کد مطلب: ۵۰۴۱
تعداد بازدید: ۲۶
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۴۰۰ - ۲۰:۳۷
شرح دعای مکارم‌الاخلاق| ۱۰۶
حسود دائماً ناراحت است و همين امر سبب بيمارى جسمى و روانى او مى‏ شود، هر اندازه ديگران صاحب موفّقيّت بيشتر و نعمت ‏هاى فزون ‏تر گردند، او به همان اندازه ناراحت مى‏ شود تا آن جا كه گاه خواب و آرامش و استراحت را به كلّى از دست مى‏ دهد و بيمار و رنجور و نحيف و ضعيف مى ‏شود...
چنان که پیش از این بیان شد، حسادت ضربه های مهلکی را به روح انسان وارد می سازد و عواقب اخروی بدی را از خود به یادگار می گذارد. اوّلین ضرر مهمی که حسادت به انسان می زند، ضرر روحی و تباهی اخروی آن است که در نوشتار قبل پیرامون آن بحث شد. امّا پیامدهای نامطلوب حسادت تنها به روح انسان و آخرت او ختم نمی شود، بلکه در دنیا و جسم او نیز مشکلات جدی را متوجه می سازد که در ادامه به قسمتی از آن ها می پردازیم.


بیماری جسم و عدم آرامش در زندگی


حسود دائماً ناراحت است و همين امر سبب بيمارى جسمى و روانى او مى‏ شود، هر اندازه ديگران صاحب موفّقيّت بيشتر و نعمت ‏هاى فزون ‏تر گردند، او به همان اندازه ناراحت مى‏ شود تا آن جا كه گاه خواب و آرامش و استراحت را به كلّى از دست مى‏ دهد و بيمار و رنجور و نحيف و ضعيف مى ‏شود، در حالى كه امكانات خوبى دارد و اگر اين رذيله را از خود دور مى ‏ساخت براى خودش زندگى آبرومند و مرفّهى داشت. در احاديث فراوانى به اين نكته اشاره شده و معصومين عليهم السلام نسبت به آن هشدار داده ‏اند، از جمله در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مى‏ خوانيم كه فرمودند:
«اسْوَءُ النَّاسِ عَيْشاً الْحَسُودُ/ بدترين مردم از نظر (آرامش در) زندگى حسود است». همين معنى در حديث ديگرى از آن حضرت عليه السلام به صورت فشرده ‏ترى نقل شده كه‏ فرمودند:
«لَا رَاحَةَ لِحَسُودٍ/ حسود راحتى ندارد».
در تعبير ديگرى از همان حضرت مى‏ خوانيم:
«الْحَسَدُ شَرُّ الْامْرَاض/ حسد بدترين بيماري هاست»، و در تعبير ديگرى آمده است:
«الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلَامَةِ الْاجْسَادِ/ تعجّب مى ‏كنم چگونه حسودان براى سلامتى جسم خود ارزش قائل نيستند و از آن غافلند».
همچنین در جای دیگر فرمودند:
«الْحَسَدُ لَا يَجْلِبُ الّا مَضَرَّةً وَ غَيْظاً، يُوهِنُ قَلْبَكَ، وَ يَمْرُضُ جِسْمَكَ/ حسد جز زيان و خشم چيزى در وجود انسان ايجاد نمى ‏كند، حسد سبب مى‏ شود كه قلب انسان ناتوان و جسم او بيمار گردد».[1]
شهید دستغیب در باره عامل بیماری بودن حسادت چنین می نویسد: سرّ طبيعى آن اين است كه نفس آدمى، صدها كار بايد انجام دهد كه يك رشته از آن اداره بدن و حفظ قواى آن است، پس اگر آدمى حالت حقد و حسد داشته باشد، حواسش در محسودش هست و نفسش به آن سرگرم و ناراحت است، لذا در ساير شؤون، كمبودى پيدا مى ‏كند، حتى در هضم غذا تأثير مى ‏گذارد. شنيده ‏ايد و شايد تجربه هم كرده باشيد هنگامى كه شخصى خشمناك است، ميل به خوراك ندارد و اگر خوراك هم بخورد، با بى ‏ميلى همراه است. يا اگر در اثناى خوردن، اوقات تلخى پيش آيد، به اصطلاح بدخوراك مى ‏شود، خوراكش درست هضم نمى ‏شود. مثلى است در ميان مردم در اين زمينه كه مى ‏گويند: «خوراك برايم زهر مار شد» يعنى ديگر گوارا نبود بلكه فاسد گرديد. نفس آدمى اگر نشاط داشته باشد، كارهايش را درست انجام مى ‏دهد وگرنه خوراكش را نيز درست هضم نمى ‏كند و بدن هم مريض مى‏ شود. هر كس حسد دارد، توقع سلامتى بدنش را نيز نداشته باشد. بسيارى از بيماري ها در نتيجه حسد است. هر كس سالم از حسد باشد، از اين جهت بدنش نيز سالم است.[2]
امير مؤمنان عليه السلام می فرمایند:
«صحّة الجسد من قلّة الحسد/ سلامتى بدن از كمى رشك بردن است».
علامّه شيخ محمد تقى شوشترى پس از نقل اين جمله امير مؤمنان عليه السلام مى ‏نويسد: شش كس هميشه ناراحت ‏اند كه يكى از آن ها حسود است. آن گاه از قول اصمعى نقل مى‏ كند كه گفت: «رايت اعرابيا قد اتت له مائة و عشرون سنة فقلت له ما اطول عمرك فقال تركت الحسد فبقيت». عرب صحرا نشينى را ديدم كه صد و بيست سال از عمر او گذشته بود. پرسيدم چه چيز سبب شد كه عمر تو اين قدر طولانى شود؟ گفت به خاطر اين كه حسد نورزيدم.[3]
آری به راستی که باید حسودان به این نکته از امیر المؤمنین علیه السّلام توجه کنند که فرمودند:
«ألحسد يفنى‏ الجسد». حسادت بدن را نابود می سازد.[4] همچنین برای این بیماری مهلک در صورتی که درمان نشود پایانی نیست مگر دو چیز: «الْحَسَدُ دَاءٌ عَيَاءٌ لَا يَزُولُ إِلَّا بِهَلْكِ الْحَاسِدِ أَوْ بِمَوْتِ الْمَحْسُودِ». حسد بیماری شدیدی است که پایان نمی یابد مگر با هلاکت فرد حسود یا مرگ محسود.[5] از تعبیر «هلاکت حسود» که در مقابل «موت (مرگ) محسود» به کار رفته است، به دست می آید که شخص حسود بر اثر مرض حسد، خود را هلاک می کند و از بین می برد. در واقع یا حسود به سبب بیماری حسادت و تبعات فراوان آن، خود را از بین می برد، و یا فردی که مورد حسادت است، بر اساس مقدرات الهی (و نه به خاطر حسادت حسود)، پیش از هلاکت حسود از دنیا می رود، و بدین ترتیب بستر تحریک حسادت حسود پایان می یابد.
تا وقتی انسان مبتلا به حسد است، از بیماری رهایی نمی یابد، چنان چه حضرت امیر المؤمنین در روایات مختلفی فرموده اند: «الْحَسُودُ أَبَداً عَلِيلٌ». حسود همیشه بیمار است. ‏
«الْحَسُودُ دَائِمُ السُّقْمِ وَ إِنْ كَانَ صَحِيحَ الْجِسْمِ». حسود همیشه بیمار است اگرچه جسمش سالم باشد.[6]
برخی از نویسندگان، در مورد بیماری های حاصل از حسادت موارد زیادی را ذکر کرده اند که در ادامه تنها به ذکر برخی از آن ها بسنده می کنیم: 1- کثرت شک و تردید 2- زیادی غم و اندوه 3- زود عصبانی شدن 4- بی خوابی 5- ازدیاد ترس و نگرانی 6- مشکلات سیستم گوارش مانند التهاب معده، اسهال، حالت تهوع و... 7- دیابت (مرض قند) 8- فشار خون 9- ضعف اعصاب و لرزش دستان 10- بروز اضطراب و استرس 11- مشکلات تنفسی 12- بی اشتهائی 13- کثرت تعرّق 14-افزایش ضربان قلب 15- افسردگی 16- تشنّج، هذیان و جنون.[7]
توانم آن كه نيازارم اندرون كسى / حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است‏
بمير تا برهى اى حسود كاين رنجى است / كه از مشقّت او جز به مرگ نتوان رست‏


اختلال در شناخت حقایق


اثر زيان بار ديگر حسد اين است كه حجاب ضخيمى در برابر معرفت و شناخت حقايق مى ‏افكند، چرا كه حسود نمى ‏تواند نقطه هاى قوّت محسود را ببيند هر چند استاد و مربّى و بزرگ او باشد، بلكه دائماً چشم او در پى جستجو براى نقاط ضعف است و اى بسا به خاطر حسد، خوبى را بدى و نقاط قوّت را ضعف بپندارد و از آن ها دورى كند. به همين دليل از امير مؤمنان على عليه السلام مى‏ خوانيم:
«الْحَسَدُ حَبْسُ الرُّوحِ/ حسد روح انسان را زندانى مى‏ كند و از درك حقايق باز مى ‏دارد».[8]


از دست دادن محبوبیت اجتماعی


از اساسى ‏ترين عامل پيشرفت و پيروزي هاى درخشان در ميدان زندگى، محبوبيت اجتماعى است؛ آن‏ كس كه با ابراز لياقت و نشان دادن صفات برجسته توانست بر كشور دل ها حكومت كند، در پيمودن نردبان ترقّى از تعاون و همكاري هاى بي دريغ افراد جامعه بهره‏ مند گرديده، و كليد موفقيت را به دست آورده است، شخص نيكوكار و پاك ‏سرشت مانند چراغى درخشنده هادى افكار و پيشرو اجتماع بوده، خصال پاك او نيز تأثير عميقى در ساختمان اخلاقى مردم مي بخشد. امّا «حسد» با چهره نازيباى خود فناى ملكات و صفات نيك را اعلام و همچون پرده ‏اى ميان شخص و ديگران حائل مي شود و هرگز نمي گذارد. انسان در قلوب معاشران خويش موقعيت حساسى احراز نموده، ستاره محبت در آسمان زندگيش بدرخشد و در نتيجه از مزاياى همكارى و نعمت عواطف، محروم خواهد ماند. بدخواه با إعمال خصلت مذموم خود، پليدى خويش را عريان و آشكارا نشان داده، امواج نفرت و انزجار عمومى را به جانب خود مي كشاند.[9] حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام در این باره فرموده اند: «الْحَسُودُ لَا خُلَّةَ لَهُ». حسود هیچ دوستی ندارد.[10]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- توضیح دهید چگونه حسادت باعث بیماری و سلب آرامش انسان می شود؟
2- دو مورد از مضرات دنیوی حسد را نام برید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] اخلاق در قرآن (مکارم شیرازی، ناصر) ج 2 ص 141 و 142. (با تصرف در متن)
[2] اخلاق اسلامى (دستغیب، عبدالحسین) ص 122.
[3] نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى (مهدوی کنی، محمدرضا) ص 302.
[4] غرر الحكم و درر الكلم ص 52.
[5] عيون الحكم و المواعظ (لليثي) ص 56.
[6] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 301.
[7] الأعمال المانعة من دخول الجنة (عقیل، محسن) ص 522.
[8] اخلاق در قرآن (مکارم شیرازی، ناصر) ج 2 ص 143.
[9] بررسى مشكلات اخلاقى و روانى (موسوی لاری، مجتبی) ص 100 و 101.
[10] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 301.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: