کد مطلب: ۵۱۳۵
تعداد بازدید: ۱۶۴
تاریخ انتشار : ۱۸ آذر ۱۴۰۰ - ۱۰:۲۵
توسل | ۱
هزاران موجود از جماد و نبات و حیوان و انسان از زمین و آسمان باید دست در کار باشند تا آدمی بتواند در پرتو هستی این کائنات و آثار و خواصّ وجودی آنها قسمتی از نقائص و کمبودهای خود را برطرف سازد؛ و پاره‌ای از کمالات مادّی یا معنویش را به دست آورد.

بخش اوّل: توسّل | ۱


توسّل از نظر لغت


«توسّل» یعنی اتّخاذ «وسیله» برای نزدیک شدن به چیزی.
چنانکه دانشمندان لغت میگویند:
تَوَسَّلَ اِلَیْهِ بِوَسیلَةٍ: اِذا تَقَرَّبَ اِلَیْهِ بِعَمَلٍ[1]. تَوَسَّلَ اِلَى اللهِ بِعَمَلٍ اَوْ وَسیلَةٍ: عَمِلَ عَمَلاً تَقَرَّبَ بِهِ اِلَیْهِ تَعالی.[2]
«وسیله» در لغت به معانی مختلف آمده است:
۱ـ نزدیک شدن.[3]
۲ـ مقام و منزلت در پیش سلطان.[4]
۳ـ درجه.[5]
۴ـ چاره‌جوئی برای رسیدن به چیزی با میل و رغبت.[6]
۵ـ هر چه که به سبب آن، نزدیک شدن به دیگری ممکن باشد.[7]


توسّل از منظر طبیعت و فطرت


تردیدی نیست در اینکه انسان برای تحصیل کمالات مقصوده‌ی خویش از هر قبیل که هست از مادّیّات و معنویّات، به «غیر» خود یعنی به خارج از محدوده‌ی وجود خود، نیازمند است.
هزاران موجود از جماد و نبات و حیوان و انسان از زمین و آسمان باید دست در کار باشند تا آدمی بتواند در پرتو هستی این کائنات و آثار و خواصّ وجودی آنها قسمتی از نقائص و کمبودهای خود را برطرف سازد؛ و پاره‌ای از کمالات مادّی یا معنویش را به دست آورد.
درباره‌ی سایر موجودات نیز جریان بهمین منوال است؛ یعنی هر یک از آنها در رسیدن به کمالات نوعی خود، دست نیاز بسوی موجودات خارج از وجود خویش دراز کرده و از فعل و انفعال و تأثیر و تأثّر اصناف گوناگون عالم خلق استمداد مینمایند.
و این، همان قانون «توسّل» است که یک واقعیّت تکوینی و یک ناموس مسلّم طبیعی است که در نظام خلقت عالم و آدم برقرار بوده و در همه جا مشهود و عیان است.
و هیچ بشر با شعوری اعمّ از مادّی و الهی، در جریان حتمی این قانون در نظام موجود جهان، تردیدی نمیکند؛ و خاصیّت اثربخشی موجودات را منکر نمی‌شود.
چه آنکه همه میدانیم که: انسان تشنه با آشامیدن آب خنک، سیراب میگردد؛ سرمازده با حرارت‌زائی آتش، گرم میشود؛ دارو، در بهبودی بیمار اثر میگذارد و مادّه‌ی سمّی آدم سالم را به خطر می‌افکند.
و همچنین شخص نادان، به تعلیم استاد، دانا میگردد و نادار، از طریق احسان غنّی، دارا می‌شود.
در بهاران، از ابر، باران فرو میریزد و آن آب به زمین نیرو بخشیده و انواع گیاهان را میرویاند؛ حیوان، از نبات تغذّی نموده و خود نیز سبب بقاء و ادامه‌ی حیات انسان میگردد.
و هکذا تمام حلقات سلسله‌ی کائنات، در یکدیگر اثر گذارده و از هم متأثّر میشوند.
نهایت امر اینکه آدم مادّی مسلک، تمام این آثار و خواصّ موجودات را بطور چشم و گوش بسته و مبهم، پیدا شده‌ی از تراکیب خاصّه‌ی اجسام می‌پندارد و معلول طبیعت اشیاء میداند.
امّا انسان الهی مذهب، بحث را روی اصل طبایع اشیاء و تراکیب ویژه‌ی اجسام برده و آنها را با نظام و حسابی دقیق که در نهادشان پیدا است، مستند به اراده و تدبیر حکیمانه‌ی مبدئی علیم و حکیم میشناسد؛ تدبیری که:
چشمه از سنگ برون آرد و باران از میغ
انگبین از مگس نحل و دُر از دریا بار
پاک و بی عیب خدائی که به تقدیر عزیز
ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار
پادشاهی نه بدستور کند یا گنجور
 نقشبندی نه به شنگرف کند یا زنگار[8]
و بهرحال، نظام موجود در جهان و قانون حاکم بر آن، نظام «توسّل» است و قانون «تسبّب».
یعنی نیل به هر کمال و بدست آوردن هر مطلوبی، بحکم اصل طبیعت، در گرو اتّخاذ «وسیله» است و موقوف به تحصیل «سبب».
و لذا انکار اصل «توسّل» در واقع، انکار اصلی از اصول مشهوده‌ی در عالم طبیعت بحساب میآید و نادیده گرفتن قانونی از قوانین مسلّم فطرت بشمار میرود.


توسّل از نظر قرآن


و بهمین جهت است که قرآن حکیم که بر اساس فطرت انسان نازل شده است،[9] موضوع «توسّل» را بعنوان یک طریق مسلّم و روشن برای نیل به «قرب خدا» که عالیترین شرف و شریفترین کمال ممکن برای انسان در مسیر عبودیت و بندگی میباشد، نشان داده و میفرماید:
یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا اِلَیهِ الْوَسیلَۀَ وَ جاهِدوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحونَ؛[10]
«ای کسانیکه ایمان آورده‌اید از خدا پروا نموده و (در سلوک) بسوی او (و برای نزدیک گشتن به او) «وسیله» بجوئید و در راه او مجاهده نمائید باشد که رستگار شوید».
و همچنین در جای دیگر میفرماید:
قُلِ ادْعُوا الَّذینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا یمْلِکُونَ کَشْفَ الضُرِّ عَنْکُمْ وَ لاتَحْویلاً. اُولئِکَ الَّذینَ یدْعُونَ یبْتَغُونَ اِلی رَبِّهِمُ الْوَسیلَۀَ اَیهُمْ اَقْرَبُ وَ یرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ یخافُونَ عَذابَهُ اِنَّ عَذابَ رَبِّکَ کانَ مَحْذُوراً؛[11]
«بگو: بخوانید آنان (ملائکه و جنّ و انس از انبیاء و اولیاء و دیگران) را که پنداشته‌اید (آنها) بدون خدا (مستقلاً دارای قدرت بر کاری هستند) پس (بدانید که) آنان (در حدّ ذات خود و بی اذن خدا) نه قادر بر رفع گرفتاری از شما میباشند و نه توانائی بر تغییر (حالتی) دارند.
اینان که (مشرکین آنها را بعنوان پرستش) میخوانند (خود) دنبال «وسیله» میگردند که به پروردگارشان نزدیک شوند (و میکوشند تا) کدام یک از آنها به خدا نزدیکتر گردد و امید به رحمت خدا دارند و از عذاب او می‌ترسند، چه آنکه عذاب پروردگارت ترسیدنی است».[12]
این آیه‌ی شریفه نشان میدهد که تمام ماسوی الله از فرشتگان و پیامبران و دیگر اصناف و طبقات خلق از هر قبیل که هستند در مقام کسب فیض و اخذ برکات از حضرت باری جلّ شأنه العزیز «ابتغاء وسیله» میکنند (اعمّ از اضطراری و اختیاری) و برای جلب رحمت بیشتر و دفع عذاب ربّ از حومه‌ی وجود خود دنبال «وسیله»‌ای میگردند تا به قرب بیشتری نائل شوند (یبتغون الی ربّهم الوسیلۀ ایهم اقرب).
از رسول اکرم صلّی الله علیه و آله وسلم روایت شده است که:
اِسْألُوا اللهَ لِی الْوَسیلَةَ فَإنَّها دَرَجَةُ فِی الْجَنَّةِ لا یَنالُها اِلاّ عَبْدٌ واحِدٌ وَ أرْجُو اَنْ اَکُونَ اَنَا هُوَ؛[13]
«از خدا برای من بخواهید «وسیله» را چه آنکه آن، درجه‌ای است در بهشت که به آن نمیرسد مگر یک بنده و امیدوارم که او من باشم».
و نیز از آنحضرت نقل شده است ضمن دعای هنگام استماع اذان:
...آتِ مُحَمَّداً الْوَسیلَةَ...؛[14]
«(خدایا) به محمّد(ص)، «وسیله» را اعطا فرما».
امام امیرالمؤمنین علّی علیه السلام ضمن دعا برای رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم به خدا عرضه میدارد:
وَ شَرِّف عِنْدَکَ مَنْزِلَتَهُ وَ آتِهِ الْوَسیلَۀَ...؛[15]
«(خدایا) به منزلت او در پیشگاهت تشریف نما و «وسیله» را به او عطا فرما».
غرض آنکه تمام کائنات حتّی اشرف آنان که رسول اعظم خدا است در مقام تقرّب به خدا، «ابتغاء وسیله» میکنند و دنبال «وسیله» میگردند؛ هر چند «وسیله‌ی» آنجناب با «وسائل» سایر ممکنات تفاوت بسیار دارد و اکتناه آن، فوق طاقت ما است.
ولهذا، یعنی از آن جهت که تمامی موجودات در حدّ ذات خود، دست نیاز بخارج از وجود خود دارند و بفرموده‌ی قرآن حکیم: «یبْتَغُونَ اِلی رَبِّهِمْ الوَسیلَۀَ»[16] «بدنبال وسیله‌ای هستند تا به قرب ربّشان نائل شوند»، آری بهمین جهت است که هیچکدام از موجودات عالم امکان، دارای این صلاحیت و شایستگی نمیباشند که معبود، واقع شوند و یا آنکه مستقلاً توانای بر رفع بلا و افاضه‌ی رحمت گردند.
چه آنکه معبودیت و استقلال در افاضه‌ی رحمت، بحکم عقل، از شئون قدرت مستقلّه و از خصائص موجود «قائم بذات» است و آنهم منحصر در ذات اقدس حضرت «حق» جلّ شانه العزیز میباشد و بس.
و سایر موجودات که در ذات خود، فاقد هستی و فاقد تمام کمالات وجود میباشند، باید از طریق «ابتغاء وسیله» و تحصیل دستاویز، از مبدء هستی که منبع هرگونه کمال است استفاضه نمایند (اتُّقُوا اللهَ وَ ابْتَغُوا اِلَیهِ الوَسیلَۀَ).[17]
و «وسیله» چنانکه گفتیم در لغت بمعانی مختلف آمده است؛ و مناسبترین آنها بر حسب استظهار از سیاق کلام در دو آیه‌ی شریفه‌ی گذشته (آیه‌ی 35 از سوره‌ی مائده و آیه‌ی 57 از سوره‌ی اِسراء) همان معنای پنجم است: یعنی: «هر چه که بسبب آن، نزدیک شدن به دیگری ممکن باشد».
مخصوصاً در آیه‌ی نخستین که اوّلاً پس از امر به «ابتغاء وسیله»، دستور جهاد در راه خدا میدهد و ثانیاً نتیجه‌ی «تقوی» و «ابتغاء وسیله» و «جهاد» را بعنوان «فلاح» و رستگاری با جمله‌ی «لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» بیان میفرماید.
و بدیهی است که فلاح و رستگاری، همان نیل به مقام «قرب» است؛ و بحکم لزوم مغایرت بین «مقدّمه» و «نتیجه»، باید «وسیله»، غیر «قرب» باشد.
یعنی «وسیله» باید چیزی باشد که بسبب آن ممکن شود که آدمی به «قرب» و «منزلت» و «درجه» در پیشگاه خدا که همان «فلاح» و رستگاری است نائل گردد.
و همچنین امر به «جهاد» دنبال امر به تحصیل وسیله، ظاهر در این است که جهاد (اعمّ از اینکه به معنای قتال با کفّار و یا مطلق کوشش و تلاش در راه خدا باشد) از مصادیق بسیار مهمّ «ابتغاء وسیله» است و چون مسلّماً خود «جهاد»، تحقّق خارجی و عینی «قرب» نیست بلکه سبب و مقدّمه‌ی «قرب» است پس «وسیله» در این آیه بمعنای «قرب» و «درجه» و «منزلت» و «چاره جوئی»[18] (که از معانی لغوی وسیله است) نخواهد بود.
بلکه معنای صحیح و مناسب آن در آیه‌ی شریفه همان معنای پنجم یعنی: «هرچه که موجب و سبب نیل به قرب خدا گردد» میباشد.
و آنگاه از نظر اینکه کلمه‌ی «وسیله» در آیه‌ی مبارکه، «مطلق» آمده و عاری از هرگونه تقیید است، طبعاً دارای معنای بسیار وسیع و گسترده و آزاد است؛ و با «اطلاق» خود، شامل هر نوع اعتقاد و هر قسم عمل و هر چیز و هر شخصی که بوجهی صلاحیت «تقریب» و نزدیک کردن به پیشگاه اقدس پروردگار را داشته باشد، میگردد؛ از قبیل:
ایمان و اعتقاد به وحدانیت پروردگار و رسالت پیامبران و حقّیت روز جزا و همچنین پیروی از رسول خدا صلّی اله علیه و اله و سلّم و انجام وظائف و اعمال عبادی از: نماز و روزه و حجّ و زکات و جهاد و ارشاد مردم نادان و صله‌ی ارحام و عیادت بیماران و امثال این امور از کارهای خیر و خداپسند که تماماً وسائل و موجبات قرب به خدا هستند.
چنانکه امام امیرالمؤمنین علیّ علیه السلام میفرماید:
اِنَّ اَفْضَلَ ما تَوَسَّلَ بِهِ الْمُتَوَسِّلُونَ اِلَى اللهِ سُبْحانَهُ: اَلْایمانُ بِهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ الْجِهادُ فِی سَبِیلِهِ... وَ کَلِمَةُ الاِخْلاصِ... وَ اِقامُ الصَّلوةِ... وَ اِیتاءُ الزَّکوةِ... وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضانَ... وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ اعْتِمارُهُ... وَ صِلَةُ الرَّحِمِ... وَ صَدَقَةُ السِّرِّ... وَ صَدَقَةُ الْعَلانِیَةِ... وَ صَنائِعُ الْمَعْرُوفِ...؛[19]
«بهترین چیزی که متوسّلان و وسیله‌جویان، میتوانند بسبب آن به خداوند سبحان نزدیک شوند: ایمان به خدا و رسول او و جهاد در راه او است؛ و (همچنین) کلمه‌ی اخلاص (لا اله الا الله) و اقامه‌ی نماز و دادن زکات و روزه‌ی ماه رضمان و حجّ و عمره‌ی بیت و صله‌ی رحم و صدقه‌ی پنهان و صدقه‌ی آشکار و (مطلق) کارهای نیک (که همه از مصادیق «وسیله»‌اند و سبب رسیدن به قرب خدا میباشند)».
و هکذا ذوات مقدسه‌ی انبیاء و اولیاء و مقرّبین درگاه خدا و معرفت و محبّت به آنها و دعا و شفاعت آنها و تقرّب جستن به آن بزرگواران و تجلیل عناوین منسوبه‌ی به آنان از هر قبیل که باشد، و زیارت مراقد مطهّره و قبور شریفه‌ی ایشان که مصداق مسلّم «تعظیم شعائر الله» بوده و نشانه‌ی بارز دلبستگی و مودّت و دوستی نسبت به آن بندگان مخلص پروردگار و گرامی شمردن مکتب و تعالیم عالیه‌ی آن هادیان راه حقّ است.
بدیهی است که تمام اینها به لحاظ «اطلاق» کلمه‌ی «وسیله»، داخل در مفهوم عامّ و وسیع آن میباشند.
یعنی بر همه‌ی این امور، این عنوان صدق میکند که «ما یتَقَرَّبُ بِهِ اِلَی اللهِ»[20] یعنی: چیزهائی هستند که بسبب آنها میتوان نزدیک شدن به خدا را تحصیل کرد و رضا و خوشنودی او را بدست آورد.
بنابراین، هیچ دلیل و موجبی در کار نیست که ما از «اطلاق» کلمه‌ی «وسیله» در آیه‌ی شریفه، چشم پوشیده و آنرا اختصاص به یک یا چند مفهوم خاصّی بدهیم آنچنانکه «ابن تیمیه» و دنباله‌روهای او (وهّابیها) چنین تقیید و تخصیص بی دلیلی را مرتکب شده‌اند و کلمه‌ی «وسیله» را به دو معنای خاصّ، حمل کرده‌اند:
1ـ ایمان به رسول خدا صلی اله علیه و آله و سلّم و پیروی آن حضرت.
2ـ دعا و شفاعت پیامبر اکرم صلی اله علیه و آله و سلّم آنهم فقط در زمان حیات دنیوی آن جناب و در روز قیامت.
و گاهی هم آن را بمعنای واجبات و مستحبّات تفسیر می‌کنند.[21]
در صورتیکه علاوه بر «اطلاق» آیه‌ی شریفه که خالی از هرگونه تقییدی است در کتب حدیثی اسلامی نیز (چه از طریق شیعه و چه از طریق اهل تسنّن) در باب «توسّل»، روایات فراوانی رسیده است که با کمال وضوح، همان معنای وسیع عامّ و شامل را برای کلمه‌ی «وسیله» اثبات نموده و در راه تقرّب جوئی به خدا و اخذ برکات از منبع فیاض (جلّ و علا) استمداد و استغاثه‌ی از صلحا و مقرّبین درگاه خدا را به هرگونه و در هر حال و تحت هر عنوانی که باشد تصدیق و تأیید مینمایند.


خودآزمایی


1- قانون «توسّل» را بیان کنید.
2- معانی لغوی «وسیله» را بیان کنید.
3- مناسبترین معنی برای «وسیله»  بر حسب استظهار از سیاق کلام در دو آیات 35 از سوره‌ی مائده و  57 از سوره‌ی اِسراء چیست؟ چرا؟
 

پی‌نوشت‌ها

 
[1]ـ لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۲۴.
[2]ـ المنجد.
[3]ـ لسان العرب.
[4]ـ لسان العرب و المنجد.
[5]ـ لسان العرب و المنجد.
[6]ـ مفردات راغب.
[7]ـ لسان العرب، المنجد، مجمع‌البحرین، تفسیر کشّاف و فخر رازی ذیل آیه‌ی ۳۵ مائده.
[8]ـ کلّیّات سعدی.
[9]ـ چنانکه میفرماید: فَأقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللهِ اَلَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها...(سوره‌ی روم، آیه‌ی ۳۰) یعنی: روی خود را بسوی دین، استوار و بپادار، در حالیکه خالص و دور از کجی باشی (ملازم دین باش که) آفرینش خدا است، همان آفرینشی که مردمان را بر اساس همان آفرید.
[10]ـ سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۳۵.
[11]ـ سوره‌ی اسراء، آیه‌ی ۵۶ و ۵۷.
[12]ـ در قرآن کریم غیر این دو مورد در جای دیگری کلمه‌ی «وسیله» بکار نرفته است (المعجم المفهرس).
[13]ـ صحیح مسلم بنقل ابن تیمیّه در «التّوسّل و الوسیلة»، ص ۴۲ و تفسیر مجمع‌البیان، ذیل آیه‌ی ۳۵ سوره‌ی مائده با اندک اختلاف در عبارت.
[14]ـ صحیح بخاری بنقل ابن تیمیّه در «التّوسّل و الوسیلة»، ص ۴۲.
[15]ـ شرح نهج‌البلاغه‌ی این ابی الحدید، ج ۷، ص ۱۷۳.
[16]ـ آیه‌ی ۵۷ سوره‌ی اسراء.
[17]ـ سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۳۵: «از خدا پروا داشته باشید و در سلوک بسوی او تحصیل وسیله نمائید».
[18]ـ زیرا اگر «وسیله» در این آیه بمعنای چاره‌جوئی باشد با «ابتغاء» که خود بمعنای جُستن و طلب کردن است نمیسازد و معنای صحیحی نمیدهد.
[19]ـ شرح نهج‌البلاغه‌ی ابن میثم، ج ۳، ص ۷۲، خطبه‌ی ۱۰۷.
[20]ـ این، همان معنای پنجم از معانی لغوی «وسیله» است که در صفحه‌ی ۲۷ با ارائه‌ی مدارک گذشت.
[21]ـ به کتاب «التّوسّل و الوسیلة» تألیف «ابن تیمیّه»، ص ۵ و ۱۴ و ۴۸ تا ۵۰ رجوع شود.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: