کد مطلب: ۵۰۸۴
تعداد بازدید: ۲۵
تاریخ انتشار : ۳۰ آبان ۱۴۰۰ - ۰۷:۳۸
امر به معروف و نهی از منکر| ۵۶
یکی از شیوه های مهم امر و نهی، اعلام عمومی است. در این شیوه، مخاطب خاصی مورد نظر نیست، بلکه با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و اجتماعات مذهبی و یا ملی و حتی فریاد کشیدن و اعلام کردن معروف ها و منکرات در کوچه و بازار، همگان به گردن نهادن به معروف ها و ترک کردن منکرات، دعوت می شوند.
در نوشتار قبل به بیان یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر پرداختیم. در این نوشتار دو شیوه دیگر از این فریضه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.


اعلام عمومی


آن چه در ذهن بسیاری از افراد، نسبت به امر به معروف و نهی از منکر هست، همان برخورد خصوصی افراد با موارد خاص منکرات است؛ امّا با دقت بیشتر معلوم می شود که منظور از امر به معروف و نهی از منکر، تنها برخورد با اشخاص خاص و به طور خصوصی نمی باشد، بلکه یکی از شیوه های مهم امر و نهی، اعلام عمومی است. در این شیوه، مخاطب خاصی مورد نظر نیست، بلکه با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و اجتماعات مذهبی و یا ملی و حتی فریاد کشیدن و اعلام کردن معروف ها و منکرات در کوچه و بازار، همگان به گردن نهادن به معروف ها و ترک کردن منکرات، دعوت می شوند. اهمیت این روش وقتی به خوبی روشن می شود که بدانیم علاوه بر جهالت و ناآگاهی که گاهی موجب انجام منکر و یا ترک معروف می شود، همه انسان های آگاه نیز در معرض غفلت و فراموشی هستند و نیاز به تذکر مداوم دارند. اگر در جامعه ای این گونه تذکرهای لازم و سودمند فراموش شوند و تنها به همان آگاهی اولیه انسان ها بسنده شود، بسیاری از معروف ها به بوته فراموشی سپرده خواهند شد و بسیاری از منکرات، رفتار معمول و متعارف افراد خواهد شد.
اسلام برای افراد جامعه در برابر یکدیگر، حقوق متقابلی را بیان کرده و به رعایت آن ها، اهمیت بسیاری داده است. یکی از این حقوق که در روایات بسیاری به رعایت آن سفارش شده، رعایت حق همسایه است. گذشته از بیان حقوق همسایگان در خطبه ها و روایات و سخنان پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، گاهی آن حضرت، برخی افراد را مأمور می کردند تا در میان کوچه و بازار گردش کرده، وظیفه افراد را در مورد این فریضه مهم، به آنان یادآوری نمایند.[1] در روایتی در این باره آمده است که امام صادق علیه السّلام فرمودند: مردى نزد رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله از همسایه ‏اش شكایت كرد، حضرت از او روى گرداندند، دوباره شكایتش را تكرار كرد، باز حضرت به او توجه نكردند، بار دیگر سخنش را تكرار كرد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به على علیه السّلام و سلمان و مقداد فرمودند: بروید و اعلام كنید: لعنت خدا و ملائكه بر كسى كه همسایه ‏اش را بیازارد.[2]


تحریک عواطف


عاطفه انسان، منبع نیرومندی است که اگر در مسیری تحریک شود، انسان را با شدت به آن سمت و سوی خواهد کشاند و اقدامات جدی بعدی را به دنبال خواهد داشت. مبنای دعوت انبیا، گر چه استفاده از نیروی عقل و تحریک نیروی عقلانی انسان ها بود، ولی تحریک عواطف و استفاده از سلاح عاطفه، برای دعوت مردم به طرفداری از حق و انجام معروف و یا ترک منکر و خودداری از کمک به ستمگران، یکی از شیوه های معمول در زندگی معصومین علیهم السّلام است. امام سجاد علیه السّلام برای مبارزه با طاغوت های حاکم، دو راه را برگزیدند: دعا و گریه. آن بزرگوار با این دو سلاح، به جنگ حکومت جائر اموی رفتند و با تلطیف احساسات و تحریک عواطف، انسان ها را به شناخت و طرفداری از حق فرا خوانده و به خروش بر ضد باطل وا می داشتند.
انبوهی از روایات اسلامی از فضیلت گریه بر امام حسین علیه السّلام خبر می دهند و ثواب های بسیار بزرگی را برای این عمل، بیان می کنند. بدون شک یکی از اسرار این دعوت به گریه و ناله، زنده کردن معروف بزرگ «ولایت» و رسوا نمودن منکر عظیم «غصب ولایت» است. اگر چه گریه بر ابا عبد الله علیه السّلام، اسرار فراوانی دارد و اصولا استمرار اسلام ناب محمدی صلّی الله علیه و آله در گرو همین گریه ها و عزاداری ها بوده است و به واسطه همین عزاداری ها، افراد بسیاری اصلاح شدند و منکرات بسیاری از بین رفت، امّا شاید مهم ترین هدف این عزاداری ها و گریه ها، بازنگری در تاریخ صدر اسلام و ریشه های حادثه کربلا باشد، تا انسان ها متوجه شوند که ریشه همه این مسائل غصب خلافت حق بوده است.[3]
یکی از روش های برخورد قرآن کریم با اهل منکر و تارکان معروف ها و ارزش های الهی در عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و ...، برانگیختن احساسات و عواطف مخاطبان است، به گونه ای که منجر به انجام معروف یا ترک منکر شود. انسان آمیزه ای از عقل و عواطف و احساسات است، عقل حجت باطنی است که از آن برای شناخت حق بهره برده می شود و راه درست از نادرست بازشناخته می شود. امّا در مواردی هم باید از عواطف و احساسات بهره برد. در قرآن کریم وقتی خداوند بندگان را به سوی نبرد و جهاد فرامی خواند، از عواطف انسانی استفاده نموده و می فرماید[4]:
«وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِیا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِیراً».
چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعیف شده ‏اند، پیكار نمى ‏كنید؟! همان افراد (ستمدیده ‏اى) كه مى ‏گویند: پروردگارا! ما را از این شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، یار و یاورى براى ما تعیین فرما.[5]
در آیه قبل از این آیه، از مؤمنان دعوت به جهاد شده، ولى روى ایمان به خدا و رستاخیز، و استدلال سود و زیان تكیه شده است، اما این آیه دعوت به سوى جهاد بر اساس تحریك عواطف انسانى مى ‏كند و مى ‏گوید: چرا شما در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكان مظلوم و بى ‏دفاعى كه در چنگال ستمگران گرفتار شده ‏اند مبارزه نمى كنید؟! آیا عواطف انسانى شما اجازه مى ‏دهد كه خاموش باشید و این صحنه ‏هاى رقّت بار را تماشا كنید؟![6]
یکی دیگر از راه های تحریک عواطف انسانی در راستای اقامه معروف و نابودی منکر، مهربانی و محبّت است. محبت و ملاطفت با مخاطب از کلیدهای اثر گذاری در مداخلات اجتماعی از جمله امر به معروف و نهی از منکر است و قرآن کریم این شیوه را برای اصلاح مردم به کار می برد. خداوند همواره خود را با دو صفت رحمان و رحیم معرفی می کند و با خطاب های محبت آمیز و دل سوزانه نشان می دهد خواهان خیر و صلاح مردم است و این گونه مخاطبان را به انجام دستورها تشویق می کند. شیوه قرآنی و سیره معصومان همواره این بود که اصل در برخوردها و امر و نهی ها را بر مهربانی، رحمت، لطف و نرم زبانی قرار می دادند. این شیوه را هم می توان در زندگی همه پیامبران مشاهده کرد. [7]
 از جمله هنگامی که فرعون طغیان کرد و ادعای الوهیت نمود، خداوند به حضرت موسی و برادرش هارون دستور داد تا در مقام نهی از منکر، با ملایمت و آرامی با فرعون سخن بگویند:
«اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ بِآیاتِی وَ لا تَنِیا فِی ذِكْرِی * اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَكَّرُ أَوْ یخْشى». ‏(اكنون) تو و برادرت با آیات من بروید، و در یاد من كوتاهى نكنید * به سوى فرعون بروید كه طغیان كرده است * اما به نرمى با او سخن بگویید شاید متذكّر شود، یا (از خدا) بترسد.[8]
براى نفوذ در قلوب مردم (هر چند افراد گمراه و بسیار آلوده باشند) نخستین دستور قرآن برخورد ملایم و توأم با مهر و عواطف انسانى است، و توسل به خشونت مربوط به مراحل بعد است كه برخوردهاى دوستانه اثر نگذارد. هدف آن است كه مردم جذب شوند، متذكر شوند و راه را پیدا كنند یا از عواقب شوم كار بد خود بترسند (لَعَلَّهُ یتَذَكَّرُ أَوْ یخْشى‏). هر مكتبى باید جاذبه داشته باشد و بى ‏دلیل، افراد را از خود دفع نكند. سرگذشت پیامبران و ائمه دین به خوبى نشان مى‏ دهد كه آن ها هرگز از این برنامه در تمام طول عمرشان انحراف پیدا نكردند. آرى ممكن است، هیچ برنامه محبت ‏آمیزى در دل سیاه بعضى اثر نگذارد، و راه منحصرا توسل به خشونت باشد، آن در جاى خود صحیح است، اما نه به عنوان یك اصل كلى و براى آغاز كار، برنامه نخستین محبت است و ملایمت، و این همان درسى است كه آیات فوق به روشنى به ما مى ‏گوید. جالب این كه در بعضى از روایات مى‏ خوانیم: حتى موسى مأمور بود، فرعون را با بهترین نامش صدا كند، شاید در دل تاریك او اثر بگذارد.[9]
گاهی برای جلب قلوب و تحریک عواطف، لازم است تا از هدیه دادن یا اعطای برخی از حقوق مالی در این راه بهره برد. در برخی از موارد امر به معروف و نهی از منکر، گاهی دادن هدیه ای ولو مختصر، زمینه را برای تأثیر امر و نهی دو چندان می کند. بنا بر این در این موارد شایسته است از این روش به نحو احسن استفاده کرد. در قرآن کریم نیز برای تألیف قلوب به این شیوه توصیه شده است. خداوند متعال می فرماید:
«إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِینِ وَ الْعامِلِینَ عَلَیها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُم ...».
زكات ها مخصوص فقرا و مساكین و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى ‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى ‏شود.[10] «مؤلفة قلوبهم» یعنى كسانى كه انگیزه معنوى نیرومندى براى پیشبرد اهداف اسلامى ندارند، و با تشویق مالى مى ‏توان تالیف قلب، و جلب محبت آنان نمود.[11]


خودآزمایی


1- «اعلام عمومی» را به عنوان یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟
2- «تحریک عواطف» را به عنوان یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر توضیح دهید؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1] امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 ص 54 و 55 (با تلخیص).
[2] مشكاة الأنوار (ترجمه هوشمند و محمدى) ص 451.
[3] امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام جلد 2 ص 69 تا 72 (با تلخیص).
[4] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 303 و 315 (با تلخیص).
[5] سوره نساء/ آیه 75 (ترجمه مکارم).
[6] تفسیر نمونه ج ‏4 ص 9.
[7] امر به معروف و نهی از منکر در آیینه قرآن کریم ص 319 و 320 (با تصرف و تلخیص).
[8] سوره طه/ آیات 42 تا 44 (ترجمه مکارم).
[9] تفسیر نمونه ج ‏13 ص 212.
[10] سوره توبه/ آیه 60 (ترجمه مکارم).
[11] تفسیر نمونه ج ‏8 ص 5.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: