کد مطلب: ۵۳۳۱
تعداد بازدید: ۱۵۳
تاریخ انتشار : ۰۷ اسفند ۱۴۰۰ - ۰۹:۱۳
جهاد | ۱۶
خداوند متعال با فرستادن اوّلین رسول خود در مرحله آغازین خلقت انسان، برای ایجاد این فرهنگ در راستای تعالی بشر گام نخست را برداشته و در آیه ۳۰ از سوره بقره خبر از ارسال اولین مجاهد فرهنگی و اولین سفیر خود را می ‌دهد و می ‌فرماید: «إنّی جاعِلٌ فِی الأرضِ خلیفةً»...

جهاد فرهنگی در روایات| ۱


انبیا و اولیای خدا، مجاهدان اصلی و نخستینِ جهاد فرهنگی


هدف از خلقت انسان رسیدن به مقام عبودیت و بندگی خداوند متعال است همان طور که در آیه ۵۶ از سوره ذاریات خداوند متعال می‌فرماید: «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیعْبُدُونَ»، من جنّ و انس را نیافریدم جز براى این كه عبادتم كنند (و از این راه تكامل یابند و به من نزدیك شوند).[1] و برای رسیدن به این مقام خداوند متعال پیامبرانی را ارسال کرده است تا مردم را به این مقام و هدف والا برسانند و ایشان با تمام سعی و تلاش در راه خداوند کوشیده‌ اند تا این هدف را با کمک یک فرهنگ عالی به امت خود منتقل کنند.
انبیا برای رسیدن به این هدف والا نیازمند یک فرهنگ الهی هستند تا مطابق با فطرت خداجوی مردم، در گوشت و خون آن ها عجین شود و آن ‌ها را به کمال و سعادت برساند. در واقع انبیا اولین کسانی هستند که دست به جهاد فرهنگی زده و با تمام وجود در اجرا و گسترش فرهنگ الهی تلاش کردند.
کسانی که از ناحیه پروردگار متعال مأمور هستند تا در طول زندگانی نورانی خود مجری این فرهنگ الهی باشند، باید ویژگی هایی را دارا باشند تا بتوانند از عهده این مسئولیت خطیر و پر اهمیت به درستی برآیند. مجریان فرهنگ خدایی برای آموزش و پیاده سازی آن نیازمند هستند تا به علم بی ‌نهایت پرودگار متصل باشند و از خزانه علم پروردگار، مسیر درست و حقیقی را به تشنگان حقیقت ارائه کنند. بنا بر این یکی از ویژگی های مجریان فرهنگ الهی، اتّصال ایشان به منبع بی کران وحی و علم پروردگار است. یکی دیگر از این ویژگی ها، عدم تعلّق و وابستگی مجریان به غیر خداوند متعال است، چراکه تعلّق به غیر، موجب می شود تا در روند آموزش و پرورش مردم از غیر خدا تأثیر بگیرند و همین موجب انحطاط و اختلاط در فرهنگ الهی می شود. بنا بر این باید در همه حال مطیع و فرمانبردار خدای متعال باشند و هرگز سر تسلیم در برابر خواسته های نفس و شیاطین انسی و جنّی فرود نیاورند. در مذهب حقّه تشیّع از این موضوع تحت عنوان «عصمت» بحث می شود. در نتیجه یکی دیگر از ویژگی های مورد نظر عصمت و قطع وابستگی به غیر خداست.
همچنین برای ارتباط با مردم، نیازمند اخلاق نیکو هستند تا بتوانند بدین وسیله خدا را به مردم بشناسانند و با یک رفتار حکیمانه و بی نقص، الگویی برای ایجاد فرهنگ الهی باشند. چنان که پروردگار متعال در باره اسوه بودن انبیا در قرآن کریم سخن گفته و فرموده است:

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یرْجُوا اللَّهَ وَ الْیوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِیراً».

مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیكویى بود، براى آن ها كه امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد مى‏ كنند.[2] و یا در جای دیگر فرموده است:

«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ ...». براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و كسانى كه با او بودند وجود داشت.[3]
خداوند متعال در وصف اخلاق نیکوی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرماید:

«وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِیمٍ». و تو اخلاق عظیم و برجسته ‏اى دارى.[4] در تفسیر نمونه ذیل این آیه شریفه در مورد اخلاق رسول خدا صلّی الله علیه و آله می نویسد: «اخلاقى كه عقل در آن حیران است، لطف و محبتى بى ‏نظیر، صفا و صمیمیتى بى ‏مانند، صبر و استقامت و تحمل و حوصله ‏اى توصیف ناپذیر. اگر مردم را به بندگى خدا دعوت مى ‏كنى تو خود بیش از همه عبادت مى ‏نمایى، و اگر از كار بد بازمى ‏دارى تو قبل از همه خوددارى مى ‏كنى. آزارت مى ‏كنند و تو اندرز مى ‏دهى، ناسزایت مى ‏گویند و براى آن ها دعا مى ‏كنى، بر بدنت سنگ مى ‏زنند و خاكستر داغ بر سرت مى ‏ریزند و تو براى هدایت آن ها دست به درگاه خدا برمى‏ دارى. آرى تو كانون محبت و عواطف و سرچشمه رحمتى.
"خلق" از ماده "خلقت" به معنى صفاتى است كه از انسان جدا نمى‏ شود و همچون خلقت و آفرینش انسان مى‏ گردد. بعضى از مفسّران خلق عظیم پیامبر صلّی الله علیه و آله را به "صبر در راه حق، و گستردگى بذل و بخشش، و تدبیر امور، و رفق و مدارا، و تحمل سختی ها در مسیر دعوت به سوى خدا، و عفو و گذشت، و جهاد در راه پروردگار، و ترك حسد و حرص" تفسیر كرده ‏اند، ولى گرچه همه این صفات در پیامبر صلّی الله علیه و آله بود، ولى "خلق عظیم" او منحصر به این ها نبود. در بعضى از تفاسیر نیز "خلق عظیم" به قرآن یا آئین اسلام تفسیر شده است كه مى ‏تواند از مصادیق مفهوم وسیع فوق باشد».[5]
بنا بر این یکی دیگر از ویژگی های مجریان و آموزگاران فرهنگ الهی، حسن خلق و مکارم اخلاق است. با این حساب معلّمین حقیقی و اصلی فرهنگ الهی، انبیا و اولیای الهی هستند که تحت عنایت خاص حضرت حق پرورش پیدا کرده اند و برای آموزش بندگان و ترویج فرهنگ توحیدی در جامعه از سوی خداوند متعال مأموریت یافته اند. درجه بعد از انبیا و اولیا الهی، در اجرای فرهنگ توحیدی، کسانی هستند که در اعتقاد و گفتار و کردار، در مسیر ایشان قدم برمی دارند و آموزه های خداوند متعال را از انبیا و اولیا آموخته و در اختیار مردم می گذارند.   
خداوند متعال با فرستادن اوّلین رسول خود در مرحله آغازین خلقت انسان، برای ایجاد این فرهنگ در راستای تعالی بشر گام نخست را برداشته و در آیه ۳۰ از سوره بقره خبر از ارسال اولین مجاهد فرهنگی و اولین سفیر خود را می ‌دهد و می ‌فرماید: «إنّی جاعِلٌ فِی الأرضِ خلیفةً»، من در زمین خلیفه ای (جانشینی از خودم) قرار می دهم. و همچنین از اتصال او به علم بی ‌پایان خود خبر می دهد، همان علمی که ملائکه از آن بی خبر بودند ولی خداوند به آدم ابوالبشر آموخته بود. قرآن کریم در این رابطه می فرماید:

«وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِی بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ * قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ». سپس علم اسماء [علم اسرار آفرینش و نام گذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آن ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست مى ‏گویید، اسامى این ها را به من خبر دهید * فرشتگان عرض كردند: منزهى تو! ما چیزى جز آن چه به ما تعلیم داده‏ اى، نمى ‏دانیم تو دانا و حكیمى.[6]
همچنین سنّت پروردگار متعال بر آن است که جایگاه پیشوایی مردم را در قالب نبوّت و امامت در کسانی قرار داده است که از مقام عصمت برخوردارند. به همین دلیل اطاعت مطلق و بی چون و چرا از انبیای خود را به منزله اطاعت از خود دانسته و نافرمانی از ایشان را عصیان خود می داند، چنان چه بارها در قرآن فرموده است:

«مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَیهِمْ حَفِیظاً»، كسى كه از پیامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و كسى كه سرباز زند، تو را نگهبان (و مراقب) او نفرستادیم (و در برابر او، مسئول نیستى.[7]
خداوند متعال پس از آن که مقام امامت ابراهیم را بعد از آزمایش های سخت و مختلف، و سربلند بیرون آمدنش از این ابتلائات به او عطا کرد، رسماً اعلام می کند که این جایگاه هرگز شایسته ظالمین نیست. این بدان معناست که امامت و پیشوایی انسان ها تنها به افرادی اختصاص دارد که دارای عصمت از گناه و خطا باشند و هیچ گاه دامن به ظلم و گناه نیالایند:

«وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتی‏ قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»، (به خاطر آورید) هنگامى كه خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده این آزمایش ها برآمد. خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم! ابراهیم عرض كرد: از دودمان من (نیز امامانى قرار بده!)» خداوند فرمود: پیمان من، به ستمكاران نمى ‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شایسته این مقامند).[8]
به شهادت آیات و روایات، انبیا و اولیای الهی در هر دوره ای به واسطه عصمت، علم، اخلاق برگزیده و صفات نیکو و شایسته ای که تحت پرورش خداوند متعال دارا بودند، الگو و اسوه مردم قرار داده شدند و نزدیک شدن و شباهت مردم در صفات زیبای آن بزرگواران، امتیاز والایی است که موجب تعالی اخلاق و انسانیت در ایشان و نتیجتاً تقرّب الی الله می گردد.
لذا با ویژگی هایی که برای فرستادگان خداوند متعال برشمردیم، آن بزرگواران با رفتار و کردار خود و آموزش تعالیم پروردگار حکیم، از سوی خداوند مأمور گردیدند تا در جهت گسترش فرهنگ توحیدی و الهی در اجتماع تلاش کنند و متون دینی و تاریخ نیز شهادت می دهد که در این مسیر از هیچ کوشش و جان فشانی فرو گذار نکردند به طوری که جان خویش را بر سر این وظیفه نثار خدای تعالی نمودند.
دغدغه فرهنگ نزد انبیا و امامان حق، نسبت به امور دیگر مانند مسأله اقتصاد و سیاست، قدرت نظامی و غیره، دارای اهمیت ویژه ‌ای است و باید گفت که مسأله فرهنگ زیر بنای تمام مسائل دیگر است. اولیای الهی برای تحقق این فرهنگ متعالی دست به کار جهادی زدند و بی وقفه در تلاش بودند تا این امر مهم محقق شود.
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


 1- اوّلین مجریان و مبلّغین فرهنگ الهی چه کسانی هستند؟
2- مجریان فرهنگ الهی باید چه ویژگی هایی داشته باشند؟

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] سوره ذاریات/ آیه 56 (ترجمه مکارم).
[2] سوره احزاب/ آیه 21 (ترجمه مکارم).
[3] سوره ممتحنة/ آیه 4 (ترجمه مکارم).
[4] سوره قلم/ آیه 4 (ترجمه مکارم).
[5] تفسیر نمونه ج ‏24 ص 371 و 372.
[6] سوره بقره/ آیه 31 و 32 (ترجمه مکارم).
[7] سوره نساء/ آیه 80 (ترجمه مکارم).
[8] سوره بقره/ آیه 124 (ترجمه مکارم).

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حامد عبداللهی
برچسب ها: جهاد جهاد فرهنگی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: