کد مطلب: ۵۰۶۵
تعداد بازدید: ۳۷
تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۴۰۰ - ۲۳:۵۷
آسیب‌های اجتماعی| ۴۱
در قرآن، هنجارهایى كه هماهنگ با فطرت انسان ‌هستند، «طیبات و معروف»، و نا‌هنجارى ‌هایی كه با فطرت سازگارى ندارد، «خبائث و منكر» نامیده شده است. همچنین قرآن کریم طیبات و هنجارها را حلال، و خبائث و ناهنجارى ‌ها را حرام دانسته است.
با توضیحات مفصّلی که در گذشته داده شد، نتیجه می گیریم که از دیدگاه اسلامى، هرگونه ارتباط جنسى‌ اى كه مشروع و در غالب ازدواج باشد، رفتار جنسى به ‌هنجار معرفى شده است. در متون اسلامى، تمایلات زن و مرد به همدیگر، یكى از ضرورت ‌هاى زندگى، معرفى و بر آن تأكید شده است، امام صادق علیه السّلام می فرمایند: «الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِی الْإِیمَانِ فَضْلًا». بنده هر گاه علاقه اش به زنان بیشتر شد، فضیلتش در ایمان فزونی یافته است.[1] از این دسته از روایات، استفاده مى ‌شود كه عقد ازدواج، به مفهوم پیمان زوج شدن با شرایط خاص، به عنوان ملاك كلّى هنجار بودن رفتار جنسى است.
بنا بر این، به مصداق آیاتِ:
«وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حافِظُونَ * إِلاَّ عَلى‏ أَزْواجِهِمْ أَوْ ما مَلَكَتْ أَیمانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ * فَمَنِ ابْتَغى‏ وَراءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ العادُونَ»‌.
و آن ها كه دامان خود را (از آلوده ‏شدن به بى ‏عفتى) حفظ مى‏ كنند * تنها آمیزش جنسى با همسران و كنیزانشان دارند، كه در بهره‏ گیرى از آنان ملامت نمى ‏شوند * و كسانى كه غیر از این طریق را طلب كنند، تجاوزگرند.[2] هر نوع رفتار جنسى‌ اى كه خارج از چارچوب ازدواج باشد، نا‌هنجار جنسى تلقّى مى ‌شود؛ زیرا آن چه طبیعت آدمى، بر آن متمایل است، همان رفتار جنسى مرد با زن در قالب ازدواج است. رفتارهاى دیگر، علاوه ‌بر آن ‌كه انحراف از طبیعت اولیه سرشتى آدمى است، براى خود و دیگران در جنبه ‌هاىِ روانى، معنوى، عاطفى، فرهنگى و اجتماعى زیان‌ آور است. از این ‌روست كه امام على علیه السّلام در حدیثى، ضمن توجّه به نیازهاى طبیعى انسان، مى ‌فرمایند:
«فَكُلُّ‏ تَقْصِیرٍ بِهِ‏ مُضِرٌّ وَ كُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِدٌ».
هر كمبودى در اِعمال تمایلات طبیعى براى آدمى، زیان‌ آور و هر زیاده‌ روى ‌اى نسبت به آن ها، باعث تباهى است.[3]


هنجار و ناهنجار در قرآن


در قرآن، هنجارهایى كه هماهنگ با فطرت انسان ‌هستند، «طیبات و معروف»، و نا‌هنجارى ‌هایی كه با فطرت سازگارى ندارد، «خبائث و منكر» نامیده شده است. همچنین قرآن کریم طیبات و هنجارها را حلال، و خبائث و ناهنجارى ‌ها را حرام دانسته است. نیز شریعت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله آن ها را مبتنى بر فطرت دانسته و افرادى را كه به صورت فطرى از شریعت و حلال و حرام اسلام پیروى مى ‌كنند، ستوده است.[4] خداوند متعال مى ‌فرماید:
«الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِیلِ یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یحِلُّ لَهُمُ الطَّیباتِ وَ یحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبائِثَ وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِی كانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».
همان ها كه از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى ‏كنند پیامبرى كه صفاتش را، در تورات و انجیلى كه نزدشان است، مى ‏یابند آن ها را به معروف دستور مى‏ دهد، و از منكر باز می دارد، أشیاء پاكیزه را براى آن ها حلال مى ‏شمرد، و ناپاكی ها را تحریم مى كند و بارهاى سنگین، و زنجیرهایى را كه بر آن ها بود، (از دوش و گردنشان) بر مى‏ دارد، پس كسانى كه به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش كردند، و از نورى كه با او نازل شده پیروى نمودند، آنان رستگارانند.[5]
در تفسیر این آیه آمده است: «محتواى دعوت او (پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله) با فطرت سلیم هم‏ آهنگ است، طیبات و آن چه را طبع سلیم مى ‏پسندد، براى آن ها حلال مى ‏شمرد، و آن چه خبیث و تنفّرآمیز مى ‏باشد بر آن ها تحریم مى‏ كند».[6] قرآن کریم در جای دیگر حرام شمردن طیّبات را که خداوند حلال شمرده است، تجاوز از دستور پروردگار دانسته و متجاوزین را نکوهش می کند و می فرماید:
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَیباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ».
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! چیزهاى پاكیزه را كه خداوند براى شما حلال كرده است، حرام نكنید! و از حدّ، تجاوز ننمایید! زیرا خداوند متجاوزان را دوست نمى ‏دارد.[7] در تفسیر المیزان ذیل این آیه، در باره طیّبات آمده است: «تحریم حلال علاوه بر این كه تجاوز از حدّ بندگى و معارضه با سلطنت خدا و مناقض با ایمان و تسلیم است، خروج از حكم فطرت هم هست، زیرا فطرت، خود هر حلالى را پاكیزه و طیب مى ‏داند، و از آن ها هیچ نفرتى ندارد».[8]


ازدواج مصداقی از طیّبات و اعمال منافی عفّت مصداقی از خبائث


بنا بر این خداوند متعال هر آن چه مناسب با طبیعت انسان است را طیّب نامیده و حلال شمرده و هر آن چه با طبیعت انسان در تنافی بوده و سازگاری نداشته باشد، حرام نموده است. تمام این دستورات برای کمال و سلامت خود انسان است و کسی آن ها را تشریع نموده که خود خالق بشر است و به سود و زیان او آگاهی کامل دارد و از هر کسی نسبت به بندگانش مهربان تر و خیرخواه تر است. بر اساس دستورات و تعالیم پروردگار متعال که توسّط آخرین پیامبرش به مردم دنیا تا روز قیامت ابلاغ شده، ازدواج از طیّباتی است که خداوند متعال متناسب با طبیعت بشر و غریزه او حلال دانسته و امور جنسی دیگر را که مورد تنفّر و ناسازگار با خلقت بشر است، به عنوان مصداقی از خبائث حرام کرده است.


لزوم رعایت حدود الهی


آن چه ذکر شد حدود الهی است که باید از سوی افراد بشر مراعات شود و هر کس این حدود را زیر پا بگذارد، از سوی خداوند متعال ظالم محسوب می شود:
«...تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ یتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ».
این ها حدود و مرزهاى الهى است، از آن تجاوز نكنید! و هر كس از آن تجاوز كند، ستمگر است.[9]
آری کسی که حدود و مرزهای الهی را رعایت نکند، دچار ظلم شده است. در تمامی معاصی، فرد معصیت کار قطعاً از دو جهت ظالم است:
1- با نافرمانی از پروردگار متعال، حقوق الهی را زیر پا گذاشته و در حق خداوند متعال ظلم کرده است.
2- از آن جا که تمام دستورات خداوند برای دور شدن بنده و مصون ماندنش از آفات و مسیر روشنی برای رشد و کمال اوست، بنا بر این با رعایت نکردن این فرامین، در واقع بنده خود را دچار آسیب های مختلف کرده و از رشد و کمال محروم می سازد. به همین دلیل با هر گناهی که او مرتکب می شود، در حق خود ظلم می نماید. امّا رعایت نکردن برخی از حدود الهی، مستلزم ظلم دیگری است که به آن حقّ الناس می گویند. اگر معصیت انسان علاوه بر آسیب دیدن و عقب ماندگی خود فرد، موجب گرفتاری و ضرر دیگران هم شود، این جا فرد معصیت کار دچار ظلم سوّم هم شده است. گاهی بعضی از گناهان باعث آلودگی افراد دیگر و حتّی جامعه و یا ضرر زدن به آن ها می شود و همین امر آسیب های بزرگ و گاهی غیر قابل جبرانی را برای جامعه رقم می زند. علاوه بر دو ظلم قبل، این مورد هم ظلم سوّمی است که نزد خداوند متعال عقوبت سخت تری را در پی خواهد داشت.
آن ها که با هوس بازی و شهوترانی های خود، محیط تربیتی افراد جامعه را آلوده کرده و زمینه گناهان فراوان را فراهم می سازند، علاوه بر ظلم در حق پروردگار متعال و خودشان، در حق مردم جامعه نیز ستم می کنند. طبق روایات در روز محشر و دادگاه عدل الهی، اگر خداوند کریم از ظلمی که در حق خود شده است، به فضل و کرمش بگذرد، امّا از ظلمی که در حق بندگانش شده نمی گذرد و فرد معصیت کار تا وقتی مظلومین از او راضی نشوند، گرفتار عذاب خواهد بود. درست به همین دلیل است که خدای تعالی اطاعت از خود و رعایت حدودش را سبب ورود به بهشت و پیروزی بزرگ می داند و عصیان از آن را علّت دخول در جهنّم و عذاب خوار کننده برمی شمرد:
«تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * وَ مَنْ یعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یتَعَدَّ حُدُودَهُ یدْخِلْهُ ناراً خالِداً فِیها وَ لَهُ عَذابٌ مُهِینٌ».
این ها مرزهاى الهى است و هر كس خدا و پیامبرش را اطاعت كند، (و قوانین او را محترم بشمرد،) خداوند وى را در باغ هایى از بهشت وارد مى ‏كند كه همواره، آب از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن مى ‏مانند و این، پیروزى بزرگى است * و آن كس كه نافرمانى خدا و پیامبرش را كند و از مرزهاى او تجاوز نماید، او را در آتشى وارد مى ‏كند كه جاودانه در آن خواهد ماند و براى او مجازات خواركننده‏ اى است.[10]
با توجّه به آیات و احادیث، در گناهان و رفتارهاى انحرافى جنسى، مى ‌توان نا‌هنجارى‌ هاى جنسى را از دیدگاه دینى چنین تعریف كرد: «نا‌هنجارى ‌هاى جنسى، تمایلات و رفتارهاى جنسى غیرطبیعى و انحرافى است كه به هر شیوه ‌اى، به سلامت جسمانى، روانى، معنوى و اجتماعى فرد آسیب مى ‌رساند و او را از تعالى و رشد انسانى، بازمى ‌دارد». از مهم ‌ترین آسیب‌ هایى كه در این تعریف، مورد توجّه است و در تعاریف‌ روان ‌شناسان نیست، توجّه به آسیب‌ هاى ارزشى و معنوى است. فردى كه به انحراف و ناهنجارى ‌هاى جنسى روى مى ‌آورد، خود را در مسیر گمراهى قرار داده و از مسیر اخلاق و انسانیت- كه فطرت الهى او خواهان آن است-، بازداشته مى‌ شود. در حقیقت، رستگارى و سعادت فرد، با روى آوردن به ناهنجارى ‌هاى جنسى، به خطر مى‌ افتد. بنا بر این، از دیدگاه اسلامى، هر نوع تمایل رفتار جنسى كه زیان به بار آورد، فرد را به نحوى بیمار كند، بهداشت روانى او را به خطر بیندازد، با معیارهاى اخلاقى متعارض گردد و به شخصیت و منش ارزشى او آسیب رساند و با ضوابط اجتماعى و احكام الهى مطابق نباشد، در این صورت است كه خواه ‌ناخواه براى رشد و تعالى فرد، مانع است و نا‌هنجار تلقّى مى ‌شود.[11]


خودآزمایی


1- هنجارها و ناهنجارها در قرآن کریم به چه چیزی تعبیر شده اند و نمونه ای از آن ها را نام برید؟
2- تعریف ناهنجاری جنسی از دیدگاه دین را بنویسید؟
 

پی‌نوشت‌ها


[1] من لا یحضره الفقیه ج ‏3 ص 384.
[2] سوره مؤمنون/ آیه 5 تا 7 (ترجمه مکارم).
[3] الكافی (ط - الإسلامیة) ج ‏8 ص 21.
[4] برگرفته از کتاب: تربیت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث (فقیهى، على ‌نقى) ص 296 تا 298.
[5] سوره اعراف/ آیه 157 (ترجمه مکارم)
[6] تفسیر نمونه ج ‏6 ص 397.
[7] سوره مائده/ آیه 87 (ترجمه مکارم).
[8] ترجمه المیزان ج ‏6 ص 159.
[9] سوره بقره/ آیه 229 (ترجمه مکارم).
[10] سوره نساء/ آیه 13 و 14 (ترجمه مکارم).
[11] تربیت جنسى: مبانى، اصول و روشها از منظر قرآن و حدیث (فقیهى، على ‌نقى) ص 299 و 300 [با دخل و تصرّف مختصر].

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: