کد مطلب: ۵۹۶۰
تعداد بازدید: ۸۴
تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۴۰۱ - ۱۲:۵۸
انضباط اقتصادی | ۶
رشوه از جمله عوامل مهمّ تزلزل قانون و گریز از اجرای آن است. به وسیله رشوه حقوق افراد تضییع می‌شود، مجرمان از مجازات فرار می‌کنند، حدود الهی اجرا نمی‌شود، ناشایستگان به کارها گمارده می‌شوند، امور اداری مختل می‌شود، مالیات‌ها و عوارض گمرکی و عوارض شهرداری‌ها خوب وصول نمی‌شود و به درآمد دولت لطمه وارد می‌گردد.

بخش اول: کسب های حرام | ۴


مفاسد رشوه


چرا برخورد اسلام با رشوه این قدر شدید است؟ چون مفاسد اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و اقتصادی که بر آن مترتب می‌شود فراوان است. رشوه برای نظام، یک آفت بزرگ و بلا است و در همه شئون زندگی اجتماعی تأثیر سوء می‌گذارد. بزرگ‌ترین زیان رشوه این است که اجرای قوانین را متزلزل می‌سازد و نظم عمومی را بر هم می‌زند.
همه می‌دانیم که وجود قانون از لوازم اوّلیه زندگی انسان‌هاست و بدون آن نمی‌توانند زندگی کنند. به برکت قانون، نظم اجتماعی برقرار می‌شود، امنیت جانی و مالی و آبرویی پدید می‌آید، حقوق افراد تضمین می‌گردد، از تعدیات جلوگیری می‌شود. پیشرفت و بهبود زندگی اقتصادی مردم به برکت قانون پدید می‌آید. بودجه و امکانات دولت بر اثر قانون تأمین می‌گردد. امور عمرانی و اقتصادی و سیاسی هر نظامی به وسیله قانونْ عملی می‌شود. ترقی و عظمت یک کشور در مرحله اوّل به تدوین قوانین کامل و حساب شده و در مرحله بعد به اجرای کامل قوانین بستگی دارد.
به همین جهت در کشورهای پیش‌رفته عمل به قانون ارزش ویژه‌ای دارد و تخلف از قانون امری زشت و قبیح است، به گونه‌ای که گاهی یک وزیر یا رئیس جمهوری بر اثر تخلف از قانون ناچار از شغل خود استعفا می‌کند و حتی بزرگ‌ترین شخصیت‌ها پای میز محاکمه کشیده می‌شوند.
ما خوش‌بختانه قوانین خوب و کامل و غنی داریم، اما بدبختانه وضع اجرای قانون و تعهد به آن در بین ما چندان مطلوب نیست. در صورتی قانون، نتیجه‌ی خوب می‌دهد که به طور کامل درباره همه افراد اجرا شود؛ از بزرگ‌ترین شخصیت‌ها گرفته تا افراد عادی. بدبختانه قانون در میان ما احترام ویژه ندارد و به عمل به قانون عادت نکرده‌ایم. افراد، قانون‌گریزی را هنر و زرنگی می‌دانند و این یکی از مشکلات بزرگ اجتماعی ما است که موجب می‌شود کارها و طرح‌ها غالباً از پیش‌رفت مطلوب نداشته باشند، چون قانون حکومت ندارد و کارها غالباً به شخصیت افراد و میزان تعهد و سلیقه آنان بستگی دارد.
رشوه از جمله عوامل مهمّ تزلزل قانون و گریز از اجرای آن است. به وسیله رشوه حقوق افراد تضییع می‌شود، مجرمان از مجازات فرار می‌کنند، حدود الهی اجرا نمی‌شود، ناشایستگان به کارها گمارده می‌شوند، امور اداری مختل می‌شود، مالیات‌ها و عوارض گمرکی و عوارض شهرداری‌ها خوب وصول نمی‌شود و به درآمد دولت لطمه وارد می‌گردد. هم‌چنین طرح‌های عمرانی، کشاورزی، صنعتی، اقتصادی دولت بر اثر رشوه خوب انجام نمی‌گیرد. در موافقت‌های اصولی، اجازه‌ی ورود و صدور کالاهای تجاری، در قرارداد با پیمان‌کارها، در راه‌سازی، لوله‌کشی، استخراج و کشف معادن، ساختمان‌سازی، شهرسازی و دیگر کارها که باید منافع ملت و دولت منظور گردد، منافع رشوه‌دهندگان منظور می‌شود. اگر رشوه حاکم شود، حتی طرح مبارزه با گران‌فروشی و احتکار نیز توفیق کامل و مطلوب را به دست نمی‌آوَرد.


 معضل گرانی و برخورد امام صادق(ع) با آن


گرانی و تورّم از دیگر معضلات اجتماعی است که در اکثر کشورها، و از جمله ایران رخ می‌دهد و تحمل آن برای اکثریت مردم به ویژه کارگران و قشر کم درآمد بسیار دشوار است. دولت‌ها موظفند برای پیش‌گیری یا مهار گرانی و مبارزه با عوامل توسعه و در نهایت حلّ نهایی آن جداً بکوشند. مهم‌ترین وظیفه دولت، تنظیم برنامه صحیح و کامل اقتصادی و اجرای دقیق آن است. در عین حال، چون اقتصاد هر کشوری به وضع اقتصادی سایر کشورها و امور سیاسی نیز بستگی دارد، گاهی تورّم و گرانیِ ناخواسته به کشوری تحمیل می‌شود. برای حلّ آن در چنین مواقع حسّاس همکاری دولت و سایر نهادها و مسئولان اقتصادی و خود مردم و مصرف‌کنندگان بسیار مهم است. مشکل این جاست که مصرف‌کنندگان در چنین مواقعی در خرید اجناس و ذخیره‌سازی آن‌ها برای آینده خود به بازار هجوم می‌آورند، در صورتی که اگر عادی و در حدّ نیاز مصرفی خود به بازار مراجعه کنند، معضل گرانی پدید نمی‌آید و به تدریج مهار می‌شود. در چنین مواقعی فروشندگان نیز موظفند از انبار کردن اجناس مورد رغبت مردم خودداری ورزند. اسلام نیز در این باره توصیه‌هایی دارد.
درست است که اسلام به کسب و کار و تحصیل روزی حلال و حتی ازدیاد اموال از راه‌های مشروع احترام گزارده و به صاحبان اموال در این جهت آزادی داده است، از گران‌فروشی و اجحاف به خریداران نیز نهی کرده و آن را نوعی بی‌انصافی و ظلم به خریداران می‌داند؛ به ویژه زمانی که مردم با مشکلات اقتصادی مواجه باشند. در برخی احادیث به این مهم اشاره شده و ائمه معصومین(ع) خود نیز عملاً بدان پای‌بند بودند.
ابوجعفر غزاری می‌گوید: امام صادق(ع) شخصی به نام «مصادف» را فراخواند و ده هزار دینار در اختیارش قرار داد و فرمود: برای سفر به مصر آماده شو، چون عیالات من زیاد شده‌اند، و نیاز به کسب روزی بیشتر دارند. مصادف، پیرو دستور امام(ع) اجناسی را خرید و با سایر تاجران به سوی مصر حرکت کردند. نزدیک مصر با قافله‌ای مواجه شدند که از آن دیارخارج می‌شد. از اصحاب قافله درباره وضع ـ کالاهای تجارتی خود در مصر سؤال کردند، آن‌ها در جواب گفتند: اجناس شما اکنون در مصر نایاب است! افراد کاروان نیز با هم پیمان بستند که کالاهای خود را به کمتر از سود دو برابر نفروشند.
وارد مصر شدند و اجناس خود را طبق پیمانشان فروختند، و خرسندانه به مدینه بازگشتند.
مصادف، خدمت امام صادق(ع) مشرّف شد، در حالی که دو کیسه هزار دیناری همراه داشت. عرض کرد: فدایت شوم، این کیسه‌ی هزار دیناری سرمایه است، و این کیسه دیگر سود آن. حضرت صادق(ع) در جواب فرمود: این مبلغ سود زیادی است، چه کردید که چنین سود بردید؟ مصادف، جریان پیمان خودشان را با یکدیگر بیان کرد. حضرت فرمود: سبحان الله پیمان بستید بر گروهی از مسلمانان که از آن‌ها سود دو برابر بگیرید؟ سپس یکی از کیسه‌ها را از مصادف گرفت و فرمود: این همان سرمایه باشد و من به چنین سود گزافی احتیاج ندارم. آن گاه فرمود: ای مصادف! شمشیر زدن در میدان جنگ، آسان‌تر از کسب روزیِ حلال است.[1]
چنان‌که ملاحظه می‌فرمائید در این حدیث شریف، تبانی فروشندگان را در سوءاستفاده از فضای کمبود اجناس به عنوان یک بی‌انصافی در کار خلاف شناخته شده و امام صادق(ع) عملا با آن مخالفت کرده است.
امام صادق(ع) فرمود: گرانی به اخلاق جامعه لطمه می‌زند، امانت‌داری را از جامعه بر می‌چیند و مسلمان را به ارتکاب گناه وامی‌دار.[2]
آن حضرت در این حدیث شریف به برخی آثار سوء گرانی یعنی بداخلاقی مردم، ضعف امانت‌داری، و شیوع کارهای زشت، اشاره فرموده است. آثار سوء گرانی بر همگان روشن است مسئولان مربوط و مدیران جامعه در مرحله نخست موظفند با برنامه‌ریزی صحیح از وقوع آن جلوگیری کنند، و در صورت وقوع ناخواسته، با استفاده از نظر کارشناسان مربوط در حلّ آن بکوشند.


 حرمت شراب و تولید و خرید و فروش آن


یکی از محرّمات و منکرات در اسلام، تولید مشروبات الکلی و خرید و فروش و نوشیدن آن است که در آیات قرآن و احادیث فراوانی از آن نهی شده و حرمت آن یکی از امور ضرور و بدیهی اسلام و مسلمانان به شمار آمده است.
قرآن کریم می‌گوید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! با شراب و قمار و بت‌ها و گروبندی با تیرها پلید و از کارهای شیطان است؛ پس، از آن‌ها اجتناب کنید تا رستگار شوید.[3]
آیه‌ی مذکور بر وجوب اجتناب از شراب و قمار از جهات مختلف تأکید کرده است:
1. با خطاب يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا؛ آغاز شده و می‌رساند که استعمال این‌ها با ایمان سازگار نیست؛
2. بعد از آن از کلمه «انّما» که در موارد تأکید به کارگرفته می‌شود، استفاده شده است؛
3. از کلمه خمر و میسر استفاده شده، که دلالت دارد بر حرمت انواع استفاده‌های مربوط؛
4. شراب و قمار در ردیف پرستش بت‌ها قرار گرفته است؛
5. شراب و قمار به عنوان رجس و پلیدی و کاری شیطانی معرفی شده‌اند؛
6. سرانجام در نتیجه‌گیری می‌فرماید: فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ؛ اجتناب کنید تا رستگار شوید.
7. در آیه بعد به برخی زیان‌های شراب و قمار اشاره کرده، می‌فرماید: شیطان اراده کرده از طریق شرب خمر و قماربازی در میانتان عداوت و کینه توزی و دشمنی بیندازد و شما را از یاد خدا و اقامه نماز باز دارد، آیا شما از این کارهای زشت دست برمی‌دارید؟[4]
در احادیث فراوان نیز از شرب و تهیه و خرید و فروش آن اکیداً نهی شده است؛ از باب نمونه:
امام باقر(ع) فرمود:
رسول خدا(ص) درباره‌ی شراب، ده نفر را لعن کرد: کسی که درخت انگور را به منظور تهیه شراب غَرْس کند، کسی که آن درخت را هَرَس کند، کسی که از آن شراب درست کند، کسی که آن را بنوشد، ساقی شراب و کسی که آن را حمل کند، کسی که شراب را برایش می‌بَرند و فروشنده و خریدار آن، و کسی که پول شراب را در زندگی صرف کند.[5]
همین حدیث را امام صادق(ع) و زید بن علی هم از پیامبر نقل کرده‌اند.
امام صادق(ع) درباره‌ی مردی که به غلامش مأموریت داده بود انگورهای باغش را به صورت انگور یا آب انگور بفروشد، ولی او از آن‌ها شراب درست کرد و فروخت، فرمود: پول آن‌ها حلال نیست.[6]
امام صادق(ع) فرمود: یکی از اموال حرام، پول شراب است. هم‌چنین از پول فروشِ سگ نیز نهی فرمود.[7]
امام صادق(ع) فرمود: خدای متعالی برای کارهای شر، قفل‌هایی قرار داد که کلیدِ آن‌ها شراب است؛ و دروغ از شراب هم بدتر است.[8]
رسول خدا(ص) فرمود: شراب، ریشه همه کارهای زشت و بزرگ‌ترین گناه‌های بزرگ است.[9]
در حدیث نبوی می‌خوانیم:
هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد، نبایدِ سر سفره‌ای بنشیند که شراب در آن صرف می‌شود.[10]
و رسول خدا(ص) باز فرمود:
سخنان شارب‌الخمر را تصدیق نکنید، ازدواج با او را نپذیرید، اگر بیمار شد به عیادتش نروید، در تشییع جنازه‌اش شرکت نکنید، امانت نزدش نگذارید.[11]
و ده‌ها حدیث دیگر.


خودآزمایی


1- چرا برخورد اسلام با رشوه این قدر شدید است؟
2- در چه صورتی قانون، نتیجه‌ی خوب می‌دهد؟
3- نکاتی که از آیه‌ی 90 سوره مائده استخراج می‌شود را بیان کنید.

 

پی نوشت ها

 

[1]. وسائل الشيعه، ج 17، ص 421، ح 22897: قال: دعا ابوعبدالله عليه‏ السلام مولى يقال له: مصادف فأعطاه أَلْف دينار، و قال له: تجهّز حتّى تصير إلى مصر، فانّ عيالى قد كثروا، قال: قتجهّز بمتاع و خرج مع التجّار الى مصر، فلمّا دنوا من مصر استقبلتهم قافلة خارجة من مصر فسألوهم عن المتاع الذى معهم ما حلّه فى المدينة، و كان متاع العامة، فأخبرهم أنّه ليس بمصر منه شى‏ء فتحالفوا و تعاقدوا على أن لاينقصوا متاعهم من ربح الدينار دينارا، فلمّا قبضوا أموالهم انصرفوا إلى المدينة، فدخل مصادف على ابى‏عبدالله(ع) و معه كيسان كلّ واحد ألف دينار، فقال: جعلت فداك هذا رأس المال، و هذا الآخر ربح، فقال: إنّ هذا الربح كثير، و لكن ما صنعتم فى المتاع؟ فحدّثه كيف صنعوا، و كيف تحالفوا، فقال: سبحان‏الله تحلفون على قَوم مُسلمين ان لا تبيعوهم إلاّ بربح الدّينار ديناراً! ثمّ أخذ أَحَد الكيسين، و قال: هذا رأس مالى، و لا حاجه لنا فى هذا الرّبْح.
[2]. كافى، ج 5 ، ص 164، ح 6: غلاء السعر يسى‏ء الخلق و يذهب الامانة و يفجر المرء المسلم.
[3]. مائده، آيه 90: يا أَيُّها الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّما الخَمْرُ وَالمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ.
[4]. مائده، آيه 91: إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ العَداوَةَ وَالبَغْضاءَ فِى الخَمْرِ وَالمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللهِ وَعَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ.
[5]. وسائل الشيعه، ج 17، ص 224: لعن رَسول الله(ص): فى الخمر عشرة: غارسها، و حارسها، و عاصرها، و شاربها، و ساقيها و حاملها و المحمولة اليه، و بايعها، و مشتريها و آكل ثمنها.
[6]. همان، ص 223: محمد بن مسلم عن ابى عبدالله(ع) فى رجل ترك غلاماً له فى كرم له يبيعه عنباً او عصيراً فانطلق الغلام فعصر خمراً ثم باعه، قال: لا يصلح ثمنه.
[7]. همان، ص 225: من أكل السحت ثمن الخمر و نهى عن ثمن الكلب.
[8]. ميزان الحكمه، ج 1، ص 813: إنّ الله جعل للشَرِ أقفالاً و جعل مفاتيح تلك الأقفال الشراب، و أشرّ من الشراب الكذب.
[9]. همان، ص 812: الخمر أمّ الفواحش و أكبر الكبائر.
[10]. همان، ص113: من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فلا يجلس على مائدة يشرب عليها الخمر.
[11]. همان، ص 814: شارب الخمر لا تصدّقوه اذا حدّث و لا تزوّجوه اذا خطب و لا تعودوه اذا مرض و لا تحضروه اذا مات و لا تأتمنوه على الأمانة.


دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: