کد مطلب: ۵۰۹۵
تعداد بازدید: ۵۹
تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۴۰۰ - ۱۸:۰۸
پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان | ۳۸
معرفى قرآن و عترت به عنوان «دو خلیفه» یا «دو چیز گرانمایه» دلیل روشنى است بر این که مسلمانان باید هرگز دست از این دو برندارند، مخصوصاً با این قید که در بسیارى از روایات آمده که مى‌فرماید: «اگر این دو را رها نکنید هرگز گمراه نخواهید شد!» این حقیقت به صورت مؤکّدترى ثابت مى‌شود.

ده درس امام‌شناسی| ۸


درس هشتم؛ حدیث ثَقَلین و حدیث سفینه‌ی نوح


اسناد حدیث ثقلین


یکى از احادیث معروف و مشهور میان علماى سنت و شیعه «حدیث ثقلین» است.
این حدیث را گروه عظیمى از صحابه، بلاواسطه از پیامبر(ص) نقل کرده‌اند؛ و بعضى از علماى بزرگ، راویان حدیث را بالغ بر سى تن از صحابه مى‌دانند.[1]
گروه کثیرى از مفسران و محدثان و مورخان آن را در کتب خود آورده‌اند، و روى هم رفته در تواتر این حدیث نمى‌توان تردید کرد.
عالم بزرگوار سیّد هاشم بحرانى در کتاب «غایة المرام» این حدیث را با 39 سند از دانشمندان اهل سنت و با 80 سند از علماى شیعه نقل کرده است؛ و میرحامد حسین هندى، عالم بزرگوار دیگر، تحقیق و تتبع بیشترى در این زمینه به عمل آورده، و از حدود 200 نفر از علماى اهل سنت این حدیث را نقل کرده و تحقیقات خود را پیرامون این حدیث در 6 جلد کتاب بزرگ جمع‌آورى کرده است!
از جمله افراد مشهورى که آن را نقل کرده‌اند: ابوسعید خدرى، ابوذر غفارى، زیدبن ارقم، زیدبن ثابت، ابو رافع، جبیربن مطعم، حذیفه، ضمره اسلمى، جابربن عبدالله انصارى و امّ‌سلمه را مى‌توان نام برد.
اصل حدیث به گفته‌ی ابوذر غفارى چنین است:
ابوذر در حالى که درِ خانه‌ی کعبه را گرفته بود رو به سوى مردم کرده چنین مى‌گفت: من از پیامبر مى‌شنیدم که مى‌فرمود:
«إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ كِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی وَ إِنَّهُما لَنْ یَفْتَرِقا حَتَّى یَرِدا عَلَیَّ الْحَوْضَ!
من در میان شما دو یادگار گرانبها مى‌گذارم: قرآن و خاندانم، و این دو هرگز از هم جدا نمى‌شوند، تا هنگامى که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند![2]»
این روایت در معتبرترین منابع اهل سنت از قبیل «صحیح ترمذى» و «نسایى» و «مسند احمد» و «کنزالعمال» و «مستدرک حاکم» و غیر آن، نقل شده است.
در بسیارى از متون روایت، تعبیر به «ثقلین» (دو چیز گرانمایه) و در بعضى تعبیر به «خلیفتین» (دو جانشین) آمده است؛ که از نظر مفهوم چندان تفاوتى با هم ندارد.
جالب توجه اینکه: از احادیث مختلف اسلامى استفاده مى‌شود که این روایت را پیامبر(ص) در موارد مختلف به مردم گوشزد کرده است:
در حدیث «جابر بن عبدالله انصارى» مى‌خوانیم که در روز عرفه در سفر حج، پیغمبر اکرم(ص) فرمود.
در حدیث «عبدالله بن حنطب» مى‌خوانیم که در سرزمین «جحفه» (محلى است میان مکه و مدینه که بعضى از حاجیان از آنجا احرام مى‌بندند) بیان کرد.
در حدیث «امّ سلمه» مى‌خوانیم که آن را در غدیر خُم فرمود.
در پاره‌اى از احادیث آمده که در آخرین روزهاى عمر مبارکش در بستر بیمارى بیان کرد.
و در حدیثى دارد روى منبر، در مدینه بیان فرمود.[3]
حتى طبق روایتى که دانشمند معروف اهل سنت «ابن حجر» در کتاب «صواعق المحرقه» از پیامبر نقل مى‌کند مى‌خوانیم: پیامبر گرامى اسلام(ص) بعد از بیان این حدیث دست على را گرفت و بلند کرد و فرمود:
«این على با قرآن است و قرآن با على، از هم جدا نمى‌شوند تا در کنار کوثر بر من وارد گردند.[4]»
و به این ترتیب، روشن‌مى شود که پیامبر(ص) به عنوان یک اصل اساسى روى این مسئله بارها تکیه و تأکید داشته است، و از هر فرصتى براى بیان این حقیقت سرنوشت ساز استفاده مى‌کرده تا هرگز به دست فراموشى سپرده نشود.


محتواى حدیث ثقلین


در این جا چند نکته قابل ملاحظه است:
1ـ معرفى قرآن و عترت به عنوان «دو خلیفه» یا «دو چیز گرانمایه» دلیل روشنى است بر این که مسلمانان باید هرگز دست از این دو برندارند، مخصوصاً با این قید که در بسیارى از روایات آمده که مى‌فرماید: «اگر این دو را رها نکنید هرگز گمراه نخواهید شد!» این حقیقت به صورت مؤکّدترى ثابت مى‌شود.
۲ـ قرار گرفتن قرآن در کنار عترت و عترت در کنار قرآن دلیل بر این است که همان گونه که قرآن هرگز دستخوش انحراف نخواهد شد، و از هرگونه خطا مصون و محفوظ است، عترت و خاندان پیامبر نیز داراى مقام عصمت مى‌باشد.
3ـ در بعضى از این روایات تصریح شده که من در روز قیامت از شما درباره‌ی طرز رفتارتان با این دو یادگار بزرگ بازخواست مى‌کنم که ببینم عملکرد شما چگونه بوده است؟
4ـ بدون شک «عترت و اهل بیت(ع)» را هرگونه تفسیر کنیم على(ع) از بارزترین مصداقهاى آن است، و به حکم روایات متعددى، او هرگز از قرآن جدا نشد و قرآن نیز از او جدا نگردید.
علاوه بر این، در روایات متعددى مى‌خوانیم که به هنگام نزول آیه‌ی «مباهله» پیامبر اکرم(ص) على و فاطمه و حسن و حسین(ع) را صدا زد و فرمود: «اینها اهل بیت منند![5]»
5ـ گرچه مسائل مربوط به قیامت براى ما که در چهار دیوار این جهان محصور هستیم دقیقاً روشن نیست، ولى به‌گونه‌اى که از روایات استفاده مى‌شود منظور از «حوض کوثر» نهر مخصوصى است در بهشت با مزایاى بسیار، که ویژه‌ی مؤمنان راستین و مخصوص پیامبر و ائمه‌ی اهل بیت و پیروان مکتب آنهاست.
از مجموع آنچه گفتیم روشن مى‌شود که مرجع امت و رهبر مسلمین بعد از پیامبر، على(ع) و بعد از او نیز امامانى از این خاندان است.
 

حدیث سفینه‌ی نوح


از تعبیرات جالبى که از پیامبر گرامى اسلام(ص) در کتابهاى اهل سنت و شیعه نقل شده چیزى است که در حدیث معروف «سفینه‌ی نوح» آمده است.
در این حدیث ابوذر مى‌گوید: پیامبر(ص) چنین فرمود:
«اَلَا اِن مَثَلَ اَهل بَیتِى فِیکُم مِثل سَفِینةِ نُوح، مَن رَکَبهَا نَجَى وَ مَن تَخَلفَ عَنهَا غَرَق![6]
خاندان و اهل بیت من همچون کشتى نوحند که هر کس از آن استفاده کرد نجات یافت، و هر کس از آن جدا شد غرق شد!»
این حدیث که از احادیث مشهور است لزوم پیروى مردم را از على(ع) و خاندان پیامبر(ص) بعد از رحلت آن حضرت نیز مؤکّداً بیان مى‌دارد.
با توجه به این که کشتى نوح تنها پناهگاه و وسیله‌ی نجات به هنگام وقوع آن طوفان عظیم و عالمگیر بود، این حقیقت مسلم مى‌شود که امت اسلام در طوفانهایى که بعد از پیامبر(ص) وزیدن گرفت، تنها راهشان تمسّک جستن به ذیل ولاء اهل بیت پیامبر(ص) بوده و هست.


فکر کنید و پاسخ دهید


1ـ محتواى حدیث ثقلین چیست؟ و چه امتیازاتى را براى اهل بیت(ع) ثابت مى‌کند؟
2ـ حدیث ثقلین را چه کسانى نقل کرده‌اند؟
3ـ «ثقلین» چه معنى دارد و آیا تعبیر دیگرى نیز به جاى آن در احادیث آمده است؟
4ـ پیامبر گرامى اسلام(ص) آن را در چه مواردى فرمود؟
5ـ حدیث سفینه‌ی نوح را از نظر سند و محتوى بیان کنید.
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1]. سیره‌ی حلى، جلد 33، صفحه‌ی 308.
[2]. نقل از جامع ترمذى، طبق نقل ینابیع‌المودّة، صفحه‌ی 37.
[3]. المراجعات، صفحه‌ی 42.
[4]. الصواعق المحرقة، صفحه‌ی 75.
[5]. مشکوة المصابیح، صفحه‌ی 568 (چاپ دهلى) و ریاض‌النفره، جلد 2، صفحه‌ی 248 (به نقل از مسلم و ترمذى).
[6]. مستدرک حاکم، جلد 3، صفحه‌ی 151.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: