کد مطلب: ۵۱۷۲
تعداد بازدید: ۱۲۵
تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۴۰۰ - ۱۱:۲۳
داستان‌هایی از حضرت امام حسن عسکری(ع) | ۹
یکی از دوستان نزدیک مستعین به وی گفت: «برای حسن بن علی (امام حسن عسکری(ع)) پیام بفرست، به اینجا بیاید، یا بر این استر سوار می‌شود، و یا این استر او را خواهد کشت».
احمد بن حارث قزوینی می‌گوید: با پدرم (حارث) در شهر سامره بودیم، پدرم نگهبان و سرپرست دامهای کاروان سرای منسوب به امام حسن عسکری(ع) بود، در آن هنگام، در نزد المُستعین (دوازدهمین خلیفه‌ی عبّاسی) استری بود که از نظر زیبائی و قامت بلند و چالاکی، نظیر نداشت، ولی سرکش بود و نمی‌گذاشت کسی او را زین کند یا لگام بر دهانش ببندد، و یا کسی بر پشتش سوار شود.
گروهی از سواران با تجربه اجتماع کردند و هر گونه حیله و نیرنگی به کار بردند نتوانستند آن را رام کنند و بر پشتش سوار گردند، یکی از دوستان نزدیک مستعین به وی گفت: «برای حسن بن علی (امام حسن عسکری(ع)) پیام بفرست، به اینجا بیاید، یا بر این استر سوار می‌شود، و یا این استر او را خواهد کشت».
مستعین، شخصی را نزد امام حسن عسکری(ع) فرستاد و آن حضرت را احضار کرد، آن حضرت ناگزیر نزد مستعین رفت، پدرم (حارث) نیز همراه آن حضرت بود، وقتی که امام حسن(ع) وارد خانه‌ی مستعین شد، من هم خود را به خانه‌ی او رسانیدم، دیدم استر با کمال چالاکی در حیاط خانه ایستاده است، امام حسن(ع) به طرف او رفت، و دستی بر پشتش کشید، دیدم بدن آن استر آنچنان عرق کرد، که قطرات عرق از پیکرش می‌ریخت. سپس امام حسن(ع) نزد مُستعین آمد، مستعین احترام نمود و خیر مقدم عرض کرد، و سپس گفت: «ای ابو محمد! این استر را لگام کن... امام حسن(ع) روپوشش را در آورد و کنار گذاشت، و جلو استر رفت و دهان او را لگام زد، سپس نزد مستعین برگشت و نشست.
مستعین گفت: این استر را زین کن... حضرت برخاست زین بر پشت استر نهاد و بست، و سپس به جایگاه خود بازگشت.
مستعین گفت: می‌خواهی بر آن سوار شوی؟
امام حسن(ع) فرمود: آری، رفت و بر آن سوار شد، و چند قدمی، با بهترین شیوه‌ی راه رفتن، راه رفت و بازگشت و پیاده شد، مستعین گفت: این استر را چگونه می‌بینی؟
امام(ع) فرمود: در زیبائی و راهواری، بی‌نظیر است.
مستعین گفت: آن را به تو واگذار کردم.
امام حسن(ع) به پدرم (حارث) فرمود: افسار استر را بگیر، پدرم افسار آن استر را کشید و برد[۱].
 

پی‌نوشت


[۱]. کشف الغمّه، ج ۳، ص ۲۸۵.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
محمد محمدی اشتهاردی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: