کد مطلب: ۵۸۹۷
تعداد بازدید: ۱۵۱
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق | ۱۲۰
علت اين كه اسلام نسبت به نگهدارى و حفظ پيوند خويشاوندى اين همه پافشارى كرده اين است كه هميشه براى اصلاح، تقويت، پيشرفت تكامل و عظمت بخشيدن به يك اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادى يا نظامى، و چه از نظر جنبه ‏هاى معنوى و اخلاقى بايد از واحدهاى كوچك آن شروع كرد، با پيشرفت و تقويت تمام واحدهاى كوچك، اجتماع عظيم، خود به خود اصلاح خواهد شد.

در نوشتار قبل در باره وجوب صله رحم و حرمت قطع رحم مطالبی مطرح شد. همچنین در مورد صله ارحامی که اهل گناه هستند نیز توضیحاتی بیان گردید. اینک به سایر مباحث صله رحم می پردازیم.


اهميت صله رحم در اسلام


قرآن کریم می فرماید:

«الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ».

(فاسقان آن ها هستند كه) پيمان خدا را پس از آن كه محكم ساختند، مى ‏شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور داده بر قرار سازند قطع مى ‏نمايند، و در جهان فساد مى ‏كنند، اين ها زيان كارانند.[1]
گرچه آيه فوق از احترام به همه پيوندهاى الهى سخن مى ‏گوید، ولى بدون شك پيوند خويشاوندى يك مصداق روشن آن است. اسلام نسبت به صله رحم و كمك و حمايت و محبت نسبت به خويشاوندان اهميت فوق العاده ‏اى قائل شده است و قطع رحم و بريدن رابطه از خويشان و بستگان را شديدا نهى كرده است. اهميت صله رحم تا آن جا است كه پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله مى ‏فرمايند:

«صِلَةُ الرَّحِمِ‏ تَعْمُرُ الدِّيَارَ، وَ تَزِيدُ فِي الْأَعْمَارِ، وَ إِنْ كَانَ أَهْلُهَا غَيْرَ أَخْيَارٍ».

پيوند با خويشاوندان شهرها را آباد مى ‏سازد، و بر عمرها مى ‏افزايد هر چند انجام دهندگان آن از نيكان هم نباشند.[2] در سخنان امام صادق علیه السلام مى ‏خوانيم:

«صِلْ‏ رَحِمَكَ‏ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ‏ مَاءٍ وَ أَفْضَلُ مَا تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ كَفُّ الْأَذَى عَنْهَا».

پيوند خويشاوندى خويش را حتى با جرعه ‏اى از آب محكم كن و بهترين راه براى خدمت به آنان اين است كه (لا اقل) از تو آزار و مزاحمتى نبينند.[3]
زشتى و گناه قطع رحم به حدى است كه امام سجاد علیه السلام به فرزند خود امام باقر علیه السلام نصيحت مى ‏كنند كه از مصاحبت با پنج طايفه بپرهيزد، يكى از آن پنج گروه كسانى هستند كه قطع رحم كرده ‏اند:

«يَا بُنَيَّ انْظُرْ خَمْسَةً فَلَا تُصَاحِبْهُمْ وَ لَا تُحَادِثْهُمْ وَ لَا تُرَافِقْهُمْ فِي طَرِيقٍ فَقُلْتُ يَا أَبَهْ مَنْ هُمْ قَال‏: ... َ وَ إِيَّاكَ وَ مُصَاحَبَةَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّي وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: [فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ * أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى‏ أَبْصارَهُمْ] وَ قَالَ: [الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ] وَ قَالَ فِي الْبَقَرَةِ: [الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ]».
پسرکم پنج نفر را در نظر داشته باش و از مصاحبت و هم کلام شدن و همراه شدن در هر مسیری با ایشان پرهیز کن. گفتم: ای پدرجان این ها چه کسانی هستند؟ فرمودند: ... و (پنجم) بپرهيز از معاشرت با كسى كه قطع رحم كرده كه قرآن او را در سه جا ملعون و دور از رحمت خدا شمرده است:
1- (سوره محمد/ آیه 22 و 23): اگر (از اين دستورها) روى گردان شويد، جز اين انتظار مى ‏رود كه در زمين فساد و قطع پيوند خويشاوندى كنيد؟! * آن ها كسانى هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوش هايشان را كر و چشم هايشان را كور كرده است.
2- و فرموده است: (سوره رعد/ آیه 25): آن ها كه عهد الهى را پس از محكم كردن مى‏ شكنند، و پيوندهايى را كه خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى ‏كنند، و در روى زمين فساد مى ‏نمايند، لعنت براى آن هاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت.
3- و در سوره بقره فرموده است: (سوره بقره/ آیه 27): فاسقان كسانى هستند كه پيمان خدا را، پس از محكم ساختن آن، مي شكنند و پيوندهايى را كه خدا دستور داده برقرار سازند، قطع نموده، و در روى زمين فساد مي كنند اين ها زيان كارانند.[4]
قرآن نسبت به قاطعان رحم و بر هم ‏زنندگان پيوند خويشاوندى تعبيرات شديدى دارد، و احاديث اسلامى نيز آن ها را سخت مذمّت كرده است. از پيامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسيدند:

«أَيُّ‏ الْأَعْمَالِ‏ أَبْغَضُ‏ إِلَى‏ اللَّهِ‏ عَزَّ وَ جَلَّ». مبغوض ترين عمل در پيشگاه خداوند كدام است؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «الشِّرْكُ بِاللَّهِ». شرك به خدا. پرسيدند بعد از آن؟ حضرت فرمودند: «قَطِيعَةُ الرَّحِمِ». ‏قطع رحم.[5] یعنی قطع رحم پس از شرک به خدا که بزرگ ترین گناهان است –چنان چه در قرآن فرموده است:

«وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ».

(به خاطر بياور) هنگامى را كه لقمان به فرزندش در حالى كه او را موعظه مى‏ كرد گفت: پسرم! چيزى را همتاى خدا قرار مده كه شرك، ظلم بزرگى است.[6] – از بدترین گناهان محسوب شده و به همین نسبت عواقب و مفاسد بدی را در دنیا و آخرت به دنبال دارد.
علت اين كه اسلام نسبت به نگهدارى و حفظ پيوند خويشاوندى اين همه پافشارى كرده اين است كه هميشه براى اصلاح، تقويت، پيشرفت تكامل و عظمت بخشيدن به يك اجتماع بزرگ، چه از نظر اقتصادى يا نظامى، و چه از نظر جنبه ‏هاى معنوى و اخلاقى بايد از واحدهاى كوچك آن شروع كرد، با پيشرفت و تقويت تمام واحدهاى كوچك، اجتماع عظيم، خود به خود اصلاح خواهد شد. اسلام براى عظمت مسلمانان از اين روش به نحو كامل ترى بهره‏ بردارى نموده است، دستور به اصلاح واحدهايى داده كه معمولا افراد از كمك و اعانت و عظمت بخشيدن به آن روگردان نيستند. زيرا تقويت بنيه افرادى را توصيه مى ‏كند كه خونشان در رگ و پوست هم در گردش است، و اعضاى يك خانواده ‏اند، و پيداست هنگامى كه اجتماعات كوچك خويشاوندى نيرومند شد، اجتماع عظيم آن ها نيز عظمت مى ‏يابد و از هر نظر قوى خواهد شد، شايد حديثى كه مى‏ گويد: «صله رحم باعث آبادى شهرها مى ‏گردد»، به همين معنى اشاره داشته باشد.[7]
امیر المؤمنین علیه السلام در نامه 31 نهج البلاغه (خطاب به امام مجتبی علیه السلام)، خویشان و بستگان را اصل و ریشه انسان معرفی می نمایند که در حمایت و پیشرفت انسان، نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند:

«وَ أَكْرِمْ عَشِيرَتَكَ فَإِنَّهُمْ‏ جَنَاحُكَ‏ الَّذِي‏ بِهِ‏ تَطِيرُ وَ أَصْلُكَ الَّذِي إِلَيْهِ تَصِيرُ وَ يَدُكَ الَّتِي بِهَا تَصُولُ».

خویشانت را گرامی بدار، زیرا آنان بال و پَرِ تو هستند که به وسیله ایشان پرواز می کنی و اصل و ریشه تو می باشند که به سوی ایشان باز می گردی و دست تو هستند که با آن ها (به دشمن) حمله می کنی (و غالب می شوی). ‏[8] بنا بر این قطع رحم و جدایی فرد از خویشان و بستگانش، بیش از هر شخص دیگری، گریبان گیر خود فرد شده و او را از پیشرفت های چشم گیر باز می دارد.
در تفسیر المیزان در باره ارتباط وثیقی که خداوند متعال به طور طبیعی میان ارحام قرار داده، چنین آمده است: معناى كلمه «رحم» همان طور كه توجه فرموديد عبارت از آن جهت وحدتى است كه به خاطر تولد از يك پدر و مادر و يا يكى از آن دو در بين اشخاص بر قرار مى ‏شود، و (در حقيقت) باعث اتصال و وحدتى مى ‏شود كه در ماده وجودشان نهفته است، اين يك امر اعتبارى و خيالى نيست، بلكه حقيقتى است جارى در بين ارحام، و آثار حقيقى در خلقت و در خوى آنان دارد، و نيز در جسم و در روحشان موجود است كه به هيچ وجه نمى‏ شود آن را منكر شد، هر چند كه احيانا عواملى ديگر با آن يافت مى‏ شود كه اثرى مخالف آن را دارد و اثر آن را ضعيف و يا خنثى مى ‏كند تا جايى كه ملحق به عدم شود ولى با آن عوامل نيز به كلى از بين نمى ‏رود. و به هر حال رحم يكى از قوى ‏ترين عوامل براى التيام و آشتى و دوستى بين افراد يك عشيره است و استعداد قوى ‏ترين اثر را دارد و به همين جهت است كه مى‏ بينيم نتايجى كه عمل خير در بين ارحام مى ‏بخشد، شديدتر است از نتايجى كه همين خير و احسان در اجانب دارد و همچنين، اثر سويى كه بد رفتارى در ميان ارحام مى ‏بخشد، بسيار قوى ‏تر است از آثار سويى كه اين گونه رفتارها در بين بيگانگان دارد.[9]
پروردگار متعال در سوره نحل امر به رسیدگی به بستگان می کند و می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى ...». ‏ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزديكان فرمان مى ‏دهد.[10] در تفسیر این آیه شریفه آمده است: «إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‏» يعنى دادن مال به خويشاوندان كه خود يكى از افراد احسان است، و اگر خصوص آن را بعد از ذكر عموم احسان ذكر نمود، براى اين بود كه بر مزيد عنايت به اصلاح اين مجتمع كوچك خاندان دلالت كند، زيرا تشكيل صحيح اين مجتمع كوچك است كه باعث اصلاح مجتمع مدنى بزرگ مى ‏شود، هم چنان كه مجتمع ازدواج يعنى تشكيل خانواده، مجتمعى كوچك‏ تر از مجتمع خاندان و دودمان است، و سببى است مقدم بر آن، و مايه به وجود آمدن آن. بنا بر اين، جوامع بزرگ بشرى در آغاز از جوامع خانه ‏اى كه گره آن ازدواج است تشكيل مى ‏شود، سپس بعد از گسترش توالد و تناسل و توسعه افراد خانواده، رفته رفته جامعه‏ اى بزرگ تر تشكيل مى ‏شود به نام قبيله و عشيره و دودمان، و همچنين اين اجتماع رو به كثرت و تزايد مى ‏گذارد تا به صورت امتى عظيم در آيد، پس مراد از «ذِي الْقُرْبى‏» فرد نيست، بلكه جنس خويشاوند است، و اين خود عنوانى است عام كه- به طورى كه گفته‏ اند - شامل تمامى خويشاوندان مى ‏شود.[11]
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


 خودآزمایی


1- با تکیه بر آیه 27 سوره بقره، اهمیت صله رحم را تبیین کنید؟
2- حدیثی از امیر المؤمنین علیه السلام در باره ضرورت اکرام خویشاوندان بنویسید؟

 

پی نوشت ها

 

[1] سوره بقره/ آیه 27 (ترجمه مکارم).
[2] الأمالي (للطوسي) ص 481.
[3] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 151.
[4] همان ص 377.
[5] همان ص290.
[6] سوره لقمان/ آیه 13 (ترجمه مکارم).
[7] برگرفته از کتاب: تفسير نمونه ج ‏1 ص 156 تا 158.
[8] نهج البلاغة، نامه 31.
[9] ترجمه الميزان ج ‏4 ص 234.
[10] سوره نحل/ آیه 90 (ترجمه مکارم).
[11] ترجمه الميزان ج ‏12 ص 479.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: