کد مطلب: ۴۸۷۷
تعداد بازدید: ۳۵
تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۴۰۰ - ۱۶:۰۹
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۱۰۱
سرزنش کردن انسانْ دیگری را به خاطر گناهی که انجام داده یا به خاطر عیبی که دارد، از رذائل بسیار خطرناک خُلقی است و در روایات زیادی نسبت به این رفتار ناشایست، تحذیر و هشدار داده شده است.
در نوشتار قبل در باره آزار و اذیت دیگران به عنوان یکی از اسباب ایجاد نفرت و دشمنی سخن گفتیم و یک مورد از مصادیق آن را نام بردیم. در این نوشتار به ادامه این بحث خواهیم پرداخت.
مسخره کردن یکی از رفتارهای زشتی است که باعث رنجش خاطر دیگران می شود و آن ها را آزرده می سازد. مسخره كردن یا استهزاء در اصطلاح، عبارت است از بيان كردن گفتار، كردار و يا اوصاف ظاهرى و يا باطنى افراد به‏ وسيله قول، يا فعل، يا اشاره و يا كنايه به ‏گونه ‏اى كه باعث خنده ديگران گردد؛ براى مثال اگر كسى سخن ديگرى يا رفتار او را تقليد كند و اداى او را در آورد به‏ گونه ‏اى كه ديگران از اين رفتار او بخندند و فرد مورد تمسخر، احساس خفّت و شرمندگى كند، فعل «استهزاء» صورت گرفته است. صدور اين فعل از فاعل آن، يا از خباثت نفس سرچشمه مى ‏گيرد، يا به دليل كينه و دشمنى است؛ يا از روى كبر و خود بزرگ ‏بينى و يا تنها به جهت تملّق و خنداندن اطرافيان است كه به هر روى، از نظر شرع حرام و به شدت نكوهش شده است.[1]
خداوند متعال بندگان خود را دوست می دارد و تمسخر و اهانت به ایشان، موجبات خشم پروردگار را بر می انگیزد. رسول خدا (ص) می فرمایند:
«لَا تُحَقِّرَنَ‏ أَحَداً مِنَ‏ الْمُسْلِمِينَ‏ فَإِنَّ صَغِيرَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ كَبِيرٌ».
هیچ یک از مسلمین را تحقیر مکن که کوچک ایشان نزد خداوند بزرگ و گران قدر است.[2] همچنین در بزرگی گناه تحقیر مسلمان می فرمایند:
«حَسْبُ‏ ابْنِ‏ آدَمَ‏ مِنَ‏ الشَّرِّ أَنْ يُحَقِّرَ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ».
از حیث شرّ و بدی برای فرزند آدم، تحقیر برادر مسلمانش کفایت می کند.‏[3]


2- سرزنش و شماتت:


سرزنش کردن انسانْ دیگری را به خاطر گناهی که انجام داده یا به خاطر عیبی که دارد، از رذائل بسیار خطرناک خُلقی است و در روایات زیادی نسبت به این رفتار ناشایست، تحذیر و هشدار داده شده است. اگر انسان، کسی را که مبتلا به گناه یا عیبی هست، نصیحت کند یا او را از آن منکر نهی کند، کار خوبی است، ولی اگر در کنار این تذکر و نصیحت او را سرزنش هم بکند، کار ناپسندی است.[4] امام صادق (ع) می فرمایند:
«مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِذَنْبٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ».
هر کس مؤمنی را به خاطر گناهی سرزنش کند، نمی میرد تا این که خود او به آن گناه مبتلا شود.‏[5]
همچنین از جمله پست ‏ترين حالات آدمى، شماتت ديگران است به سبب بلا و مصيبت و گرفتارى كه به آنان رسيده است. در باره معنی شماتت در لغت چنین آمده است:
«شَمِتَ بِهِ (يَشْمَتُ) إِذَا فَرِحَ بِمُصِيبَةٍ نَزَلَتْ بِه». یعنی شماتت، شادمانی از بلا و مصیبتی است که به دیگری رسیده است.[6] ‏امام صادق (ع) فرمودند:
«لَا تُبْدِي‏ الشَّمَاتَةَ لِأَخِيكَ‏ فَيَرْحَمَهُ اللَّهُ وَ يُصَيِّرَهَا بِكَ وَ قَالَ مَنْ شَمِتَ بِمُصِيبَةٍ نَزَلَتْ بِأَخِيهِ لَمْ يَخْرُجْ مِنَ الدُّنْيَا حَتَّى يُفْتَتَنَ».
در گرفتارى برادر ايمانى خود شماتت و اظهار شادى مكن كه خداوند به او رحم مى ‏كند و آن گرفتارى را به سوى تو برمى ‏گرداند. و فرمود: هركس كه برادر خود را به مصيبتى كه بر او فرود آمده شماتت كند از دنيا نرود تا خود به آن گرفتار شود.[7] سرزنش كردن و شماتت برادران، اسباب كينه و عداوت است، و باعث دل شکستگی و آزار و اذیت ایشان می شود و پيوند اخوت را ريشه‏ كن مى ‏سازد.[8]


3- فحش و ناسزا:


بد گفتن و فحش دادن و ناسزاى به مردم، كمال بى ‏ادبى و عملى دور از اخلاق، و برنامه ‏اى خلاف وزانت و وقار و درستى و ديندارى است. فحش دادن نیز از دیگر کارهای ناشایستی است که موجب رنجش خاطر و اذیت دیگران شده و تخم عداوت و کینه را در دل ها می پروراند. قرآن مجيد به مردم مؤمن اجازه‏ ناسزا حتّى به دشمنان خدا نمى‏ دهد. روايات و احاديث نه تنها از ناسزا گفتن به مردم برحذر داشته اند، بلکه از فحش دادن به حيوانات و عناصر و اشيا نیز نهى كرده ‏اند. قرآن کریم می فرماید:
«وَ لا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ...».
شما اى اهل ايمان، به آنان كه غير خدا را به عنوان معبود مى ‏خوانند دشنام ندهيد، كه آنان هم در پاسخ شما از روى جهالت و نادانى به خدا ناسزا مى ‏گويند.[9] رسول گرامی اسلام (ص) فرمودند:
«لَا تَسُبُّوا النّاسَ فَتَكْسِبُوا الْعَداوَةَ بَيْنَهُمْ».[10]
به مردم دشنام ندهيد كه محصولش كسب دشمنى بين ايشان است.[11]


4- خیانت:


خیانت یکی دیگر از اعمال زشتی است که باعث اذیت دیگران و نفرت و دشمنی آن ها می شود. كلمه‏ خيانت در مقابل امانت، و خائن در برابر امين است. بنا بر اين كسى كه در امانات الهى و امانات مردم تصرّف نابجا كند و به كسى كه او را امين دانسته ضربه وارد كند، خائن است. خيانت امرى بسيار ناپسند، و كارى است كه از شيطان و شيطنت مايه مى ‏گيرد و از ويژگي هاى مردم بى ‏دين يا سست عقيده است.
كتاب خدا در آياتى به موارد خيانت از قبيل: خيانت چشم ها (نظر دوزى به نامحرم)، خيانت به خويش (ضربه زدن به شخصيت انسانى و تخريب آخرت‏ خود)، خيانت در امانات (چه امانات الهى مانند استعدادها و اعضا و جوارح و روح و روان، چه امانات مردمى مانند اموال و اسرار)، خيانت در معامله‏ اقتصادى و معاشرت اشاره مى ‏كند و در نهايت اعلام مى ‏دارد كه خداوند مردم خائن و ناسپاس را دوست ندارد:
«وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى‏ سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ».
چنان چه از خيانت قومى از معاهدان خود به خاطر پيمان شكنى ايشان مى ‏ترسى، در اين صورت با توجه به عدل، درستى عهد آنان را از عهده‏ خود بردار و به آنان اعلام كن كه مرا با شما پيمانى نيست، همانا خداوند مردم خيانت پيشه را دوست ندارد.[12]
خداوند از شدّت نفرتى كه به خيانت دارد، اكيداً اهل ايمان را از خيانت به خدا و رسول و خيانت در امانات منع مى ‏كند[13]:
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا أَماناتِكُمْ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ».
 اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! به خدا و پيامبر خيانت نكنيد! و (نيز) در امانات خود خيانت روا مداريد، در حالى كه مي دانيد (اين كار، گناه بزرگى است).[14] رسول خدا (ص) فرمودند:
«لَيْسَ مِنَّا مَنْ يُحَقِّرُ الْأَمَانَةَ يَعْنِي يَسْتَهْلِكُهَا إِذَا اسْتَوْدَعَهَا وَ لَيْسَ‏ مِنَّا مَنْ‏ خَانَ‏ مُسْلِماً فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ‏».
 از ما نیست کسی که امانت را کوچک بشمارد یعنی وقتی آن را به امانت بگیرد، از بین ببرد، و از ما نیست کسی که در خانواده و مال مسلمانی خیانت کند.[15] و در سخنى خطاب به ابوذر فرمودند:
«يَا أَبَا ذَرٍّ الْمَجَالِسُ بِالْأَمَانَةِ وَ إِفْشَاءُ سِرِّ أَخِيكَ‏ خِيَانَةٌ فَاجْتَنِبْ ذَلِكَ».
ای ابوذر! مجالس امانت هستند و فاش کردن راز برادرت خیانت است، پس از آن بپرهیز.‏[16]
به هر حال خيانت در امانت از منفورترين اعمال و از زشت ‏ترين گناهان است، كسى كه در امانت خيانت مى ‏كند در حقيقت منافق است، چنان كه در حديث از پيامبر نقل شده:
«آية المنافق ثلاث: اذا حدث كذب، و اذا وعد اخلف، و اذا ائتمن خان، و ان صام و صلّى و زعم انه مسلم».
نشانه منافق سه چيز است: هنگام سخن دروغ مى ‏گويد، و به هنگامى كه وعده مى‏ دهد تخلّف مى‏ كند و به هنگامى كه امانتى نزد او بگذارند خيانت مى ‏نمايد، چنين كسى منافق است هر چند روزه بگيرد و نماز بخواند و خود را مسلمان بداند.[17] اصولا ترك خيانت در امانت از وظائف و حقوق انسانى است يعنى حتّى اگر صاحب امانت مسلمان هم نباشد نمى ‏توان در امانت او خيانت كرد.[18]


5- دروغ:


بدیهی است که انسان دروغگو نزد همه مردم، چهره ای منفور، دوست نداشتنی و غیرقابل اعتماد است. فرد دروغگو با دروغی که به دیگران می گوید، هم سبب آزردن ایشان می شود و هم خود را از چشم آن ها می اندازد. وقتی مردم از کسی دروغ می شنوند، احساس می کنند که فرد دروغگو برای آن ها حرمتی قائل نیست و در پی مخفی کاری و فریب دادن ایشان می باشد. ملا احمد نراقی در معراج السعاده می نویسد: «و آن (دروغ) از جمله گناهان كبيره، بلكه قبيح ‏ترين گناهان و خبيث ‏ترين آن ها است. صفتى است كه آدمى را در ديده ‏ها خوار، و در نظرها بى ‏وقع و بى ‏اعتبار مى ‏سازد. و سرمايه خجالت و انفعال، و باعث دل شكستگى و ملال. سبب و اساس ريختن آبرو در نزد خلق خدا، و باعث سياه‏ روئى دنيا و عقبى است. و آيات در مذمّت اين صفت بسيار، و اخبار در نكوهش آن بى ‏شمار است. خداوند كريم مى ‏فرمايد:
[إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ‏][19]
يعنى: اين است و جز اين نيست كه به دروغ، افترا مى ‏بندند كسانى كه ايمان به خدا ندارند».[20]
لذا امیر المؤمنین (ع) می فرمایند:
«لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ».
بنده‌ای طعم ایمان را نمی چشد تا این که دروغ را به شوخی و جدّی ترک نماید.[21] در باب مذمّت و تبعات دروغ، آیات و روایات فراوانی وجود دارد که به جهت اختصار به همین مقدار بسنده می کنیم.
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- دو مورد از اسباب اذیت دیگران و جلب دشمنی و نفرت را نام برید؟
2- با تکیه بر یک آیه و حدیث، خیانت را توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] قرآن، روانشناسى و علوم تربيتى (عباس‏نژاد، محسن‏) ص 347.
[2] مجموعة ورام ج ‏1 ص 31.
[3] همان ج ‏2 ص 122.
[4] حدیث نت (پایگاه اطلاع رسانی حدیث شیعه)، ۵۳۰ - پرهیز از سرزنش و ملامت، شارح: محمد محدی ری شهری.
[5] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 356.
[6] المصباح المنیر ج 2 ص 322.
[7] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 359.
[8] سيرى در سپهر اخلاق (كانون نشر و ترويج فرهنگ اسلامى حسنات اصفهان‏) ج ‏2 ص 492. [با دخل و تصرف].
[9] سوره انعام/ آیه 108.
[10] تحف العقول ص 42.
[11] توبه آغوش رحمت (انصاریان، حسین) ص 361 و 362. [با دخل و تصرف].
[12] سوره انفال/ آیه 58.
[13] توبه آغوش رحمت (انصاریان، حسین) ص 355 و 356. [با دخل و تصرف].
[14] سوره انفال/ آیه 27 (ترجمه مکارم).
[15] الإختصاص (مفيد، محمد بن محمد) ص 248.
[16] مكارم الأخلاق (طبرسى، حسن بن فضل‏) ص 470.
[17] نهج الفصاحة ص 156.
[18] تفسير نمونه ج ‏7 ص 137.
[19] سوره نحل/ آیه 105.
[20] معراج السعادة ص 573.
[21] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 340.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: