کد مطلب: ۵۰۳۳
تعداد بازدید: ۴۱
تاریخ انتشار : ۰۸ آبان ۱۴۰۰ - ۱۳:۳۱
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۱۰۵
افرادى كه در خود لیاقت رسیدن به مقامات والایى را نمى‏ بینند و از این نظر گرفتار عقده حقارتند، آرزو مى ‏كنند دیگران هم به جایى نرسند تا همانند یكدیگر شوند.

انگیزه‌‌هاى حسد


بسیارى از صفات رذیله از یكدیگر سرچشمه مى ‏گیرند، یا به تعبیر دیگر تأثیر متقابل دارند. حسد نیز از صفاتى است كه از صفات زشت دیگرى ناشى مى ‏شود و خود نیز سرچشمه رذایل فراوانى است. علماى اخلاق براى حسد سرچشمه‏ هاى زیادى ذكر كرده ‏اند:
1- از جمله عداوت و كینه است كه موجب مى ‏شود انسان آرزوى زوال نعمت از كسى كه مورد عداوت اوست كند.
2- دیگر كبر و خودبرتربینى است، به همین جهت اگر ببیند دیگران مشمول نعمت ‏هاى بیشترى شده ‏اند، آرزو دارد بلكه تلاش مى ‏كند كه نعمت آنان زایل گردد تا برترى او را نسبت به دیگران به خطر نیفكند.
3- حبّ ریاست، كه سبب مى ‏شود آرزوى زوال نعمت دیگران كند، تا بتواند بر آن ها حكومت نماید؛ زیرا اگر امكانات او از نظر مال و ثروت و قدرت، بیش از دیگران نباشد پایه‏ هاى ریاست او سست مى ‏شود.
4- ترس از نرسیدن به مقاصد مورد نظر؛ چرا كه گاه انسان تصوّر مى ‏كند نعمت ‏هاى الهى محدود است اگر دیگران به آن دست یابند امكان رسیدن او را به آن نعمت ‏ها كم مى ‏كنند.
5- احساس حقارت و خود كم بینى؛ افرادى كه در خود لیاقت رسیدن به مقامات والایى را نمى‏ بینند و از این نظر گرفتار عقده حقارتند، آرزو مى ‏كنند دیگران هم به جایى نرسند تا همانند یكدیگر شوند.
6- بخل و خباثت نفس؛ زیرا بخیل نه تنها حاضر نیست از نعمت ‏هاى خود در اختیار دیگران بگذارد بلكه از رسیدن دیگران به نعمت‏ هاى الهى نیز بخل مى ‏ورزد و ناراحت مى ‏شود. آرى تنگ نظرى، كوته ‏بینى و رذالت طبع آدمى را به حسد مى‏ كشاند و گاه مى ‏شود كه همه این امور ششگانه دست به دست هم مى ‏دهند و گاه دو یا سه منشأ به هم ضمیمه مى ‏شوند و به همان نسبت، خطر حسد فزونى مى ‏یابد.


حبّ دنیا منشأ حسادت


دقّت در انگیزه های حسدورزی ردّ پای بیماری مهلکی را آشکار می سازد که سرمنشأ تمامی گناهان است. این مرض که به آرامی در قلب انسان رسوخ کرده و با ظواهر دل فریبش مملکت جان انسان را تصرّف می نماید چیزی نیست جز محبّت دنیا. عشق ورزیدن به دنیا و وابستگی به ظواهر زودگذر و ناپایدارش موجب می شود که انسان فراموش کند که دنیا گذرگاهی است که مدّت زمان درنگ در آن بسیار کوتاه است و سرای جاودان و زندگی حقیقی پس از این گذرگاه است. بر همین اساس کسی که دل باخته و فریفته دنیا شده، آن را اصل پنداشته و برای کامجویی هرچه بیشتر از آن از هیچ تلاشی فروگذار نمی نماید، تا بدان جا که خطوط قرمز و مرزهای انسانیت را زیر پا می گذارد و در این مسیر دست خود را به خطاها و جنایات گوناگون آلوده می سازد. امام صادق علیه السّلام در این باره می فرمایند:
«فِیمَا نَاجَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ مُوسَى ع یا مُوسَى ... وَ اعْلَمْ أَنَّ كُلَّ فِتْنَةٍ بَدْؤُهَا حُبُ‏ الدُّنْیا». در نجوایی (سخن گفتن سرّی) که خداوند عز و جل با موسی ع داشت (به او فرمود) ای موسی! ... و بدان که هر فتنه ای آغازش محبّت دنیاست.[1]


ریشه‌های اعتقادی حسادت


ولى فراتر از این ها حسد ریشه‏ هایى در عقاید انسان نیز دارد. چنان چه پیش از این اشاره شد، شخص حسود با زبان حال دارد به خداوند اعتراض مى‏ كند كه چرا فلان نعمت را به فلان كس دادى؟! این چه حكمتى است و چه عدالتى؟! چرا به من نمى ‏دهى؟! و... . بنا بر این حسودان در واقع گرفتار نوعى تزلزل در پایه ‏هاى ایمان به توحید افعالى پروردگار و حكمت و قدرت او هستند، چه این كه انسانى كه به این اصول مؤمن باشد مى ‏داند تقسیم نعمت‏ ها از سوى خداوند بر اساس حکمت است و ساحت قُدسی اش از هر گونه عجز، جهل، ظلم و بی عدالتی مبرّاست.[2] لذا پیامبر خدا حضرت زکریّا فرموده است که خداوند متعال فرمود: «الحاسد عدوّ لنعمتی، متسخّط لقضائی، غیر راض لقسمتی الّتی قسمت بین عبادی». انسان حسود دشمن نعمت من است، نسبت به قضای (حُکم) من خشمگین است، از تقسیم کردن من (نعمت ها را) در میان بندگانم ناراضی است.[3]
شهید دستغیب می نویسد:
شخص حسود، نعمتى كه به محسود رسیده اگر از خدا نبیند، مشرك به خدا شده و اگر از خدا بداند پس خداى را عادل و حكیم ندانسته و بر فعلش خشمگین گردیده است. آیا كفرى بدتر از دشمنى و خشم به پروردگار عالم مى‏ شود؟ و آیا اظهار ایمان با چنین حالى عین نفاق نیست؟ رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‏فرماید: «به راستى همان درد و بلائى كه در امّت هاى پیش بود، به شما رسیده و آن حسد است كه برطرف ‏كننده و از بین برنده دین است. و نجات در این است كه انسان زبان و دست خود را از حسدورزى نگاه دارد و با برادر مؤمن خود دشمنى نداشته باشد».[4]


مراتب حسد


بزرگان علم اخلاق براى‏ «حسد» مراحل مختلفى ذكر كرده ‏اند از جمله دو مرحله: 1- وجود حسد در درون دل و در اعماق روح، به گونه ‏اى كه انسان آن را كنترل كند و اثرش در گفتار و رفتار او ظاهر نگردد. 2- وجود حسد در درون به گونه ‏اى كه از كنترل او خارج شود و با سخنان و اعمال شیطانى بروز كند و براى انتقام‏ گیرى از محسود و زوال نعمت او تلاش كند.
از بعضى روایات استفاده مى ‏شود كه همه (یا غالب) مردم رگه ‏هاى حسد در درون جانشان وجود دارد، ولى تا آن را در گفتار و رفتار خود ظاهر نكنند، گناهى بر آنان نوشته نمى ‏شود. از جمله در حدیثى از پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله نقل شده كه فرمودند:
«ثَلَاثٌ لَا ینْجُو مِنْهُنَّ احَدٌ: الظَّنُّ، وَ الطِّیرَةُ، وَ الْحَسَدُ، وَ سَاحَدِّثُكُمْ بِالَمخْرَجِ مِنْ ذَلِكَ، اذَا ظَنَنْتَ فَلَا تُحَقِّق، وَ اذَا تَطَیرْتَ فَامْضِ، وَ اذَا حَسَدْتَ فَلَا تَبْغِ». سه چیز است كه هیچ كس از آن رهایى نمى ‏یابد: گمان بد، فال بد و حسد و من راه نجات از آن ها را براى شما بازگو مى ‏كنم، هنگامى كه گمان بد در باره كسى بردى، ترتیب اثر به آن نده و هنگامى كه فال بد زدى اعتنا مكن و به كار خود ادامه بده و هنگامى كه به كسى حسد پیدا كردى ستم مكن (و در گفتار و اعمال با حسد هماهنگ مشو).[5]
در حدیث دیگرى آمده است: «قَلَّ مَنْ ینْجُو مِنْهُنَّ». كم تر كسى از این سه صفت نجات مى ‏یابد.[6]
از این تعبیر استفاده مى ‏شود كه این حكم عمومى نیست و انبیا و اولیا را شامل نمى ‏شود، چرا كه اگر آن ها در ظاهر و باطن از حسد پاك نشوند هرگز به آن مقامات والاى روحانى و معنوى نمى ‏رسند، به همین دلیل حدیثى را كه مى ‏گوید: «هیچ كس از حسد خالى نیست حتّى انبیا» به عنوان محسود واقع شدن تفسیر كرده‏ اند، یعنى حسودان‏ در برابر همه كس حتّى پیامبران الهى ظاهر مى‏ شوند كه نسبت به مقامات آن ها حسد مى ‏ورزند. به هر حال، در این كه صفت حسد از رذایل اخلاقى است خواه به مرحله ظهور و بروز برسد یا نه شكّى نیست، سخن در این است كه آیا اگر به مرحله ظهور و بروز نرسد گناه و عقوبتى بر آن نوشته مى ‏شود یا نه؟ ظاهراً دلیلى بر گناه بودن آن در مرحله عدم ظهور و بروز نداریم، هر چند صفت نكوهیده ‏اى است.[7]


مضرّات روحی و اخروی حسد


چنان که پیش از این بیان شد، حسادت ضربه های مهلکی را به روح انسان وارد می سازد و عواقب اخروی بدی را از خود به یادگار می گذارد. در تبعات شوم حسادت بر روح و ایمان فرد حسود همین بس که امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«إِنَّ الْحَسَدَ یأْكُلُ الْإِیمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ». حسادت ایمان را می خورد (از بین می برد) همان طوری که آتش چوب را می خورد (نابود می کند).[8] و همچنین در جای دیگر از حسادت به عنوان آفت دین و نشانه نفاق یاد کرده اند:
«آفَةُ الدِّینِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ».
آفت دین حسد و عُجب و فخرفروشی است.[9]
«إِنَّ الْمُؤْمِنَ یغْبِطُ وَ لَا یحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یحْسُدُ وَ لَا یغْبِطُ». به درستی که مؤمن غبطه می خورد ولی حسد نمی ورزد، و منافق حسادت می ورزد امّا غبطه نمی خورد.[10] ناگفته پیداست که اگر انسان با ایمان خراب و آفت زده و در زمره منافقین در آخرت محشور شود، در محکمه عدل الهی از جایگاه بدی برخوردار خواهد بود.
حال باید به آن چه گفته شد، گناهان بزرگ و فراوانی را که بر اثر حسادت دامن گیر فرد حسود می شود را نیز اضافه کرد. پیش از این گفته شد که حسد سرآمد گناهان و رذایل اخلاقی است، لذا صاحب خود را به همین راحتی رها نمی کند و او را به پرتگاه شقاوت می کشاند چنان چه افراد بسیاری چون ابلیس لعین، قابیل و ... را به ورطه هلاکت و عذاب ابد فرو برد. حسادت حسود نه تنها ضرر اخروی به محسود نمی رساند، بلکه در بیشتر اوقات به نفع اوست. ملا احمد نراقی در این باره می نویسد: «و گناهى بر محسود نیست تا ضرر اخروى به او عاید شود، بلكه از حسد حاسدین، نفع اخروى به او مى ‏رسد. خصوصا اگر حسد او را بر این بدارد كه غیبت او را كند. یا بهتان بر او زند، و سخنان ناحق در حق او گوید، و بدی هاى او را ذكر كند، و به این واسطه حسنات و طاعات خود را از دیوان عمل خود به دفتر اعمال او نقل كند، و وزر و گناه او را در نامه عمل خود ثبت كند. پس مفلس و تهیدست به بازار قیامت داخل شود، همچنان كه در دنیا همیشه محزون و غمناك بود».[11]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- چهار مورد از انگیزه های حسادت را نام برید؟
2- مراتب حسد را توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 135.
[2] اخلاق در قرآن (مکارم شیرازی، ناصر) ج 2 ص 137 و 138. (با تلخیص و تصرّف)
[3] المحجة البیضاء فی تهذیب الإحیاء ج ‏5 ص 326.
[4] گناهان كبیره ج ‏2 ص 320.
[5] مجموعة ورام ج 1 ص 127.
[6] همان.
[7] اخلاق در قرآن (مکارم شیرازی، ناصر) ج 2 ص 145. (با تصرّف)
[8] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏2 ص 306.
[9] همان ص 307.
[10] همان.
[11] معراج السعادة ص 468.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: