کد مطلب: ۵۳۷۳
تعداد بازدید: ۲۱۵
تاریخ انتشار : ۰۷ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۱۱
تولی و تبری| ۵۲
از آنجایی که یکی از وظایف خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله حفظ شریعت اسلام و تبیین احکام و دستورات آن است، لذا شایسته است کسی به عنوان خلیفه رسول خدا انتخاب شود که نسبت به احکام و دستورات دین بیش از هر فرد دیگری آگاهی داشته باشد.

اعلمیت امیرالمومنین


در درس قبل با توجه به آیات قرآن به این نتیجه رسیدیم که امام و خلیفه خدا باید افضل از تمام مردم باشد. از آنجایی که علمای شیعه معتقد هستند که امام باید در تمام مراتب علم، شجاعت، تقوا و غیره، برتر از تمام مردم باشد، در این درس به بررسی مقام علم امام خواهیم پرداخت.


آیه 34 سوره نساء


«اَلرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا»

مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى كه خداوند (از نظر نظام اجتماع) براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است[1]. زمخشری از علمای اهل سنت در تفسیر آیه شریفه می نویسد: قیمومیت مردان بر زنان به خاطر فضل و برترى مردان بر زنان است. آیه مباركه، دلیل است بر این كه ولایت به فضل است، نه به غلبه و استطاله و قهر...[2]. همان طور كه ملاحظه شد، قرآن قیمومیت مردان را بر زنان به خاطر برترى‌ اى كه مردان بر زنان دارند، مى ‌داند. هنگامى كه در یك مجمع كوچكى مانند نظام خانواده، خداوند ولایت را بر فضل قرار مى ‌دهد، امكان ندارد كه در یك مجمع بزرگ مانند نظام اجتماعى و امت، ولایت به فضل نباشد؛ زیرا جامعه و نظام اجتماعى، متشكل از همین مجموعه ‌هاى كوچك خانواده است. و این مطلب، مطابق عقل و فطرت نیز هست؛ زیرا فطرت و عقل انسانى هیچ‌ گاه انسان را مجاز به تبعیت از فرد پایین ‌تر و یا برابر با خویش نمى‌ داند. بنا بر این، امام باید از هر لحاظ، برتر از دیگران باشد تا شایستگى منصب امامت را داشته باشد[3]. به همین جهت علمای امامیه معتقدند که افضلیت امام نسبت به سایر مردم به صورت مطلق است، یعنی امام در تمام مراتب همچون علم، عدالت، شجاعت، تقوا و... باید از تمام امت افضل باشد.


امام مبین


خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

«إِنَّا نَحْنُ نُحْی الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ»

همانا ما مردگان را زنده مى ‏كنیم و آن ‏چه را از پیش فرستاده ‏اند و تمام آثار آن‏ ها را مى ‏نویسیم و همه چیز را در «كتاب» احصاء كرده ‏ایم[4]. غالب مفسران «إمام مُبِین» را در اینجا به عنوان «لوح محفوظ» همان کتابى که همه اعمال و همه موجودات و حوادث این جهان در آن ثبت و محفوظ است، تفسیر کرده اند. به عبارت دیگر هر آنچه در عالم وجود دارد، از پیش در لوح محفوظ یا «كتاب مبین» ثبت شده است و همه جزئیاتى كه در عالم هستى تحقّق مى‏ یابند، از روز ازل در این كتاب ضبط شده است[5].
در سوره انعام در بیان کتاب مبین آمده است:

«و وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَیبِ لا یعْلَمُها إِلاَّ هُوَ وَ یعْلَمُ ما فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلاَّ یعْلَمُها وَ لا حَبَّةٍ فِی ظُلُماتِ الْأَرْضِ وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاَّ فِی كِتابٍ مُبِین‏»

كلید هاى غیب تنها نزد او است و جز او كسى آن را نمى ‏داند، آنچه در خشكى و دریاست مى‏ داند، هیچ برگى (از درختى) نمى ‏افتد مگر اینكه از آن آگاه است، و نه هیچ دانه ‏اى در مخفیگاه زمین، و نه هیچ تر و خشكى وجود دارد جز اینكه در كتاب آشكار (در كتاب علم خدا) ثبت است.‏[6]

«وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلَّا فِی كِتابٍ مُبِینٍ»، این جمله با عبارتى كوتاه، وسعت بى‏ انتهاى علم خدا را به همه موجودات بیان مى ‏كند. و هیچ چیز از آن مستثنى نخواهد بود، زیرا منظور از" تر" و" خشك" معنى لغوى آن نیست بلكه این تعبیر معمولا كنایه از عمومیت مى‏ باشد. و منظور از" كتاب مبین" همان مقام علم پروردگار است یعنى همه موجودات در علم بى‏پایان او ثبت مى‏ باشند[7].

 

منظور از امام مبین در روایات


قندوزی از علمای اهل سنت در کتاب ینابیع الموده از امام حسین علیه السلام نقل می کند ایشان فرمودند:

«لما نزلت هذه الآیة وَ كُلَّ شَی‏ءٍ أَحْصَیناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ قالوا: یا رسول اللّه هو التوراة أو الإنجیل أو القرآن قال: لا فأقبل إلیه أبى علیه السّلام فقال صلّى اللّه علیه و آله و سلّم: هو هذا الإمام الّذی أحصى اللّه فیه علم كلّ شی‏ء»

زمانیکه این آیه شریفه نازل شد، پرسیدند: یا رسول الله! منظور از امام مبین تورات است یا انجیل و یا قرآن؟ حضرت فرمودند: نه منظور اینها نیست. سپس رو کردند به سمت پدرم (امیر المومنین علیه السلام) و فرمودند: او (امیر المومنین) آن امام است که خداوند علم همه چیز را در او قرار داده است[8]. در سوره رعد آیه 43 خداوند می فرماید:

«قُلْ كَفى‏ بِاللَّهِ شَهِیداً بَینِی وَ بَینَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ» همین كافى است كه دو كس میان من و شما گواه باشد یكى اللَّه و دیگرى كسانى كه علم كتاب و آگاهى از قرآن نزد آنها است.[9] در تفسیر عیاشی نقل شده است که این آیه در شان امیر المومنین علیه السلام نازل شده است[10].
از آنجایی که یکی از وظایف خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله حفظ شریعت اسلام و تبیین احکام و دستورات آن است، لذا شایسته است کسی به عنوان خلیفه رسول خدا انتخاب شود که نسبت به احکام و دستورات دین بیش از هر فرد دیگری آگاهی داشته باشد. با توجه به آنچه بیان شد این امیر المؤمنین علیه السلام است که پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله، از گنجینه علم الهی بهره مند گشته و أعلم امت است. بنا بر این بدیهی است که با وجود ایشان فرد دیگری صلاحیت جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله را نخواهد داشت، و به همین جهت متکلمین در اثبات ولایت امیر المومین علیه السلام علاوه بر ادله قطعی و نصوص قرآنی، با توجه به حکم عقل استدلال کرده اند بر این که با وجود افضل،  امامت مفضول بر افضل عقلا قبیح است[11].


علم امام از منظر اهل سنت


نخستین شرطى كه اهل سنّت در امام لازم مى‏ دانند علم و دانش اوست؛ یعنى باید امام به اصول و فروع دین آگاهى كامل داشته باشد، به گونه ‏اى كه بتواند براى حقانیت این دین، دلیل و برهان بیاورد. قاضی عضد الدین ایجی از علمای اهل سنت در کتاب شرح مواقف (ج8، ص349) می نویسد: تمام عالمان بر این اعتقادند كه فردى براى امامت و رهبرى مردم شایستگى دارد كه در اصول و فروع دین به مقام اجتهاد رسیده و در دین مجتهد باشد تا مسائل و امور دین را بیان كند و در برابر شبهاتى كه در دین وارد مى ‏شود بایستد و با دلیل و برهان آن ‏ها را پاسخ داده و از دین خود دفاع كند. امام بایستى در امور و مسائل اختلافى كه به او رجوع مى‏ شود چنان قدرتى داشته باشد كه با یك فتوا و یا حكم، اختلاف میان مسلمانان را برطرف كرده و نظام جامعه را در اختیار خود بگیرد؛ چرا كه از مهم‏ ترین اهداف امامت همین مسأله است كه در مرحله نخست اعتقادات دینى را با قدرت علمى خود حفظ كند و براى حلّ شبهه‏ ها، دلیل و برهان كافى در اختیار داشته باشد و در مرحله دوم اختلافات و دشمنى‏ هاى میان مسلمانان را با درایت كامل از میان بردارد و در قضاوت كردن بین آن ‏ها عدالت را رعایت كند. این شرطى است كه هرگز امامت بدون آن كامل نمى‏شود[12].
حال بدیهی است که با وجود فرد اعلم که در انجام این دو وظیفه خطیر از هر فرد دیگری سزاوارتر است، نوبت به دیگران نمی رسد، مخصوصا کسانی که به شهادت تاریخ از علم و دانش نیز بی بهره بوده و در رفع احتیاجات علمی خود، پیوسته دست به دامان امیر المومنین علیه السلام بودند و هرجا از دریای بی کران علم آن حضرت استفاده نکردند، موجب انحطاط امت اسلام و بدعت های فراوانی گردیدند.
مَنّاوى از علمای اهل سنت حدیث شریفى را نقل مى ‏كند كه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «علی مع القرآن والقرآن مع علی لن یفترقا حتّى یردا علی الحوض»، على با قرآن است و قرآن نیز با على خواهد بود تا روزى كه در قیامت در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند. وى در شرح این حدیث مى ‏گوید: احمد بن حنبل چنین نقل كرده كه عمر دستور داد زنى را سنگسار كنند؛ ولى در بین راه على بن ابى طالب آن زن را برگرداند و از اجراى این حكم جلوگیرى كرد.
وقتى خبر به عمر رسید گفت: على هیچ كارى را بدون حكمت انجام نمى ‏دهد؛ از این رو شخصى را فرستاد تا مسأله را از او بپرسد. على بن ابى طالب نیز در پاسخ گفت: «ما سمعت رسول اللَّه صلى اللَّه علیه وآله یقول: رفع القلم عن ثلاثة: عن المجنون حتّى یبرأ و عن الغلام حتّى یدرك وعن‏ النائم حتّى یستیقظ»، مگر نشنیده ‏اى كه رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله فرمود: «تكلیف از سه گروه برداشته شده است: از دیوانه تا زمانى كه سلامتى‏ اش را به دست آورد، از كودك تا زمانى كه به حدّ بلوغ برسد و از شخصى كه در خواب است تا زمانى كه بیدار شود».
عمر بعد از فهمیدن این حكم چنین گفت: «لولا علی لهلك عمر»، اگر در این قضاوت على نبود عمر هلاك مى ‏شد. مَنّاوى پس از ذكر این جریان مى‏ گوید: در زمان ابوبكر نیز از این گونه قضاوت‏ ها رخ داد كه ابوبكر بدون اطّلاع، چنین حكم كرد و على بن ابى طالب او را از این حكم منع نمود و او تسلیم قضاوت على بن ابى طالب شد و چنین گفت: «لولا علی لهلك أبوبكر»،اگر على نبود هر آینه ابوبكر هلاك مى ‏شد [13].


امیر المومنین باب علم نبیّ


تمام دانشمندان اهل سنّت در كتاب‏ هاى خود این حدیث شریف را از رسول خدا صلى اللَّه علیه وآله آورده ‏اند كه ایشان فرمودند: «أنا مدینة العلم وعلی بابها» من شهر علم و دانش هستم و على دروازه آن است[14].
رسول خدا صلی الله علیه و آله در این روایت خود را شهر علم و امیر المومنین علیه السلام  را درب آن معرفی کرده است. مراد از علم رسول خدا صلی الله علیه و آله در این حدیث چیست؟ آن حضرت دارای مقام رسالت و نبوت بودند و مسئولیت هدایت در همه عرصه های زندگی بشر را به عهده داشتند. قرآن کریم می فرماید:

«هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ‏ بِالْهُدى‏ وَ دینِ الْحَقِّ لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏».[15] رسول خدا برای هدایت همه بشریت برگزیده شده اند و دین ایشان نیز همه عرصه های زندگی انسان را در بر گرفته است. بنا بر این همان طور که شخصیت آن حضرت کامل ترین بود، شریعت آن حضرت نیز کامل ترین شریعت است. اکنون طبق این روایت، امیرالمومنین علیه السلام  باب شهر نبی به شمار می رود. 
نکته دیگر اینکه اگر کسی بخواهد به درستی وارد شهری شود باید از طریق درب آن شهر و امروزه ورودی های شهر وارد شود. در این روایت رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: ورود به شهر من دربی دارد که آن امیر المومنین علیه السلام است. کسی که می خواهد از علوم من آگاه شود باید به سراغ امیر المومنین علیه السلام برود و از طریق او وارد شود. این تشبیه در حدیث بیان می کند که کالای این شهر و موجودی آن علم است. کسی که می خواهد وارد این شهر شود و در آن جایی برای خود پیدا کند، و کسی که می خواهد به علم رسول خدا صلی الله علیه و آله که مربوط به عرصه های مختلف است علم پیدا کند باید از امیر المومنین علیه السلام سوال کند. اوست که به همه آن علوم آگاه بوده است. نتیجه اینکه چون رسول خدا صلی الله علیه و آله برترین علم را داشتند، امیر المومنین علیه السلام نیز که واجد این علم بوده اند، اعلم امت بعد از مرتبه رسول خدا صلی الله علیه و آله به شمار می روند[16].

 

خودآزمایی


1-   حدیث «انا مدینه العلم و علی بابها» چگونه بر اعلمیت امیر المومنین دلالت دارد؟
2-   منظور از «کتاب مبین» چیست؟

 

پی‌نوشت‌ها

 

[1] سوره نساءآیه 34/ترجمه مکارم
[2] الکشاف ج1 ص505
[3] نهج الحق (علامه حلی) ص168
[4] سوره یس آیه 12/ترجمه مکارم
[5] فرهنگ شیعه ص 394
[6] سوره انعام آیه 59/ترجمه مکارم
[7] تفسیر نمونه ج5 ص271
[8] احقاق الحق و ازهاق الباطل ج14ص473/ البرهان فی تفسیر قرآن ج3 ص 903
[9] سوره رعد آیه43/ترجمه مکارم
[10] تفسیر عیاشی ج2ص221/
[11] کشف المراد ص 501
[12] امامت امیر المومنین در سنجش خرد( میلانی) ص 22
[13] کتاب فیض القدیر ج4 ص357/ترجمه میلانی
[14] برای مطالعه منابع این روایت به کتاب امامت امیر المومنین در سنجش خرد ( میلانی) ص 30 مراجعه کنید.
[15] سوره توبه، آیه 33
[16] درس گفتار های اعتقادی درس المراجعات استاد ربانی گلپایگانی سایت مدرسه فقاهت

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: