کد مطلب: ۴۹۹۵
تعداد بازدید: ۳۸
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۴۰۰ - ۰۷:۰۰
امر به معروف و نهی از منکر| ۵۲
گاهی برخی از تشویق ها به خاطر این که تناسبی با عمل فرد نداشته و یا در وقت مناسب خود انجام نشده، باعث تحقیر و تخریب شخصیت فرد و ایجاد عقده و کینه در او شده است، که همین امر می تواند لطمات جدی به روان و شخصیت فرد وارد سازد و آثار مخرّبی در پی داشته باشد.
در نوشتار قبل به بیان نکته ای ضروری در اجرای امر به معروف و نهی از منکر پرداختیم. در این نوشتار شیوه دیگری از این فریضه را مورد بررسی قرار می دهیم.


تشویق و تنبیه


یکی دیگر از شیوه‌های امر به معروف و نهی از منکر، روش تشویق افراد شایسته و تنبیه و تهدید افراد خطاکار است. تشویق افراد شایسته نه تنها باعث قوّت قلب آن ها می شود بلکه در افراد دیگر نیز ایجاد روحیه و انگیزه برای انجام معروف و ترک منکر می نماید؛ و از سوی دیگر تنبیه و تهدید نیز در ایجاد میل به معروف و انزجار و ترک منکر بسیار تأثیرگذار است. امیر المؤمنین علی علیه السّلام در نامه 53 نهج البلاغه خطاب به مالک اشتر در این باره می فرمایند:
«وَ لَا یكُونَنَّ الْمُحْسِنُ وَ الْمُسِی‏ءُ عِنْدَكَ بِمَنْزِلَةٍ سَوَاءٍ فَإِنَّ فِی ذَلِكَ ‏تَزْهِیداً لِأَهْلِ الْإِحْسَانِ فِی الْإِحْسَانِ وَ تَدْرِیباً لِأَهْلِ الْإِسَاءَةِ عَلَى الْإِسَاءَةِ وَ أَلْزِمْ كُلًّا مِنْهُمْ مَا أَلْزَمَ نَفْسَهُ».
هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشند، زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت و بدکاران در بدکاری تشویق می گردند، پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.[1]


دقّت در تشویق و تنبیه


در انتخاب نوع تشویق باید توجّه کرد که تشویق به گونه ای باشد که باعث دلگرمی فرد صالح شود، در صورتی که میزان و نوع تشویق با عمل فرد سنخیت نداشته باشد، می تواند نتیجه بدی از خود به جای بگذارد. گاهی برخی از تشویق ها به خاطر این که تناسبی با عمل فرد نداشته و یا در وقت مناسب خود انجام نشده، باعث تحقیر و تخریب شخصیت فرد و ایجاد عقده و کینه در او شده است، که همین امر می تواند لطمات جدی به روان و شخصیت فرد وارد سازد و آثار مخرّبی در پی داشته باشد. البته همیشه باید توجّه داشته باشیم که تشویق در اولویت قرار دارد. همچنین در انتخاب نوع تنبیه نیز خیلی باید دقّت کرد. انتخاب غلط نوع تنبیه و یا افراط در آن می تواند به شدّت آسیب زا باشد و حتّی نتایج نافرجامی را بر امر به معروف و نهی از منکر افراد مترتّب سازد. تنبیه در واقع به معنای هشدار و آگاه باشی است که رغبت افراد را نسبت به خطا کم می کند. هرگز نباید تنبیه جنبه انتقام و یا تخلیه کینه شخصی پیدا کند که در این صورت اثر سازنده خود را از دست خواهد داد.
شیوه های تشویق، بسیار مختلف و متنوع هستند. گاهی نگاهی تشویق آمیز و گاهی سخنی زیبا و دلگرم کننده و زمانی دادن هدیه و یا حتی یک برخورد تحسین آمیز و احترام آمیز، می تواند مشوّق خوبی برای افراد باشد. عمار بن حیان می گوید:
«خَبَّرْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع بِبِرِّ إِسْمَاعِیلَ ابْنِی بِی فَقَالَ لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّهُ وَ قَدِ ازْدَدْتُ لَهُ حُبّاً إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَتَتْهُ أُخْتٌ لَهُ مِنَ الرَّضَاعَةِ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَیهَا سُرَّ بِهَا وَ بَسَطَ مِلْحَفَتَهُ لَهَا فَأَجْلَسَهَا عَلَیهَا...».[2]
به محضر امام صادق علیه السّلام رسیدم، به آن حضرت عرض کردم: فرزندم اسماعیل، بسیار به من نیکی می کند و حقوق مرا به خوبی رعایت می کند. حضرت فرمودند: من فرزندت را دوست می داشتم؛ ولی اکنون با این سخن تو محبتم نسبت به او زیادتر شد و آن گاه امام صادق علیه السّلام این داستان را نقل فرمودند: روزی خواهر رضاعی رسول اکرم صلّی الله علیه و آله به محضر آن حضرت آمد. وقتی نگاه آن حضرت به او افتاد، بسیار شادمان شد و برای او فرشی گسترد و او را بر روی آن نشانید و با گرمی تمام با او به سخن پرداخت و مدام با تبسّم، به صورتش می نگریست.
آن زن پس از مدتی برخاست و خداحافظی کرد و از محضر آن حضرت بیرون رفت. پس از زمانی برادر همان زن که برادر رضاعی پیامبر صلّی الله علیه و آله بود، به محضر آن حضرت آمد، ولی حضرت با او همانند خواهرش رفتار نکرد و آن احترام ویژه را برای وی قائل نشد. وقتی آن مرد از محضر رسول خدا صلّی الله علیه و آله بیرون رفت، برخی گفتند: ای پیامبر خدا! چه شد که خواهر را بیش از برادر احترام کردی؟ فرمود: به علّت این که این خواهر نسبت به پدر و مادرش، مهربان تر بود.[3]
از آن جایی که انسان ها نوعا راحت طلب هستند و به دنبال رفاه و خوشی های نقد و سریع می گردند هرچند زودگذر و ناپایدار باشد، لذا گاهی تشویق و وعده های ثواب در ترغیب مردم به سمت انجام معروف و دوری از منکر کارگر نمی افتد، درست در همین جاست که راهکار دیگر که تنبیه و تهدید است مطرح می شود. اساسا بیم و امید در کنار یکدیگر اثر بیشتری دارد. گروهی از انسان ها با تشویق ها و وعده های تشویقی همچون پاداش دنیوی و اخروی، به سمت معروف ها گرایش پیدا کرده و از منکرات فاصله می گیرند. تشویق ها برای این دسته افراد مؤثّر و کارآمد است امّا وجود تهدید و تنبیه برای عده ای که با تشویق متنبه نمی شوند، لازم و ضروری است. البته ناگفته نماند که توجّه به هر دوی این عناوین در کنار هم، باعث تقویت تأثیر یکدیگر می شود و اثر مضاعفی در بر خواهد داشت.
تشویق و تنبیه دو راهکار عمومی هستند که در تمام جوامع انسانی از قدیم تا کنون رواج داشته و ضرورت و تأثیر بسزای آن بر کسی پوشیده نیست. دین مبین اسلام که از منبع وحی سرچشمه می گیرد و از جویبار زلال قرآن و سنّت (معصومین علیهم السّلام) به زندگی مؤمنین سرایت می یابد، از این مقوله غافل نبوده و سراسر کتاب خدا و روایات اهل بیت علیهم السّلام پُر است از تشویق و تهدیدهایی که در راستای هدایت بشر صورت گرفته است. قرآن کریم در باره ارسال رُسُل می فرماید:
«وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ...».
ما پیامبران را، جز (به عنوان) بشارت دهنده و بیم دهنده، نمى‏ فرستیم.[4]


بشارت و تهدید در قرآن


در قرآن کریم بشارت ها و تهدیدهای فراوانی وجود دارد. به عنوان نمونه خداوند متعال در سوره بقره به اهل ایمان و عمل صالح، این گونه بشارت می دهد:
«وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ كُلَّما رُزِقُوا مِنْها مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقاً قالُوا هذَا الَّذِی رُزِقْنا مِنْ قَبْلُ وَ أُتُوا بِهِ مُتَشابِهاً وَ لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ هُمْ فِیها خالِدُونَ».
به كسانى كه ایمان آورده، و كارهاى شایسته انجام داده ‏اند، بشارت ده كه باغ هایى از بهشت براى آن هاست كه نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان كه میوه ‏اى از آن، به آنان داده شود، مى ‏گویند: این همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود. (ولى این ها چقدر از آن ها بهتر و عالی تر است.) و میوه‏ هایى كه براى آن ها آورده مى ‏شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.[5]
همچنین برخی از تهدیدهای قرآنی از این قرارند: خدای عز و جل می فرماید:
«وَ اتَّقُوا النَّارَ الَّتِی أُعِدَّتْ لِلْكافِرِینَ * وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ».
و از آتشى بپرهیزید كه براى كافران آماده شده است! * و خدا و پیامبر را اطاعت كنید، تا مشمول رحمت شوید.[6] و یا در جای دیگر می فرماید:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِیكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یفْعَلُونَ ما یؤْمَرُونَ».
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید خود و خانواده خویش را از آتشى كه هیزم آن انسان ها و سنگ هاست نگه دارید آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سخت گیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمى ‏كنند و آن چه را فرمان داده شده‏ اند (به طور كامل) اجرا مى ‏نمایند.[7]


خوف و رجاء


بیم و امید (خوف و رجاء) حاصل از این تشویق و تهدیدها یکی از موضوعات مهمی است که در معارف دینی مطرح شده و به عنوان یکی از ویژگی های مؤمنین برشمرده شده است و در کتب حدیثی مانند کتاب شریف کافی بابی تحت همین عنوان اختصاص داده شده است.
حارث بن مغیره می گوید به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: در وصیت لقمان (به فرزندش) چه چیزی بود؟ امام فرمودند:
«كَانَ فِیهَا الْأَعَاجِیبُ وَ كَانَ أَعْجَبَ مَا كَانَ فِیهَا أَنْ قَالَ لِابْنِهِ خَفِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خِیفَةً لَوْ جِئْتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَینِ لَعَذَّبَكَ وَ ارْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَوْ جِئْتَهُ بِذُنُوبِ الثَّقَلَینِ لَرَحِمَكَ».‏
در آن مطالب عجیبی بود و عجیب ترین چیزی که در آن بود این بود که به فرزندش گفت: از خداوند عز و جل بترس، به نوع ترسی که اگر نیکی های ثقلین (جنّ و انس) را هم تقدیمش کنی (باز) عذابت می کند؛ و به خداوند امید داشته باش، به نوع امیدی که اگر گناهان ثقلین را به نزد او ببری، به تو رحم می کند. سپس امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«كَانَ أَبِی یقُولُ إِنَّهُ لَیسَ مِنْ عَبْدٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا [وَ] فِی قَلْبِهِ نُورَانِ نُورُ خِیفَةٍ وَ نُورُ رَجَاءٍ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یزِدْ عَلَى هَذَا وَ لَوْ وُزِنَ هَذَا لَمْ یزِدْ عَلَى هَذَا».
پدرم زیاد می فرمود هیچ بنده مؤمنی نیست مگر آن که در قلبش دو نور وجود دارد: نور ترس و نور امید. اگر یکی از آن دو وزن و سنجش شود، بیش از دیگری نیست (هر دو به یک میزان هستند).[8]
در مورد تأثیر خوف و رجاء در عملکرد انسان در روایتی از امام صادق علیه السّلام می خوانیم: شخصی از امام علیه السّلام پرسید: گروهی هستند که مرتکب معاصی می شوند و می گویند ما (به رحمت و مغفرت خداوند) امید داریم، و پیوسته بر این حال هستند تا می می میرند. امام علیه السّلام فرمودند:
«هَؤُلَاءِ قَوْمٌ یتَرَجَّحُونَ‏ فِی الْأَمَانِی كَذَبُوا لَیسُوا بِرَاجِینَ إِنَّ مَنْ رَجَا شَیئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَی‏ءٍ هَرَبَ مِنْهُ».
ایشان گروهی هستند که تمایل به آرزوها (دروغین) دارند. دروغ گفتند، آن ها امید ندارند، همانا کسی که به چیزی امید دارد، به دنبالش می رود (آن را طلب می کند) و کسی که از چیزی می ترسد، از آن می گریزد.[9] و در روایت دیگری فرمودند:
«لَا یكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتَّى یكُونَ خَائِفاً رَاجِیاً وَ لَا یكُونُ خَائِفاً رَاجِیاً حَتَّى یكُونَ عَامِلًا لِمَا یخَافُ وَ یرْجُو».
مؤمن، مؤمن نمی شود مگر آن که خائف و امیدوار است، و خائف و امیدوار نمی شود تا زمانی که به آن چه نسبت به آن خوف و رجاء دارد، عمل کند.[10]
از آن چه گفته شد دریافتیم که یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر، تشویق، تهدید یا تنبیه است که در دین اسلام و سایر ادیان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و در واقع اصل مسلّمی است که جوامع انسانی بدان ملتزم هستند.
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- تشویق و تنبیه را به عنوان یکی از روش های امر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟
2- نمونه ای از تشویق و تهدیدهای قرآنی را بیان کنید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] ترجمه دشتی.
[2] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 161.
[3] امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام (مدنی بجستانی، سید محمود) ج 2 ص 41 و 42.
[4] سوره انعام/ آیه 48 (ترجمه مکارم).
[5] سوره بقره/ آیه 25 (ترجمه مکارم).
[6] سوره آل عمران/ آیه 131 و 132 (ترجمه مکارم).
[7] سوره تحریم/ آیه 6 (ترجمه مکارم).
[8] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 67.
[9] همان ص 68.
[10] همان ص 71.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: