کد مطلب: ۵۸۰۸
تعداد بازدید: ۴۵
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۴۰۱ - ۰۷:۲۸
نقطه‌های آغاز در اخلاق عملی | ۱۰۵
متأسفانه بعضی از افراد متکبّر و خودخواه و مغرور این سنّت اسلامی را نادیده گرفته و انتظار دارند که تمام مردم به آنها سلام کنند. خودخواهی و غرور برخی از آنان تا حدّی است که متوقع‌اند کسانی که نشسته‌اند به احترام آنها از جا برخیزند و به آنها سلام کنند. این گونه افراد با این انتظار بی مورد دو سنّت اسلامی را نادیده انگاشته‌اند که یکی از آندو سلام کردن ودیگری آداب سلام کردن است، چون در اسلام تمام این نکات به طور دقیق بیان شده است.

فصل بیست و دوّم؛ رعایت آداب و سنن دینی، عرفی و اجتماعی | ۲


تحیّت یعنی چه؟


در مواردی از قرآن مجید کلمه‌ی «تحیّت» آمده است که در پاره‌ای از روایات آن را به سلام تفسیر کرده‌اند و برای نمونه به دو مورد اشاره می‌شود.
در یک جا می‌فرماید:
وَ اِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِاَحْسَنَ مِنْها اَوْ رُدُّوها اِنَّ اللهَ كانَ عَلی كُلِّ شَيْءٍ حَسيبًا.[1]
هنگامی که کسی به شما تحیّت گوید با کیفیّت بهتر یا به همان‌گونه آن را پاسخ گویید که خداوند حساب همه چیز را دارد.
و نیز می‌فرماید:
... فَاِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلی اَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللهِ مُبارَكَةً طَيِّبَةً....[2]
... هنگامی که داخل خانه‌ای شدید بر خویشتن سلام کنید، سلام و تحیّتی از سوی خداوند، سلام و تحیّتی با برکت و پاکیزه....
یعنی حتی اگر کسی در خانه نبود از جانب خدا به خودتان سلام بگویید و این دلیل براهمیّت سلام کردن است.
از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده است که فرمودند:
إنَّ الْمُرادَ بِالتَّحیَّةِ فِی الْایَةِ السَّلامُ وَ غَیْرُهُ مِنَ الْبِرِّ.[3]
منظور از تحیّت در آیه، سلام و هرگونه نیکی کردن است.
هر چند معانی دیگری هم برای این آیه آمده است[4] که فعلاً مورد بحث ما نیست ولی همان‌گونه که مفسّران گفته‌اند یکی از مصادیق روشن «تحیّت»، سلام کردن است و این خود بیان کننده‌ی اهمیت این وظیفه‌ی اسلامی و انسانی است. تقیّد به این سنّت اسلامی چندان مهم است که پیامبر گرامی صلّی الله علیه وآله وسلم فرمود:
مَنْ بَدَءَ بِالْكَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجيبُوهُ.[5]
کسی که قبل از سلام شروع به سخن کند پاسخ او را نگویید.


نکوهش از ترک سلام


امام صادق علیه‌السلام فرمود که خدای متعال می‌فرماید:
إنَّ الْبَخيلَ مَنْ يَبْخَلُ بِالسَّلامِ.[6]
بخیل کسی است که حتی از سلام کردن بخل ورزد.


تعمیم سلام


برخی افراد افراد تنها به دوستان و آشنایان خود سلام می‌کنند، ولی اسلام این گونه طرز تفکّر را مردود شناخته و مسلمانان را موظف می‌داند که به هر کس برسند سلام کنند.
سید قطب در تفسیر خود می‌نویسد:
وَ قَدْ سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَالِهِ وَ سَلَّمَ: أيُّ الْعَمَلِ خَيْرٌ؟ قالَ تُطْعِمُ الطَّعامَ وَ تَقْرَأُ السَّلامَ عَلى مَنْ عَرَفْتَ وَ مَنْ لَمْ تَعْرِفْ.[7]
از پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم سؤال شد: کدام عمل بهتر است؟ فرمود: اطعام طعام و سلام کردن به هرکس که می‌شناسی و نمی‌شناسی.
سلام، تحیّت اهل بهشت است.
قرآن می‌فرماید:
اُولئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً.[8]
اهل بهشت در برابر استقامتشان از غرفه‌های بهشتی بهره‌مند می‌شوند و در آنجا به تحیّت و سلامشان بنوازند.
و در جای دیگر می‌فرماید:
... تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ...[9]
... تحیّت بهشتیان در بهشت سلام است...


روش رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم


رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله وسلم اهمیت زیادی به سلام کردن می‌داد. ابن شهر آشوب می‌نویسد:
... وَ یَبْدَءُ مَنْ لَقِیَهُ بِالسَّلامِ.[10]
... [پیامبر] به هر کس برخورد می‌کرد در سلام کردن بر او سبقت می‌جست.
آن حضرت حتی بر کودکان و خردسالان نیز سلام می‌کرد تا پس از آن بزرگوار سلام کردن به عنوان یک سنّت زنده بماند و مردم سبقت در سلام را شیوه‌ی خود قرار دهند. از این رو فرمود:
خَمْسٌ لا اَدَعُهُنَّ حَتَّی الْمَماتِ... وَ التَّسْلیمُ عَلَی الصِّبْیانِ لِتَکُونَ سُنَّةً مِنْ بَعْدی.[11]
پنج خصلت را تا هنگام مرگ ترک نخواهم کرد... [که از جمله آنها] سلام کردن بر کودکان است تا پس از من روش عمومی باشد [و به عنوان سنّت اسلامی مردم به آن رفتار کنند].


سبقت گرفتن در سلام


اکنون که رجحان و خوبی سلام کردن معلوم شد، بی تردید، مسابقه (از یکدیگر پیشی گرفتن) در این امر خیر نیز مطلوب و پسندیده است، چرا که قرآن مجید می‌فرماید:
فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ.[12]
در انجام امور خیر از یکدیگر پیشی بگیرید.
همچنین در این باره توصیه‌های فراوانی شده است؛ زیرا در صورتی که سلام کردن و پاسخ دادن به آن توأم با محبت و صفا و صمیمیت باشد، علاوه بر آثار اجتماعی، نتیجه‌های معنوی و دینی نیز دارد. در این مورد به دو حدیث اشاره می‌کنیم:
امام صادق علیه السلام فرمود:
ألْبادی بِالسَّلامِ أَوْلی بِاللهِ وَ بِرَسُولِهِ.[13]
کسی که آغاز به سلام می‌کند از نظر قرب و منزلت به خدا و پیامبر نزدیکتر است.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
لِلسَّلامِ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعَةٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدی وَ واحِدَةٌ لِلرَّادِّ.[14]
سلام هفتاد ثواب دارد. شصت و نه حسنه‌ی آن مخصوص آغاز کننده و تنها یک ثواب به پاسخ دهنده‌ی سلام تعلق می‌گیرد.

 

انتظار بیجا


متأسفانه بعضی از افراد متکبّر و خودخواه و مغرور این سنّت اسلامی را نادیده گرفته و انتظار دارند که تمام مردم به آنها سلام کنند. خودخواهی و غرور برخی از آنان تا حدّی است که متوقع‌اند کسانی که نشسته‌اند به احترام آنها از جا برخیزند و به آنها سلام کنند. این گونه افراد با این انتظار بی مورد دو سنّت اسلامی را نادیده انگاشته‌اند که یکی از آندو سلام کردن ودیگری آداب سلام کردن است، چون در اسلام تمام این نکات به طور دقیق بیان شده است.


آداب سلام


چه کسی باید آغاز به سلام کند؟
در احادیث معصومین علیهم السلام در این باره دستورهای جالب و دقیقی دیده می‌شود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
یُسَلِّمُ الصَّغِیرُ عَلَی الْکَبیرِ وَ الْمارُّ عَلَی الْقاعِدِ وَ الْقَلیلُ عَلَی الْکَثیرِ.[15]
کوچک بر بزرگ، رهگذر بر نشسته و گروه اندک بر گروه انبوه باید سلام کنند.
و نیز فرمود:
یُسَلِّمُ الرّاکِبُ عَلَی الْماشی وَ الْماشی عَلَی الْقاعِدِ وَ إِذا لَقِیَتْ جَماعَةٌ جَماعَةً سَلَّمَ الْأَقَلُّ عَلَی الْأَکْثَرِ وَ إِذا لَقِیَ واحِدٌ جَماعَةً سَلَّمَ الْواحِدُ عَلَی الْجَماعَةِ.[16]
سواره بر پیاده و پیاده بر نشسته سلام کنند و در برخورد دو گروه با یکدیگر، آنها که کمترند بر آنها که بیشترند سلام کنند و اگر شخصی به جمعیتی برخورد کرد بر آنان سلام کند.
فخر رازی در تفسیر خود روایتی از رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلم نقل می‌کند که بر اساس آن، کسانی که مرکبشان از مرکب دیگران از نظر قیمت بالاتر است باید بر آنها که مرکب ارزان‌تری دارند سلام کنند. و اینک متن روایت:
ألسُنَّةُ أنْ یُسَلِّمُ الرّاکِبُ عَلَی الْماشی وَ راکِبُ الْفَرَسِ عَلی راکِبِ الْحِمارِ وَ الصَّغیرُ عَلَی الْکَبیرِ وَ الْاَقَلُّ عَلَی الْأکْثَرِ وَ الْقائِمُ عَلیَ الْقاعِدِ.[17]
سنّت [اسلام] این است که سواره بر پیاده، اسب سوار بر الاغ سوار، کوچک بر بزرگ، عدّه‌ی کم بر جمعیت زیاد و ایستاده بر نشسته سلام کنند.
فخر رازی پس از بیان این روایت می‌گوید:
و اقول: امّا الاوّل فلوجهین: احدهما: ان الراکب اکثر هیبةً فسلامه یفید زوال الخوف:
و الثانی: ان التّکبّر به الیق، فاُمر بالابتداء بالتسلیم کسراً لذلک التّکبّر.[18]
علت اینکه باید سواره بر پیاده سلام کند این است که سوار هیبت و ابهت بیشتری دارد، از این رو هنگامی که سلام می‌کند ترس مردم از میان می‌رود.
و علت اینکه آن کس که مرکب او گرانقیمت‌تر است بر کسی که مرکب ارزان‌تری دارد باید سلام کند این است که این خود نوعی مبارزه با کبر است [که سرچشمه‌ی این تکبّر، ثروت است].
زیرا برخی تصور می‌کنند چون از ثروت زیاید برخوردارند باید دیگران با دیده‌ی احترام به آنها بنگرند. به این جهت می‌گوید این گونه افراد برای سلام کردن بر دیگران سزاوارترند، چرا که این خود وسیله‌ای برای درهم شکستن کبر و غرور آنها است.


خودآزمایی


1- در پاره‌ای از روایات کلمه‌ی «تحیّت» را چگونه تفسیر کرده‌اند؟
2- به چه دلیل درباره سلام کردن توصیه‌های فراوانی شده است؟
3- علت اینکه باید سواره بر پیاده سلام کند، چیست؟

 

پی نوشت ها

 

[1]. نساء/۸۶.
[2]. نور/۶۱.
[3]. تفسیر برهان، ج ۱/ص ۳۹۹؛ تفسیر صافی، چاپ اسلامیه، ج ۱/ص ۳۷۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱/ص ۵۲۴.
[4]. برای اطلاع بیشتر ر.ک: تفسیر صافی، ج ۱/ص ۳۷۶؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱/ص ۲۵۴. نکته‌ی قابل توجه در آیه‌ی کریمه این است که خداوند می‌فرماید هنگام ورود به خانه به خودتان سلام کنید. شاید مقصود این است که حتی در صورتی که کسی در خانه نباشد سلام کنید و خودتان را مخاطب قرار دهید و هیچگاه سلام را فراموش نکنید. و ممکن است مقصود به یکدیگر سلام کردن باشد.
[5]. اصول کافی، ج 2 / ص ۶۴۴؛ تفسیر برهان، ج ۱/ص ۳۹۹، حدیث ۵.

[6]. اصول کافی، ج 2 / ص ۶۴۵، حدیث ۶.
[7]. فی ظلال القرآن، ج 2، جزءِ ۵/ص ۱۷۶.
[8]. فرقان/۷۵.
[9]. یونس/۱۰.
[10]. مناقب آل ابی طالب، ج 1 / ص 147.
[11]. بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 16 / ص 220؛ خصال صدوق، ج 1 / ص 246، حدیث 11؛ امالی صدوق، مجلس 17، ص 68، با اندکی تفاوت.
[12]. مائده/۴۸.
[13]. اصول کافی، ج 2 / ص 645، حدیث 8؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1 / ص 526.

[14]. بحار الانوار، چاپ بیروت، ج 73 / ص 11.
[15]. اصول کافی، ج 2 / ص 646، حدیث 1؛ تفسیر نور الثقلین، ج 1 / ص 526.
[16]. اصول کافی، ج 2 / ص 647، حدیث 3؛ تفسیر برهان: ج 1 / ص 400.

[17]. تفسیر کبیر، چاپ جدید، ج 10 / ص 213. در این مورد ر.ک: تفسیر صافی، چاپ اسلامیه، ج 1 / ص 376؛ تفسیر برهان، ج 1 / ص 400؛ تفسیر نور الثقلین: ج 1 / ص 526؛ تفسیر المیزان، ج 5 / ص 33.
[18]. تفسیر فخر رازی: ج 10 / ص 213.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: