کد مطلب: ۵۲۷۴
تعداد بازدید: ۱۲۵
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ - ۰۸:۲۱
تولی و تبری| ۵۰
سنت الهی بر این است که هیچ گاه خلیفه الهی گزینشی و انتخابی از جانب مردم نباشد، بلکه خداوند هر مخلوقی را که بخواهد می ‌آفریند و هر کس را که شایسته بداند به عنوان ولی و امام معرفی می کند.

در درس قبل به آیاتی که به اصل ولایت و امامت اهل بیت علیهم السلام اشاره می کرد، مورد بررسی قرار دادیم در این درس و طی چند شماره به بعضی از آیاتی که در مورد امیر المومنین علیه السلام و ولایت ایشان آمده است، اشاره خواهیم کرد.


معرفی علی علیه السّلام به عنوان امام و خلیفه خدا


سنت الهی بر این است که هیچ گاه خلیفه الهی گزینشی و انتخابی از جانب مردم نباشد، بلکه خداوند هر مخلوقی را که بخواهد می ‌آفریند و هر کس را که شایسته بداند به عنوان ولی و امام معرفی می کند. با بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله، کامل ترین دین الهی یعنی اسلام و کامل ترین کتاب آسمانی قرآن کریم را برای بشریت به ارمغان آورد و ایشان حجت خدا و خلیفه خدا بودند. حال این سوال مطرح می ‌شود که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله چه کسی عهده ‌دار هدایت جامعه است؟ آیا سزاوار است درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله که به امر الهی، حتی به امور جزئی بی ‌توجه نبوده است، گفته شود  که نسبت به معرفی ولی خدا و حجت بعد از خود بی توجه بوده باشد؟ خلیفه خدا و امام بعد از خود را معرفی نکرده باشد؟ و امت را در این مسئله مهم و حیاتی به حال خود رها کرده باشد؟
قطعاً چنین نبوده است، برای نمونه حدیث غدیر، حدیث ثقلین، و ده ‌ها حدیث دیگر که در میان فریقین، به تواتر رسیده است، شاهد آن است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره تعیین خلیفه خود که همان خلیفه خدا بر روی زمین است، کوچک‌ ترین کوتاهی نکرده است. رسول خدا از همان ابتدا و ماجرای یوم الدار تا واقعه مهم غدیر خم، همواره بر امامت و خلافت و حجت بودن امیرالمومنین علیه السلام تصریح کرده اند. علاوه بر احادیث متواتر، خود قرآن کریم سند حقانیت ولایت امیرالمومنین علیه السلام می باشد، صدها آیه شریفه در قرآن کریم وجود دارد که به تصریح یا اشاره، ولایت و امامت ایشان را بیان کرده است[1].


صراط مستقیم


«اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیم‏»، ما را به راه راست هدایت فرما[2].
پس از اظهار تسلیم در برابر پروردگار و وصول به مرحله عبودیت و استعانت و استمداد از ذات پاك او نخستین تقاضاى بنده این است كه او را به راه راست، راه پاكى و نیكى، راه عدل و داد، و راه ایمان و عمل صالح هدایت فرماید. حسکانی از علمای اهل سنت در شرح این آیه شریفه از ابن عباس نقل می کند:

«قَالَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌ صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَیهِ‌ وَ آلِهِ‌ لِعَلِی‌ بْنِ‌ أَبِی طَالِبٍ‌: أَنْتَ‌ الطَّرِیقُ‌ الْوَاضِحُ‌ وَ أَنْتَ‌ الصِّرَاطُ‍‌ الْمُسْتَقِیمُ‌، وَ أَنْتَ‌ یعْسُوبُ‌ الْمُؤْمِنِینَ‌»، رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی ابن ابی طالب فرمود: تو طریق روشن و صراط مستقیم و رئیس مومنین هستی[3].
بنابراین بعد از رسول خدا صلّی الله علیه و آله، هر کس به دنبال راه درست و طراط مستقیم بندگی است، تنها باید به امیر المؤمنین علی علیه السّلام مراجعه کند. چنان چه می دانیم، خط مستقیم میان دو نقطه، یکی بیشتر نیست، در مورد هدایت و راه مستقیم میان بنده تا عبودیت پروردگار نیز قضیه از همین قرار است. تنها راه بندگی و سعادت، ولایت امیر المؤمنین علی علیه السّلام است و سایر راه ها قطعا بیراهه هستند و به نتیجه نخواهند رسید.


نور خدا و برهان خدا


«یا أَیهَا النَّاسُ قَدْ جاءَ كُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَیكُمْ نُوراً مُبِیناً * فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یهْدِیهِمْ إِلَیهِ صِراطاً مُسْتَقِیماً»

اى مردم! دلیل آشكارى از طرف پروردگارتان براى شما آمد و نور واضحى به سوى شما فرستادیم * اما آنها كه ایمان به خدا آوردند و به آن (كتاب آسمانى) چنگ زدند به زودى همه را در رحمت و فضل خود وارد خواهد ساخت و در راه راستى به سوى خودش هدایت مى ‏كند[4].
عبد الله بن سلیمان می گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آیه پرسیدم فرمودند:

«الْبُرْهَانُ‌ مُحَمَّدٌ، وَ النُّورُ عَلِی‌، وَ الصِّرَاطُ‍‌ الْمُسْتَقِیمُ‌ عَلِی‌»

برهان محمد و نور علی و صراط مستقیم علی است[5]. یقینا خداوند متعال را هیچ خلقی نمی‌ تواند، بشناسد، مگر این که خدای متعال خود را با آن ها بشناساند و خدای سبحان به واسطه نور خود و تجلیلی آن  در بین مخلوقات شناخته می ‌شود، این نور خدا که ملاک معرفت و شناخت او، و اطاعت از آن میزان بندگی است، همان نوری است که خدای متعال در وجود ائمه علیهم السلام قرار داده است. قندوزی از علمای سنی در نقل حدیث قدسی آورده است که: وقتی ملائکه نور پیامبر و حضرت علی را که یک نوع بود مشاهده کردند، به خدا گفتند: پروردگارا! این نورچیست؟ خداوند فرمود: « هذا نور من نوری لولاه لما خلقت الخلق »، این نور نور من است اگر این نور نبود موجودی را خلق نمی کردم[6]. این نورالهی است که راه روشن و صراط مستقیم معرفت خدا و و بندگی اوست، زیرا اگر نور الهی نبود کسی نمی ‌توانست خدا را بشناسد و نه کسی می ‌دانست که چگونه باید بندگی خدا کند.


پیشوای هدایت


«الم * ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیبَ فِیهِ هُدىً لِلْمُتَّقِینَ »

الم *

این كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد، و مایه هدایت پرهیزكاران است‏[7].
حاکم حسکانی از عبد الله بن عباس نقل می کند که منظور از متقین، علی بن ابی طالب علیهما است که به اندازه پلک زدنی به خدا شرک نورزید، او از شرک و عبادت بت ها پرهیز کرد و عبادتش خالص است. او و پیروانش بدون حسابرسی وارد بهشت می شوند[8]. قطعا کسی که لحظه ای از ایمان به خدا جدا نبوده و او و پیروانش اهل بهشت هستند، سزاوار تبعیّت و اقتداست و غیر او از چنین جایگاهی برخوردار نیستند.


سؤال روز قیامت


«وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ»، آنها را متوقف سازید كه باید بازپرسى شوند[9].
در این آیه خداوند به ملائکه خود دستور می دهد ظالمان و هم فکران آنان را نگه دارید و نگذارید بروند كه باید بازخواست شوند. و از سیاق ما قبل آیه استفاده مى ‏شود كه این امرِ به بازداشت و بازخواست، در سر راه جهنم صورت مى ‏گیرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در تبیین و تفسیر آیه می فرماید:

«قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ‏ قَالَ عَنْ وَلَایةِ عَلِی مَا صَنَعُوا فِی أَمْرِهِ وَ قَدْ أَعْلَمَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ الْخَلِیفَةُ بَعْدَ رَسُولِهِ»

از آنان پرسیده مى ‏شود كه در مورد ولایت على علیه السلام چه‏كرده ‏اند؟ زیرا خدا آنان را آگاه نمود كه او خلیفه بعد از پیامبر مى‏باشد[10].
رسول خدا صلى الله علیه و آله در حدیثی دیگر می فرمایند:

«إذا كانَ یومُ القِیامَةِ ونُصِبَ الصِّراطُ عَلَى ظَهرانَی جَهَنَّمَ، فَلا یجوزُها ولا یقطَعُها إلّا مَن كانَ مَعَهُ جَوازٌ بِوِلایةِ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ»

زمانی که روز قیامت می رسد و [ پل ]صراط بر روى جهنّم نصب می شود، كسى از آن نمى گذرد و آن را پشت سر نمى گذارد، مگر آن كه جوازى دالّ بر ولایت على بن ابى طالب با خود داشته باشد[11].
«فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِین * عَمَّا كانُوا یعْمَلُونَ * فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِینَ»

به پروردگارت سوگند از همه آنها سؤال خواهیم كرد * از آنچه عمل مى ‏كردند * آشكار آنچه را ماموریت دارى بیان كن و از مشركان روى گردان (و به آنها اعتنا نكن)[12].
روشن است كه سؤال خداوند براى كشف مطلب پنهان و پوشیده ‏اى نیست، چرا كه او از اسرار درون و برون آگاه است، و ذره‏ اى در آسمان و زمین از علم بى ‏پایان او مخفى نیست، بنا بر این سؤال مزبور به خاطر تفهیم به خود طرف است تا به زشتى اعمالش پى ببرد، و یا به عنوان یك نوع مجازات روانى است، چرا كه بازجویى از كارهاى خلاف، آن هم توأم با سرزنش و ملامت، آن هم در جهانى كه انسان به حقایق نزدیك تر و آگاه تر مى ‏شود، دردناك و زجرآور است، بنا بر این، در حقیقت این پرسش ها بخشى از مجازات آنهاست.
ضمنا عمومیت «عَمَّا كانُوا یعْمَلُونَ‏» نشان مى ‏دهد كه از همه اعمال آدمى بدون استثناء سؤال خواهد شد و این خود درسى است براى همه انسان ها كه لحظه ‏اى از اعمال خود غافل نمانند، و این كه بعضى از مفسران این سؤال را محدود به مساله توحید و ایمان به انبیاء و یا مربوط به معبودهاى مشركان دانسته ‏اند سخنى است بى ‏دلیل بلكه مفهوم آیه كاملا تعمیم دارد.[13]
در منابع اهل سنت، به نقل از سدی در تفسیر این آیه می گوید:

[فِی قَوْلِهِ‌ تَعَالَى] فَوَ رَبِّكَ‌ لَنَسْئَلَنَّهُمْ‌ أَجْمَعِینَ‌ [قَالَ‌:] عَنْ‌ وَلاَیةِ‌ عَلِی‌ ، ثُمَّ‌ قَالَ‌: عَمّا كانُوا یعْمَلُونَ‌ فِیمَا أَمَرَهُمْ‌ بِهِ‌ وَ مَا نَهَاهُمْ‌ عَنْهُ‌، وَ عَنْ‌ أَعْمَالِهِمْ‌ فِی الدُّنْیا، ثُمَّ‌ قَالَ‌: فَاصْدَعْ‌ بِما تُؤْمَرُ قَالَ‌ اَلسُّدِّی‌ : قَالَ‌ أَبُو صَالِحٍ‌ : قَالَ‌ اِبْنُ‌ عَبَّاسٍ‌ : أَمَرَهُ‌ اللَّهُ‌ أَنْ‌ یظْهِرَ اَلْقُرْآنَ‌، وَ أَنْ‌ یظْهِرَ فَضَائِلَ‌ أَهْلِ‌ بَیتِهِ‌ كَمَا أَظْهَرَ اَلْقُرْآنَ‌.
در مورد سخن خدا [به پروردگارت سوگند از همه آنها سؤال خواهیم كرد]، می گوید: منظور ولایت علی است. معنی این که فرمود: از آنچه عمل مى ‏كردند، سوال می شود، این است که از آن چه امر و نهی شده اند و از اعمالشان در دنیا پرسیده می شوند. سدی گفت: ابوصالح گفت: ابن عباس در تفسیر آیه شریفه « آنچه ماموریت داری آشکارا بیان کن » گفت : خداوند به پیامبرش دستور داده است که فضائل اهل بیتش را آشکار کند. همچنان که قرآن کریم را آشکار می خواند و بیان می کند[14].


خودآزمایی


1-   منظور از سوال در آیه 92 سوره حجر چیست؟
2-   منظور از نور مبین در آیه 174 سوره نساء چیست؟

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] برگرفته از کتاب امیر المومنان در آینه قرآن ص 23
[2] سوره فاتحه آیه 6/ترجمه مکارم
[3] شواهد التنزیل ج1 ص76
[4] سوره نساء آیه 174 و 175/ترجمه مکارم
[5] شواهد التنزیل ج1 ص79
[6] ینابیع المودة ج1 ص 422
[7] سوره بقره آیه1 و2/ترجمه مکارم
[8]  شواهد التنزیل ج1 ص86
[9] سوره صافات آیه 24/ترجمه مکارم
[10] معانی الاخبار ص67
[11] بشارة المصطفی لشیعه المرتضی ص 200
[12] سوره حجر آیات 92الی94/ترجمه مکارم
[13] تفسیر نمونه ج11 ص 139.
[14] شواهد تنزیل ج1 ص423

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
برچسب ها: تولی و تبری
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: