. و زمانی که صبح شد رویای خود را برای اصحابش تعریف کرد. از ایشان در مورد تعبیر آن پرسیدند، رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: بعد از من گروهی از قریش بر منبر من بالا می روند در حالی که اهل و شایسته نیستند. امام صادق علیه السلام در ادامه فرمودند: آنها بنو امیه هستند[5].
سلسله بنی امیه با خلافت معاویه آغاز شد و با شکست مروان بن محمد به پایان رسید. در درس گذشته به جنایتی که معاویه، در حق اسلام انجام داد اشاره کردیم. با بررسی دلیل نقلی در ذیل این آیه مصداق بارز شجره ملعونه، همان بنی امیه است. ولی با توجه به معنای وسیعی که شجره ملعونه دارد می توان به هر گروه منحرفی اطلاق شود و مصادیق آن، منحصر به زمان و مکان خاصی نیست.
امیر المومنین علیه السلام در تبیین یکی دیگر از مصادیق شجره ملعونه می فرماید:
«... أَهْل الشَّجَرَةِ الْمَلْعُونَةِ الَّذِینَ حَاوَلُوا إِطْفَاءَ نُورِ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِم‏...[6]»،
اهل شجره ملعونه کسانی هستند که تلاش کردند با کلامشان نور خدا را تغییر بدهند. منظور کسانی هستند که به هر نحو برای نابودی اسلام قدم برمی دارند و تلاش می کنند آن را نابود سازند. یعنی کارهایی را انجام می دهند که نتیجه آن خاموشی و نابودی اسلام است. به عبارت دیگر به صورت مستقیم برای مقابله با اسلام قدم بر نمی دارند بلکه کارهایی را انجام می دهند که در نتیجه سبب تضعیف و انحراف از اسلام می شود. به عنوان مثال: کسانی که به خدا دروغ می بندند و کارهای باطل خود را به خدا نسبت می دهند تا با این کار نور خدا را خاموش کنند. چنان چه خداوند در قرآن می فرماید:
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ یدْعى‏ إِلَى الْإِسْلامِ وَ اللَّهُ لا یهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ یرِیدُونَ لِیطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»،
چه كسى ظالم تر است از آن كس كه بر خدا دروغ مى ‏بندد (و تكذیب كند) در حالى كه دعوت به اسلام مى ‏شود، خداوند قوم ظالم را هدایت نمى ‏كند آنها مى‏ خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولى خدا نور خود را كامل مى‏ كند هر چند كافران خوش نداشته باشند[7].
رسول خدا صلّی الله علیه و آله در ذیل این آیات می فرماید:
«... مَنْ فَسَّرَ الْقُرْآنَ بِرَأْیهِ فَقَدِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِغَیرِ عِلْمٍ لَعَنَهُ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ ...[8]»،
هرکسی که قرآن را با رای خود تفسیر کند به تحقیق بر خدا دروغ بسته است و کسی که بدون علم فتوایی صادر کند، ملائک آسمان ها و زمین او را لعن می کنند. یکی از مصادیق شجره ملعونه کسانی هستند که در تفسیر قرآن فقط به اجتهاد و تفکر خود یعنی همان رای و نظر شخصی خود، بسنده می کنند.


تفسیر به رأی اهل تصوف


از زمان قبل از اسلام تا عصر حاضر، تصوف در میان مسلمانان، تحت عنوان باطن گرایى در برابر شریعت عبادى و اخلاقى اسلام قد علم نموده و در قالب فرقه هاى متعدد و مختلف باعث تفرقه در امت اسلامى شده است، بلکه امورى را به نام سرّ و مغز شریعت، که به اعتقاد خودشان هیچ ظاهر و دلیلى نه در قرآن و نه در روایات بر آنها دلالت ندارند، مطرح کرده و موجبات تحیّر و انحراف برخى مسلمانان را از مسیر مستقیم شریعت اسلام فراهم نموده اند، همانند فرقه گنابادیه، فرقه ذهبیه، فرقه شیخیه، فرقه خاکساریه و ... . این فرقه ها در ایران نیز طرفدارانی دارند و به اسم اسلام با عقاید باطل خود سبب انحراف مسلمانان می شوند.
یكى از بدعت هاى خطرناك صوفیان پیمودن راه تأویل و تفسیر به رأى و بازى با الفاظ نسبت به تبیین آیات قرآن است. اهل تصوف به منظور تطبیق عقاید و آداب و مبانى خود بر مبانى اسلامى، هرگونه تأویل و توجیه را در قرآن و حدیث و نصوص شرع براى خود جایز شمرده اند و هرجا ظواهر و نصوص شریعت را با عقاید مقبول خویش معارض دیده اند، دست به تأویل آن نصوص زده اند تا تضاد آن دو را از بین ببرند؛ و با این روش ادعا دارند، از چهار صد و هفت آیه قرآن در تأیید مبانى و اصول خود بهره گرفته اند. آن ها اسم این تطبیق ها، تأویل ها وتوجیهات را تفسیر باطنى نامیده و معانی را که از آن به دست می آوردند، رموز و اشارات بطون و دقایق و مغز و لب قرآن و حدیث می نامند. درحالات بعضى از اقطاب و سران صوفیه نقل شده است، كه مى گویند: زمانی که موسی ع بر برادر خود هارون ع  غضب كرد و گفت: «ما مَنَعَكَ اِذْ رَأَیتَهُمْ ضَلُّوا اَلاّ تَتَّبِعَنِ اَفَعَصَیتَ اَمْرى»، این بوده كه، چرا نگذاشتى آنها گوساله را بپرستند و چرا مانع شدى[9].
بدیهى است این گفتار آنان و برداشت آنان از آیه قرآن بر خلاف صریح آیه شریفه می باشد. چنان چه مفسرین در تفسیر و تبیین آن می نویسند: این آیات به دنبال بحثى كه موسى ع با بنى اسرائیل در نكوهش شدید از گوساله پرستى داشت و در آیات قبل از همین سوره به آن اشاره شده، آمده است. نخست رو به برادرش هارون كرده و می گوید: «یا هارُونُ ما مَنَعَكَ إِذْ رَأَیتَهُمْ ضَلُّوا أَلَّا تَتَّبِعَنِ»، اى هارون! چرا هنگامى كه مشاهده كردى این قوم گمراه شدند، از من پیروى ننمودى؟ مگر هنگامى كه مى ‏خواستم به میعادگاه بروم نگفتم جانشین من باش و در میان این جمعیت به اصلاح بپرداز و راه مفسدان را در پیش مگیر، تو چرا با این بت‏ پرستان به مبارزه برنخواستى؟[10]. چنان چه ملاحظه فرمودید برداشت اهل تصوف مغایر است با آنچه صریح آیات به آن می پردازد.
یکی از مصادیق دیگر شجره ملعونه کسانی از اهل تصوف هستند که با برداشت نادرست از قرآن و منابع دینی سبب انحراف مردم از اسلام می شوند.


خودآزمایی


1- معنای شجره معلونه را بنویسید؟
2- مصادیق شجره ملعونه را نام ببرید.
3- با توجه به حدیث رسول خدا صلّی الله علیه و آله منظور از « وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ...» چه کسانی هستند؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1]  سوره اسراء آیه 60/ ترجمه مکارم
[2]  تفسیر المیزان ج13 ص136
[3]  تفسیر عیاشی ج2 ص297
[4]  تفسیر کبیر فخر رازی ج20 ص361
[5]  تفسیر البرهان ج3 ص 544
[6]  تفسیر نور الثقلین ج3 ص179
[7]  سوره صف آیات 7 الی 9 /ترجمه مکارم
[8]  بحار الانوار ج36 ص 227
[9]  صوفی گری از دیدگاه قرآن و حدیث ( محمد بیستونی ) ص 114 و 115
[10]  تفسیر نمونه ج13 ص 282

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
برچسب ها: تولی و تبری
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: