کد مطلب: ۴۹۹۳
تعداد بازدید: ۴۱
تاریخ انتشار : ۲۶ مهر ۱۴۰۰ - ۱۵:۴۶
امر به معروف و نهی از منکر| ۵۰
در همان زمان، موقعیت امیر مؤمنان علیه السّلام با ابوذر کاملاً متفاوت بود که وظیفه دیگری را می ‌طلبید. البته امام علی علیه السلام، به صورت ‏های کلی و خصوصی، انتقادهایی را مطرح می ‏کردند اما نه آن‌ گونه که ابوذر عمل می ‌کرد؛ چراکه موقعیت ایشان با ابوذر متفاوت بود.

کیفیت نهی از منکر امیر مؤمنان علیه السّلام و ابوذر


چنان چه پیش از این مطرح شد، شیوه های امر به معروف و نهی از منکر به نسبت افراد و شرایط مختلف، متفاوت است به طوری که نمی توان نسخه واحدی را برای همه موارد در نظر گرفت. خوب است برای روشن شدن این موضوع به جریان تاریخی در این مورد مراجعه کنیم.
ابوذر یکی از بزرگ ‌ترین صحابه پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله به ‌قدری به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عنایت داشت و بدان عمل می ‌کرد که عثمان، خلیفه سوم (اهل سنّت)، را به ستوه آورد و موجب شد که وی او را به شام تبعید کند. او در مقابل خلیفه، از باب نصیحت حاکم مسلمین، با صراحت انتقاد می ‏کرد و رسوایی‏ های مالی، بذل و بخشش ‏های بی‌ جا و جناح‌ گرایی و باند‌بازی دستگاه خلافت را گوشزد می ‌نمود تا کار به رسوایی کشیده شد. انتقادهای تند و صریح ابوذر در مقابل عثمان، به دلیل موقعیت خاص او در آن زمان بود؛ به ‌طوری ‌که عثمان نمی ‌توانست با او مقابله کند. موقعیت ابوذر در جامعه اسلامی، آن ‌چنان بود که به این زودی نمی ‏شد با او برخورد تند کرد. در شام نیز چون تمام مردم، ابوذر را به ‌منزله یکی از صحابه بزرگ پیامبر صلّی الله علیه و آله می‏ شناختند، نمی ‏توانستند به او جسارتی کنند. او انتقادهای خود را از دستگاه معاویه ادامه داد تا این که معاویه از عثمان خواست که او را به مدینه باز گرداند.
در همان زمان، موقعیت امیر مؤمنان علیه السّلام با ابوذر کاملاً متفاوت بود که وظیفه دیگری را می ‌طلبید. البته امام علی علیه السلام، به صورت ‏های کلی و خصوصی، انتقادهایی را مطرح می ‏کردند اما نه آن‌ گونه که ابوذر عمل می ‌کرد؛ چراکه موقعیت ایشان با ابوذر متفاوت بود. ایشان می‌ کوشیدند تا با موعظه کردن، مردم را از اعمال ناصواب برحذر دارند. پس ابوذر وظیفه ‌ای داشت و امیر مؤمنان علیه السلام وظیفه ‌ای دیگر. از این ‌روست که نه ‌تنها علی علیه السلام در این ‌زمینه با ابوذر مخالفتی نکردند، بلکه وقتی (سرانجام) ابوذر را به ربذه (که منطقه خشک و بی آب و علفی بود) تبعیت کردند، علی علیه السلام، امام حسن و امام حسین علیهما السلام را فرستادند تا او را مشایعت کنند. آن‌گاه کلام عجیبی را خطاب به ابوذر فرمودند که در نهج‌البلاغه نیز آمده است: «یَا أَبَاذَرٍّ إِنَّک غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوک عَلَی دُنْیَاهُمْ وَ خِفْتَهُمْ عَلَی دِینِک/ ای اباذر، همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی. این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی».
موقعیت علی علیه السلام در آن زمان، موقعیتی ویژه بود؛ به ‌گونه ‌ای ‌که مصلحت ایجاب نمی ‌کرد برخورد ایشان همچون ابوذر باشد؛ زیرا ایشان، در صورتی ‌که بنای انتقادات شدید را در پیش می‌ گرفتند، متهم می ‏شدند که چون اعضای شورای شش ‌نفره، که علی علیه السلام هم خود در میان آن ها بود، او را برای خلافت رد کرده اند، کارشکنی می ‌کند. علی علیه السلام به‌ قدری تنها مانده بود که اگر انتقاد تندی می ‏کرد، فوراً از دستگاه حکومتی شایعه می‏ کردند که چون علی رأی نیاورده، حسادت می ‌ورزد و اسلام و نظام اسلامی را تضعیف می ‏کند. اما ابوذر هیچ ‌گاه ادعای خلافت نداشت و از ‌این ‌روی نمی ‌توانستند او را چنین متهم کنند.
بنا بر این هر کسی در هر موقعیت اجتماعی که قرار دارد، باید بکوشد وظیفه خود را درست تشخیص دهد و در هر پست و مقامی که قرار دارد، متناسب با شأن، مقام، موقعیت و شرایط زمانی و مکانی، آن کاری را انجام دهد که به نفع اسلام است؛ مثلاً نویسنده باید بنویسد، سخنران باید حرف بزند و مسئول رسمی کشور هم باید در اجرای احکام اسلام اهتمام داشته باشد.[1]


شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر


از آن چه گذشت دانستیم که شیوه های مختلفی برای انجام امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد که برای انتخاب هر یک از آن ها باید به خود معروف و منکر، شخص مورد نظر، شرایط زمانی و مکانی موجود و اموری از این دست توجه نمود و پس از آن با انتخاب شیوه مناسب با این موارد، اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کرد تا با عنایت پروردگار متعال، به بهترین وجه نتیجه مطلوب حاصل شود. همچنین بیان شد که یک شیوه برای موارد مختلف و متفاوت این فریضه کفایت نمی کند و چه بسا گاهی نتیجه منفی در پی داشته باشد. پس از تبیین ضرورت دقّت در انتخاب شیوه مناسب و کارآمد امر به معروف و نهی از منکر، وقت آن رسیده که به طرح و بررسی برخی از روش های مختلف این فریضه الهی بپردازیم.


دعوت با عمل


از بهترین راه های امر به معروف و نهی از منکر، ارائه ی الگوی رفتاری است؛ یعنی همین که انسان خودش به واجبات و مستحبّاتش عمل کند و محرّمات و مکروهات را ترک نماید، تبدیل به یک الگوی رفتاری برای دیگران می شود که آن ها را به طرفِ معروف سوق می دهد و از منکرات دور می سازد. بالعکس، اگر انسان خودش وظیفه اش را آن چنان که هست، انجام ندهد امر و نهی او دارای اثرِ ضعیفی خواهد بود، هر چند وظیفه اش ساقط نیست.[2] امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
«كُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیرِ أَلْسِنَتِكُمْ لِیرَوْا مِنْكُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاةَ وَ الْخَیرَ فَإِنَّ ذَلِكَ دَاعِیةٌ».
با غیر زبانتان (یعنی با عمل) مردم را (به معروف) دعوت کنید تا آن ها از شما ورع (پارسایی و پرهیز از گناه)، تلاش، نماز و کار خیر را ببینند که همانا آن (دیدن این امور از شما) دعوت کننده (به خیر و معروف) است.[3] امیر المؤمنین علیه السّلام در وصیّتی که به فرزند خود محمد بن حنفیه داشتند، به او سفارش می کنند:
«وَ كُنْ‏ آخَذَ النَّاسِ‏ بِمَا تَأْمُرُ بِهِ‏ وَ أَكَفَّ النَّاسِ عَمَّا تَنْهَى عَنْهُ».
و از کسانی باش که بیش از سایر مردم به آن چه امر می کنند، عمل می نمایند و در میان مردم نسبت به آن چه از آن نهی می نمایند، پرهیزگارتر است.‏[4]
بسیاری از مردم، از رفتار دیگران متأثّر می شوند به ویژه اگر آن شخص در نظرِ آنان دارای موقعیّت برتر باشد. کودک، رفتار پدر و مادر خود را الگو قرار می دهد، دانش آموز و دانشجو رفتار استاد را، مردم رفتارِ دیگرانی را که در نظر آنان دارای موقعیّت برتر می باشند، متدیّنین رفتار علما را و در مجموع، افراد یک جامعه بلکه حتّی جوامع گوناگون، به طور متقابل از یکدیگر متأثّر می شوند. بنا بر این در صورتی که رفتار فردی منطبق بر معیارهای برتر باشد، در یک فرایند طبیعی، دیگران را نیز به این معیار برتر نزدیک می کند و در حقیقت، دلالت عملی بر کار نیکو کرده است و پاداش کار نیکِ دیگران نیز به او خواهد رسید بدون آن که از پاداش آنان کاسته شود.[5]
از منظر اسلام هر کس در شکل گیری یک عمل صالح و یا اصلاح یک مفسده، ولو به اندازه یک امر به معروف و نهی از منکر، یا یک مشاوره و راهنمایی نقش داشته باشد، تا روزی که این معروف در جامعه انجام می شود، در این عمل خیر سهیم است گرچه سال ها پیش از آن از دنیا رفته باشد. رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله می فرمایند: «الدَّالُّ عَلَی الْخَیرِ کفَاعِلِهِ». کسی که به سوی خیر راهنمایی می کند، مانند کسی است که آن خیر را انجام داده است.[6] از امام صادق علیه السّلام نیز در این زمینه روایت شده است که فرمودند:
«فَكُلُّ سُنَّةٍ أَقَامَهَا الرَّجُلُ وَ جَاهَدَ فِی إِقَامَتِهَا وَ بُلُوغِهَا وَ إِحْیائِهَا فَالْعَمَلُ وَ السَّعْی فِیهَا مِنْ أَفْضَلِ الْأَعْمَالِ لِأَنَّهَا إِحْیاءُ سُنَّةٍ وَ قَدْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَةِ مِنْ غَیرِ أَنْ ینْقَصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَی‏ءٌ».
هر سنّتی که انسان آن را اقامه کند و در راه اقامه، به ثمر رسیدن و إحیای آن تلاش کند، پس عمل کردن و تلاش در این راه از برترین اعمال است چراکه این کار زنده کردن سنّت است در حالی که رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: هر کس سنّت نیکویی بگذارد، اجر آن سنّت و اجر هر کس که به آن عمل می کند تا روز قیامت برای اوست بدون آن که از اجر آن ها چیزی کم شود.[7]
از سوی دیگر اگر آمرین به معروف و ناهیان از منکر، خود عامل به معروف و تارک منکر نباشند، ناخواسته بر روی مخاطبین اثر منفی به جای می گذارد به این صورت که در ذهن ایشان این سؤال خطور می کند که اگر این معروف سزاوار عمل کردن است و یا ارتکاب این منکر شایسته نیست، پس چرا این فردِ آمر یا ناهی خود این امور را رعایت نمی کند؟! همین سؤال باعث تردید و سرد شدن نسبت به انجام فرامین پروردگار متعال می گردد. رسول خدا صلّی الله علیه و آله در سفارشات خود به ابن مسعود می فرمایند:
«یا ابْنَ مَسْعُودٍ لَا تَكُونَنَّ مِمَّنْ یهْدِی النَّاسَ إِلَى‏ الْخَیرِ وَ یأْمُرُهُمْ‏ بِالْخَیرِ وَ هُوَ غَافِلٌ‏ عَنْهُ‏ یقُولُ اللَّهُ تَعَالَى‏ أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُم».
ای پسر مسعود! هرگز از کسانی مباش که مردم را به سوی خیر هدایت می کنند و ایشان را به خیر امر می نمایند در حالی که خود از آن غافل اند، خداوند تعالی می فرماید: آیا مردم را به نیکی امر می کنید در حالی که خود را (از انجام نیکی) فراموش کرده اید؟!‏[8]
خَیثَمَة نقل می کند که امام باقر علیه السّلام به من فرمودند:
«أَبْلِغْ شِیعَتَنَا أَنَّهُ لَنْ ینَالَ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِعَمَلٍ وَ أَبْلِغْ شِیعَتَنَا أَنَّ أَعْظَمَ النَّاسِ حَسْرَةً یوْمَ الْقِیامَةِ مَنْ وَصَفَ عَدْلًا ثُمَّ یخَالِفُهُ إِلَى غَیرِهِ».
به شیعیان ما این پیام را برسان که هرگز به آن چه نزد خداست نخواهند رسید مگر به واسطه عمل (به دستورات الهی)، و به شیعیان ما ابلاغ کن که بیشترین کسی که روز قیامت حسرت می خورد کسی است که عدلی را توصیف می کند (دم از عدل می زند) امّا خودش بر خلاف آن عمل می نماید.[9]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- چرا شیوه امر به معروف و نهی از منکر برخی از صحابه با وفای امیر المؤمنین علیه السّلام همچون ابوذر با آن حضرت متفاوت بود؟
2- عامل بودن آمر به معروف و تارک بودنش از منکر را به عنوان یکی از شیوه های این فریضه شرح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] بزرگ ترین فریضه (مصباح یزدی، محّدتقی) ص 126 تا 129.
[2] دو فرمان الهی برای امت برتر: گفتاری فشرده و جامع پیرامون امر به معروف و نهی از منکر (مدرسی یزدی، محمدرضا) ص 115.
[3] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 78.
[4] من لا یحضره الفقیه ج ‏4 ص 387.
[5] دو فرمان الهی برای امت برتر: گفتاری فشرده و جامع پیرامون امر به معروف و نهی از منکر (مدرسی یزدی، محمدرضا) ص 118 و 119.
[6] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏4 ص 27.
[7] همان ج 5 ص 9 و 10.
[8] مكارم الأخلاق (طبرسى، حسن بن فضل‏) ص 457.
[9] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 300.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: