کد مطلب: ۵۰۶۲
تعداد بازدید: ۴۱
تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۴۰۰ - ۱۵:۵۹
امر به معروف و نهی از منکر| ۵۴
قرآن و روایات پر است از داستان ها و سرگذشت اقوام و اشخاصی که به خاطر ارتکاب معاصی دچار تبعات بدی شدند و یا به جهت اطاعت از فرامین حق تعالی به درجات و مقامات شایسته ای نائل گردیدند.
در نوشتار قبل به بیان یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر پرداختیم. در این نوشتار شیوه دیگری از این فریضه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


دعوت به عبرت آموزی


یکی از شیوه های کارآمد امر به معروف و نهی از منکر، یادآوری سرنوشت افراد، گروه ها و یا اقوامی است که آلوده به منکرات –مخصوصا منکر مورد نظر که فرد بدان مبتلاست- و یا بالعکس اهل معروف –بالأخص معروفی که ترک شده است- و رعایت آن بودند. قرآن کریم و روایات اسلامی از این شیوه در ارشاد و راهنمایی مردم، برحذر داشتن ایشان از ارتکاب معاصی، و تشویق آن ها به انجام معروف بسیار بهره برده اند. در این راستا قرآن و روایات پر است از داستان ها و سرگذشت اقوام و اشخاصی که به خاطر ارتکاب معاصی دچار تبعات بدی شدند و یا به جهت اطاعت از فرامین حق تعالی به درجات و مقامات شایسته ای نائل گردیدند.


سیر و سفر در زمین


بر همین اساس است که پروردگار متعال در آیات متعددی توصیه به سیر و سفر در زمین می کند تا با ملاحظه آثار گذشتگان و بررسی عاقبت ایشان، با نتیجه اعمال و رفتارهای مختلف آشنا شویم، مثلا در سوره نمل می فرماید:
«قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَیفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُجْرِمِینَ».
بگو: در روى زمین سیر كنید و ببینید عاقبت كار مجرمان به كجا رسید.[1] و یا در سوره آل عمران فرموده است:
«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُروا كَیفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُكَذِّبِینَ».
پیش از شما، سنّت‏ هایى وجود داشت (و هر قوم، طبق اعمال و صفات خود، سرنوشت هایى داشتند كه شما نیز، همانند آن را دارید) پس در روى زمین، گردش كنید و ببینید سرانجام تكذیب‏ كنندگان (آیات خدا) چگونه بود؟![2]
قرآن مجید دوران هاى گذشته را با زمان حاضر و زمان حاضر را با تاریخ گذشته پیوند می دهد، و پیوند فكرى و فرهنگى نسل حاضر را با گذشتگان براى درك حقایق لازم و ضرورى می داند، زیرا از ارتباط و گره خوردن این دو زمان (گذشته و حاضر) وظیفه و مسئولیت آیندگان روشن مى ‏شود. خداوند سنت هایى در اقوام گذشته داشته كه این سنن هرگز جنبه اختصاصى ندارد و به صورت یك سلسله قوانین حیاتى در باره همگان، گذشتگان و آیندگان، اجرا مى ‏شود. در این سنن پیشرفت و تعالى افرادِ با ایمان و مجاهد و متّحد و بیدار پیش ‏بینى شده، و شكست و نابودى ملت هاى پراكنده و بى ایمان و آلوده به گناه نیز پیش ‏بینى گردیده كه در تاریخ بشریت ثبت است.
آرى تاریخ براى هر قومى اهمیت حیاتى دارد، تاریخ خصوصیات اخلاقى و كارهاى نیك و بد و تفكرات گذشتگان را براى ما بازگو مى ‏كند، و علل سقوط و سعادت، كامیابى و ناكامى جامعه‏ ها را در اعصار و قرون مختلف نشان مى ‏دهد، و در حقیقت تاریخ گذشتگان آینه زندگى روحى و معنوى جامعه ‏هاى بشرى و هشدارى است براى آیندگان. روى این جهت قرآن مجید به مسلمانان دستور مى ‏دهد بروید در روى زمین بگردید و در آثار پیشینیان و ملت هاى گذشته و زمامداران و فراعنه گردنكش و جبار دقّت كنید، و بنگرید پایان كار آن ها كه كافر شدند، و پیامبران خدا را تكذیب كردند و بنیان ظلم و فساد را در زمین گذاردند، چگونه بود؟ و سرانجام كار آن ها به كجا رسید؟! آثار گذشتگان، حوادث پند دهنده ‏اى براى آیندگان است و مردم مى‏ توانند با بهره‏ بردارى از آن ها از مسیر حیات و زندگى صحیح آگاه شوند.[3]
در واقع آثارى كه در نقاط مختلف روى زمین از دوران هاى قدیم باقى مانده، اسناد زنده و گویاى تاریخ هستند، و حتى ما از آن ها بیش از تاریخ مدون بهره ‏مند مى ‏شویم. آرى ویرانه كاخ هاى ستمگران، و بناهاى شگفت ‏انگیز اهرام مصر و برج بابل و كاخ هاى كسرى و آثار تمدن قوم سبا و صدها نظائر آن كه در گوشه و كنار جهان پراكنده ‏اند، هر یك در عین خاموشى هزار زبان دارند و سخن ها مى ‏گویند. مطالعه یك سطر از این تاریخ هاى زنده معادل مطالعه یك كتاب قطور تاریخى است و اثرى كه این مطالعه در بیدارى روح و جان بشر دارد با هیچ چیز دیگرى برابرى نمى ‏كند. و لذا قرآن مجید دستور مى ‏دهد كه مسلمانان در روى زمین به سیر و سیاحت بپردازند و آثار گذشتگان را در دل زمین و یا در روى خاك با چشم خود ببینند و از مشاهده آن عبرت گیرند.[4]


عبرت از همسران حضرت نوح و لوط علیهما السّلام


از باب نمونه خداوند متعال در سوره تحریم، در مقام نهی از منکر دو تن از همسران رسول خدا صلّی الله علیه و آله که مرتکب گناهی (إفشاء راز پیامبر) در حق ایشان شده بودند، سرگذشت نافرجام همسران ناسپاس حضرت نوح و لوط را یادآور می شود:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَینِ مِنْ عِبادِنا صالِحَینِ فَخانَتاهُما فَلَمْ یغْنِیا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَیئاً وَ قِیلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ».
خداوند براى كسانى كه كافر شده ‏اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خیانت كردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت، و به آن ها گفته شد: وارد آتش شوید همراه كسانى كه وارد مى‏ شوند.[5]
از سوی دیگر در آیه بعد به مقامات بلند زنانی چون آسیه و مریم اشاره می کند که در سایه اطاعت از خداوند متعال و تقوای الهی، به مدارج عالی انسانی دست یافتند و از مقرّبان درگاه خدا شدند:
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَكَ بَیتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ * وَ مَرْیمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِیهِ مِنْ رُوحِنا وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِینَ».
و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام كه گفت: پروردگارا! خانه ‏اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش * و همچنین به مریم دختر عمران كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم، او كلمات پروردگار و كتاب هایش را تصدیق كرد و از مطیعان فرمان خدا بود.[6]
در تفسیر المیزان در مورد این آیات شریفه می نویسد: «این آیات كریمه متضمن دو تا مَثَل است، یكى مَثلى كه خدا به وسیله آن حال كفار را مجسّم مى ‏كند، و یكى هم مَثلى كه بیان گر حال مؤمنین است، مَثل اوّل وضع كفار را در شقاوت و هلاكت روشن نموده، بیان مى‏ كند كه اگر چنین شدند به خاطر خیانتى بود كه به خدا و رسولش كردند، و سرانجام خیانت به خدا و رسول همین است، از هر كس كه مى ‏خواهد سر بزند، هر چند از كسى سر بزند كه وابسته و متصل به انبیا باشد، و مَثل دوّمى بیان گر این حقیقت است كه سعادت و رستگارى مؤمنین هم تنها به خاطر ایمان خالصشان به خدا و رسول و قنوتشان و حسن اطاعتشان بوده، و اتصال و خویشاوندى كه با كفار داشتند ضررى به حالشان نداشت، پس معلوم مى ‏شود ملاك كرامت نزد خدا تنها و تنها تقوا است و بس.
و براى مجسّم كردن این معنا نخست حال این طایفه اوّل را به حال دو تا زن تاریخ مثل مى‏ زند، كه هر دو همسر دو پیامبر بزرگوار بودند، دو پیامبرى كه خداى تعالى عبد صالحشان نامیده- و چه كرامتى بزرگ تر از این- و با این حال این دو زن به آن دو بزرگوار خیانت كردند، و در نتیجه فرمان الهى رسید كه با سایر دوزخیان داخل دوزخ گردند، پس این دو زن همسر و هم بستر دو پیامبر بزرگوار بودند، امّا همسرى آنان سودى به حالشان نبخشید، و بدون كسب كم ترین امتیازى در زمره هالكان به هلاكت رسیدند.
و طایفه دوّم را به دو زن دیگر تاریخ مثل مى ‏زند، یكى همسر فرعون است، كه درجه كفر شوهرش بدان جا رسید كه در بین مردم معاصر خود (با كمال بى ‏شرمى و جنون) فریاد زد: "رب اعلاى شما منم"، اما این همسر به خدا ایمان آورد، و ایمانى خالص آورد، و خداى تعالى او را نجات داد و داخل بهشتش كرد، و قدرت همسرى چون فرعون و كفر او نتوانست به ایمان وى خدشه ‏اى وارد سازد. دوّمى مریم دختر عمران است، مریم صدیقه و قانته كه خدایش به كرامت خود گرامیش داشت، و از روح خود در او بدمید.
و در این تمثیل تعریض و چوبكارى سختى به دو همسر رسول خدا صلّی الله علیه و آله (عایشه و حفصه) شده، كه آن دو نیز به آن جناب خیانت كردند و سِرّ او را فاش ساخته، علیه او دست به دست هم دادند و اذیتش كردند، و مخصوصا وقتى مى ‏بینیم سخن از كفر و خیانت و فرمان (داخل دوزخ شوید) دارد، مى ‏فهمیم كه این تعریض تا چه حد شدید است.[7]
چنان چه ملاحظه شد، یک نمونه قرآنی برای نهی از منکر با شیوه عبرت آموزی، همسران جهنّمی حضرت نوح و لوط بودند که خداوند متعال به همه کسانی که از فرمان اولیاء خدا سرباز زده و موجبات آزار و اذیت ایشان را فراهم می کنند، سرنوشت و عاقبت نافرجام ایشان را یادآوری می کند و سرگذشت آن ها را برای عبرت سایرین بیان می فرماید. همچنین از سوی دیگر نمونه مثبت این جریان که حضرت آسیه و مریم هستند را به عنوان الگوهای تقوا و اطاعت پذیری از خداوند معرّفی فرموده و سیره و سرنوشت ایشان را مایه عبرت همگان قرار می دهد.


خودآزمایی


1- شیوه «دعوت به عبرت آموزی» را توضیح دهید و آیه ای از قرآن برای آن ذکر کنید؟
2- چرا قرآن کریم دستور به سیر و سیاحت در زمین می دهد؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] سوره نمل/ آیه 69 (ترجمه مکارم).
[2] سوره آل عمران/ آیه 137 (ترجمه مکارم).
[3] تفسیر نمونه ج ‏3 ص 102 و 103.
[4] همان ص 103 و 104 (خلاصه).
[5] آیه 10 (ترجمه مکارم).
[6] همان/ آیه 11 و 12.
[7] ترجمه المیزان ج ‏19 ص 575.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: