کد مطلب: ۵۲۷۹
تعداد بازدید: ۱۵۶
تاریخ انتشار : ۱۲ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۹:۰۸
در جستجوی علم دین | ۶
كسی كه بدون داشتن علم و آگاهی لازم و بدون هدایت خاصّ الهی فتوا در دین مردم بدهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت می‌كنند و بار گناه كسانی كه به فتوای او عمل كرده‌اند بر دوش وی نهاده می‌شود.

فصل سوّم: اجتهاد و تقلید| ۲


 
اهمّ شرایط در مسأله‌ی اجتهاد


آری، كسی كه در مسیر این مقصد عالی قدم بر می‌دارد باید تمام این علوم عدیده را كه جنبه مقدّمی دارند برای تفقّه به قدر كافی تحصیل نماید و تازه پس از تحصیل همه‌ی این علوم نوبت به مطلب مهمّ دیگری می‌رسد كه می‌توان گفت اهمّ شرایط در مسأله‌ی اجتهاد است و آن به دست آوردن ملکه‌ی استنباط یعنی آن نیروی عظیم نفسانی است که بر اثر ممارست و مداومت عملی طولانی در مناظرات علمی و مباحاثات تدریسی و تمرینات مكرّر در اِعمال قواعد کلّی در ردّ فروع بر اصول و تضارب آراء و تبادل افكار با صاحب‌نظران و مجتهدان در میدان گرم و پرشور حوزه‌های علمیّه و قهرمانان فنّ برهان و جدل پدید می‌آید و در پی آن یک نوع حالت پختگی و ورزیدگی و قهّاریّت روحی در تطبیق قواعد کلّی بر مسائل جزئی در شخص به‌وجود می‌آید و در این موقع می‌توان گفت او یک فقیه واقعی و یک مجتهد ـ به اصطلاح ـ به «حمل شایع صناعی» است؛ وگرنه، تنها با خواندن چند كتاب از ادبیات و منطق و معانی و بیان و ماندن چند سال در یک حوزه‌ی علمیّه و دیدن چند كتاب از سطوح درسی مانند «فرائد و مكاسب و كفایه» و شركت ـ فرضاً ـ یک یا دو دوره در درس خارج اصول كسی فقیه و مجتهد نمی‌شود كه مدّعی اهلیّت افتاء و اظهار نظر در مسائل فقهی شود و با جرأت تمام رساله‌ی فتوائیّه به دست مردم بدهد كه رسول معظّم(ص) فرمود:
اَجْرَأُکُمْ عَلَی الْفَتْوی اَجْرَأُکُمْ عَلَی النّارِ؛[1]
بی‌پرواترین شما بر فتوا بی‌پرواترین شماست بر آتش.


كلامی‌ از فقیهی بزرگ


اینجا مناسب است كلام یكی از بزرگان فقه و اَعلام شریعت را در باب شرایط اهلیّت فتوا بیاوریم كه مؤیّد و شاهد روشن مطلب باشد. مرحوم شیخ زین‌الدّین عاملی معروف به شهید ثانی(قدّس سرّه) در كتاب شرح اللّمعه، کتاب القضاء، پس از ذكر علوم لازم التّحصیل برای تصدّی مقام افتاء می‌فرماید:
نَعَمْ؛ یُشْتَرَطُ مَعَ ذلِکَ کُلِّهِ اَنْ یَکُونَ لَهُ قُوَّةٌ یَتَمَکَّنُ بِها مِنْ رَدِّ الْفُرُوعِ اِلی اُصُولِها وَ اِسْتِنْباطِها مِنْها وَ هذِهِ هِیَ الْعُمْدَةُ فِی هذا الْبابَ وَ اِلاّ فَتَحْصِیلُ تِلْکَ الْمُقَدَّماتِ قَدْ صارَتْ فِی زَمانِنا سَهْلَةً لِکَثْرَةِ ما حَقَّقْهُ الْعُلَماءُ وَ الْفُقَهاءُ فیها وَ فِی بَیانِ اسْتِعْمالِها وَ اِنَّما تِلْکَ القُوَّةُ بِیَدِاللهِ تَعالی یُؤْتِیها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ عَلی وِفْقِ حِکْمَتِهِ وَ مُرادِهِ وَ لِکَثْرَةِ الْمُجاهَدَةِ وَ الْمُمارَسَةِ لِأَهْلِها مَدْخَلٌ عَظِیمٌ فِی تَحْصِیلِها وَ الَّذِینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ اِنَّ اللهَ لَمَعَ الْمُحْسِنینَ؛[2]
علاوه بر لزوم تحصیل علوم نامبرده كه در زمان ما بر اثر تحقیقات فراوان علما و تألیفات گسترده‌ی فقها تحصیل آن علوم بسیار سهل و آسان شده است، آنچه ركن عمده در این باب است، به دست آوردن نیرویی است كه به وسیله‌ی آن شخص عالم، قادر بر استنباط و ردّ فروع بر اصول باشد و آن موهبتی است كه خداوند حكیم بر اساس اراده‌ی حكیمانه‌اش به هر كدام از بندگانش كه سعی و تلاش بسیار و ممارست مستدام از خود نشان دهد اعطا می‌كند؛ كه خود فرموده است: آنان كه در راه ما بكوشند، ما آنها را به راه‌های خویش هدایت می‌كنیم و به درستی كه خدا با نیكوكاران است.


سخنی دیگر از استادی سترگ


مرحوم شیخ انصاری(قدّس سرّه) با دارا بودن آن مرتبه‌ی بسیار بلند از دقّت‌نظر و عمق تحقیق در مسائل مختلف علمی‌ كه مقبول و مسلّم عندالکلّ است در مقام ارائه‌ی رفعت جایگاه اجتهاد و توجّه دادن به صعوبت نیل به آن مقام، به دست آوردن آن را سخت‌تر از جهاد طولانی با دشمن معرّفی می‌كند و از خدا می‌خواهد كه آن رتبه‌ی عظیم را به عنوان یک رزق و موهبت عظمای الهی به او عنایت فرماید. تعبیر آن مرد بزرگ این است:
رَزَقَناَ اللهُ الْاِجْتِهادَ، فَاِنَّهُ اَشَدُّ مِنْ طُولِ الْجِهادِ؛[3]
خداوند اجتهاد را به ما روزی فرماید، چرا كه اجتهاد سخت‌تر از یک جهاد طولانی است.


نمونه‌هایی از بیانات معصومین(ع) در شدّت اهتمام به مطلب


از حضرت امام باقر(ع) منقول است:
مَنْ اَفْتَی النّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدیً مِنَ اللهِ لَعَنَتْهُ مَلائِکَةُ الرَّحْمَةِ وَ مَلائِکَةُ الْعَذابِ وَ لَحِقَهُ وِرْزُ مَنْ عَمِلَ بِفُتْیاهُ؛[4]
كسی كه بدون داشتن علم و آگاهی لازم و بدون هدایت خاصّ الهی فتوا در دین مردم بدهد، فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب او را لعنت می‌كنند و بار گناه كسانی كه به فتوای او عمل كرده‌اند بر دوش وی نهاده می‌شود.
رسول اكرم(ص) می‌فرماید:
مَنْ اَفْتَی النّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ، کانَ ما یُفْسِدُهُ مِنَ الّدینِ اَکْثَرَ مِمّا یُصْلِحُهُ؛[5]
كسی كه بدون شایستگی علمی‌ فتوا برای مردم بدهد، افسادش در دین بیش از اصلاحش خواهد بود.
باز از آن حضرت(ص) نقل شده است:
اِنَّ اللهَ لا یَنْتَزِعُ الْعِلْمَ انْتِزاعاً وَلکِنْ یَنْتَزِعُهُ بِمَوْتِ الْعُلَماءِ حَتّی اِذا لَمْ یَبْقَ مِنْهُمْ اَحَدٌ اِتَّخَذَ النّاسُ رُؤَساءَ جُهّالاً فَاَفْتَوُا النّاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ؛ فَضَلُّوا وَ اَضَلُّوا؛[6]
حقیقت آن كه، خداوند علم را از دسترس مردم بیرون نمی‌برد مگر با مرگ عالمان [که یکی پس از دیگری می‌میرند] تا این كه وقتی احدی از آنان باقی نماند، ناگزیر مردم به سراغ نادانان می‌روند و آنها را به ریاست و پیشوایی خود بر می‌گزینند؛ آنان نیز بدون ‌اهلیت علمی‌، فتوا در دین مردم می‌دهند و در نتیجه، هم خودشان گمراه می‌شوند هم مردم را به گمراهی می‌افكنند.
این آیه را هم در قرآن كریم می‌خوانیم:
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یفْرَحُونَ بِما أَتَوا وَ یحِبُّونَ أنْ یحْمَدُوا بِمَا لَمْ یفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ؛[7]
گمان مبر آنان كه از اعمال [زشت] خود خوشحال می‌شوند و دوست دارند در برابر كار [نیكی] كه انجام نداده‌اند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب [خدا] بركنار مانند [بلکه] برای آنها عذاب دردناكی است.
در شأن نزول این آیه آمده است كه جمعی از یهود آیات آسمانی تورات را به‌منظور رسیدن به منافع مادّی تحریف و حقایق آنها را كتمان می‌كردند و از این كار زشت و ننگین خود بسیار خوشحال و مسرور می‌شدند و در عین حال دوست می‌داشتند و متوقّع بودند كه مردم آنها را عالم عادل و پاسدار دین و مبیّن احکام الهی بشناسند و مورد مدح و ثنا و ستایش قرارشان دهند و لذا خداوند حكیم با این آیه‌ی كریمه آنها را تخطئه كرده و به عذاب الیم تهدید فرموده است و تردیدی نیست در این كه آیه‌ی شریفه به یهود عصر نزول قرآن اختصاص ندارد، بلكه شامل هر قومی‌ در هر عصر و زمانی می‌شود كه در شرایط مختلف اجتماعی قرار گرفته و به رغم نداشتن صلاحیّت، در رَتق و فَتق امور اساسی امّت اسلام دخالت می‌كنند و از اعمال زشت خود بسی خوشحال و مسرورند و در عین حال از مردم متوقّعند آنها را به خدماتی كه ارائه نداده‌اند بستایند و با زبان و قلم به عناوین و القابی كه فاقد اهلیت آن هستند بنامند و بخوانند و از طریق رسانه‌های عمومی‌ به تجلیل و تقدیر عاری از صدقشان بپردازند.
یُحِبُّونَ اَنْ یُحْمَدوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا؛
از رسول اكرم(ص) منقول است كه به یاران خود فرمودند:
ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِکُمْ اَقوامٌ یَقْرَؤُونَ الْقُرْآنَ یَقُولُونَ: قَرَأْنَا القُرآنَ مَنْ اَقْرَأُ مِنّا؟ وَ مَنْ اَفْقَهُ مِنّا؟ وَ مَنْ اَعْلَمُ مِنّا؟ ثُمَّ اَلْتَفَتَ اِلَی اَصْحابِهِ فَقالَ: هَلْ فِی اُولئِکَ مِنْ خَیْرٍ؟ قالُوا: لا. قالَ: اُولئِکَ مِنْکُمْ مِنْ هذِهِ الآیَة «وَ اُولئِکَ هُمْ وَقُودُ النّارِ»؛[8]
پس از شما مردمانی خواهند آمد كه قاریان قرآن [و عالمان به قرآن] هستند [و از روی خودپسندی] می‌گویند: ما قرآن خوانده‌ایم [اهل اطّلاع از قرآنیم] كیست قرآنی‌تر از ما و كیست فهمنده‌تر از ما و كیست عالم‌تر و داناتر از ما؟ آنگاه حضرت رو به یاران خود كرد و فرمود: آیا [از نظر شما] در میان این مرد [خودپسندِ خودستا] خیری هست [که نفعی از آنها به مردم برسد]؟ گفتند: نه. فرمود: این دسته از شما [امّت اسلام] از مصادیق این آیه هستند: «اینان همه‌ی آتش جهنّمند».[9]
و نیز آن حضرت در حدیث دیگری فرموده است:
مَنْ تَعَلَّمَ عِلْماً لِیُمارِیَ بِهِ السُّفَهاءَ اَوْ لِیُباهِیَ بِهِ الْعُلَماءَ اَوْ یَصْرِفَ بِهِ النّاسَ اِلی نَفْسِهِ یَقُولُ: اَنَا رَئیسُکُمْ، فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النّارِ. اِنَّ الرِّیاسَةَ لا تَصْلَحُ اِلاّ لِاَهْلِها فَمَنْ دَعَا النّاسَ اِلی نَفْسِهِ وَ فیهِمْ مَنْ هُوَ اَعْلَمُ مِنْهُ، لَمْ یَنْظُرِ اللهُ اِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ؛[10]
كسی كه علمی‌ را فراگیرد تا به وسیله‌ی آن با ابلهان به ممارات* و با عالمان به مباهات و فضل‌نمایی بپردازد و یا وجهه‌ی مردم را به سوی خود گرداند و خود را رئیس و پیشوای آنان قلمداد كند [باید بداند كه با همین علم و بر اساس این نیّت] جایگاه آتشین از جهنّم برای خود تهیّه و آماده می‌سازد، چرا كه ریاست و پیشوایی مردم اهلی دارد و هر كسی شایسته‌ی آن نیست. حال، هر كه مردم را به سوی خود بخواند، در حالی كه در میان آنان كسی داناتر و اعلم از او باشد، خداوند در روز قیامت به او نظر نخواهد كرد [و او را از رحمت خود محروم خواهد ساخت].
آری، به خاطر همین مسئولیت هراس‌انگیز بوده است كه بزرگان از اتقیای علما تا حدّ امكان از قبول آن استنكاف می‌كردند و خود را ـ با وجودِ داشتن اهلیّت كامل ـ از جرگه‌ی صاحبان فتوا دور نگه می‌داشتند و به فرموده‌ی امام صادق(ع) گردن خود را جِسر و پل برای عبور میلیون‌ها نفر از مردم قرار نمی‌دادند.[11]


خودآزمایی


1- اهمّ شرایط در مسأله‌ی اجتهاد چیست؟
2- چرا بزرگان از اتقیای علما تا حدّ امكان از قبول ریاست و پیشوایی (دینی) مردم استنكاف می‌كردند؟
3- شأن نزول آیه‌ی ۱۸۸سوره‌ی آل عمران را بیان کنید.

پی‌نوشت‌ها

 

[1]ـ بحارالانوار، جلد ۲، صفحه‌ی ۱۲۳، حدیث ۴۸.
[2]ـ شرح اللّمعه، کتاب القضاء، طبع قدیم، صفحه‌ی 204.
[3]ـ فرائد الاصول، چاپ رحمة‌الله، صفحه‌ی 148.
[4]ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‌ی 118، حدیث 23.
[5]ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‌ی ۱۲۱، حدیث ۳۵.
[6]ـ همان، صفحه‌ی ۴۴، حدیث ۷۴.
[7]ـ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۸۸.
[8]ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‌ی ۱۱۱، حدیث ۲۴.
[9]ـ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۰.
[10]ـ بحارالانوار، جلد 2، صفحه‌ی ۱۱۰، حدیث ۱۶.
*ممارات: بحث و گفتگو به منظور کوبیدن طرف و مغلوب ساختن او که از خوهای زشت آدمی است.
[11]ـ ضمن وصیّت به «عنوان بصری» که قبلاً بیان شد.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: