کد مطلب: ۴۸۸۸
تعداد بازدید: ۱۱
تاریخ انتشار : ۲۳ شهريور ۱۴۰۰ - ۰۸:۵۰
آسیب‌های اجتماعی| ۳۵
بدون آرامش روانى، نمى‌ توان از جوان، انتظار تقوا داشت. بدون آرامش‌ روانى، نه نسل سالم و صالح پدید مى ‌آید، و نه سازندگىِ اخلاقى و اجتماعى اتّفاق مى ‌افتد و نه ارزش ‌هاى دینى و آرمان توحید، گسترش مى ‌یابد.
در نوشتار قبل توضیح دادیم که برخلاف دو رویکرد افراط و تفریط گونه با غریزه جنسی در غرب، در فرهنگ اسلامی، رویکردی اعتدالی، همراه با پذیرش واقعیت و شناخت دقیق حقیقت غریزه جنسی دیده می شود؛ به گونه ای که هم شهوت گرایی و برخورد افراطی با غریزه جنسی و هم برخورد تفریطی یعنی عزلت گزینی، رهبانیت و عدم استفاده مطلق از لذت های جنسی مشروع، در اسلام مردود است. همچنین بیان شد یکی از طبیعی ترین و اساسی ترین برنامه های دینی اسلام برای تعدیل غریزه جنسی، ازدواج و ارضای این غریزه از راه مشروع و معقول است. خوب است برای تبیین این موضوع ابتدا به آیات قرآن و پس از آن روایات اهل بیت علیهم السّلام مراجعه مختصری داشته باشیم.


زوج خلق شدن انسان


در دین اسلام به حقیقتی در مورد خلقت انسان اشاره شده است که یکی از ریشه های کنترل و هدایت غریزه جنسی را آشکار می کند. قرآن کریم در مورد خلقت انسان می فرماید:
«وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْواجاً ...».
خداوند شما را از خاكى آفرید، سپس از نطفه ‏اى سپس شما را به صورت زوج هایى قرار داد.[1] و یا در جای دیگر فرموده است: «وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً».
و شما را به صورت زوج ها آفریدیم.[2] همچنین در سوره نحل می فرماید:
«وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً ...».
خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد.[3] «ازواج» جمع «زوج» به معنى جفت، و جنس مذكر و مؤنث است، و آفرینش انسان از این دو جنس علاوه بر این كه ضامن بقاى نسل او است، سبب آرامش جسم و جان او محسوب مى‏ شود. و به تعبیر دیگر جنس مذكر و مؤنث هر كدام مكمّل وجود دیگرى و بر طرف كننده كمبودهاى طرف مقابل مى ‏باشد.[4]
 بر اساس ظاهر این آیات معلوم می شود که اساس خلقت انسان بر مبنای زوجیّت بنا نهاده شده است. به عبارت دیگر خداوند متعال انسان ها را زوج آفریده و بر همین اساس بعد از آن که انسان به سنّ ازدواج می رسد، به طور طبیعی باید ازدواج کند تا در مسیر کمال و رشد طبیعی خود قرار بگیرد. زندگی انفرادی (یعنی تجرّد) با طبیعت خلقت بشر سازگار نیست و مشکلات عدیده ای را برای افرادی که از ازدواج خودداری می کنند به دنبال خواهد داشت. بنا بر این ازدواج نکردن عادتاً باعث ناهنجاری های مختلفی در جامعه می شود، و هر کار دیگری به جز ازدواج (زوجیّت) که برای ارضای غریزه جنسی صورت بگیرد، نه تنها جای خالی ازدواج را پُر نمی کند، بلکه آفات و عوارض نامطلوب فروان و بدی را از خود به جای می گذارد.


ازدواج مایه تکامل و آرامش


مهم‌ترین نكته قرآنى در تبیین حكمت ازدواج در قرآن، این است كه خداوند، وقتى مى ‌خواهد حكمت ازدواج و تشكیل خانواده را بیان كند، نمى‌ گوید: حكمت خلقت همسر و تشكیل خانواده، بقاى نسل یا فرزند صالح یا پیشگیرى از فساد یا سازندگى اخلاقى و اجتماعى و یا توسعه ارزش ‌هاى اسلامى است؛ بلكه به حكمتى اشاره مى ‌فرماید كه بدون آن، هیچ یك از اهداف خلقت انسان، قابل تحقّق نیست و آن، عبارت است از آرامش روانى. بدون آرامش روانى، نمى‌ توان از جوان، انتظار تقوا داشت. بدون آرامش‌ روانى، نه نسل سالم و صالح پدید مى ‌آید، و نه سازندگىِ اخلاقى و اجتماعى اتّفاق مى ‌افتد و نه ارزش ‌هاى دینى و آرمان توحید، گسترش مى ‌یابد.[5]
خداوند متعال در مورد ازدواج و اثر حاصل از آن در میان مردم فرموده است:
«وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَیها ...».
و از نشانه ‏هاى او این كه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در كنار آنان آرامش یابید.[6] نظیر این تعبیر در آیه 189 سوره اعراف نیز آمده است.[7] در تفسیر این آیه شریفه چنین آمده است:
آرى هر یك از مرد و زن دستگاه تناسلى دارند كه با دستگاه تناسلى دیگرى كامل مى ‏گردد و از مجموع آن دو توالد و تناسل صورت مى‏ گیرد، پس هر یك از آن دو فى نفسه ناقص، و محتاج به طرف دیگر است، و از مجموع آن دو، واحدى تام و تمام درست مى ‏شود، و به خاطر همین نقص و احتیاج است كه هر یك به سوى دیگرى حركت مى ‏كند، و چون بدان رسید آرام مى ‏شود، چون هر ناقصى مشتاق به كمال است، و هر محتاجى مایل به زوال حاجت و فقر خویش است، و این حالت همان شهوتى است كه در هر یك از این دو طرف به ودیعت نهاده شده.[8]
و از این جا مى ‏توان نتیجه گرفت آن ها كه پشت پا به این سنّت الهى مى‏ زنند وجود ناقصى دارند، چرا كه یك مرحله تكاملى آن ها متوقف شده (مگر آن كه به راستى شرائط خاص و ضرورتى ایجاب تجرد كند). به هر حال این آرامش و سكونت هم از نظر جسمى است، و هم از نظر روحى؛ هم از جنبه فردى و هم اجتماعى. بیماری هایى كه به خاطر ترك ازدواج براى جسم انسان پیش مى ‏آید قابل انكار نیست. همچنین عدم تعادل روحى و ناآرامی هاى روانى كه افراد مجرّد با آن دست به گریبانند كم و بیش بر همه روشن است. از نظر اجتماعى افراد مجرّد كم تر احساس مسئولیت مى ‏كنند و به همین جهت انتحار و خودكشى در میان مجرّدان بیشتر دیده مى ‏شود، و جنایات هولناك نیز از آن ها بیشتر سرمى ‏زند. هنگامى كه انسان از مرحله تجرّد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى ‏گذارد، شخصیت تازه ‏اى در خود مى ‏یابد، و احساس مسئولیت بیشترى مى ‏كند و این است معنى احساس آرامش در سایه ازدواج.[9]
تحقیقات نشان داده میزان ارتكاب جرائم و تنوّع و خطر آفرینى آن در سنّ نوجوانى و جوانى (پیش از ازدواج) بیش از دیگر سنین است. لذا جامعه شناسان معتقدند بالا بودن سطح جنایت براى طبقات سِنّى جوان، پدیده ‌اى است سخت پایدار. جرایمى از قبیل جرائم خشونت بار، تجاوز به عنف و اعتیاد، بالاترین ارقام خود را در این سنین دارد. همچنین هر چند میزان خودكشى در آمارهاى جهانى، در میانسالان (45 سال به بالا) بیشتر از دیگر گروه‌ هاى سِنّى است، امّا با این حال، با اعمال ملاحظات آمارى، مشخص مى ‌شود كه نسبت خودكشى در افراد مجرّد و تنها، به مراتب بیشتر از متأهّلان است. از سوى دیگر، طلاق نیز خودكشى را افزایش مى ‌دهد. مردانى كه از همسران خود جدا مى ‌شوند، بیش از زنان مطلقه خود را مى ‌كشند. مرگ همسر (زن یا شوهر) نیز میزان خودكشى را بالا مى ‌برد.[10]


ایجاد مودّت و رحمت


در ادامه آیه 21 سوره روم آمده است:

« ...وَ جَعَلَ بَینَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِكَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یتَفَكَّرُونَ».

و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏ هایى است براى گروهى كه تفكّر مى‏ كنند.[11] یكى از روشن ‏ترین جلوه‏ گاه‏ ها و موارد خودنمایى مودّت و رحمت، جامعه كوچك خانواده است، چون زن و شوهر در محبّت و مودّت ملازم یكدیگرند، و این دو با هم و مخصوصا زن، فرزندان كوچك تر را رحم مى ‏كنند، چون در آن ها ضعف و عجز مشاهده مى‏ كنند، و مى ‏بینند كه طفل صغیرشان نمى ‏تواند حوائج ضرورى زندگى خود را تامین كند، لذا آن محبّت و مودّت وادارشان مى ‏كند به این كه در حفظ و حراست، و تغذیه، لباس، منزل، و تربیت او بكوشند، و اگر این رحمت نبود، نسل به كلّى منقطع مى ‏شد، و هرگز نوع بشر دوام نمى ‏یافت.[12]
امّا میان مودّت و رحمت تفاوت هایی وجود دارد که دارای نکات جالبی است. فرق میان «مودّت» و «رحمت» ممكن است از جهات مختلفى باشد:
1- «مودّت» انگیزه ارتباط در آغاز كار است، امّا در پایان كه یكى از دو همسر ممكن است ضعیف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد «رحمت» جاى آن را مى‏ گیرد.
2- «موّدت» در مورد بزرگ ترها است كه مى ‏توانند نسبت به هم خدمت كنند امّا كودكان و فرزندان كوچك در سایه «رحمت» پرورش مى ‏یابند.
3- «مودّت» غالبا جنبه متقابل دارد، امّا رحمت یك جانبه و ایثارگرانه است، زیرا براى بقاء یك جامعه گاه خدمات متقابل لازم است كه سرچشمه آن مودّت است و گاه خدمات بلاعوض كه نیاز به ایثار و رحمت دارد.[13]
آفریدگار حكیم، خانواده را كانون مودّت و رحمت قرار داده است. مودّت و رحمت، در واقع، جان ‌مایه تحكیم پیوند خانوادگى است، هر چه قدر این جان ‌مایه تقویت شود، نهاد خانواده مستحكم ‌تر مى ‌گردد و آرامش بیشترى بر زندگى حاكم مى ‌شود. خداوند متعال، به طور طبیعى، پیمان ازدواج را عامل پیدایش مودّت و رحمت قرار داده و از این رو، گزارش شده[14] كه مردى خدمت پیامبر صلّى الله علیه و آله رسید و با شگفتى گفت: چگونه است كه مردى با زنى ازدواج مى ‌كند كه هرگز پیش از آن، نه او آن زن را دیده و نه آن زن او را؛ امّا همین كه ازدواج صورت مى‌ گیرد و مرد بر زنْ وارد مى ‌شود و همدم مى‌ گردند، هیچ چیز براى آن ها دوست داشتنى ‌تر از دیگرى نیست؟! پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله در پاسخ او، به قرائت این بخش از آیه مورد بحث بسنده كردند و فرمودند:
«وَ جَعَلَ بَینَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً».[15]
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد ان شاء الله.


خودآزمایی


1- زوج خلق شدن انسان به چه معناست؟ توضیح دهید.
2- چرا ازدواج موجب آرامش انسان و جامعه می شود؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره فاطر/ آیه 11 (ترجمه مکارم).
[2] سوره نبأ/ آیه 8 (ترجمه مکارم).
[3] سوره نحل/ آیه 72 (ترجمه مکارم).
[4] تفسیر نمونه ج ‏26 ص 18.
[5] تحكیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث (محمدی ری ‌شهری، محمد) ص 22.
[6] سوره روم/ آیه 21 (ترجمه مکارم).
[7] «هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیسْكُنَ إِلَیها ...». او خدایى است كه (همه) شما را از یك فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بیاساید. (ترجمه مکارم).
[8] ترجمه المیزان ج ‏16 ص 249.
[9] تفسیر نمونه ج ‏16 ص 391 و 392.
[10] تحكیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث (محمدی ری ‌شهری، محمد) ص 23 [پاورقی شماره 1].
[11] سوره روم/ آیه 21 (ترجمه مکارم).
[12] ترجمه المیزان ج ‏16 ص 250.
[13] تفسیر نمونه ج ‏16 ص 392 و 393.
[14] به نقل از تفسیر الثعلبی ج 7 ص 299، كشف الأسرار ج 7 ص 446، الكشف و البیان ج 7 ص 299.
[15] تحكیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث (محمدی ری ‌شهری، محمد) ص 17 و 18.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
برچسب ها: اخلاق ازدواج
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: