کد مطلب: ۵۶۸۰
تعداد بازدید: ۵۹
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۸:۵۱
شرح دعای مکارم‌الاخلاق | ۱۱۸
انسان بايد پيوند عاطفى خود را با خويشان نسبى (ارحام) استمرار بخشد و هيچ گاه ارتباط و علاقه خود را با آن ها قطع نكند و چون خويشاوندان انسان از جهت نيازهاى انسانى و عاطفى متفاوتند، لذا باید در برابر هر نياز، پاسخ متناسب با آن را بدهد. گاهى با يك تلفن رفع نياز مى ‏شود و گاهی به صورتی دیگر...

صله ارحام


امام زین العابدین علیه السلام در ادامه دعای مکارم الاخلاق به درگاه خداوند متعال عرضه می دارند: «وَ مِنْ عُقُوقِ ذَوِي الأرْحامِ المبرَّةَ». و (خداوندا) قطع ارتباط و بی توجّهی فامیل و بستگانم را به وصل شدن و احسان مبدّل فرما. 


شرح واژگان


در این فراز از دعای امام علیه السلام باید معنی سه کلمه روشن شود که عبارتند از: عقوق، ذوی الارحام و مبرّة. در مورد معنی لغوی کلمه «عقوق» باید بگوییم که این کلمه جمع «عاق» است که از ماده «ع ق ق» گرفته شده است و «عقّ» در اصل به معنای قطع و شقّ (شکافتن) است. کسی که عاق والدین می شود، یعنی با رفتار نادرست و به جا نیاوردن حقوق پدر و مادر، میان او و والدین فاصله و شکاف ایجاد می شود.[1] اما کلمه عاق با توجه به معنای لغوی آن، تنها منحصر در والدین نیست و دایره آن موارد بیشتری را شامل می شود. از جمله بستگان نَسَبی انسان که حقوق زیادی به گردن فرد دارند نیز اگر در مراعات حقشان کوتاهی شود، در واقع نوعی عاق در این جا به وجود می آید که عبارت مشهور آن «قطع رحم» است.
«ذوی الارحام» یعنی صاحبان رَحِم ها. «ارحام» جمع «رَحِم» است که در اصل به فضایی در شکم مادر گفته می شود که محل تشکیل نطفه و رشد جنین است. امّا به مرور زمان به نسبت های فامیلی نَسَبی (که قرابت حاصل از پدر یا مادر واحدی در میان اجداد و مادران است) «رَحِم» گفته شد. بر همین اساس «ذو الرحم» یعنی فامیل نسبی، در مقابل «اجنبی» به معنای غریبه قرار دارد. «مبرّة» نیز از ماده «برّ» (به معنای احسان، نیکی و عطا) گرفته شده است که درست در مقابل کلمه «عاق» قرار دارد، بنا بر این در این جا به معنی «صله» (وصل شدن و برقراری رابطه حسنه با دیگران) می باشد.[2] بدین ترتیب معنی دعای امام زین العابدین علیه السلام این گونه خواهد بود: (خداوندا) قطع ارتباط و بی توجّهی فامیل و بستگانم را به وصل شدن و احسان مبدّل فرما.

 
شرح دعا


در این فراز از دعا، امام علیه السلام از خدای متعال می خواهند که قطع رحم بستگان را به صله و ارتباط حسنه تبدیل فرماید. چنان چه گفته شد، ذوی الارحام بستگان نسبی انسان هستند. اینان در منطق دین و اخلاق اسلامی، از حقوق ویژه ای برخوردارند. اگر ما این حقوق را نشناسیم، یا بدانیم و بدان عمل نکنیم، طبیعتاً راه آزردن آن ها را برگزیده ایم. این امر به شدّت در شرع مقدّس و در آداب معاشرت _ راه و رسم زندگی _ اسلامی، مذموم و ناپسند شمرده شده است. این که ذوی الارحام کیانند، چندان مورد اختلاف نیست؛ امّا آن چه مورد بی توجّهی و گاه اشتباه قرار می گیرد، جداسازی هایی است که به لحاظ فکری و عقیدتی یا سلیقه های فرهنگی و اجتماعیِ مختلف پیش آمده و برخی افراد به غلط به خود اجازه می دهند با این معیارها به جان ذوی الارحام بیفتند و رشته ای را که خدای متعال دستور وصل آن را داده، عالماً و عامداً با توجیهاتی ناروا قطع نمایند.
در این رابطه در روایتی چنین آمده است:

«عَنِ الْجَهْمِ بْنِ حُمَيْدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع تَكُونُ لِيَ الْقَرَابَةُ عَلَى غَيْرِ أَمْرِي أَ لَهُمْ عَلَيَّ حَقٌّ قَالَ نَعَمْ حَقُ‏ الرَّحِمِ‏ لَا يَقْطَعُهُ‏ شَيْ‏ءٌ وَ إِذَا كَانُوا عَلَى أَمْرِكَ كَانَ لَهُمْ حَقَّانِ حَقُّ الرَّحِمِ وَ حَقُّ الْإِسْلَامِ». جهم بن حُمَید می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: من خویشاوندانی دارم که عقیده آنان مانند من نیست، آیا حقّی به گردن من دارند؟ حضرتش پاسخ دادند: آری، حقّ خویشاوندی را هیچ عاملی قطع نمی کند. البتّه اگر از نظر عقیده با تو هم داستان بودند، دو حقّ بر تو داشتند: حقّ خویشاوندی و حقّ اسلام.[3] امام سجّاد علیه السلام از این آفت گریزان است و از خدای متعال می خواهد که عقوق خویشان را تبدیل به نیکی نماید. «برّ» در منطق روایات طیف وسیعی را شامل می شود، تا جایی که حتّی اسراف در این مقوله طبق برخی از روایات جایز شمرده شده است.[4] امام علی علیه السلام می فرمایند:

«الْإِسْرَافُ‏ مَذْمُومٌ‏ فِي‏ كُلِ‏ شَيْ‏ءٍ إِلَّا فِي‏ أَفْعَالِ‏ الْبِرِّ». اسراف و زیاده روی در هر چیزی مذمّت شده است مگر در کارهای نیک.[5]
با توجّه به جایگاه رفیع و حیاتی صله رحم در دین مبین اسلام، لازم است بیشتر به این موضوع بپردازیم.


صله رحم


صله رحم (رسيدگى به وضع خويشان و بستگان نسبى و پيوند مستمر با آنان) يكى ديگر از نشانه‏ هاى اخلاق و سنن مرضيه اسلامى و انسانى و از علائم حسن سلوك و خوش رفتارى با مردم است. خويشاوندى بر دو گونه است: 1- نسبى 2- سببى. خويشاوندى نسبى پيوندى است كه از طريق وحدت خون و رحم پيدا مى ‏شود مانند پدر، مادر، برادر، خواهر، عمو، عمه، دايى، خاله، جدّ و جدّه و فرزندان آن ها كه اين‏ ها را خويشاوندان نسبى و ارحام مى ‏نامند و هر يك را به تنهايى رحم مى ‏گويند، و خويشاوندى سببى از طريق ازدواج و زناشويى به وجود مى ‏آيد مانند خويشاوندى ميان زن و شوهر و خويشان دو طرف.
انسان بايد پيوند عاطفى خود را با خويشان نسبى (ارحام) استمرار بخشد و هيچ گاه ارتباط و علاقه خود را با آن ها قطع نكند و چون خويشاوندان انسان از جهت نيازهاى انسانى و عاطفى متفاوتند، لذا باید در برابر هر نياز، پاسخ متناسب با آن را بدهد. گاهى با يك تلفن رفع نياز مى ‏شود و گاهی به صورتی دیگر، تا نياز چه و امكانات چه اندازه باشد، ولى آن چه مسلّم است قطع ارتباط با خويشاوندان نسبى به گونه ‏اى كه پيوند خويشاوندى كاملا قطع شود، از گناهان كبيره است. بنا بر اين، صله رحم به معناى مهربانى و رسيدگى نسبت به خويشان و نزديكان است كه از حقوق بيشترى نسبت به ديگران برخوردارند. به همين جهت، در فقه به ارحام و خويشان نسبى توجه زيادى مبذول شده است و از آن جا كه اين گونه امور از مسائل فطرى و سنن اجتماعى است، اسلام روى آن تأكيد دارد، تا آن جا كه قرآن كمك به بستگان را جزء حقوق مالى‏ ثروتمندان محسوب مى ‏دارد و آن جا كه سخن از كمك به اقوام و خويشان به ميان آمده، آن را به عنوان يك حق واجب ذكر كرده است و مى ‏فرمايد:

«وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذيراً» و حق نزديكان را بپرداز و [همچنين‏] مستمند و وامانده در راه را، و هرگز اسراف و تبذير مكن.[6] و در جاى ديگر مى ‏فرمايد:

«فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهَ وَ الْمِسكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذينَ يُريدُونَ وَجْهَ اللّهِ وَ اولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ». حق نزديكان و مسكينان و در راه ماندگان را ادا كن. اين براى آن ها كه رضاى خدا را مى ‏طلبند بهتر است و چنين كسانى رستگارانند.[7] و خلاصه اين كه در مورد ديگر، آن جا كه صفات مردم نيكوكار را بيان مى‏ كند، مى ‏فرمايد:

«...وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السّائِلينَ...». ... [نيكوكاران كسانى هستند كه‏] مال خود را با تمام علاقه‏ اى كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و در راه واماندگان و سائلان و بردگان انفاق مى‏ كنند... .[8]
از اين آيات استفاده مى‏شود كه صله رحم وقتی از مرحله «شعار» به مرحله «عمل» مى ‏رسد كه هنگام نياز خويشان و نزديكان تا آن جا كه انسان قدرت دارد، نياز آنان را برآورد و از هر نوع كمكى كه مى ‏تواند دريغ نورزد و اين معناى صله رحم است. برخى مى ‏پندارند كه صله رحم يعنى تنها به ديدار ارحام رفتن و از آنان احوال پرسى كردن، ولى بايد دانست كه صله رحم تنها در ديد و بازديد خلاصه نمى ‏شود، بلكه بايد پيوند خويشاوندى با مهر و محبت و صفا و صميميت باقى بماند و چه بسا كه براى بعضى از خانواده‏ ها رفت و آمد موجب زحمت و ناراحتى شود، مخصوصا اگر وسيله پذيرايى نداشته باشند.[9] امام صادق علیه السلام در باره صله رحم می فرمایند:

«صِلْ‏ رَحِمَكَ‏ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ‏ مَاءٍ وَ أَفْضَلُ مَا تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الْأَذَى عَنْهَا». صله رحم کن ولو با (دادنِ) جرعه ای آب (به بستگان) و بالاترین صله رحم خودداری از آزار و اذیت ایشان است.


مراتب صله رحم


صله رحم در اسلام داراى درجات و مراتبى است، بدين معنا كه برخى از ارحام بر برخى ديگر ارجحيت‏ دارند. مثلا والدين و فرزندان در رابطه با ديگر خويشاوندان و ارحام، حقّ تقدّم دارند و يا برادر و خواهر را بر عمو و دائى و عمه و خاله حق تقدم است و اين امر در جنبه حقوقى هم ملحوظ است، چنان چه خداوند متعال می فرماید:

«... وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّه ...». و در كتاب خدا خويشاوندان بعضى اَولى و نزديك ترند به بعضى ديگر.[11] این اولویت در قانون شرعی و حقوقی ارث، در طبقات و مراتب مختلف آن کاملا مشهود است.
در اهميت اين مراعات ‏ها بايد گفت اسلام مي خواهد در عين وجود لغزش و انحراف بين خويشاوندان نزديك، اصل روابط برقرار بوده و به صورت كلى قطع نگردد. در حدیثی آمده است كه اهل يك خانواده اگر چه فاجر و آلوده باشند، امّا به علت اجتماع، مواسات با هم و آمد و شدها، مورد توجه خدايند و پروردگار به آنان روزى مي دهد، در حالي كه ممكن است اهل خانه و خويشاوندانى اهل تقوا و پاكى باشند ولى بدان خاطر كه از هم دور و پراكنده‏ اند، مورد عنايت خداوند نيستند و حتى خداوند آن ها را از روزى محروم مى ‏فرمايد.[12]
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


 خودآزمایی


1- مراد از ذوی الارحام چه کسانی هستند؟
2- صله رحم به چه معنایی است؟ توضیح دهید.

 

پی نوشت ها

 

[1] برگرفته از کتاب: مجمع البحرين ج ‏5 ص 215.   
[2] رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين ج ‏3 ص 323.
[3] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 157.
[4] برگرفته از کتاب: شرح دعای مکارم الاخلاق (صادقی، اصغر) ص 79.
[5] تصنيف غرر الحكم و درر الكلم ص 359.
[6] سوره اسراء/ آیه 26.
[7] سوره روم/ آیه 38.
[8] سوره بقره/ آیه 177.
[9] برگرفته از کتاب: نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى ص 540 تا 542.
[10] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 151.
[11] سوره انفال/ آیه 75 (ترجمه المیزان).
[12] برگرفته از کتاب: اخلاق و معاشرت در اسلام (قائمی، علی) ص 150.


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: