کد مطلب: ۵۵۹۵
تعداد بازدید: ۸۰
تاریخ انتشار : ۰۱ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۵
اسلام و تعلیم و تربیت | ۸
ملائكه لياقت تكليف‏‌پذيرى‏‌ و امر و نهى‏‌ و تشريع را ندارند. آن‏ها موجوداتى‏‌ فوق ماده و مادّيات هستند، بلكه عقل محض مى‏‌باشند، از نيروى‏‌ شهوت و غضب برخوردار نيستند و حركت، تكامل و تنزل ندارند. مسئوليت و وظيفه‌ی آن‏ها روشن است و همان راه را طى‏‌ مى‏‌كنند.

انسان و مسئوليت‏ پذيرى‏‌


در ميان موجودات، انسان ويژگى‏‌ خاصى‏‌ دارد كه همان لياقت تكليف‏پذيرى‏‌ است، در صورتى‏‌ كه موجودات ديگر چنين لياقتى‏‌ را ندارند.
از آن‏جا كه جمادات و نباتات علم و ادراك و اراده ندارند، شايسته‌ی تكليف هم نيستند و در برابر اعمالشان مسئوليت ندارند. حيوانات نيز با اين كه نسبت به اعمالشان شعور، احساس و اراده دارند. ليكن چون فاقد عقل‏اند، نمى‏‌توانند در آثار و عواقب كار خود بينديشند تا بدين وسيله غرايز و اميال خود را كنترل كنند. به همين جهت استعداد پذيرش تكليف را ندارند. حيوانات در برابر نيروى‏‌ شهوت و غضب تسليم محض هستند و نمى‏‌توانند در چهار چوب ضوابط، قوانين و مقررات زندگى‏‌ كنند.
هم‏چنين ملائكه لياقت تكليف‏پذيرى‏‌ و امر و نهى‏‌ و تشريع را ندارند. آن‏ها موجوداتى‏‌ فوق ماده و مادّيات هستند، بلكه عقل محض مى‏‌باشند، از نيروى‏‌ شهوت و غضب برخوردار نيستند و حركت، تكامل و تنزل ندارند. مسئوليت و وظيفه‌ی آن‏ها روشن است و همان راه را طى‏‌ مى‏‌كنند. عصيان و تخلف در باره‏‌ی آن‏ها تصور نمى‏‌شود، لذا آن‏ها هم نيازى‏‌ به راهنمايى‏‌ و تشريع قانون و تكليف ندارند. خدا در باره‌ی آن‏ها مى‏‌فرمايد:
هرگز نافرمانى‏‌ خدا را نخواهند كرد و به دستورهايش عمل خواهند كرد.[1]
و مى‏‌فرمايد:
و هيچ يك از ما (فرشتگان) نيست، جز اين كه مقام و جايگاه معلومى‏‌ دارد، و همه (براى‏‌ انجام فرمان‏هاى‏‌ خدا) صف كشيده‏ايم و به تسبيح و ستايش او مشغوليم.[2]
امّا انسان از آفرينش ويژه‏اى‏‌ برخوردار است؛ يعنى‏‌ از يك طرف موجودى‏‌ است مادى‏‌ كه از روح نباتى‏‌ و حيوانى‏‌ برخوردار مى‏‌باشد. در اين مرحله، يك جسم نامى‏‌ است و از خصايص تغذيه، نمو و توليد مثل برخوردار مى‏‌باشد و يك حيوان است كه غرايز و خصايص حيوانى‏‌ ـ مانند احساس، شعور، ادراك، اراده، حركت با اراده، غريزه‌ی شهوت، غريزه‌ی غضب و مانند آن ـ در وجودش نهاده شده است.
از طرف ديگر داراى‏‌ روح مجرد ملكوتى‏‌ و عقل انسانى‏‌ است كه به وسيله‌ی آن مى‏‌تواند در عواقب و آثار كارهاى‏‌ خود بينديشد و از اين طريق خواست‏ها و اميال نفسانى‏‌ خويش را كنترل و مهار كند.
از سوى‏‌ ديگر موجودى‏‌ است آزاد و مختار كه مى‏‌تواند راه سعادت و كمال خويش را بيابد و با علم و اراده و اختيار آن را برگزيند و دنبال كند.
عبدالله بن سنان مى‏‌گويد؟
به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا ملائكه افضل‏اند يا آدمى‏‌زادگان؟ فرمود:
اميرالمؤمنين على‏‌ بن ابى‏‌ طالب(ع) فرمود: خداى‏‌ سبحان ملائكه را از عقل بدون شهوت بيافريد و در حيوانات شهوت را بدون عقل قرار داد. امّا در آدمى‏‌زاد عقل و شهوت را با هم تركيب كرد. پس هر كس كه عقلش بر شهوتش غلبه نمايد او از ملائكه بهتر است و هر كس كه شهوتش بر عقلش چيره شود، از حيوانات بدتر خواهد بود.[3]
در اثر همين آفرينش ويژه است كه انسان مى‏‌تواند مورد تكليف و امر و نهى‏‌ قرار گيرد، و مسئوليت و امانت الهى‏‌ را بپذيرد.
در قرآن آمده:
ما امانت خود را (تكليف) بر آسمان‏ها و زمين عرضه داشتيم، پس آن‏ها (در اثر عدم لياقت) از تحمل آن امتناع ورزيدند و ترسيدند، ليكن انسان امانت ما را پذيرفت، زيرا انسان ستمكار و نادان است.[4]
بعضى‏‌ مفسرين امانت را در اين آيه به تكليف تفسير كرده‏اند؛ يعنى‏‌ خداى‏‌ متعال تكليف را بر زمين و آسمان عرضه داشت، ليكن در اثر عدم لياقت و استعداد ذاتى‏‌ براى‏‌ پذيرش تكليف، از پذيرفتن آن امتناع ورزيدند، آفرينش آن‏ها چنان بود كه نمى‏‌توانستند در محدوده‌ی تشريع قوانين و امر و نهى‏‌ها زندگى‏‌ كنند، چون علم، اراده و اختيار نداشتند. آن‏ها مسخّر اراده‌ی الهى‏‌ بودند و تخلف و عصيان برايشان تصور نداشت. امّا انسان در اثر آفرينش ويژه‏اش مى‏‌توانست‏ تكليف را بپذيرد و پذيرفت. چون ظلوم و جهول بود، يعنى‏‌ ستم و جهل درباره‏اش امكان داشت. لياقت و استعداد اين را داشت كه مورد تكليف و امر و نهى‏‌ قرار گيرد. لذا نياز داشت تا برنامه‌ی زندگى‏‌ حركت و تكاملش را از جانب خدا دريافت كند. به همين جهت، مقتضاى‏‌ لطف الهى‏‌ كه وسيله‌ی تكامل هر موجودى‏‌ را در اختيارش نهاده، چنين بود كه برنامه‌ی تكامل و سعادت انسان نيز به وسيله‌ی پيامبران ارسال كرده و در اختيارش قرار دهد. در قرآن مى‏‌فرمايد:
ما آدمى‏‌ را از نطفه‏اى‏‌ آميخته بيافريديم. تا او را امتحان كنيم، پس او را شنوا و بينا ساختيم. راه را به او نشان داديم، يا سپاس‏گزار است يا ناسپاس.[5]
موضوع مسئوليت داشتن و مكلف بودن انسان امرى‏‌ است مسلم و پيامبران مبعوث شدند تا اين مسئوليت بزرگ را بر انسان‏ها عرضه بدارند و در انجام آن يار و مددكارشان باشند.
محمد بن عماره مى‏‌گويد:
از حضرت صادق(ع) پرسيدم: چرا خدا بندگان را بيافريد؟ فرمود: خداى‏‌ تبارك و تعالى‏‌ بندگانش را عبث نيافريد و آن‏ها را باطل و بيهوده رها نكرد، بلكه آن‏ها را آفريد تا قدرت خود را اظهار نمايد و طاعتش را بر آنان تكليف كند، تا به اين وسيله مستوجب رضوان الهى‏‌ قرار گيرند. خدا بندگان را نيافريد تا از آن‏ها نفعى‏‌ ببرد يا به وسيله‌ی آن‏ها از خودش دفع ضررى‏‌ بكند، بلكه بيافريد تا به آنان نفعى ‏‌برساند و آن‏ها را به نعمت‏هاى‏‌ ابدى‏‌ آخرت نائل گرداند.[6]
خدا در قرآن مى‏‌فرمايد:
آيا گمان مى‏‌كنيد شما را عبث و بيهوده بيافريديم و به سوى‏‌ ما باز نمى‏‌گرديد؟[7]
بنابراين، انسان موجودى‏‌ است مسئول و مكلف. مسئوليت انسان همگانى‏‌ است. هر انسانى‏‌ در برابر ديگران و بالاخص در برابر زيردستان خود مسئوليت دارد.
پيامبر اسلام(ص) فرمود:
همه‌ی شما نگهبان و مدبر هستيد. همه‌ی شما نسبت به زيردستان خود مسئول‏ايد. پس والى‏‌ و امير نسبت به رعيت خود مسئوليت دارد. مرد سرپرست خانواده است و نسبت به آن‏ها وظيفه دارد. زن نگهبان خانه‌ی شوهر و فرزندان اوست و نسبت به آن‏ها مسئوليت دارد. بنده هم نگهبان اموال مولاى‏‌ خود مى‏‌باشد و در اين باره مسئوليت دارد. آگاه باشيد كه همه‌ی شما بندگان هستيد و نسبت به رعيت خود مسئوليت داريد.[8]


خودآزمایی


1- چرا گیاهان و حیوانات استعداد پذيرش تكليف را ندارند؟
2- به چه دلیل ملائكه لياقت تكليف‏‌پذيرى‏‌ و امر و نهى‏‌ و تشريع را ندارند؟
3- تفسیر آيه 72 سوره احزاب را بیان کنید.

 

پی نوشت ها


[1]. تحريم (66) آيه 6: «لا يَعْصُونَ اللهَ ما أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ».
[2]. صافات (37) آيه‌ی 164: «و ما منّا الّا له مقام معلوم و إنّا لنحن الصّافون و إنّا لنحن المسبّحون».
[3]. بحارالأنوار، ج 60، ص 299: عبدالله بن سنان، قال سألت أبا عبدالله جعفر بن محمد الصادق(ع)، فقلت: الملائكة أفضل أم ابن آدم؟ فقال: «قال اميرألمؤمنين عليّ بن أبي طالب(ع): إنّ الله عزّوجّل رَكَّبَ في الملائكة عقلاً بلاشَهوةٍ، و ركّب في البهائم شهوةً بلاعقلٍ، و رَكَّبَ في بني آدم كلتيهما، فمن غَلَبَ عقلُه شهوتَه فهو خيرٌ، من الملائكةِ و من غَلَبَ شهوتُه عقَلَه فهو شَرٌّ من البهائِم».
[4]. احزاب (33) آيه 72: «إِنّا عَرَضْنَا الأَمانَةَ عَلَى‏‌ السَّمواتِ وَالأَرْضِ وَالجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْها وَحَمَلَها الإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولاً».
[5]. انسان (76) آيات 2 ـ 3: «إِنّا خَلَقْنا الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً * إِنّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَ إِمّا كَفُوراً».
[6]. بحارالأنوار، ج 5، ص 313: جعفر بن محمد بن عمارة عن أبيه، قال: سألت الصادق جعفر بن محمد(ع)، فقلت له: لِمَ خَلقَ الله الخلق؟ فقال: «إنّ اللهَ تبارَك و تعالى‏‌ لم يَخْلُقْ خلقَه، عبثاً و لم يَتْرُكْهم سُدىً، بل خَلَقَهم لإِظهارِ قُدرتِهً و ليُكَلّفَهم طاعَته، فَيستوجبوا بذلك رضوانَه، و ما خَلَقَهم ليَجلِبَ منهم منَفعةً، ولا لِيدُفِعَ بهم مضّرةً، بل خَلَقَهم لِيَنَفعَهم و يُوصِلَهم إلى‏‌ نعيمِ الأبدِ».
[7]. مؤمنون (23) آيه 115: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ».
[8]. صحيح مسلم، ج 3، ص 459: «ألا كُلُّكم راعٍ و كُلّكُم مَسؤولٌ عن رعيّتهِ. فالأمير الذي على‏‌ الناس راعٍ و هو مسؤول عن رعيّتِه، و الرجلُ راعٍ على‏‌ أهلِ بيتِه و هو مسؤولٌ عنهم. و المرأةُ راعِيةٌ على‏‌ بيت بعلِها و وُلدِه و هي مسؤولةٌ عنهم، و العبدُ راعٍ على‏‌ مالِ سيّدهِ و هو مسؤولٌ عنه. ألا فكُلّكُم راعٍ و كُلّكُم مسؤول عن رعيّتهِ».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: