کد مطلب: ۵۸۹۸
تعداد بازدید: ۶۶
تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۴۰۱ - ۲۱:۱۲
امر به معروف و نهی از منکر| ۶۵
در فرهنگ اسلامی، همان طور که جان و مال و ناموس مردم محترم است و هیچ کس حق مزاحمت و تجاوز نسبت به این حقوق را ندارد، آبروی اجتماعی مردم نیز دارای احترام و اهمیت است و اسلام به هیچ فردی اجازه نمی دهد که آبروی اجتماعی فرد دیگری را مورد تعرض قرار دهد و با عیب جویی و بدگویی و یا حتی با بیان اعمال زشت وی، آبروی او را بریزد.

در نوشتار قبل در باره شیوه اعراض و تحریم در قرآن کریم سخن گفتیم. اکنون به بررسی شیوه دیگری از روش های امر به معروف و نهی از منکر می پردازیم.


شیوه رازداری و افشاگری


یکی دیگر از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر، رازداری و یا در مقابل آن افشاگری نسبت به عملکرد فرد خاطی است. انتخاب و اجرای صحیح این شیوه که گریزی از آن نیست، می تواند در انجام درست این فریضه، بسیار سرنوشت ساز باشد. بدیهی است که ما در برابر ترک معروف و یا ارتکاب منکر از سوی دیگران، ناگزیر از انتخاب یکی از دو واکنش سلبی و ایجابی هستیم، یعنی یا پرده پوشی کرده و از عمل زشت و گناه او پرده برداری نمی کنیم و با این کار آبروی او را حفظ می نمائیم؛ و یا به عکس، خطای او را برملا نموده و نزد دیگران رسوایش می نماییم. عملکرد نخست را رازداری و شیوه دیگر را افشاگری می نامند. حال باید دید که در مقام انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر، آیا هر دو عملکرد کاربرد دارد یا نه. همچنین در صورتی که هر دو در این فریضه کاربرد دارند، آیا می توان مراتبی برای آن ها در نظر گرفت یا هیچ یک بر دیگری تقدّم ندارند؟


اصل اولیه: رازداری و حفظ آبروی دیگران


در فرهنگ اسلامی، همان طور که جان و مال و ناموس مردم محترم است و هیچ کس حق مزاحمت و تجاوز نسبت به این حقوق را ندارد، آبروی اجتماعی مردم نیز دارای احترام و اهمیت است و اسلام به هیچ فردی اجازه نمی دهد که آبروی اجتماعی فرد دیگری را مورد تعرض قرار دهد و با عیب جویی و بدگویی و یا حتی با بیان اعمال زشت وی، آبروی او را بریزد. بر همین اساس، تهمت، غیبت، سخن چینی، بازگویی اعمال زشت دیگران، عیب جویی، تمسخر و ... حرام می باشد.
علاوه بر این، دین مقدس اسلام به خود شخص نیز اجازه نمی دهد که آبروی خود را بریزد و خود را ذلیل نماید. اسلام اعتراف به گناهان را فقط در خلوت انسان با خدای خویش، مجاز می داند و به هیچ کس اجازه نمی دهد که گناهانش را برای دیگران بازگو کند و حتی در صورتی که گناه دارای مجازات معین شرعی و حد باشد، باز هم اسلام، توبه کردن در نهان و عذرخواهی پنهان از خدا را بهتر می داند و مراجعه به دادگاه و اعتراف به جرم و تحمل حدّ و شلاق را لازم نمی داند. در این جا سؤال بسیار مهمی پیش می آید که توجه به آن برای آمران به معروف و ناهیان از منکر، بسیار کارساز، راه گشا خواهد بود: آیا اگر کسی مرتکب گناهی شده، می توان آبروی وی را ریخت و عمل زشت او را افشا نمود؟
ممکن است برخی با شتاب جواب گویند: آری. گناهکار با گناه خویش، حرمت خدا را نگه نداشته است؛ پس می توان او را حرمت نگذاشت و آبروی وی را برد. و در مقابل، ممکن است کسانی چنین پاسخ دهند: نه، هرگز؛ این کار، غیبت و سخن چینی و تشییع فاحشه و حرام است. گر چه شخص گناهکار با ارتکاب گناه، خطای بزرگی را مرتکب شده است، ولی افشای گناه و عمل ناپسند او نیز خطای بزرگ و عمل زشتی است. به نظر می رسد که هر دو پاسخ، ناقص می باشند و شاید صحیح ترین پاسخ، این باشد: موقعیت ها و گناهان و اشخاص، مختلفند. بنا بر این، درباره افشاگری یا پنهان کاری و حفظ آبروی آنان، باید به دو موضوع زیر توجه کرد:
الف. اصل کلی حفظ آبروی مسلمان و پنهان کاری و سر نگه داری.

ب. موارد لزوم افشاگری و آبرو بردن.[1]

در باب جایگاه و اهمیت آبروی مؤمن و ضرورت حفظ آن، آیات و روایات فراوانی وجود دارد که از مجموع آن ها می توان نتیجه گرفت که اصل اولیه و قانون مسلّم اسلامی بر وجوب حفظ آبروی مؤمن و حرمت خدشه دار کردن آن دلالت دارد و از سوی دیگر در موارد محدود و استثنایی می توان این آبرو را با افشا نمودن خطا و گناه او مورد تعرض قرار داد که آن نیز بنا بر مصالح و منافع مهمی است که این امر را اقتضاء می نماید.


کرامت انسانی و حفظ آبروی مؤمن در قرآن کریم


خداوند متعال در قرآن کریم از تکریم و تفضیل انسان سخن گفته است:

«وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلاً».

ما آدميزادگان را گرامى داشتيم و آن ها را در خشكى و دريا، (بر مركب هاى راهوار) حمل كرديم و از انواع روزي هاى پاكيزه به آنان روزى داديم و آن ها را بر بسيارى از موجوداتى كه خلق كرده ‏ايم، برترى بخشيديم.[2] چنان چه پیشتر بیان گردید، يكى از طرق تربيت و هدايت، همان دادن شخصيت به افراد است، قرآن مجيد به دنبال بحث هايى كه از مشركان و منحرفان در آيات پیش از آیه مذکور دارد، در اين جا به بيان شخصيت والاى نوع بشر و مواهب الهى نسبت به او مى ‏پردازد، تا با توجه به اين ارزش فوق العاده به آسانى گوهر خود را نيالايد و خويش را به بهاى ناچيزى نفروشد.[3]
خدای عز و جل، خود به انسان کرامت داده و او را بر سایر خلائق فضیلت بخشیده است، بر همین اساس نه به او و نه به دیگران اجازه نمی دهد تا با گفتار و کردار و از هر طریقی، کاری بکنند تا این کرامت و فضیلت مورد خدشه واقع شود. آبروی مؤمن - ولو مؤمنی که دچار غفلت شده و دامن خود را به گناه آلوده است امّا خود را از ولایت خداوند خارج نمی داند- به قدری نزد پروردگار محترم است که در برخی از روایات آن را از خانه کعبه بالاتر می داند، چنان چه امام صادق علیه السلام می فرمایند:

«الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ‏ الْكَعْبَةِ». حرمت مؤمن بزرگ تر از کعبه است.[4] به همین علّت در موارد امر به معروف و نهی از منکر، تا جایی که ضرورتی اقتضا نکند، آمرین به معروف و ناهیان از منکر باید در مواجهه با گناه، طوری رفتار کنند که کرامت نفس فرد خطاکار مورد تعرّض و خدشه قرار نگیرد.
از سوی دیگر پرده برداشتن از گناه دیگران، باعث اشاعه گناه در جامعه می گردد. خداوند متعال در قرآن کریم به شدّت از این کار پرهیز داده و مرتکبین آن را با عذابی دردناک در دنیا و آخرت تهدید نموده است:

«إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».

كسانى كه دوست دارند زشتي ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان در دنيا و آخرت است و خداوند مى‏ داند و شما نمى ‏دانيد.[5] از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمودند:

«مَنْ‏ قَالَ‏ فِي‏ مُؤْمِنٍ‏ مَا رَأَتْهُ‏ عَيْنَاهُ‏ وَ سَمِعَتْهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ».

هر کس در باره مؤمنی چیزی (گناه و خطایی) را بگوید که دو چشمش دیده و دو گوشش شنیده است، او از جمله کسانی است که خداوند عز و جل در باره آن ها می گوید: ‏كسانى كه دوست دارند زشتي ها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد، عذاب دردناكى براى آنان است.[6]                       
در تفسیر این آیه آمده است: قابل توجه اين كه نمى‏ گويد كسانى كه اشاعه فحشاء دهند، بلكه مى‏ گويد «دوست دارند كه چنين كارى را انجام دهند» و اين نهايت تأكيد در اين زمينه است. ضمنا بايد توجه داشت كه «اشاعه فحشاء» منحصر به اين نيست كه انسان تهمت و دروغ بى اساسى را در مورد زن و مرد با ايمانى نشر دهد، و آن ها را به عمل منافى عفت متهم سازد، اين يكى از مصاديق آن است، اما منحصر به آن نيست، اين تعبير مفهوم وسيعى دارد كه هر گونه نشر فساد و اشاعه زشتي ها و قبائح و كمك به توسعه آن را شامل مى ‏شود.[7]   
از آن جا كه انسان يك موجود اجتماعى است، جامعه بزرگى كه در آن زندگى مى ‏كند از يك نظر همچون خانه او است، و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب مى ‏شود، پاكى جامعه به پاكى او كمك مى ‏كند و آلودگى آن به آلودگيش. روى همين اصل در اسلام با هر كارى كه جو جامعه را مسموم يا آلوده كند شديدا مبارزه شده است. اگر مى ‏بينيم در اسلام با غيبت شديدا مبارزه شده يكى از فلسفه ‏هايش اين است كه غيبت، عيوب پنهانى را آشكار مى‏ سازد و حرمت جامعه را جريحه دار مى‏ كند. اگر مى ‏بينيم دستور عيب‏ پوشى داده شده يك دليلش همين است كه گناه جنبه عمومى و همگانى پيدا نكند. اصولا گناه همانند آتش است، هنگامى كه در نقطه‏ اى از جامعه اين آتش روشن شود بايد سعى و تلاش كرد كه آتش خاموش، يا حد اقل محاصره گردد، اما اگر به آتش دامن زنيم و آن را از نقطه ‏اى به نقطه ديگر ببريم، حريق همه جا را فرا خواهد گرفت و كسى قادر بر كنترل آن نخواهد بود. از اين گذشته عظمت گناه در نظر عامه مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگي ها، خود سدّ بزرگى در برابر فساد است، اشاعه فحشاء و نشر گناه و تجاهر به فسق اين سدّ را مى ‏شكند، گناه را كوچك مى ‏كند، و آلودگى به آن را ساده مى ‏نمايد.[8]
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی

 

1- آیا اگر کسی مرتکب گناهی شده، می توان آبروی وی را ریخت و عمل زشت او را افشا نمود؟ (توضیح دهید).
2- دو آیه از قرآن در تبیین کرامت انسانی و حفظ آبروی مؤمن بنویسید؟

پی نوشت ها

 

[1] برگرفته از کتاب: امر به معروف و نهی از منکر: دو فریضه برتر در سیره معصومین علیهم السلام ج 2 ص 79 و 80.
[2] سوره إسراء/ آیه 70 (ترجمه مکارم).
[3] تفسير نمونه ج ‏12 ص 196 و 197. (با دخل و تصرف)
[4] الخصال ج ‏1 ص 27.
[5] سوره نور/ آیه 19 (ترجمه مکارم).
[6] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏2 ص 357.
[7] تفسير نمونه ‏14 ص 403.
[8] همان ص 405 و 406.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: