کد مطلب: ۵۶۴۲
تعداد بازدید: ۲۱
تاریخ انتشار : ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ - ۰۸:۱۹
توسل | ۲۰
بمنظور جلب توجّه و ترغیب گروههای مختلف انسانها به ورود در مساجد و مشاهد اولیاء خدا و برخورداری از برکات معنوی آنها، در حفظ نظافت و آراستگی آن اکامن شریفه و ساختن قبّه‌های رفیعه و نصب ضرایح عالیه و اِحداث صحن و رواق‌های عدیده و ایجاد هرگونه وسائل رفاه و آسایش واردین و زائرین، اقدام و اهتمام شدید، از خود، نشان بدهند.

بخش  دوّم: طرح شبهات و پاسخ به آنها | ۱۴

 
تعظیم شعائر خدا


و ثالثاً: موضوع «تعظیم شعائر الله» یعنی بزرگداشت علائم و نشانه‌های خدا عنوانی است که قرآن کریم، با صراحت تمام، آن را مدح و ستایش قرار داده است و میفرماید:
وَمَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ؛[1]
«هر کس، شعائر و نشانه‌های خدا را (که برای طاعت او نصب شده‌اند) تعظیم نماید و شرائط بزرگداشت آنها را (اعتقاداً و عملاً) مورد توجّه و رعایت خویش قرار دهد، در واقع، اثر تقوی را که در دلها (ای اهل ایمان) مکنون است، آشکار و عیان ساخته است (تعظیم شعائر، ریشه از تقوای قلوب و ایمان دلها میگیرد)».
آری، دلهای پاک شده‌ی از لَوث رذیله‌ی شیطنت و روشن گشته‌ی بنور ایمان و تقوی و فضیلت، در هر کجا که به شعاری از شعارهای خدا برسند و ببینند، آن شعار، انسانها را به خدا نزدیک کرده و دلها را سرشار از معرفت و محبّت خدا و اولیاء خدا میگرداند و در استوار ساختن پایه‌های اسلام و قرآن عزیز، آثاری بسیار روشن و چشمگیر و جهانی دارد، طبیعی است که آن دلهای خدا دوست، در تعظیم و تکریم آن شعار و هرچه بارزتر ساختن آن، به هر طریق ممکن و میسوری که در وسعشان باشد، میکوشند؛ و این کار را یکی از بزرگترین وسائل «قرب» به خدا میشمارند.
و هیچ تردیدی نیست در اینکه مساجد و مشاهد مشرّفه و مراقد مطهّره‌ی ائمّه‌ی اهل بیت علیهم السّلام، از شعائر عظیمه‌ی الهیّه‌اند.
زیرا چنانکه میدانیم و میدانید، در تمام طول سال، از اقطار و اکناف ممالک اسلامی، صدها هزار انسانهای مسلمان خداپرست موحّد، رو به آن اماکن طاهره میبرند و روز و شب، در حَول و حَوش روضه‌ی پاک رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم و کنار قبور ائمّه‌ی هُدی علیهم السّلام به مناجات و راز و نیاز با خدا و سجده و نماز به درگاه حضرت مبدء اعلا ـ جلّ شأنه العزیز ـ میپردازند.
و خدا میداند که در پناه همین قبّه‌های عالیه، چه دلهای سیاه شده‌ی از وسوسه‌های شیطانی، بنور ایمان و اسلام، منوّر گشته‌اند و چه افکار گمراه و انسانهای تبهکار، از برکت آن مراکز ذکر خدا، براه حقّ آمده و رو بصلاح و سِداد و تقوی رفته‌اند.
و لذا تعظیم این شعائر مقدّسه، بنصّ قرآن شریف، از اعمال پسندیده و نشأت گرفته‌ی از تقوای قلوب است.
و امّا عنوان «تعظیم» که یکی از مفاهیم عرفیّه است، طبیعی است که دارای مصادیق مختلف میباشد و ممکن است در اشکال و صور گوناگون، تحقّق پذیرد.
و لذا تمام اشکال و مصادیق آن، بحکم «اطلاقِ» تعظیم، مشمول آیه‌ی شریفه گردیده و رجحان و مطلوبیتّشان، در شرع مقدّس اسلام، با کمال وضوح، اثبات میشود.
و اینک ما، به ارائه‌ی نمونه‌هائی از صور مختلف «تعظیم» که از ناحیه‌ی «شیعه»، در مشاهد مشرّفه، انجام میشود، میپردازیم.


ساختن قبّه و بارگاه، ایجاد صحن و رواق و...


این حقیقت، بر همه کس واضح است که شعائر الهیّه و اماکن ذکر و عبادت، هرچه در انظار مردم، مجلّل‌تر و باشکوه‌تر باشند و علاوه بر جهات معنوی و روحانی، در جنبه‌های صوری و ظاهری نیز، زیباتر و جالبتر باشند، طبیعی است که در برانگیختن میل و رغبت واردین، از جمیع طبقات و قشرهای مختلف و بویژه گروه‌هائی که عادت به ورود به بارگاههای باسطوت و هیبت دارند، تأثیری بسزا خواهند داشت.
البتّه میدانیم و شکّی نیست در اینکه رمز عظمت اسلام و جذّابیّت قرآن و محبوبیّت پیشوایان و بزرگان دین، در جهات معنوی آنها و در حقیّت تعالیم آسمانی و متقن بودن احکام و قوانین همه جانبه‌ی دین، نسبت به جمیع شئون زندگی انسانها و رهبریهای صادقانه‌ی توأم با عدل و امانت الهی انبیاء و اولیاء دین علیهم السّلام میباشد که متکفّل سعادت هر دو جهانی آدمیان است.
آری، این واقعیّت، در جای خود، درست است و مسلّم. ولی مع‌الوصف، خاصیّت اثرگذاری جلوه‌های محسوس جلال و جمال از رهگذر چشمها، در دلهای بینندگان نیز قابل انکار نیست.
مخصوصاً نسبت به کسانیکه مرعوب مظاهر پر ابهّت زندگی مادّی میباشند؛ آنچنانکه مشاهده‌ی آثار جلال و کبریاء محسوس، آنها را قهراً به خضوع و فروتنی و احترام و ادب، وا میدارد؛ و بطور ناخودآگاه، اعتقاد به عظمت و بزرگی صاحبان دستگاههای مجلّل را در جانشان می‌نشاند.
و لذا می‌بینیم ملّتهای متمدّن امروز از شرق و غرب جهان، نظر به طرز تفکّر و بینش و فرهنگ خاصّی که دارند، یک قسمت عمده‌ی از عظمت اسلام و مسلمین را، در جنبه‌های مادّی این آئین مقدّس و مظاهر صوری آن، جستجو میکنند.
و کثیراً بسراغ بناها و ساختمانها و آثار معماری اماکن عالیه‌ی دینی و مساجد و مشاهد که در نقاط مختلف دنیا، به یادگار مانده است، میروند؛ و با مجذوبیّت خاصّی، تحت تأثیر عظمت و شکوه تجلّیات مادّی اسلام و تمدّن عالی مسلمانان پیشین قرار میگیرند.[2]
و این تأثّر از مظاهر کبریاء و جلال، از خصائص طبیعی انسان است؛ و هیچگونه ارتباط و مِساسی با شرک و کفر و ضلالت اعتقادی ندارند.
بنابراین، بسیار بجا و پسندیده است که مسلمانان، علاوه بر رعایت اَبعاد اصیل روحانی و معنوی آئین مقدّسشان، در این بُعد از تعظیم شعائر دینی خود نیز ساعی باشند.
و بمنظور جلب توجّه و ترغیب گروههای مختلف انسانها به ورود در مساجد و مشاهد اولیاء خدا و برخورداری از برکات معنوی آنها، در حفظ نظافت و آراستگی آن اکامن شریفه و ساختن قبّه‌های رفیعه و نصب ضرایح عالیه و اِحداث صحن و رواق‌های عدیده و ایجاد هرگونه وسائل رفاه و آسایش واردین و زائرین، اقدام و اهتمام شدید، از خود، نشان بدهند.
که خداوند بزرگ، اذن مرتفع ساختن آن خانه‌های مقدّس و افراشتن و سربلند نمودن آن «بیوت» کریمه را صادر فرموده است؛ آنجا که میفرماید:
في بُيُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيها بِالْغُدُوِّ وَالْآصالِ. رِجالٌ لا تُلْهيهِمْ تِجارَةٌ وَلا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَاِقامِ الصَّلوةِ وَايتاءِ الزَّكاةِ يَخافُونَ يَوْماً تَتَقَلَّبُ فيهِ الْقُلُوبُ وَالْاَبْصارُ؛[3]
«(مشکاة و مِصْباحی، یا قندیل نوری که در آیه‌ی سابق بر این آیه، مورد تمثیل قرار گرفته است) در خانه‌هائی است که خدا، اذن داده است دارای رفعت و افراشتگی باشند؛ و در آن خانه‌ها، یاد خدا، بمیان آمده و صبح و شام، مردانی در آن خانه‌ها، به تسبیح خدا بپردازند که سوداگریهای دنیا، آنان را از یاد خدا و بپا داشتن نماز و دادن زکات، باز نمیدارد؛ ترس از روزی دارند که دلها و دیده‌ها، در آنروز (از نگرانی و دِهْشَت) دگرگون میگردند».
اگر گفته شود که: مراد از «بیوت» در اینجا، «مساجد» است و مقصود از «رفع» هم، رفعت مععنوی(معنوی)، یعنی قدردانی و منزلت شناسی است؛ نه مرتفع ساختن گنبد و گلدسته و ایجاد صحن و رواق و چلچراغ.
در جواب، عرض میشود: خیر؛ اختصاص دادن «بیوت» در آیه‌ی شریفه، به «مساجد» و همچنین تقیید «رفع» به رفع معنوی، مخالف با «اِطلاق» آیه‌ی مبارکه است.
زیرا مقصود از «بیت»، بقرینه‌ی «یُذْکَرُ فیهَا اسْمُهُ» بیت‌الذّکر و خانه‌ی طاعت است؛ و آن نیز شامل هر مکانی که محلّ عبادت خدا و جایگاه ذکر خدا باشد، میشود.
و شکّی نیست در اینکه مشاهد مشرّفه‌ی اهل البیت علیهم السّلام، از بارزترین مصادیق «بیت‌الذّکر» و عبادتگاه خدا است.
و لذا در ردیف «وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللهِ کثیراً»[4] قرار گرفته و از جانب خدا، مأذون در «رفعت» و افراشتگی میباشند.
و هکذا، مفهوم «رفع» و برافراشتن که اینجا، مساوی با مفهوم «تعظیم» است، همچنانکه در بزرگداشت معنوی و قدر و منزلت شناسی، تحقّق می‌پذیرد، در رفع صوری و اِعلاء ظاهری نیز، صدق میکند.[5]
چنانکه در موارد عدیده‌ی از قرآن کریم، به همین معنی آمده است؛ از قبیل این آیات مبارکات:
اَللهُ الَّذي رَفَعَ السَّمواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؛[6]
«خداوندی که آسمانها را بدون ستونهائی که شما ببینید، افراشته است».
وَرَفَعَ اَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ؛[7]
«(یوسف (ع)) پدر و مادر خود را، بر تخت، بالا برد».
وَرَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ؛[8]
«کوه طور را بالای سر آنان (بنی اسرائیل) بلند کردیم».
وَاِذْ يَرْفَعُ اِبْراهيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَاِسْمعيلُ؛[9]
«یاد کن آن هنگامی را که ابراهیم و اسمعیل، ستونهای خانه (کعبه) را بالا میبردند».
و بسیار روشن است که برافراشتن خدا آسمانها را بدون ستونهای قابل رؤیت؛ و بالا بردن یوسف(ع) ابوین خود را بر سر تخت؛ و بلند کردن خدا، کوه را بالای سر بنی اسرائیل و بالاخره بالا بردن ابراهیم(ع) و اسمعیل(ع) ستونهای کعبه را، همه از نوع مصادیق «حسّی» و «صوری» رفع و برافراشتن ظاهری است؛ نه قدردانی و منزلت‌شناسی که مصداق رفع و تعظیم معنوی است. (هر چند احتمال این هست که دلالت بر رفعت صوری در این آیات از جهت احتفاف به قرینه باشد).
پس بحکم قرآن کریم، مشاهد مقدّسه‌ی اهل بیت علیهم السّلام که مصداق روشنی از «بیوت یذکر فیها اسمه» هستند،[10] همچنانکه شایسته است که در ترفیع مقام و تعظیم موقعیّت معنویشان به دور نگه داشتن آن روضات مطهّره، از قذرات عصیان و آلودگی به گناهان، توجّه کامل و سعی بلیغ، اِعمال شود، همچنین سزاوار است که در بالا بردن و مرتفع ساختن قبّه و بارگاه و آثار «حسّی» آن معابد الهیّه نیز به مقتضای اطلاق «رفع بیوت»، اهتمام شدید ابراز گردد.
تا چشم ظاهربینان مادّه‌گرایِ حسّی نگر نیز از شوکت ظاهری پیشوایان دین، خیره گشته و براساس بینش و اندیشه‌ی خاصّ بخودشان در برابر آن بزرگان بحقّ، خاضع شوند و برای ورود به مراقد پاکشان، شائق و راغب گردند و بالمآل، از برکات فائضه‌ی از جانب حضرت حقِّ متعال، برخوردار شوند.
آری، خدا دوست دارد و خواسته است که خانه‌های علیّ و آل علیّ علیهم السّلام که مشعلهای فروزان هدایت و راهنمایان راستین گمگشتگانِ وادی حیرت و ضلالتند، در همه جا و در همه وقت، عزیز و سربلند و بارز و برجسته و چشمگیر در بین جوامع بشری باشند.
تا از همه سو، واماندگانِ راه گم کرده‌ی نگران، بسوی آن منارها و پرچمهای منصوب از جانب خدا،[11] بشتابند؛ و همچون تشنگانِ دل سوخته‌ای به سرچشمه‌های صاف علوم و معارف آسمانی آن پاسداران وحی خدا، وارد شده و کامیاب گردند.
چه آنکه خاندان علیّ علیهم السّلام، جز تأمین سعادت هر دو جهانی انسانها، هدفی ندارند؛ و علی‌الدّوام در مقام احسان به خلق و دستگیری از افتادگان و درماندگانند عادتهم الاحسان و سجیّتهم الکرم.
درخت مبارک و شجره‌ی طیّبه‌ای هستند که همیشه میوه و محصول خود را در دسترس حاجتمندان بینوا قرار داده‌اند و میدهند؛ هرگز، سر، بالا نمیکشند؛ و دامن خود را، از سر خلق خدا، برنمیچینند. هیچگاه، درب خانه‌ی خود را، به روی بندگان خدا، نمیبندند.
آن، زمان حیاتشان بود در دنیا، که تا منع و تعرّضی از سوی جبّاران زمانشان نبود، درب خانه‌هایشان، به روی مردم، باز و سفره‌ی احسانشان، بی‌دریغ، از بهر خاصّ و عامّ، آماده و گسترده بود.
تشنگان علم و فضیلت را از زُلال علوم آسمانی خویش، سیراب مینمودند؛ گرسنه‌ها را سیر و برهنه‌ها را می‌پوشانیدند.
از هر جهت، قبله‌ی حاجات مردم بودند؛ و در هر شرائطی به حلّ مشکلات مردم، می‌پرداختند. هر درمانده‌ی بیچاره‌ای، سراغ آنها را میگرفت و هر افتاده‌ی بینوائی، دست توسّل به دامن آنان میزد.
و اینهم بعد از وفاتشان که از یکسو، تعالیم عالیه و دستورات حکیمانه‌شان، در ابعاد مختلف زندگی، مکتبی سازنده و ارتقاء آفرین است؛ و ذکر فضائل و مناقبشان، نشان دهنده‌ی اُسْوَه و اُلگوئی منزّه از هرگونه خطا و اشتباه است.
و از دیگر سو، مشاهد پاک و پر نورشان، پناه و مَلْجئی محکم برای دردمندان و آرام ‌بخشی عظیم برای دلهای مضطرب و نگران است.
این، جمعیّتهای انبوه بشری است که می‌بینیم، روز و شب، بر کنار قبرهای منوّرشان، موج میزنند، و اشک شوق و محبّت، به خاک پاکشان میریزند.
از برکات ارواح طیّبه و علوّ مقامشان، دعاها مستجاب میگردد و گرفتاریها رفع میشود؛ دردها، درمان گردیده و مشکلات، حلّ میشود.
و البتّه، طبیعی است، در هر گوشه‌ی از یک بیابان سوزان که چشمه‌ی آبی سرد و زُلال، آشکار شود، پرندگان تشنه کام، به آنجا کشیده میشوند و حَول و حَوش آن چشمه‌ی جوشان، بال و پَر میزنند و صعود و نزول مینمایند. و روی همین جهت طبیعی است که می‌بینم در هر گوشه‌ی دنیا، اثری از آثار این منابع فیض خدا و مساکن برکة الله (هر چند بطور محتمل) شناخته شود، چه بعنوان مدفن اجساد پاکشان و چه جایگاه عبادت و یا محلّ نزول موکب همایونشان در حال سفر، و یا به هر نحوی از انحاء دیگر که انتساب به آن ذوات مقدّسه پیدا کند، همانجا مرکز تجمّع دوستان و زیارتگاه پیروانشان گردیده و مورد تعظیم و تکریم خالصانه‌ی آنان، قرار میگیرد.


خودآزمایی

 

1- چرا مساجد و مشاهد مشرّفه و مراقد مطهّره‌ی ائمّه‌ی اهل بیت علیهم السّلام، از شعائر عظیمه‌ی الهیّه‌اند؟
2- آیا در آیات 36 و 37 سوره‌ی نور، مراد از «بیوت»، «مساجد» است و مقصود از «رفع» هم، رفعت معنوی، یعنی قدردانی و منزلت شناسی است؟ توضیح دهید.
3- چرا ملّتهای متمدّن امروز از شرق و غرب جهان، یک قسمت عمده‌ی از عظمت اسلام و مسلمین را، در جنبه‌های مادّی این آئین مقدّس و مظاهر صوری آن، جستجو می‌کنند؟

 

پی نوشت ها

 

[1]ـ سوره‌ی حجّ، آیه‌ی ۳۲.
[2]ـ برای اطّلاع بیشتر از این مطلب، به کتاب «تمدّن اسلام و غرب» تألیف دکتر گوستاولوبون، دانشمند مشهور فرانسوی، رجوع شود.
[3]ـ سوره ی نور، آیه‌های ۳۶ و ۳۷.
[4]ـ سوره‌ی حجّ، ضمن آیه‌ی ۴۰، یعنی: «مسجدهائی که در آنها، نام خدا بسیار به میان آوده میشود».
[5]ـ هر چند ادّعای اظهریّت آیه‌ی شریفه در «رفعت معنوی» بعید نیست.
[6]ـ سوره‌ی رعد، آیه‌ی ۲.
[7]ـ سوره‌ی یوسف، آیه‌ی ۱۰۰.
[8]ـ سوره‌ی نسأ، آیه‌ی ۱۵۴.
[9]ـ سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۲۷.
[10]ـ ذیل همین آیه (۳۶ سوره‌ی نور) روایاتی از طریق شیعه و سنّی رسیده است که مؤیّد همین معنی است؛ از باب نمونه: الدّر المنثور، از انس به مالک و بردة نقل کرده که رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم این آیه را تلاوت فرمود: «فی بیّوت اذن الله ان ترفع» پس مردی برخاست و گفت: کدام خانه‌ها است این خانه‌ها یا رسول الله؟ آنحضرت فرمود: «بُیُوتُ الْاَنبیاء»: «خانه‌های پیامبران است».
آنگاه «ابوبکر» از جا برخاست و در حالیکه اشاره به خانه‌ی علّی و فاطمه علیهما السّلام میکرد، گفت: «یا رَسُولَ اللهِ هذَا الْبَیْتُ مِنْها؟»: «آیا این خانه نیز از آن خانه‌ها است؟».
رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم فرمود: نَعَمْ مِنْ اَفاضِلِها؛ «آری، از بهترین آنها است!» (تفسیر المیزان، جلد ۱۵، صفحه‌ی ۱۵۳).
و هکذا تفسیر علیّ بن ابراهیم قمّی، از امام باقر علیه السّلام نقل کرده که ذیل همان آیه‌ی شریفه فرمود: «هِیَ بُیُوتُ الْاَنبیاء وَ بَیْتُ عَلیٍ علیه السّلام مِنْها»:
«آن خانه‌ها، خانه‌های پیامبران است و خانه‌ی علی(ع)، از آن خانه‌ها است». (ج ۲، ص ۱۰۴ و تفسیر برهان، ج ۳، ص ۱۳۷ تا ۱۳۹).
[11]ـ در زیارت جامعه‌ کبیره میخوانیم: «اَشْهَدُ اَنَّکُم الائمَّةُ الرّاشِدُونَ... اصْطَفاکم بِعِلْمِهِ... وَ رَضِیَکُمْ خُلَفاءَ فی اَرْضِهِ... وَ اَعْلاماً لِعِبادِهِ و مَناراً فی بِلادِهِ وَ اَدِلاءً عَلی صِراطِه...».


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله سید محمد ضیاءآبادی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: