کد مطلب: ۴۸۴۲
تعداد بازدید: ۳۳
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۸
امر به معروف و نهی از منکر| ۴۶
انکار عملی، مرتبه دیگری از امر به معروف و نهی از منکر است که اگر امر به معروف و نهی از منکر به‌ صورت تذکر و برخورد لفظی اثر نکرد و سخن نرم، ملاطفت و موعظه اثر نبخشید، یا سبب جرئت و گستاخی بیشترِ گناهکار گردید، باید با چنین شخصی با تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد.
پیش‌تر بیان گردید که در آیین حیات بخش اسلام برای اجرای دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر، مراحل و مراتبی در نظر گرفته شده است، همچنین دو مرتبه نخستین امر به معروف و نهی از منکر را بیان کردیم، اکنون باید گفت اگر دو مرحله قبل یعنی انکار قلبی و انکار زبانی مؤثر نیفتد، باید از انکار عملی بهره برد و معروف را در جامعه گسترش داد و از رواج منکر جلوگیری به عمل آورد.[1] چنان چه پیش از این بیان گردید، در روایتی از امام باقر(ع) به مراتب سه گانه امر به معروف و نهی از منکر اشاره شده و ترتیب انجام آن ها نیز تبیین شده است.
امام باقر(ع) می فرمایند:
«فَأَنْكِرُوا بِقُلُوبِكُمْ وَ الْفِظُوا بِأَلْسِنَتِكُمْ وَ صُكُّوا بِهَا جِبَاهَهُمْ‏ وَ لَا تَخَافُوا فِی اللَّهِ لَوْمَةَ لَائِمٍ فَإِنِ اتَّعَظُوا وَ إِلَى الْحَقِّ رَجَعُوا فَلَا سَبِیلَ عَلَیهِمْ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یظْلِمُونَ النَّاسَ وَ یبْغُونَ‏ فِی الْأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ‏ هُنَالِكَ‏ فَجَاهِدُوهُمْ بِأَبْدَانِكُمْ وَ أَبْغِضُوهُمْ بِقُلُوبِكُمْ غَیرَ طَالِبِینَ سُلْطَاناً وَ لَا بَاغِینَ مَالًا وَ لَا مُرِیدِینَ بِظُلْمٍ ظَفَراً حَتَّى یفِیئُوا إِلَى أَمْرِ اللَّهِ وَ یمْضُوا عَلَى طَاعَتِهِ».
با قلب خود (منکَر را) انکار کنید [انکار قلبی] و با زبانتان با آنان (اهل معصیت) سخن گویید [انکار زبانی] و به پیشانی آن ها بزنید و از ملامت و سرزنش ملامت گرها نهراسید؛ اگر به سوی حق برگشتند و از گناهان خود توبه کردند، دیگر سرزنش آنان سزاوار نیست (دیگر به امر به معروف و نهی از منکر ایشان ادامه ندهید). همانا اشکال متوجه کسانی است که به مردم ستم روا می دارند و در روی زمین به ناحق سرکشی می کنند، با آنان جهاد کنید [انکار عملی]، آنان را از عمق دل، دشمن بدارید و در این امر، نه در پی کسب قدرت و نه درصدد کسب مال باشید، نه این که بخواهید از روی سرکشی بر دیگران پیروز شوید، تا سر به فرمان خدا بگذارند و بر اساس طاعت الهی سلوک کنند.[2]
انکار عملی، مرتبه دیگری از امر به معروف و نهی از منکر است که اگر امر به معروف و نهی از منکر به‌ صورت تذکر و برخورد لفظی اثر نکرد و سخن نرم، ملاطفت و موعظه اثر نبخشید، یا سبب جرئت و گستاخی بیشترِ گناهکار گردید، باید با چنین شخصی با تندی برخورد کرد و با اعتراض شدید مانع عصیان او شد. البته بنا بر فرمایش امام باقر علیه السلام، چنین برخوردی، اعتراض و ملامت دیگران را در پی دارد؛ حتی ممکن است دوستان فرد نهی ‏کننده، او را به دلیل پرخاش گری سرزنش کنند. امّا از ملامتِ ملامت ‏کنندگان نباید ترسید؛ اگرچه ملامت گران از نزدیک ‏ترین دوستان آمر یا ناهی باشند؛ زیرا اگر مردم از ترس ملامت و سرزنش دیگران، نهی از منکر را ترک کنند، بلا نازل می ‏شود و تر و خشک با هم می ‏سوزند.[3]


معنی انکار عملی


دو معنی برای انکار عملی یا انکار بِالیَد گفته شده است که البته مراد فقها از انکار عملی در مرتبه سوّم، معنای دوّم آن می باشد:
1- عمل کردن: شیخ الطائفه، محقق طوسی چنین فرموده است: «و الأمر بالمعروف یكون بالید و اللّسان. فأمّا بالید، فهو أن یفعل المعروف و یجتنب المنكر على وجه یتأسّى به النّاس». امر به معروف و نهی از منکر با دست و زبان است، امّا با دست، این است که انسان، خودش معروف را انجام دهد و از منکر اجتناب ورزد به گونه ای که مردم به او تأسّی کنند (و او را الگوی خود قرار دهند).[4]
2- اعمال قدرت: معنای معروف و مشهور «انکار بِالیَد» این است که اگر با زبان به امر و نهی پرداخت و مؤثر واقع نشد، با اِعمال قدرت، جلوی منکر و ترک معروف را بگیرد. امام خمینی (ره) در توضیح «انکار بالید» فرموده‌اند:
«لو علم أو اطمأن بأن المطلوب لا یحصل بالمرتبتین السابقتین‌ وجب الانتقال إلى الثالثة، و هی أعمال القدرة مراعیا للأیسر فالأیسر».
اگر بداند یا اطمینان پیدا کند که مطلوب با دو مرتبه سابق (قلبی و لفظی) حاصل نمی شود، واجب است به مرتبه سوّم منتقل شود و آن (مرتبه سوّم) عبارت است از به کاربردن قدرت، در حالی که باید مراعات آسان تر و ساده تر آن را بنماید.[5] شیخ طوسی، چند سطر بعد به همین معنی نیز توجه داده اند:
«و قد یكون الأمر بالمعروف بالید بأن یحمل النّاس على ذلك ...».
 و گاهی امر به معروف با یَد این است که مردم را وادار به انجام معروف (و ترک منکر) کند.[6]


مراحل انکار عملی


خود این مرتبه (انکار عملی) نیز دارای درجاتی است که باید از آن که محظور کم تری دارد، شروع کند و به درجات شدیدتر پیش رود.[7] به طور خلاصه: 1- فاصله انداختن میان گنهکار و گناه، 2- گرفتن دست گنهکار و کنار زدن او یا برداشتن ابزار گناه و تصرف در آن، 3- از بین بردن یا خراب نمودن ابزار گناه، 4- حبس و تادیب و تنبیه گنهکار، 5- زدن گنهکار و آزار دادن او، 6- کشتن و قتل گنهکار (در مواردی خاص یا با اجازه حاکم اسلامی).[8] شیخ طوسی در این رابطه می نویسد:
«و قد یكون الأمر بالمعروف بالید بأن یحمل النّاس على ذلك بالتأدیب و الرّدع و قتل النّفوس و ضرب من الجراحات، إلّا أنّ هذا الضّرب لا یجب فعله إلّا بإذن سلطان الوقت المنصوب للرّئاسة. فإن فقد الإذن من جهته، اقتصر على الأنواع التی ذكرناها».
و گاهی امر به معروف با «یَد» این است که مردم را وادار بر انجام معروف (و ترک منکر) کند به وسیله ادب کردن، مانع شدن و بازداشتن، قتل نفس و به نوعی جراحت وارد کردن، ولی این ضرب (زدن، جراحت وارد کردن و قتل نفس) انجامش واجب نمی شود مگر به اذن حاکم وقت که برای ریاست و رهبری منصوب شده است. اگر اذن از سوی حاکم نبود، باید بر انواع دیگری از انکار که ذکر کردیم (انکار قلبی و زبانی) اکتفا کرد.[9] 


انکار عملی با اذن حاکم


نکته مهمی که در این جا قابل ذکر است و در کلام شیخ طوسی نیز بدان اشاره شده، آن است که در مواردی که اقامه معروف و از بین بردنِ منکر موقوف به ضَرب و جَرح (و به طریق اولی قتل) باشد، حتماً باید آن را به عهده حکومت اسلامی و یا حاکم شرع گذاشت، و وظیفه حکومت اسلامی است که در این قبیل امور دخالت کند و به نحو صحیح و با قاطعیت و صلابت با اشاعه دهندگان فساد و فحشاء برخورد نماید. آری در صورتی که منکر، امری است که از نظر شارع اهمیت فوق العاده ای دارد، مثلاً حفظ جان مسلمان (یا کسی که حفظ جانش محترم باشد، اگرچه مسلمان نباشد)، حال اگر کسی به قصد قتل با او گلاویز شده است و شما هم می توانید با مقداری ضرب و جرح مانع از این کار بشوید، واجب است اقدام کنید و منتظر رسیدن و اقدام نیروی پلیس نمانید.[10]
قرآن کریم در وصف مؤمنین و مجاهدین فی سبیل الله می فرماید:
«الَّذِینَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ».
همان كسانى كه هر گاه در زمین به آن ها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا مى ‏دارند، و زكات مى ‏دهند، و امر به معروف و نهى از منكر مى‏ كنند، و پایان همه كارها از آن خداست.[11] در واقع مؤمنین کسانی هستند که اگر خداوند متعال به آن ها قدرت و حکومتی عنایت کرد، از آن برای اقامه فرامین الهی در جامعه بهره می برند و یکی از این فرائض که نقش کلیدی و محوری دارد، امر به معروف و نهی از منکر است که باید برای اقامه معروف ها و نابودی منکرات، با تمام مراتب آن در جامعه اسلامی پیاده شود.
اساساً مهم ترین کارکرد حکومت، حاکمیت دادن به ارزش ها و معروف هایی است که مسلمانان به دلیل قرآن و سنّت پذیرفته اند. در امر به معروف و نهی از منکر عملی، بعضی درجات آسان تر، وظیفه همگان است، امّا جایی که باید با خشونت اقدام شود، به مجوز حاکم اسلام نیاز هست و در جامعه اسلامی که دولت اسلامی مستقر است، برخورد باید از طرف مقام رسمی و با مجوز رسمی صورت پذیرد، تا هرج و مرج پیش نیاید.[12]
امیر المؤمنین علی(ع) در توضیح فلسفه حکومت داری خود، در خطبه 131 نهج البلاغه به اقامه حدود و فرائض، و اصلاح جامعه اسلامی و ایجاد امنیت اشاره نموده و می فرمایند:
«اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ یكُنِ الَّذِی كَانَ‏ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی‏ سُلْطَانٍ‏ وَ لَا الْتِمَاسَ شَی‏ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِی بِلَادِكَ فَیأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ».
 بارخدایا! تو آگاهی آن چه از ما صادر شده (جنگ ها و زد و خوردها)، نه برای میل و رغبت در سلطنت و خلافت بوده و نه برای به دست آوردن چیزی از متاع دنیا، بلکه برای این بود که (چون فتنه و فساد در شهرها شیوع یافت و ظلم و ستم بر مردم وارد گشت و حلال و حرام تغییر کرد، خواستیم) آثار دین تو را (که تغییر یافته بود) بازگردانیم و در شهرهای تو اصلاح و آسایش را برقرار نمائیم تا بندگان ستم کشیده ات در امن و آسودگی بوده و احکام تو که ضایع مانده جاری گردد.[13]
و تاریخ شهادت می دهد که علی(ع) برای حصول این اهداف از هیچ تلاشی فروگذار نکرد و در این مسیر از مراتب سه گانه امر به معروف و نهی از منکر نیز به شایستگی بهره برد. لذا علی(ع) پس از رسول خدا (ص) والاترین الگوی حقیقی آمر به معروف و ناهی از منکر است که با حکومت هرچند کوتاه خود، بسیاری از فرائض الهی را اقامه فرمود و آخرین حجّت پروردگار در آخرالزمان، حکومتی بنا خواهد کرد که بدان وسیله دین خدا را آن چنان که شایسته است، احیا خواهد نمود.
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- مرتبه سوّم امر به معروف و نهی از منکر را توضیح دهید؟
2- در چه صورتی انکار عملی نیازمند اذن حاکم شرع است؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 185.
[2] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏5 ص 56.
[3] بزرگ ترین فریضه (مصباح یزدی) ص 88.
[4] النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوى ص 299.
[5] تحریر الوسیلة ج ‌1 ص 479.
[6] النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوى ص 300.
[7] آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر ص 83 و 84.
[8] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 185.
[9] النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوى ص 300.
[10] آموزش ملی امر به معروف و نهی از منکر ص 84 و 85.
[11] سوره حج/ آیه 41 (ترجمه مکارم).
[12] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 191 و 192. (با تلخیص)
[13] نهج البلاغة (ترجمه فیض الاسلام) خطبه 131.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: