کد مطلب: ۵۶۶۱
تعداد بازدید: ۴۵
تاریخ انتشار : ۲۰ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۳:۱۷
اسلام و تعلیم و تربیت | ۱۰
پروردگار تو حكم نموده كه جز او هيچ كس را نپرستيد و درباره‌ی پدر و مادر احسان كنيد. چنان چه يكى‏‌ از آن‏ها يا هر دو، نزد تو پير و سالخورده شدند. [كمتر ين آزار را به آن‏ها نرسانيد؛ حتى‏‌] اف به آن‏ها مگوييد، و آنان را از خود دور نگردانيد، و با احترام با آن‏ها سخن بگوييد، و هميشه در برابر آن‏ها تواضع و فروتنى‏‌ كنيد و بگو: پروردگارا پدر و مادرم را رحمت كن، چنان كه مرا در حال كودكى‏‌ پرورش دادند.

مسئوليت در برابر مؤمنين‏


خداوند در قرآن مى‏‌فرمايد:
مؤمنان همه برادرند، پس بين برادرانتان صلح برقرار سازيد و از خدا بترسيد، باشد كه مورد مرحمت و لطف قرار گيريد.[1]
و مى‏‌فرمايد:
مردان و زنان مؤمن همه ولىّ و يار يكديگرند، امر به معروف و نهى‏‌ از منكر مى‏‌كنند.[2]
پيامبر اسلام(ص) فرمود:
مؤمنين را مى‏‌بينى‏‌ كه در دلسوزى‏‌، دوستى‏‌ و محبت بين خودشان همانند بدن يك موجود زنده هستند كه اگر عضوى‏‌ به درد آمد، ساير اعضا نيز با بى‏‌خوابى‏‌ و تب با آن همدردى‏‌ مى‏‌كنند.[3]
راوى‏‌ مى‏‌گويد:
به حضرت صادق(ع) عرض كردم: حق مؤمن بر مؤمن چيست؟ فرمود: مى‏‌ترسم بدانى‏‌ و عمل نكنى‏‌ و حق آن‏ها را تضييع نمايى‏‌ و حفظ نكنى‏‌. عرض كردم: لاحول ولاقوة الّا بالله. فرمود: مؤمن هفت حق بر برادر مؤمن خود دارد كه اداى‏‌ آن‏ها واجب است و اگر حقى‏‌ از اين حقوق را تضييع كرد از ولايت خدا خارج شده، اطاعت خدا را ترك نموده و از ولايت نصيبى‏‌ ندارد، كوچك‏ترين آن‏ها اين است كه: آنچه را براى‏‌ خودت دوست دارى‏‌ براى‏‌ برادر مؤمنت نيز دوست بدارى‏‌ و آنچه را براى‏‌ خود مكروه دارى‏‌ براى‏‌ او نيز مكروه بدارى‏‌.
دوم: با نفس و مال و زبان و دست و پايت او را كمك كنى‏‌.
سوم: وسيله‌ی رضايت او را فراهم سازى‏‌، از خشمناك كردن او اجتناب كنى‏‌ و به دستورهايش عمل نمايى‏‌.
چهارم: چشم او، راهنماى‏‌ او و آيينه‏اش باشى‏‌.
پنجم: نكند كه او گرسنه باشد و تو سير، يا تشنه باشد و تو سيراب، يا برهنه باشد و تو پوشيده.
ششم: اگر تو خادمى‏‌ دارى‏‌ و او ندارد، خادم خود را برايش بفرستى‏‌ تا لباس‏هايش را بشويد، غذايش را طبخ كند و فرشش را بيندازد.
هفتم: سوگند او را تصديق نمايى‏‌، اگر مريض شد عيادتش كنى‏‌، جنازه‏اش را تشييع كنى‏‌، اگر حاجتى‏‌ داشت در برآوردن آن مبادرت ورزى‏‌ و او را وادار نكنى‏‌ تا از تو سؤال كند.
اگر به اين حقوق عمل كردى‏‌، ولايت خودت را با ولايت او و ولايت او را با ولايت خدا متصل ساخته‏اى.[4]


مسئوليت انسان در برابر خانواده‏


قرآن مى‏‌فرمايد:
اى‏‌ كسانى‏‌ كه ايمان آورده‏ايد، خودتان و خانواده‏تان را از آتش نگه داريد، آتشى‏‌ كه مردم و سنگ‏ها آتش‏افروز آن هستند.[5]
رسول خدا(ص) فرمود:
بهترين شما كسى‏‌ است كه نسبت به خانواده‏اش نيك رفتارتر باشد و من نسبت به خانواده‏ام نيك رفتارتر هستم.[6]


مسئوليت در برابر خويشان‏


پيامبر اسلام(ص) فرمود:
به حاضرين و غايبين امت و كسانى‏‌ كه در صلب پدر و رحم مادر هستند تا قيامت، توصيه مى‏‌كنم كه صله‌ی رحم كند (با خويشانشان ارتباط برقرار سازند و خوش‏رفتارى‏‌ كنند)، گرچه فاصله‌ی بين آن‏ها به مدت يك سال راه باشد، زيرا صله‌ی رحم جزء دين است.[7]
حضرت باقر(ع) فرمود:
صله‌ی رحم اعمال انسان را پرورش مى‏‌دهد، جلو بلاها را مى‏‌گيرد، اموال را زياد مى‏‌كند، عمر را طولانى‏‌ مى‏‌سازد، روزى‏‌ را وسيع مى‏‌گرداند و در بين خويشان محبت به وجود مى‏‌آورد، پس بايد از خدا بترسند و صله رحم به جا آورند.[8]


مسئوليت در برابر همسايگان‏


اميرالمؤمنين(ع) به هنگام وفات فرمود:
از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره‌ی همسايگانتان، زيرا پيامبر شما در اين باره توصيه كرده است. درباره‌ی همسايگان آن قدر سفارش كرد كه گمان كرديم آن‏ها را وارث قرار مى‏‌دهد.[9]
حضرت صادق(ع) فرمود:
ملعون است، ملعون است كسى‏‌ كه همسايه‏اش را اذيت كند.[10]
پيامبر اكرم(ص) فرمود:
هر كس كه به همسايه‏اش خيانت كند، گرچه به يك وجب زمين باشد، خدا آن زمين را تا طبقه‌ی هفتم همانند طوقى‏‌ در گردن او مى‏‌افكند تا اين كه خدا را در قيامت ملاقات نمايد، مگر اين كه توبه كند (و فرمود:) هر كس همسايه‏اش را اذيت كند خدا بوى‏‌ بهشت را بر او حرام خواهد كرد، و جايگاهش در جهنم خواهد بود، و بد جايگاهى‏‌ است. هر كس كه حق همسايه‏اش را تضييع كند از ما نيست. آن قدر جبرئيل مرا درباره‌ی همسايه سفارش كرد كه گمان كردم او را شريك در ارث قرار خواهد داد.[11]


مسئوليت در برابر پدر و مادر


خداوند در قرآن مى‏‌فرمايد:
و پروردگار تو حكم نموده كه جز او هيچ كس را نپرستيد و درباره‌ی پدر و مادر احسان كنيد. چنان چه يكى‏‌ از آن‏ها يا هر دو، نزد تو پير و سالخورده شدند. [كمتر ين آزار را به آن‏ها نرسانيد؛ حتى‏‌] اف به آن‏ها مگوييد، و آنان را از خود دور نگردانيد، و با احترام با آن‏ها سخن بگوييد، و هميشه در برابر آن‏ها تواضع و فروتنى‏‌ كنيد و بگو: پروردگارا پدر و مادرم را رحمت كن، چنان كه مرا در حال كودكى‏‌ پرورش دادند.[12]


مسئوليت در برابر فرزند


حضرت سجاد(ع) فرمود:
و امّا حق فرزندت اين است: بدانى‏‌ كه او از تو و در خوبى‏‌ و بدى‏‌ در همين دنيا منسوب به توست. تو نيز در برابر آنچه بر آن ولايت يافته‏اى‏‌، مانند: حسن ادب، دلالت بر پروردگار و كمك به او در اطاعت، مسئوليت دارى‏‌. پس در كار او مانند كسى‏‌ عمل كن كه مى‏‌داند كه در احسان به او پاداش خواهد داشت و در بدى‏‌ به او معاقب خواهد بود.[13]
علاوه بر آن ده‏ها مسئوليت‏هاى‏‌ اجتماعى‏‌ ديگرى‏‌، مانند: مسئوليت حكومت در برابر مردم و مردم در برابر حكومت، استاد در برابر شاگرد و شاگرد در برابر استاد، ثروتمندان در برابر مستمندان و مستمندان در برابر ثروتمندان، علما در برابر مردم و مردم در برابر علما، كارفرمايان در برابر كارگران و بالعكس، فرماندهان در برابر زيردستان و بالعكس، بزرگ‏سالان در برابر كودكان و جوانان و بالعكس، دوستان نسبت به يكديگر، هم‏كيشان نسبت به همديگر، مسلمين در برابر اهل ذمه، انسان در برابر ايتام و بيوه زنان و مسئوليت در برابر معلولين و سالخوردگان.
به هرحال از آيات و احاديث به خوبى‏‌ استفاده مى‏‌شود كه اسلام به جنبه‏هاى‏‌ اجتماعى‏‌ انسان كاملاً عنايت داشته و سعى‏‌ كرده تا او را در اين طريق هدايت نمايد. به همين جهت مسئوليت‏ها و وظايف اجتماعى‏‌ انسان بخش مهمى‏‌ از آموزه‏هاى‏‌ اسلام را تشكيل مى‏‌دهد كه در تعليم و تربيت او بايد كاملاً مورد عنايت قرار گيرد.


مسئوليت انسان در برابر طبيعت‏


از منابع دينى‏‌ استفاده مى‏‌شود كه موجودات جهان طبيعت، مسخّر انسان هستند. خداى‏‌ متعال جهان طبيعت را آن چنان آفريده و به انسان قدرتى‏‌ داده كه با نيروى‏‌ علم و تلاش و عمل مى‏‌تواند از اسرار و شگفتى‏‌هاى‏‌ جهان طبيعت پرده برداشته و براى‏‌ آباد كردن جهان و بهتر زيستن خود از آن‏ها استفاده نمايد.
قرآن مى‏‌فرمايد:
خداست كه دريا را براى‏‌ شما مسخّر كرد تا كشتى‏‌ به امر خدا راحت در آب حركت كند و نيز از فضل خدا طلب روزى‏‌ كنيد. شايد نعمت‏هاى‏‌ او را سپاس گوييد و آنچه را كه در آسمان‏ها و زمين بود همه را مسخّر شما گردانيد. در اين كار نيز براى‏‌ مردمى‏‌ كه تفكر دارند آيات و نشانه‏هايى‏‌ وجود دارد.[14]
نيز مى‏‌فرمايد:
آيا شما مشاهده نمى‏‌كنيد كه خدا انواع موجوداتى‏‌ را كه در آسمان و زمين است مسخّر شما گردانيد و نعمت‏هاى‏‌ آشكار و نهان خود را بر شما ارزانى‏‌ داشت؟[15]
و مى‏‌فرمايد:
خداست كه آسمان‏ها و زمين را آفريد و باران را از آسمان نازل كرد و به وسيله‌ی آن انواع ثمرات و ميوه‏ها و حبوبات را براى‏‌ روزى‏‌ شما برآورد. و كشتى‏‌ها را به امر خويش مسخّر شما گردانيد تا در دريا حركت نمايند. نهرها را نيز در اختيار شما قرار داد و خورشيد و ماه را كه پيوسته در حركت‏اند براى‏‌ شما مسخّر گردانيد و شب و روز را نيز براى‏‌ شما مسخّر ساخت.[16]
و مى‏‌فرمايد:
و خدايى‏‌ است كه دريا را مسخّر كرد تا از گوشت تازه‌ی ماهى‏‌هاى‏‌ آن تغذيه كنيد و از زيورهاى‏‌ آن استخراج نموده، بپوشيد. كشتى‏‌ها را مى‏‌بينى‏‌ كه آبها را مى‏‌شكافند و حركت مى‏‌كنند، براى‏‌ اين كه از فضل خدا طلب روزى‏‌ كنيد، باشد كه شكر خدا را به جاى‏‌ آوريد.[17]
و مى‏‌فرمايد:
او خدايى‏‌ است كه همه‌ی موجودات زمين را به منظور انتفاع شما آفريد.[18]
حضرت صادق(ع) به مفضل فرمود:
اى‏‌ مفضل! در اين معادن و آنچه از آن‏ها استخراج مى‏‌شود تفكر كن. در جواهر مختلف كه از معادن استخراج مى‏‌شود مانند: گچ، آهك، جبسين (نوعى‏‌ گچ)، زرنيخ، مرتك، قونيا، جيوه، مس، قلع، نقره، طلا، زبرجد، ياقوت، زمرد و انواع سنگ‏ها و هم‏چنين در مورد آنچه از زمين استخراج مى‏‌شود مانند: قير، موميا، كبريت، نفت و چيزهاى‏‌ ديگر، خوب بينديش. آيا بر هيچ عاقلى‏‌ پوشيده است كه همه‌ی اينها ذخايرى‏‌ هستند كه براى‏‌ انسان در دل زمين نهاده شده‏اند تا آن‏ها را استخراج كند و در حوايج خود استفاده نمايد؟[19]
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
نسبت به بندگان خدا و بلاد او تقوا را رعايت كنيد، زيرا شما مسئول هستيد؛ حتى‏‌ در مورد قطعات زمين و حيوانات.[20]

از اين آيات و احاديث و مانند آن استفاده مى‏‌شود كه خداى‏‌ سبحان، زمين و آسمان و آنچه در آن‏هاست؛ مانند: كوه‏ها، نهرها، انواع معادن و فلزات، انواع درختان و گياهان و انواع حيوانات برّى‏‌، بحرى‏‌، اهلى‏‌ و وحشى‏‌ را براى‏‌ انسان و به منظور استفاده‌ی او آفريده است. جهان طبيعت را با نظامى‏‌ دقيق آفريده و هزاران اسرار و رموز در باطن آن‏ها نهفته است. به انسان قدرت، عقل و روح كنجكاوى‏‌ داده تا از اسرار و شگفتى‏‌هاى‏‌ طبيعت پرده بردارد و چهره‌ی جهان را دگرگون سازد. زمين را آباد كند و از نعمت‏هاى‏‌ الهى‏‌ بهره‏مند شود. انسان موجودى‏‌ برگزيده و خليفه‌ی خداست و جهان طبيعت نيز مسخّر اوست.

چنين مسئوليت بزرگى‏‌ بر عهده‌ی انسان نهاده شده است. لذا بايد قدر نعمت‏هاى‏‌ الهى‏‌ را بداند و آن‏ها را در جاى‏‌ خود صرف كند. طبايع و معادن گران‏بها را از نعمت‏هاى‏‌ الهى‏‌ بداند كه براى‏‌ استفاده همه‌ی انسان‏ها آفريده شده و از اسراف و اتلاف آن‏ها جداً اجتناب كند. آب و هوا، گياهان و درختان و درياها را محيط زيست همه‌ی انسان‏ها و حيوانات بداند و از افساد و آلوده كردن آن‏ها جداً خوددارى‏‌ كند.
از گياهان و درختان خوب نگه‏دارى‏‌ نمايد و در پرورش و تكميل آن‏ها كوشا باشد.
حيوانات برّى‏‌ و بحرى‏‌ را موجودات زنده و زيباى‏‌ الهى‏‌ بداند كه مانند انسان‏ها حق حيات دارند. در پرورش و تكثير حيوانات سودمند جديت كند و به مقدار نياز از آن‏ها استفاده نمايد، چون براى‏‌ انسان آفريده شده‏اند. امّا از اذيت و آزار و اسراف و اتلاف آن‏ها خوددارى‏‌ ورزد.
به هر حال، سازندگى‏‌ و آباد كردن زمين به عهده‌ی انسان نهاده شده و در تعليم و تربيت او بايد اين نكته‌ی مهم نيز كاملاً مورد عنايت و توجه قرار گيرد.


خودآزمایی


1- حق مؤمن بر مؤمن چيست؟
2- چرا مسئوليت‏ها و وظايف اجتماعى‏‌ انسان بخش مهمى‏‌ از آموزه‌‏هاى‏‌ اسلام را تشكيل مى‏‌دهد؟
3- از آيات و احاديث مربوط به مسئولیت انسان درباره طبیعت، چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟

 

پی نوشت ها

 

[1]. حجرات (49) آيه 10: «إِنَّمَا المُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ».
[2]. توبه (9) آيه 71: «وَالمُؤْمِنُونَ وَالمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ المُنْكَرِ».
[3]. نهج ‏الفصاحه، ص 228: «تَرى‏‌ المؤمنينَ في تراحمِهم و توادِّهم و تعاطِفهم كَمثَلِ الجسدِ إذا اشتكى‏‌ عضواً تداعى‏‌ له سائرُ جَسدِهِ بالسهر و الحُمى‏‌».
[4]. بحارالأنوار، ج 74، ص 234: عن المعلَّى‏‌ بن خُنَيسٍ قال: قلت لأبى‏‌ عبدالله(ع): ما حقُّ المؤمن على‏‌ المؤمن؟ قال: اٍنّي عليك شفيقٌ، إنّي أخافُ أن تَعلمَ و لاتَعمَلَ، و تُضَيَّع ولاتحفَظَ، قال فقلت: لاحولَ ولاقّوةَ إلّا بالله. قال: للمؤمن على‏‌ المؤمن سبعةُ حقوقٍ واجبةٍ ليس منها حقَّ إلّا و هو واجب على‏‌ أخيه، إن ضَيَّع منها حقّاً خرج من ولايةِ الله و ترك طاعته و لم يكن لهَ فيها نصيبٌ.
أيسر حقّ منها ان تُحِبّ له ما تحبّ لنفسك و أن تَكره له ما تَكره لنفسك. و الثاني: أن تعينه بنفسك و مالك و لسانك و يديك و رجليك. و الثالث: أن تَتبعَ رضاه و تَجتَنِبَ سخَطَه و تُطيع أمَره. و الرابع: ان تكون عينَه و دليلَه و مرآتَه. و الخامس، لاتَشَبع و يَجوعُ و تُروى‏‌ وَ يظَمأ، و تُكسى‏‌ و يُعرى‏‌. و السادس: أن يكون لك خادم و ليس له خادمٌ أو لك امرأة تقوم عليك و ليس له امرأة تقوم عليه أن تَبعث خادمك تَغسِلُ ثيابَه و تَصنَعُ طعامَه و تُهيّئى‏‌ فراشَه. و السابع: أن تبرّ قَسَمه، و تُجيب دعوتَه، و تَعودَ مرضتَه و تَشهَد جنازَتَه، و إن كانت له حاجةٌ تُبادِر إلى‏‌ قضائِها، ولا تُكَلِّفَه أن يَسَألَكها، فإذا فعلتَ ذلك وَصَلْتَ ولايَتك بولايِته و ولايَته بولايةِ الله عزّوجلٍ.
[5]. تحريم (66) آيه 6: «يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُها النّاسُ وَالحِجارَةُ».
[6]. وسائل‏الشيعه، ج 14، ص 122: «خيرُكم خيرُكم لأهله و أنا خيركم لأهلي».
[7]. بحارالأنوار، ج 74، ص 114: «أوصي الشاهدَ من أمّتي و الغائبَ منهم و مَن في أصلاب الرجال و أرحام النساء إلى‏‌ يوم القيامة أن يَصِلَ الرحم و إن كانت منه على‏‌ ميسرةِ سنةٍ، فإنّ ذلك من الدين».
[8]. همان، ص 118: صلةُ الرحِم تُزَكّي الأعمالَ و تَدفعُ البلوى‏‌ و تُنمي الأموالَ و تُنسئ له في عمره، و تُوَسِّعُ له في رزقه، و تُحَبِّبُ في أهل بيتِه، فليّتق اللهَ و لَيصِل رحمَه».
[9]. همان، ج 17، ص 153: «الله! الله! في جيرانِكم فإنّه وصيّة نبيِّكم مازال يوصي بهم حتىَ ظَننّا انّه سيُورِثُهم».
[10]. همان، ج 74، ص 153: «ملعون ملعون من آذا جارَه».
[11]. همان، ص 150: «من خان جارَه شِبراً من الأرض جَعَلها الله طوقاً في عُنُقِه من تُخوم الأرضيِن السابعةِ حتى‏‌ يلقَى‏‌ اللهُ يوم القيامةِ مطوّقاً إلّا أن يتوبَ و يَرجَعَ و قال: من آذى‏‌ جارَه حرّم اللهُ عليه ريحَ الجنّةِ و مأواه جهنَّم و بِئسَ المصير و من ضَيَّع حقَّ جارِه فليسَ منّا، و مازال جبرئيلُ يوصيني بالجارِ حتى‏‌ طننتُ أنّه سيُورِثه».
[12]. اسراء (17) آيه 23: «وَقَضى‏‌ رَبُّكَ أَ لّاتَعْبُدُوا إِلّا إِيّاهُ وَبِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً إِمّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الكِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ كِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَلاتَنْهَرْهُما وَقُلْ لَهُما قَوْلاً كَرِيماً * وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِى‏‌ صَغِيراً».
[13]. بحارالأنوار، ج 74، ص 6: «و أمّا حقّ ولدك: فأن تعلم أنّه منك و مضاف إليك في عاجل الدنيا بخيره و شرّه و أنك مسؤول عمّا ولّيتَه من حسن الأدب والدلاته على‏‌ ربّه عزّوجّل و المعونة على‏‌ طاعته، فَاعمَل في أمره عمل من يَعلم أنّه مُثابٌ على‏‌ الأحسان إليه، معاقب على‏‌ الأساءَةِ إليه».
[14]. جاثيه (45) آيات 12 ـ 13: «اللهُ الَّذِى‏‌ سَخَّرَ لَكُمُ البَحْرَ لِتَجْرِىَ الفَلْكُ فِيهِ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ* وَسَخَّرَ لَكُمْ ما فِى‏‌ السَّمواتِ وَما فِى‏‌ الأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِى‏‌ ذ لِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ».
[15]. لقمان (31) آيه 20: «أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِى‏‌السَّمواتِ وَما فِى‏‌ الأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَباطِنَةً».
[16]. ابراهيم (14) آيه 32: «اللهُ الَّذِى‏‌ خَلَقَ السَّمواتِ وَالأَرضَ وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الَّثمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَسَخَّرَ لَكُمُ الفُلْكَ لِتَجْرِىَ فِى‏‌ البَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهارَ * وَسَخَّرَ لَكُمُ الشَّمْسَ وَالقَمَرَ دائِبَيْنِ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ».
[17]. نحل (16) آيه 13: «وَهُوَ الَّذِى‏‌ سَخَّرَ البَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيّاً وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها وَتَرىَ الفُلكَ مَواخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ».
[18]. بقره (2) آيه 29: «هُوَ الَّذِى‏‌ خَلَقَ لَكُمْ ما فِى‏‌ الأَرضِ جَمِيعاً».
[19]. بحارالأنوار، ج 60، ص 186: «فكّر يا مفضّل في هذه المعادنِ و ما يَخرُج منها من الجواهرِ المختلفة مثل الجصّ و الكَلَسِ و الجبسين، و الزرانيخ، و المرتك، و القونيا، و الزيبق، و النحاس، و الرصاص، و الفضَّة، و الذهب، و الزبرجد، و الياقوت، و الزمرّد، و ضروب الحجارة، و كذلك ما يخرج منها من القار، و الموميا، و الكبريت، و النفط، و غير ذلك ممّا يستعمله الناس في مآربهم، فهل يخفى‏‌ على‏‌ ذي عقل أنّ هذه كلّها ذخائر ذخرت للإنسان في هذه الأرض ليَستخرَجَها فيَستعملَها عند الحاجة إليها».
[20]. نهج ‏البلاغه، خطبه‌ی 167: «اتقوا اللهَ في عباده و بلاده، فإنّكم مسؤولون حتى‏‌ عن البقاعِ و البهائمِ».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: