کد مطلب: ۴۸۷۸
تعداد بازدید: ۲۲
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۴۰۰ - ۱۳:۲۹
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۱۰۲
مردم از متکبّرین و فخرفروشان به شدّت نفرت دارند و برخی از آن ها اگر برایشان فرصت مناسب و مقتضی فراهم شود، در پی ضربه زدن و انتقام گرفتن از فرد متکبّر هستند.
در نوشتار قبل در باره مواردی از اسباب اذیت و آزار دیگران و در نتیجه ایجاد نفرت و دشمنی در آن ها سخن گفتیم. در این نوشتار به ادامه این بحث خواهیم پرداخت.


6- فخرفروشى و برترى ‏جويى‏:


تفاخر، مباهات و برترى ‏جويى كه از جهل محض و سفاهت ناشى مى ‏شود از عوامل مخرب روابط ايمانى است. انسان های متکبّرِ فخر فروش، با این عمل سفیهانه، باعث آزار دیگران شده و مهر خود را از دل ایشان بیرون می کنند. مردم از متکبّرین و فخرفروشان به شدّت نفرت دارند و برخی از آن ها اگر برایشان فرصت مناسب و مقتضی فراهم شود، در پی ضربه زدن و انتقام گرفتن از فرد متکبّر هستند. آدميان به سبب ‏هاى گوناگون دچار تفاخر و برترى‏ جويى مى ‏شوند، از جمله: علم و دانش، عمل و عبادت، نسب و حسب، جمال و زيبايى، مال و مكنت، قدرت و نيرومندى، داشتن پيروان و ياران و شاگردان و خدمت گزاران و فاميل و خويشان، كه بازگشت هر گونه برترى‏ جويى جز سفاهت نسبت به خود و خالق هستى نيست.[1]
خداوند متعال در قرآن کریم از فخرفروشان متکبّر اعلان انزجار کرده و فرموده:
«... إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاً فَخُوراً».
خداوند، كسى را كه متكبر و فخر فروش است، دوست نمى ‏دارد.[2] و جایگاه ایشان را مکان وحشتناکی از دوزخ معرّفی نموده است:
«فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ».
(به آن ها گفته مى ‏شود:) اكنون از درهاى جهنم وارد شويد در حالى كه جاودانه در آن خواهيد بود! چه جاى بدى است جايگاه مستكبران.[3]
در باره جایگاه متکبّرین در دوزخ، امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
 «إِنَّ فِي جَهَنَّمَ لَوَادِياً لِلْمُتَكَبِّرِينَ يُقَالُ لَهُ سَقَرُ شَكَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شِدَّةَ حَرِّهِ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ أَنْ يَتَنَفَّسَ فَتَنَفَّسَ فَأَحْرَقَ جَهَنَّمَ».
به درستی که در جهنّم مکانی برای متکبّرین وجود دارد که به آن سقر گفته می شود. سقر از شدّت حرارت خود به خداوند عزّ و جلّ شکایت کرد و درخواست کرد تا نفسی بکشد، پس (خداوند اجازه داد و) نفس کشید و (نفس او) جهنم را سوزاند.[4] از امام باقر و امام صادق علیهما السّلام روایت شده است که فرمودند:
«لَا يَدْخُلُ الْجَنَّةَ مَنْ فِي قَلْبِهِ مِثْقَالُ ذَرَّةٍ مِنْ كِبْرٍ».
داخل بهشت نمی شود کسی که به اندازه ذره ای تکبّر در دلش باشد.[5]


7- نمّامی (سخن چینی):


زندگى اجتماعى هميشه توأم با تزاحم ها و نزاع ها است و يكى از شاخه ‏هاى تزاحم، بگو و مگوهائى است كه در ميان افراد صورت مى‏ گيرد و گاه دامنه پيدا مى ‏كند و به مشاجرات شديد و حتّى در بعضى اوقات ممكن است به خون ‏ريزى منتهى شود. وظيفه ديگران اين است كه در اصلاح ذات البين و رفع سوء تفاهم و فراهم آوردن جوّ خوش بينى و حسن ظن در ميان افرادى كه درگير مناقشات هستند بكوشند و به اصطلاح آب به روى آتش بپاشند.
ولى متأسفانه گروهى هستند كه بر اثر انگيزه ‏هاى مختلف درست در جهت خلاف اين مطلب گام برمى ‏دارند، گوئى بنزين بر آتش مى ‏پاشند و دامنه اين حريق را وسيع تر مى ‏كنند و به يقين در تمام مفاسدى كه از آن به بار مى ‏آيد شريك و سهيم ‏اند؛ سخن اين را براى آن مى ‏برند و سخن آن را براى اين و حتّى گاهى از خودشان چيزى نيز بر آن مى ‏افزايند. اين گروه را سخن چين مى ‏نامند و از بدترين خلق خدا هستند در حالى كه گروه اوّل صالحان و مصلحانند و كار آن ها در حدّ جهاد فى ‏سبيل ‏اللّه است. همان گونه كه در روايات وارد شده است:
«اجْرُ الْمُصْلِحِ بَيْنَ النَّاسِ كَاجْرِ الُمجاهِدِ بَيْنَ اهْلِ الْحَرْبِ».
در آيات و روايات اسلامى اشارات زيادى در نكوهش اين رذيله اخلاقى و ستايش فراوان درباره اصلاح ذات البين آمده است.[6]
قرآن کریم می فرماید:
«وَ لا تُطِعْ كُلَّ حَلاَّفٍ مَهِينٍ * هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ».
و از كسى كه بسيار سوگند ياد مى‏ كند و پست است اطاعت مكن، * كسى كه بسيار عيب جوست و به سخن چينى آمد و شد مى ‏كند.[7]
از رسول گرامی اسلام (ص) روایت شده که فرمودند:
«أَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِشِرَارِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِيمَةِ الْمُفَرِّقُونَ‏ بَيْنَ‏ الْأَحِبَّةِ الْبَاغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَايِبَ».
 آيا شما را به شريرترين افراد شما خبر دهم؟ گفتند: آرى، اى رسول خدا! فرمود: آن هايى كه بسيار سخن ‏چينى مى ‏كنند، در ميان دوستان جدايى مى ‏افكنند، و براى افراد پاك و بي گناه در جستجوى عيوبند.‏[8]
سخن چینی یکی از بدترین رذایل اخلاقی است که مفاسد عظیمی را به دنبال دارد. نمّام (سخن چین) به واسطه نمّامی در میان مردم، رابطه برادری، دوستی و محبّت ایشان را از بین برده و آن ها را نسبت به هم دشمن می کند. چه بسیار خانواده ها که بر اثر نمّامی یک انسان فاسد از هم پاشیده و چه بسا طایفه و قوم و قبیله هایی که بر اثر نمّامی به جان هم افتاده و از کشته های یکدیگر پشته ساخته اند. ملّا احمد نراقی در این رابطه حکایتی را نقل می کند که مطالعه آن برای اهل عبرت خالی از لطف نیست:
آورده ‏اند كه: مردى بنده ‏اى فروخت، به خريدار گفت: اين بنده هيچ عيبى ندارد جز سخن چينى. خريدار گفت: راضى شدم. پس آن را خريد و برد. چند روزى كه از اين گذشت. روزى آن غلام به زن آقاى خود گفت: من يافته ‏ام كه آقاى من تو را دوست ندارد! و مى‏ خواهد زنى ديگر بگيرد. زن گفت: چاره چيست؟ گفت: قدرى از موى زير زنخ (چانه) او را به من ده تا به آن افسونى خوانم و او را مسخّر تو گردانم. زن گفت: چگونه موى زير زنخ او را به دست آورم؟ گفت: چون بخوابد، تيغى بردار و چند موى از آن جا بتراش و به من رسان. بعد از آن به نزد آقا رفت. و گفت: زن تو با مرد بيگانه طرح دوستى افكنده، و اراده كشتن تو كرده است. چنان چه خواهى صدق من بر تو روشن شود، خود را به خواب وانماى، و ملاحظه كن. مرد به خانه رفته چنين كرد. زن را ديد با تيغ بر بالين او آمد. يقين به صدق غلام كرده، بى ‏محابا از جا برخاست و زن را به قتل رسانيد. در ساعت، غلام خود را به خويشان زن رسانيده، ايشان را از قتل زن اخبار نمود. ايشان آمده شوهر را كشتند. و شمشيرها در ميان قبيله زن و شوهر كشيده شد و جمعى كثير به قتل رسيدند».[9]
سخن چین با رفتار زشت خود، مهر و محبّت را در میان دیگران نابود می کند و به همین سبب، یکی از منفورترین چهره ها در جامعه شخص نمّام است.
در باره سخن‌چین در معراج السعاده چنین آمده است: در زمان حضرت موسى- على نبيّنا و آله و (ع)- در بنى اسرائيل قحط و خشك سالى شد. موسى- (ع)- چندين دفعه به دعاى باران بيرون رفت و اثرى نبخشيد. حضرت كليم اللّه در اين باب مناجات كرد. وحى به او رسيد كه: «در ميان شما سخن چينى هست، و من به شومى او دعاى شما را مستجاب نمى‏ كنم». و از مضمون اين خبر مى ‏توان دانست كه صاحب اين صفت، چقدر از رحمت الهى دور است، كه از شئامت همراهى او، دست ردّ بر سينه مدعاى حضرت كليم نهاده، و درِ رحمت و فيض بر روى امّتى نگشاده. و مروى است كه: «ثلث عذاب قبر، به واسطه سخن چينى است». و هر كه حقيقت اين صفت خبيثه را بشناسد، مى ‏داند كه سخن‏ چين، بدترين مردمان و خبيث ‏ترين ايشان است، زيرا صاحب اين صفت، منفكّ نمى‏ شود از دروغ و غيبت و مكر و خيانت و كينه و حسد و نفاق و إفساد ميان بندگان خدا، و خدعه. و همه اين صفات، باعث هلاكت ابدى و شقاوت سرمدى است.[10]
مطالبی که تا کنون بیان گردید، تنها قسمتی از اسباب جلب کینه و دشمنی دیگران بود. برای پرهیز از طولانی شدن بحث به همین مقدار بسنده می کنیم.


نتیجه‌گیری


مباحثی که مطرح شد، ذیل شرح دعای امام زین العابدین علیه السّلام بود که حضرت در دعای مکارم الاخلاق به درگاه خداوند متعال چنین عرضه داشتند: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَبْدِلْنِي‏ مِنْ‏ بِغْضَةِ أَهْلِ الشَّنَآنِ الْمَحَبَّةَ/ خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و کینه شدید کینه توزان نسبت به من را، به محبّت تبدیل فرما». چنان چه پیش از این بیان گردید، برای دفع دشمنی ها و ایجاد محبّت و دوستی دو عامل باید دست به دست هم بدهند تا این اتّفاق فرخنده محقّق شود. یکی دعا و درخواست از مسبّب الاسباب و خداوندی که منشأ تمامی خیرات است و دیگری اراده، همّت و تلاش مردم است در جهت از میان برداشتن دشمنی ها و ایجاد محبّت و دوستی در سطح جامعه. برای برداشتن دشمنی و ایجاد محبّت لازم است انسان با عوامل و اسباب آن آشنا شود تا با به کار بستن عوامل دوستی و جلب محبّت و پرهیز از اسباب دشمنی، با تکیه بر توفیق الهی بتواند در این مسیر وظیفه خویش را ادا نموده و به مقصود خود دست پیدا کند. مواردی که تاکنون از عوامل جلب محبّت و اسباب دشمنی ذکر شد، بر همین اساس بیان گردید. به امید آن که در این مسیر کارگر افتد.


خودآزمایی


1- دو مورد از اسباب دشمنی را نام برید؟
2- نمامّی را توضیح داده و یک آیه و روایت در مذمّت آن بنویسید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سيرى در سپهر اخلاق (كانون نشر و ترويج فرهنگ اسلامى حسنات اصفهان‏) ج ‏2 ص 502 و 503. [با دخل و تصرف].
[2] سوره نساء/ آیه 36 (ترجمه مکارم).
[3] سوره نحل/ آیه 29 (ترجمه مکارم).
[4] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 310.
[5] همان.
[6] اخلاق در قرآن (مکارم شیرازی) ج ‏3 ص 295 و 296.
[7] سوره قلم/ آیه 10 و 11 (ترجمه مکارم).
[8] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 369 [ترجمه روایت از تفسیر نمونه].
[9] معراج السعادة  ص 546.
[10] همان  ص 544 و 545.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: