کد مطلب: ۵۵۴۲
تعداد بازدید: ۴۲
تاریخ انتشار : ۰۵ تير ۱۴۰۱ - ۲۲:۰۴
تولی و تبری| ۵۵
بايد همراهى و اطاعت از صادقين مطلق باشد، ولى «صادقين» مقيّد به افراد خاصّى باشد، و يا اين كه «صادقين» مطلق باشد و شامل تمام راستگويان شود و همراهى و پيروى از آنان مقيّد گردد. و طبق دو قرينه ‏اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحيح است؛ بنابراين «صادقين» مقيّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پيروى از آن افراد خاص مطلق است.

همراهی  با صادقین


در درس قبل دو مورد از ادله قرآنی برای اثبات عصمت خلیفه خدا (امام) را بررسی کردیم. در این درس با توجه به آیه 119 سوره توبه دلیل دیگری را برای اثبات عصمت امام بیان خواهیم کرد.
3- آیه 119 سوره توبه:
خداوند در قرآن مى فرمايد: « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»، اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از [مخالفت فرمان] خدا بپرهيزيد و با راستگويان باشيد[1].
آيه فوق، آيه صادقين نام گذارى شده است، و يكى ديگر از آيات متعدّد مربوط به ولايت و امامت و عصمت امیر المومنین و ائمه معصومین عليهم السلام مى ‏باشد. خداوند در اين آيه مؤمنان را به پيروى و تبعيّت از «صادقين» فراخوانده است؛ اين كه صادقين كيانند؟ و چه ويژگي ها و خصوصيّاتى دارند؟ در مباحث آينده خواهد آمد.
در اين آيه شريفه خداوند متعال از تمام مومنین می خواهد همراه صادقین باشند. از آن جایی که خطاب (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) عام است پس همه زمان ‌ها را شامل مى شود یعنی زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و بعد از ایشان را در بر می گیرد، از طرفی دعوت به ايمان و تقوا يكى از اصلي ترين خواسته هاى انبيا پس از دعوت به توحيد است. با توجه به اين مطلب، بايد در هر زمانى، انسان صادق يا انسان هاى صادقى وجود داشته باشند كه مردم آنها را همراهى كنند. بنابراين بايد بگوييم افزون بر رسول خدا صلی الله و علیه و آله، افراد ديگرى نيز وجود دارند كه همراهى با آن ها مطلوب خداوند متعال است.
وقتى خداوند به همراهى با «صادقان» دستور مى دهد به طور قطع، مقصود از «صادقان» كساني اند كه داراى صدق مطلق اند نه نسبى، یعنی در تمام رفتار و سکنات آنان خلافی دیده نمی شود، چنان كه شخص رسول خدا صلی الله و علیه و آله هم كه يكى از آن هاست، داراى صدق مطلق بود. از آن جا كه خداوند متعال، همراهى با صادقان را بدون هيچ قيد و شرطى خواستار شده است، نشان گر آن است كه آن ها داراى صدق مطلق اند؛ زيرا خداوند داراى صفت «حكمت» است و حكيم كسى است كه كار بيهوده و قبيح انجام نمى دهد. بنابراين اگر به همراهى بي قيد و شرط نسبت به كسانى كه داراى صدق نسبى اند، دستور دهد، مرتكب فعل قبيح شده است. با توجه به مطالب ياد شده، نتيجه اين خواهد بود كه صادق مطلق، داراى مقام عصمت است؛ چون همراهى بى قيد و شرط، فقط درباره كسى معنا دارد كه در همه حالت‌ ها و زمان‌ ها كج رفتار و كج انديش نباشد (معصوم مطلق). چنان چه فخر رازى، از علمای اهل سنت، در تبيين و تفسير اين آيه به معصوم بودن (الصَّادِقِينَ) رسيده است و نتيجه مى گيرد كه در هر زمانى بايد معصومى وجود داشته باشد[2].


مصداق صادقین


آيا منظور از «صادقين» در اين آيه شريفه، كه مسلمانان موظّف به پيروى از آن ها شده ‏اند، افراد خاصّى هستند و يا منظور معناى لغوى آن و همراهى كردن با هر انسان راستگويى است؟
ما معتقديم كه منظور از «صادقين» در اين آيه شريفه، هر انسان راستگويى نيست، بلكه افراد خاصّى منظور مى ‏باشند. دو دليل بر اين ادّعا وجود دارد:
1- نخست اين كه اگر «صادقين» به معناى عام باشد و افراد خاصّى مدّ نظر نباشد، بايد مى ‏فرمود: «كونوا من الصّادقين» نه «مَعَ الصَّادِقِينَ» چون همه بايد از راستگويان باشند، نه اين كه صرفاً همراه آنان باشند؛ بنابراين، از آن جا كه‏ «مَعَ الصَّادِقِينَ» گفته شده و پيروى از آن ها لازم گشته، معلوم مى ‏شود، منظور افراد خاصّ و برجسته‏ اى هستند كه پيروى از آن ها لازم گرديده است.
2- دوم اين كه، ظاهر آيه نشان مى ‏دهد اين همراهى و پيروى بى ‏قيد و شرط است و چون همراهى و پيروى از صادقين بى ‏قيد و شرط است پس لابد صادقين مورد بحث، ضمانت الهى دارند و مصون از خطا و اشتباه هستند، چون اگر معصوم نباشند مسلمانان نمى ‏توانند هميشه از آن ها پيروى كنند، بلكه به هنگام اشتباه و خطا و گناه، بايد از آن ها جدا گردند. بنابراين، چون همراهى و پيروى از «صادقين» به صورت مطلق ذكر شده، بايد آنان افراد خاصّ و معصوم از خطا و گناه باشند تا پيروى بى ‏قيد و شرط از آن ها امكان ‏پذير باشد.
نتيجه اين كه، يا بايد همراهى و اطاعت از صادقين مطلق باشد، ولى «صادقين» مقيّد به افراد خاصّى باشد، و يا اين كه «صادقين» مطلق باشد و شامل تمام راستگويان شود و همراهى و پيروى از آنان مقيّد گردد. و طبق دو قرينه ‏اى كه گذشت، همان احتمال اوّل صحيح است؛ بنابراين «صادقين» مقيّد است و منظور از آن افراد خاصّى است، ولى همراهى و پيروى از آن افراد خاص مطلق است[3].


ویژگی صادقین


خود قرآن در آيات ديگر، صادقين را به ما معرّفى مى‏ كند. خداوند در آيه 15 سوره حجرات، در معرّفى «صادقين» مى‏ فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ»‏، مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده ‏اند، سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جان هاى خود در راه خدا جهاد كرده ‏اند؛ آن ها «صادقين» و راستگويانند[4].
طبق اين آيه شريفه، «صادقين» علاوه بر ايمان به خدا و رسول، و به تعبير ديگر، ايمان به مبدأ و نبوّت، كه همه مسلمان ها داشتند، داراى دو ويژگى ديگر بودند كه آن ها را از ساير مسلمانان ممتاز مى ‏كرد:
1- نخست اين كه پس از ايمان به مبدأ و نبوّت، حتّى براى لحظه ‏اى شكّ و ترديد به خود راه ندادند و در تمام مراحل زندگى اين ايمان قوى و مستحكم را حفظ كردند.
2- ديگر اين كه ايمان مذكور در مرحله قلب و زبان متوقّف نشد، بلكه آثار آن در عمل نيز ظاهر گشت، بدين جهت تنها و تنها به خاطر رضايت خداوند، نه انگيزه ‏هاى ديگر، با مال و جانشان در راه خداوند جهاد كردند.
حال با توجّه به اين دو ويژگى مهم و كمياب، بايد چراغى به دست بگيريم و در ميان اصحاب و ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله به جستجو بپردازيم، تا شخصى را كه داراى اين ويژگي هاست و در زمره صادقين است بيابيم!
با مطالعه تاريخ صدر اسلام به اين حقيقت مى‏ رسيم: شخصى كه داراى اين ويژگي ها باشد، تنها امیر المومنین علی بن أبي طالب علیه السّلام است[5]. با مراجعه به منابع تفسيرى و حديثى شيعه و اهل سنت، رواياتى را مي ‌يابيم كه به روشنى، مصداق يا مصاديق مشخصى را براى (الصَّادِقِينَ) بيان كرده اند.


منابع اهل سنت


جلال الدين سيوطى در كتاب الدر المنثور، در تفسير فراز (مَعَ الصَّادِقِينَ) مى گوید: منظور، همراهی با امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام است[6]. عبيد الله بن احمد حسكانى از علمای اهل سنت در كتاب شواهد التنزيل، روايت متعددی نقل می کند كه تعبيرات آن روايات از اين قرارند: منظور از صادقین: «محمد و على»، «نزلت في على بن ابي طالب خاصة» (این آیه) تنها درباره علی بن ابی طالب نازل شده است، «مع على و أصحاب على» (مع الصادقین یعنی) همراه با علی و اصحاب او، «مع آل محمد» (مع الصادقین یعنی) همراه با آل محمّد، «مع على بن ابي طالب» همراه با علی بن ابی طالب، «محمداً و أهل بيته» همراه با محمد و اهل بیتش[7].
در کتب روایی و تفسیری شیعه روایات متعددی آمده است که مصادیق صادقین را امیر المومنین و ائمه معصومین علیهم السلام تفسیر کرده اند، برای نمونه علامه مجلسی در کتاب بحار الانوار از اميرمؤمنان علیه السلام نقل می کند که فرمود:

« أَنْشُدُكُمُ اللَّهَ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا أَنْزَلَ فِي كِتَابِهِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ فَقَالَ سَلْمَانُ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَامَّةٌ هَذِهِ أَمْ خَاصَّةٌ فَقَالَ ع أَمَّا الْمَأْمُورُونَ فَعَامَّةُ الْمُؤْمِنِينَ أُمِرُوا بِذَلِكَ وَ أَمَّا الصَّادِقُونَ فَخَاصَّةٌ لِأَخِي عَلِيٍّ وَ أَوْصِيَائِي مِنْ بَعْدِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة»، شما را به خدا قسم می دهم، آیا نمی دانید وقتی که خداوند عز و جل در کتابش نازل کرد: [ای کسانی که ایمان آورده اید! تقوای الهی داشته باشید و همراه صادقین باشید] سلمان گفت: «اى رسول خدا! آيا اين آيه، عموميت دارد يا منحصر در مصاديق خاص است؟ » و رسول خدا (ص) فرمود: «كسانى كه به آن ها امر شده است عموم مؤمنان اند كه به همراهى با صادقان دستور داده شده اند، ولى صادقان، به برادرم على و جانشينانم پس از او تا روز قيامت اختصاص دارد[8]. همچنین احمد بن محمد مى گويد:  

« سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ قَالَ الصَّادِقُونَ الْأَئِمَّةُ الصِّدِّيقُونَ بِطَاعَتِهِمْ » از امام رضا علیه السلام درباره آيه (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ) پرسيدم. آن حضرت فرمود: صادقين ائمه عليهم السّلام هستند كه گفتارشان با عمل در فرمان بردارى خدا برابر است[9].


خودآزمایی

 

1-    منظور از صادقین در آیه 119 سوره توبه چیست؟
2-    یکی از ویژگی های بارز صادقین را با توجه به آیه 15 سوره حجرات توضیح دهید؟

 

پی نوشت ها

 

[1] سوره توبه آیه 119/ترجمه مکارم
[2] بر گرفته از تفسیر کبیر(مفاتیح الغیب) ج16 ص 165 الی 168
[3] آیات ولایت در قرآن ص 137 الی 139
[4] سوره حجرات آیه 15/ترجمه مکارم
[5] آیات ولایت در قرآن  ص 139 الی 138
[6] الدر المنثور ج3 ص290

[7] شواهد تنزیل ج1 ص341 الی ص342
[8] البرهان ج2 ص865/ کمال الدین ج1 ص278
[9] بحار الانوار ج24 ص31


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

مجید رضایی
برچسب ها: تولی و تبری عصمت
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: