کد مطلب: ۴۸۳۴
تعداد بازدید: ۳۶
تاریخ انتشار : ۱۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۰
جهاد | ۱۲
در دوران جاهلیت یک زندگی طبقاتی بر آن جامعه حکومت می ‌کرد. آنها که اشراف و اعیان بودند، خودشان را صاحب و مستحق همه چیز می ‌دانستند و آن‌ هایی که هیچ چیز نداشتند مستحق چیزی نمی شدند. اشراف خود را محبوب و عزیز خدا می دانستند...
در درس قبل به شرایط و کیفیت تبلیغ در جامعه پرداختیم و در ادامه مباحث قبل، به دیگر وظایف مجاهد عرصه فرهنگی خواهیم پرداخت.


عدم تبعیض بین مردم


یکی دیگر از خصوصیات بسیار بارز سبک تبلیغی پیغمبران که شاید در مورد پیامبر خدا(ص) بیشتر آمده است، مسئله عدم تبعیض میان مردم در تبلیغ اسلام است، بین تفاوت و تبعیض فرق است در تفاوت برتری بین افراد هست و یک منشاء عقلایی و حکیمانه دارد ولی در تبعیض برتری دادن بدون دلیل است. اگر در جامعه این تبعیض زیاد شود سبب فساد خواهد شد.
در دوران جاهلیت یک زندگی طبقاتی بر آن جامعه حکومت می ‌کرد. آنها که اشراف و اعیان بودند، خودشان را صاحب و مستحق همه چیز می ‌دانستند و آن‌ هایی که هیچ چیز نداشتند مستحق چیزی نمی شدند. اشراف خود را محبوب و عزیز خدا می دانستند، و می گفتند: خدا ما را عزیز خود دانسته و همه چیز به ما داده است، پس آخرت هم همین طور است.
آنان به پیغمبر می ‌گفتند: یا رسول الله! آیا می‌ دانی عیب کار تو چیست؟ می ‌دانی چرا ما حاضر نیستیم رسالت تو را بپذیریم؟ برای این که تو آدم‌ های پست و اراذل ( منظور افرادی که تمکن مالی و موقعیت اجتماعی خوبی نداشتند مانند بلال و عمار و سمیه و امثال این افراد) را اطراف خودت جمع کرده ای. این ها را کنار بگذار، آن وقت ما اعیان و اشراف می ‌آییم. قرآن می‌ گوید به این ها بگو: «وَ ما أَنَا بِطارِدِ الْمُؤْمِنِین‏»، من هرگز ایمان آورندگان را طرد نخواهم كرد[1]. من کسی را که ایمان داشته باشد، به جرم این که غلام است، برده است، فقیر است، طرد نمی کنم.
«وَ لا تَطْرُدِ الَّذِینَ یدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِی یرِیدُونَ وَجْهَه‏»،
  آنها را كه صبح و شام خدا را مى ‏خوانند و جز ذات پاك او نظرى ندارند، از خود دور مكن‏[2]. این اشخاص را هرگز از خودت دور نکن، اشراف هر کاری که می خواهند انجام دهند[3].


بشارت و انذار


بشارت با ایجاد امید برای تلاش در مسیر حق، نقش مهمی در تبلیغ ایفا می ‌نماید؛ از این ‌رو از شیوه ‌های تبلیغ حضرت موسی(ع) استفاده از بشارت الهی در کنار انذار است. خداوند می ‌فرماید:
«...وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى‌ تَكْلِیماً رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلَّا یكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ‌...»،
 و خداوند با موسى سخن گفت. پیامبرانى كه بشارت‌ دهنده و بیم ‌دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتى براى مردم بر خدا باقى نماند[4]. همچنین در کنار بشارت به مؤمنین و صالحان، بحث انذار و ترساندن معصیت کاران از عذاب و مجازات الهی نیز بسیار تأثیرگذار است، به طوری که یكى از شیوه ‌هاى تبلیغی انبیاء و اولیاء الهی، انذار مردم از عاقبت معصیت و نافرمانی خداوند متعال می باشد. قرآن کریم در باره شیوه انذاری حضرت موسى در امر تبلیغ، و هشدار دادن به عذاب ‌ها و خطرهاى احتمالى بر اثر نافرمانی خداوند متعال، می فرماید:
«قالَ لَهُمْ مُوسى‌ وَیلَكُمْ لا تَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ كَذِباً فَیسْحِتَكُمْ بِعَذابٍ وَقَدْ خابَ مَنِ افْتَرى‌»،
موسى(ع) به ساحران گفت: واى بر شما، به خدا دروغ مبندید كه شما را با عذاب سخت هلاك مى ‌كند و هر كه دروغ بندد، نومید می ‌شود[5].


انتخاب وزیر و جلب همكارى هارون


از شیوه‌ هاى مهم در تبلیغ، بهره‌ گیرى از نیروهاى هم‌ عقیده و تقسیم كار میان آنها و رفع نواقص احتمالى است؛ از سویى، چون كمالات ظاهرى و معنوى در هیچ ‌كس به ‌طور كامل گرد نمى‌ آیند، باید از فضایل و فنون افراد مختلف در عرصه دعوت نیز استفاده مطلوب شود تا روند تبلیغ به نتایج قابل ‌قبول بینجامد. حضرت موسى(ع) با شناخت كامل شرایط موجود، از وضعیت خود تا قدرت و شوكت مخالفان و جهل و خرافه حاكم بر مردم، خواهان پشتیبانى و همراهى هارون شد و حتى مقام نبوت را از خداوند برایش طلبید؛
«وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی، هارُونَ أَخِی، اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَ أَشْرِكْهُ فِی أَمْرِی»،
 وزیرى از خاندانم براى من قرار بده. برادرم هارون را. به وسیله او پشتم را محكم كن.و او را در كار من شریك گردان[6]. برادر موسى ع، هارون نیز شخصیتى بزرگ، دنیادیده و خداجو و موحد بود كه با گفتارى شیوا، دل ‌نشین و منطقى استوار مى‌ توانست به‌ خوبى از عهده حمایت موسى(ع) برآید و ضمن دادن اطمینان بیشتر به حضرت موسى ع، در مسیر دعوت، او را از مشورت ‌ها و چاره‌ جویى ‌هاى خود بهره ‌مند سازد و در صورت وجود كمبودها و نواقص، آنها را مرتفع نماید[7].
حضرت عیسی(ع) نیز چون از پراکندگی نیروهای جبهه ایمان رنج می برد، دست به این اقدام حیاتی زد و کاراترین و زبده ترین نیروهای خود را زیر پرچم و عنوان واحد حواریون گرد آورد.
«وَ إِذْ أَوْحَیتُ إِلَى الْحَوارِیینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی قالُوا آمَنَّا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنا مُسْلِمُونَ »،
به خاطر بیاور زمانى را كه به حواریین وحى فرستادم كه به من و فرستاده‏ ام مسیح(ع) ایمان بیاورید و آنها دعوت مرا اجابت كردند و گفتند: ایمان آوردیم، خداوندا گواه باش كه ما مسلمان و در برابر فرمان تو تسلیم هستیم[8].‏
« فَلَمَّا أَحَسَّ عِیسى‏ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ قالَ الْحَوارِیونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ اشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ »،
هنگامى كه عیسى از آنان احساس كفر (و مخالفت) كرد، گفت: كیست كه یاور من به سوى خدا (براى تبلیغ آیین او) گردد؟ حواریان [شاگردان مخصوص او] گفتند: ما یاوران خداییم، به خدا ایمان آوردیم، و تو (نیز) گواه باش كه ما اسلام آورده ‏ایم[9].
مرحوم علامه طباطبایی در این خصوص می گوید: «عیسی(ع) با این پرسش می خواست تعداد مردان مؤمن قومش را بشناسد که در راه حق آماده و در صحنه حاضرند تا گروه دینداران تشکیل شوند و هوادار رسالت عیسی(ع) و مبلغ دعوت او باشند. این طبیعت همه قدرت های مادی و اجتماعی است که در آغاز راه، مرکز و کانونی برای فعالیت و گسترش آن برمی گزینند و از آن برای پیشبرد اهداف خود بهره می جویند؛ چنان که نظیر آن را در اسلام در بیعت عقبه و بیعت شجره شاهدیم که رسول خدا خواست عِده و عُده موجود خود را متمرکز سازد[10].
این تشکّل ایمانی می تواند در شرایط فشار و خفقان، به جمع مؤمنان نیرویی دوچندان بدهد که سخن و عقیده خویش را با جسارت بیشتر ابراز دارند. نیز موجب آن می شود که مخالفان برای چنین گروه به هم پیوسته و منسجم جایگاهی نو قائل شوند و همچنین باعث تشویق اهل تردید به پیوستن به صف موحدان می گردد و عذر و بهانه را از همه می گیرد؛ چه، نوعی اتمام حجت نیز به شمار می رود.
به عنوان مثال، آیه 14 سوره صف نشان می دهد که گروهی از مردم در اثر وفا داری حواریون و اعلام آمادگی آنان برای یاری خدا و رسول او عیسی، به پذیرش دعوت و ایمان تشویق شدند[11]:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصارَ اللَّهِ، كَما قالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ لِلْحَوارِیینَ مَنْ أَنْصارِی إِلَى اللَّهِ، قالَ الْحَوارِیونَ نَحْنُ أَنْصارُ اللَّهِ، فَآمَنَتْ طائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ، وَ كَفَرَتْ طائِفَةٌ، فَأَیدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلى‏ عَدُوِّهِمْ، فَأَصْبَحُوا ظاهِرِینَ »،
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید یاوران خدا باشید همان گونه كه عیسى بن مریم به حواریون گفت: چه كسانى در راه خدا یاوران من هستند؟ حواریون گفتند: ما یاوران خدا هستیم، و در این هنگام گروهى از بنى اسرائیل ایمان آوردند و گروهى كافر شدند، ما كسانى را كه ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تایید كردیم و سرانجام بر آنها پیروز شدند[12].
نکته مهمی که در این مورد باید توجه داشت، باید نیروهاى كارآمد را از نیروهاى ناكارآمد جدا کرد تا بتوان نیروهاى غیرمفید را از مجموعه طرد كرد، زیرا حضور آنها باعث سست شدن سایر افراد می شود. در سوره بقره زمانی که طالوت به فرماندهى لشكر بنى اسرائیل منصوب شد و سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنان گفت:
«قالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلَّا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیده»،
به آنها گفت: خداوند شما را با یك نهر آب امتحان مى ‏كند، آنها كه از آن بنوشند از من نیستند و آنها كه جز یك پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نچشند از من می باشند[13]. در اینجا لشكریان طالوت در برابر آزمون بزرگى قرار گرفتند، و آن مساله مقاومت شدید در برابر تشنگى، و چنین آزمونى براى لشكر طالوت- مخصوصا با سابقه بدى كه براى بنى اسرائیل در بعضى جنگ ها داشتند- ضرورت داشت، چرا كه پیروزى هر جمعیتى، بستگى به مقدار انضباط و قدرت ایمان و استقامت در مقابل ‏دشمن و اطاعت از دستور رهبر و فرمانده دارد.
طالوت مى‏ خواست بداند انبوه لشكر تا چه اندازه، فرمان او را اطاعت مى‏ كنند، به ویژه این كه آنها با تردید و دودلى و حتى اعتراض، رهبرى او را پذیرفته بودند، گر چه در ظاهر تسلیم شده بودند ولى شاید هنوز در باطن، شك و تردید بر دل هاى آنها حكومت مى ‏كرد، به همین دلیل مامور مى ‏شود كه آنها را امتحان كند، تا روشن شود، آیا این سربازان كه مى‏ خواهند در برابر شمشیر آتش بار دشمن بایستند، توانایى تحمل مقدارى تشنگى را دارند یا نه؟[14]


خودآزمایی


1-   با توجه به آیه 52 سوره انعام، یکی از ویژگی های پیامبر (ص) را در عرصه تبلیغ بیان کنید؟
2-   با توجه به آیات 29 الی 32 سوره طه، یکی از ضرورت های مهم در تبلیغ چیست؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره شعراء آیه 114/ ترجمه مکارم
[2] سوره انعام آیه 52/ ترجمه مکارم
[3] برگرفته از دائره المعارف طهور ص24827 (سایت کتابخانه قائمیه)
[4] سوره نساء آبه 164 و 165/ ترجمه مکارم
[5] سوره طه آیه 61/ ترجمه مکارم
[6] سوره طه آیات 29 الی 32/ ترجمه مکارم
[7] برگرفته از مقاله روش شناسی تبلیغ حضرت موسی ع بر پایه نگرش قرآن، مصطفی عباسی مقدم، سایت پورتال پژوه تبلیغ.
[8] سوره مائده آیه 111/ ترجمه مکارم
[9] سوره آل عمران آیه 52/ ترجمه مکارم
[10] ترجمه تفسیر المیزان ج3 ص 317 و 318
[11] دائره المعارف طهور ص 1879 (سایت کتابخانه قائمیه)
[12] سوره صف آیه 14/ ترجمه مکارم
[13] سوره بقره آیه 249/ ترجمه مکارم
[14]  تفسیر نمونه ج2 ص243

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
مجید رضایی
برچسب ها: جهاد جهاد فرهنگی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: