کد مطلب: ۵۳۷۰
تعداد بازدید: ۱۷۹
تاریخ انتشار : ۰۴ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۳۷
جهاد | ۱۷
برای ترویج فرهنگ الهی در جوامع انسانی، نیازمند آنیم که با گفتار و سیره انبیا و اوصیای الهی آشنا شویم و شیوه ترویج این فرهنگ متعالی و نحوه مقابله در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان را، از آن حضرات نورانی و مقدّس بیاموزیم.

جهاد فرهنگی در روایات| ۲

 

مرحله نخستین جهاد فرهنگی


در نوشتار قبل در باره نخستین مجریان و مبلّغین فرهنگ الهی یعنی انبیا و اولیای خدا، سخن گفتیم و برخی از ویژگی های ایشان را مرور کردیم. اینک به ادامه این بحث می پردازیم.


مرحله نخستین جهاد فرهنگی


اولین مرحله این کار جهادی، همان‌ طوری که قرآن کریم می ‌فرماید:

«ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ‏»

با حكمت و اندرز نیكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آن ها به روشى كه نیكوتر است، استدلال و مناظره كن.[1] دعوت به فرهنگ الهی و تصحیح اعتقادات و از بین بردن عقاید شرک آلود به وسیله دعوتی حکیمانه که حق را روشن می‌ کند و شبهه را از ذهن و قلب مردم پاک می‌ نماید.
علامه طباطبایی می ‌نویسد: «قرآن مى ‏گوید اسلام اساسش بر حكم فطرت بشر است، فطرتى كه هیچ انسانى در احكام آن تردید نمى ‏كند، و كمال انسان در زندگیش را همان مى ‏دانند كه فطرت بدان حكم كرده باشد، و به سویش بخواند، و این فطرت حكم مى ‏كند به این كه تنها اساس و پایه ‏اى كه باید قوانین فردى و اجتماعى بشر بر آن اساس تضمین شود، توحید است، و دفاع از چنین اساس و ریشه و انتشار آن در میان جامعه، و نگهبانى آن از نابودى و فساد، حق مشروع بشر است و بشر باید حق خود را استیفا كند، حال به هر وسیله ‏اى كه ممكن باشد، البته از آن جایى كه ممكن است در استیفاى این حق خود دچار تندروی ها و یا كندروی ها شود، خود قرآن راه اعتدال و میانه ‏روى را ارائه داده، نخست استیفاء این حق را با صرف دعوت آغاز كرده، و دستور داده تا در راه خدا اذیت ‏هاى كفار را تحمل كنند، و در مرحله دوم از جان و مال و ناموس مسلمین و از بیضه اسلام دفاع نموده، متجاوزین را سر جاى خود بنشانند، و در مرحله سوم اعلان جنگ دهند، و قتال ابتدایى را آغاز كنند، كه هر چند به ظاهر قتالى است ابتدایى، لیكن در حقیقت دفاع از حق انسانیت و كلمه توحید و یكتاپرستى است و اسلام هرگز قبل از دعوت به زبان خوش و اتمام حجت جنگ را آغاز نكرده است، هم چنان كه تاریخ زندگى پیامبر اسلام شاهد است كه عادتش بر این جریان داشته، و خداى تعالى در این باره فرموده:

"ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ"».[2]
خداوند متعال به پیغمبر خویش دستور می‌ دهد که با کفار و عقائد آن‌ ها مبارزه و جهاد کند:

«فَلا تُطِعِ الْكافِرینَ وَ جاهِدْهُمْ بِهِ جِهاداً كَبیراً».

بنا بر این از كافران اطاعت مكن، و به وسیله آن [قرآن‏] با آنان جهاد بزرگى بنما.[3] و آیات بسیار دیگری که دستور به جهاد و مبارزه با فرهنگ کفر می‌ دهد، همه نشان دهنده اهمیت جهاد فرهنگی و وظیفه خطیر پیامبران در این رابطه است.
امّا در مقابل، دشمنان این فرهنگ الهی که شامل نفس و بیگانگان از خدا هستند، بی کار ننشسته و تمام تلاش و قدرت خود را برای از بین بردن این حرکت به کار می برند و اولین مرحله برای مقابله با فرهنگ الهی را مبارزه در مسیر فکر و عقیده و مجادله می ‌بینند:

«وَ یجادِلُ الَّذِینَ كَفَرُوا بِالْباطِلِ لِیدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ».

كافران همواره مجادله به باطل مى ‏كنند، تا (به گمان خود،) حق را به وسیله آن از میان بردارند.[4]

انبیاء به روش و طرق مختلف برای دعوت مردم به این فرهنگ خدایی تلاش کردند، همان‌ طور که از آیات گذشته روشن شد اولین روش، تصحیح عقائد مردم بود، ولی این روش با ابزاری ساده امّا متقَن و مطابق با فطرت صورت گرفت که همان زبان شیوا و نرم، اخلاق نیکو، قدرت استدلال و برهان، و در موارد لزوم ارائه معجزات و کرامات است و کار آمد ترین روش قبل از نبرد نظامی و به کار بردن قدرت و زور می باشد. امام سجاد علیه ‌السلام می فرمایند:

«مَا بَعَثَ الْأَنْبِیاءَ وَ الْأَوْصِیاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُمْ‏ بِالْكَلَامِ‏ وَ لَا اسْتُحِقَّتِ الْجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ وَ لَا اسْتُوجِبَتْ وَلَایةُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ وَ لَا وُقِیتِ النَّارُ بِالسُّكُوتِ وَ لَا تُجُنِّبَ سَخَطُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا ذَلِكَ كُلُّهُ بِالْكَلَامِ».

خداوند انبیا و اوصیا را به سکوت مبعوث نفرمود. خداوند ایشان را به سخن گفتن مبعوث کرد. کسی با سکوت استحقاق بهشت را پیدا نمی کند (با ذکر خدا و سخن حق بهشت به دست می آید)، و کسی با سکوت ولایت خدا را سزاوار نمی گردد، و نمی توان با سکوت از جهنّم نجات پیدا کرد، و نمی توان از خشم خدا با سکوت کناره گیری کرد. همه این ها به وسیله کلام است.[5]
‏ بنا بر این چنان چه دانسته شد، برای ترویج فرهنگ الهی در جوامع انسانی، نیازمند آنیم که با گفتار و سیره انبیا و اوصیای الهی آشنا شویم و شیوه ترویج این فرهنگ متعالی و نحوه مقابله در برابر تهاجم فرهنگی دشمنان را، از آن حضرات نورانی و مقدّس بیاموزیم. و این مهم حاصل نمی گردد مگر با مراجعه به سیره، سنّت و احادیث گهربار معصومین علیهم السّلام.


جهاد فرهنگی رسول خدا صلّی الله علیه و آله


برای آشنایی با مبانی اصیل جهاد فرهنگی، باید ابتدا از عصر پیامبر اکرم و سخنان نورانی آن حضرت آغاز کرد. همو که در مدّت 23 سال رسالت گران قدرش، با تحمّل آزارهای بسیار، چنان در جامعه پر از جهل و انحراف دنیای عرب تحوّل ایجاد کرد که تاریخ تاکنون چنین تغییراتی را به خود ندیده و تا ظهور آخرین حجّت خدا نخواهد دید. جهاد رسول الله صلّی الله علیه و آله در زمینه فرهنگ الهی و اسلامی منجر به انقلابی شد که اساس تمدّن بشری را در عصرهای بعد از خود پایه گذاری کرد.
فرهنگ اصیلی که رشد دهنده انسان باشد، ریشه در دین الهی و آموزه های وحیانی دارد. از این رو، خداوند حکیم بر مؤمنین منت می نهد؛ چراکه پیامبری فرهنگ ساز از جنس خود مردم فرستاده تا آنان را از گمراهی نجات دهد و پاکشان گرداند. پیامبر اکرم نیز بر اساس رسالت الهی خویش، در این راه قدم نهاد و با مدیریت کارآمدش، زمینه تعالی و سعادت انسان ها را فراهم نمود. از این رو، آن حضرت الگویی تامّ در جهت فرهنگ سازی و انقلاب فرهنگی می باشد و بر مبلغین و دست اندرکاران فرهنگ لازم است تا از سیره ایشان سرمشق گرفته، برنامه های فرهنگی خویش را بر اساس آن اجرایی نمایند.
البته فرهنگ سازی حادثه ای دفعی و آنی نیست؛ بلکه تدریجاً و طی فرآیند زمانی رخ می دهد؛ زیرا برای تحول فرهنگی باید افراد و جوامع را با آسیب ها و آفت های فرهنگ تثبیت شده گذشته آشنا کرد و با ظرافت و تیزبینی خاصی، فرهنگ ارزشی و مثبت جدید را معرفی نمود. بدیهی است که این، کاری زمان بر و دشوار است. پیامبر اکرم بر اساس رسالتی که بر دوش داشت، با روش های مختلف و کارآمدی، همچون: تبلیغ چهره به چهره، دعوت منطقی و استدلالی، موعظه حسنه و جدال احسن، به تبلیغ و ترویج فرهنگ ناب اسلامی پرداخت و برای تحقق این اهداف «جریان سازی فرهنگی» به راه انداخت.[6]


راهکارهای پیامبر در جهاد فرهنگی


رسول خدا صلّی الله علیه و آله برای تغییر شرایط بدی که در عصر جاهلیت اعراب حاکم بود، از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و در این مسیر با تکیه بر وحی و آموزه های الهی، از راهکارهای مهمی بهره بردند که می تواند در تمام اعصار مختلف، برای مجاهدین فرهنگی، اسوه و الگویی ممتاز باشد. از جمله این راهکارها می توان به موارد زیر اشاره کرد:


الگوبرداری از مکارم اخلاق پیامبر


گفتار، رفتار و کردار پیامبر اکرم، شخصیت عالی، رفتار متعالی و سلوک مردمی پیامبر اکرم، جذابیت های ویژه ای را برای آن حضرت به عنوان رهبر جامعه اسلامی به ارمغان آورد. او داراى اخلاقى کامل و جامعِ تمام فضایل و کمالات انسانى بود که متناسب با آن پروردگار تبارک و تعالی او را این چنین می ستاید: «إِنّک لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ/ اى پیامبر تو داراى بهترین اخلاق هستى»[7]،

«وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ/ اگر تندخو و سخت دل می بودى مردم از اطرافت پراکنده می شدند».[8]
با این توصیف، سیره عملى آن حضرت، اعم از صفات و اخلاق نیکو و برخورد ملایم با مردم و خانواده، او را «اسوة حسنه» و الگویی مناسب برای تمامی مسلمانان قرار داد تا با تمسک به سیره مبارکش به تغییر فرهنگی نایل آیند و نیز ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را در جامعه نهادینه نمایند.

«لَقَدْ کانَ لَکُم فی رَسُول اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».[9] در [ سیره و سخن] پیامبر خدا براى شما الگوى نیکویى است».[10]
ادامه دارد...

 

خودآزمایی


1- مرحله نخستین جهاد فرهنگی را توضیح دهید؟
2- یک مورد از راهکارهای پیامبر اکرم در جهاد فرهنگی را بنویسید؟

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] سوره نحل/ آیه 125 (ترجمه مکارم).
[2] ترجمه المیزان ج ‏2 ص 99.
[3]  سوره فرقان/ آیه 52 (ترجمه مکارم).           
[4] سوره کهف/ آیه 56 (ترجمه مکارم).
[5] وسائل الشیعه ج ۱۲ ص ۱۸۸.
[6] پایگاه اطلاع رسانی حوزه، فرهنگ سازی و انقلاب فرهنگی در سیره ی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله(1)، توحیدی منش، جواد.
[7] سوره قلم/ آیه 4.
[8] سوره آل عمران/ آیه 159.
[9] سوره احزاب/ آیه 21.
[10] برگرفته از مقاله: مبانی و ساز و کارهای دگرگونی فرهنگی در عصر نبوی(ص)، (جان احمدی، فاطمه)، منبع: مجله تاریخ اسلام 1385 شماره 28.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حامد عبداللهی
برچسب ها: جهاد جهاد فرهنگی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: