کد مطلب: ۵۹۶۷
تعداد بازدید: ۷۳
تاریخ انتشار : ۱۲ آذر ۱۴۰۱ - ۱۰:۲۲
اسلام و تعلیم و تربیت | ۲۱
نويسندگان بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه با نوشته‏‌ها، داستان‏سرايى‏‌ها، تجزيه و تحليل‏ها، تعريف و تمجيدها، نقد و انتقادها، تصاوير و نقاشى‏‌ها و حتى‏‌ با الفاظ و عبارات خود، در گروه عظيمى‏‌ از اقشار مختلف جامعه تأثير مى‏‌گذارند، تأثيرى‏‌ خوب يا بد. نويسنده در برابر نوشته‏‌هايش در پيشگاه عدل الهى‏‌ مسئول خواهد بود.

دانشمندان دين‏


مسئوليت علماى‏‌ دين در زمينه‌ی تعليم و تربيت از ديگران سنگين‏تر و گسترده‏تر است؛ بلكه ابتدا به سوى‏‌ آن‏ها توجه دارد، زيرا با ورود در اين شغل، مسئوليت ترويج و تبليغ دين و نشر فرهنگ و تعليم و تربيت اسلامى‏‌ را به عنوان يك وظيفه پذيرفته‏اند. آن‏ها جانشين پيامبر و كارشناس علوم اسلامى‏‌ هستند و وظيفه دارند كار پيامبر و اهل بيت را كه تعليم و تزكيه‌ی نفوس است انجام دهند.
آنان از بيت‏المال و از طريق دين ارتزاق مى‏‌كنند، پس بايد در نشر حقايق دين و پرورش نفوس انسان‏ها تلاش و جديت نمايند. تعريف و تمجيدهايى‏‌ كه در احاديث از علما شده، تا حدى‏‌ كه در قيامت براى‏‌ پيروانشان شفاعت مى‏‌كنند نيز در همين ارتباط است.
حضرت صادق(ع) فرمود:
هنگامى‏‌ كه قيامت برپا شود، خداى‏‌ متعال عالم و عابد را محشور مى‏‌كند. وقتى‏‌ در پيشگاه او قرار گرفتند به عابد مى‏‌گويد: داخل بهشت شو و به عالم مى‏‌گويد: توقف نما و براى‏‌ مردم شفاعت كن، چون در حسن تأديب و تربيت آن‏ها جديت كردى‏‌.[1]
اگر پدر و مادر مسئول تربيت فرزندان خود هستند، علماى‏‌ دين نيز ـ که كارشناسان تعليم و تربيت اسلامى‏‌اند ـ وظيفه دارند برنامه‏‌ها و شيوه‏‌هاى‏‌ تعليم و تربيت اسلامى‏‌ را در اختيار آنان قرار دهند. اگر دبيران، آموزگاران و استادان، مسئوليت تعليم و تربيت كودكان و جوانان را برعهده دارند، علماى‏‌ دين نيز موظف‏اند نظريات اسلام را در مورد تعليم و تربيت از متون اسلامى‏‌ استخراج و در اختيار علاقه‏مندان بگذارند. علماى‏‌ دين علاوه بر اين كه بايد با زبان، قلم و عمل خود در تعليم و تربيت كودكان، جوانان و ديگران كوشش كنند، با صدا و سيما نيز بايد همكارى‏‌ و تعاون داشته باشند.
مدرسان و طلاب حوزه‏‌هاى‏‌ علميه نمى‏‌توانند نسبت به استنباط و تدريس برنامه‏‌ها و شيوه‏‌هاى‏‌ تعليم و تربيت اسلامى‏‌ غفلت و سهل‏انگارى‏‌ نموده و آن چنان رفتار كنند كه گويا اسلام در باره تعليم و تربيت اصلاً نظرى‏‌ ندارد.


نويسندگان‏


يكى‏‌ از وسايل بسيار مهم و مؤثر در تعليم و تربيت، كتاب، مجله و روزنامه است.
روزنامه و مجله تقريباً در اكثر خانه‏‌ها راه يافته و مقدارى‏‌ از اوقات فراغت افراد به خواندن مطالب مطبوعات مى‏‌گذرد. عده‏اى‏‌ از مردم هم اهل مطالعه هستند و كم و بيش كتاب مى‏‌خوانند. افراد باسواد بايد همواره با كتاب، مجله و روزنامه مأنوس باشند و بدين وسيله بر اطلاعات خود بيفزايند.
به هر حال خواندن كتاب، مجله و روزنامه مقدارى‏‌ از اوقات قشر وسيعى‏‌ از افراد را اشغال مى‏‌كند و بدون شك در روح آن‏ها و طرز تفكرشان آثار خوب يا بدى‏‌ خواهد داشت.
بنابراين، مطبوعات را بايد يكى‏‌ از وسايل مهم تعليم و تربيت عمومى‏‌ محسوب كرد. لذا نويسندگان و ناشران نيز در اين ارتباط نقش مهمى‏‌ برعهده دارند. آنان هر فرهنگى‏‌ را كه ترويج و اشاعه دهند، افراد جامعه نيز به همان صورت پرورش مى‏‌يابند. ارباب مطبوعات مى‏‌توانند مروج فرهنگ دانش‏دوستى‏‌، وظيفه‏شناسى‏‌، خدمت‏گزارى‏‌، آزادى‏‌، نيكوكارى‏‌، عدالت‏خواهى‏‌، فداكارى‏‌، عفت، كار و كوشش، ثبات و استقامت، گذشت و ديگر فضايل انسانى‏‌ باشند؛ چنان كه مى‏‌توانند فرهنگ مادى‏‌گرى‏‌، سودپرستى‏‌، خودخواهى‏‌، مصرف‏گرايى‏‌، شهوترانى‏‌، بى‏‌بندوبارى‏‌، كوته‏نظرى‏‌، تن‏پرورى‏‌، سستى‏‌ و بى‏‌تعهدى‏‌ و ديگر رذايل اخلاقى‏‌ را ترويج كنند.
نويسندگان بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه با نوشته‏‌ها، داستان‏سرايى‏‌ها، تجزيه و تحليل‏ها، تعريف و تمجيدها، نقد و انتقادها، تصاوير و نقاشى‏‌ها و حتى‏‌ با الفاظ و عبارات خود، در گروه عظيمى‏‌ از اقشار مختلف جامعه تأثير مى‏‌گذارند، تأثيرى‏‌ خوب يا بد. نويسنده در برابر نوشته‏‌هايش در پيشگاه عدل الهى‏‌ مسئول خواهد بود. اگر درست انجام وظيفه كند پاداش نيك خواهد ديد و اگر در نوشته‏‌هايش بدآموزى‏‌ باشد به سزايش خواهد رسيد.
بنابراين، نويسندگى‏‌ كار سهل و ساده‏اى‏‌ نيست، بلكه كارى‏‌ است دشوار و پرمسئوليت. نويسنده هم بايد در مطالب دقت كند كه برخلاف حقيقت نباشد و هم مراقب باشد تا چيزى‏‌ را ننويسد كه از لحاظ تربيتى‏‌ بدآموزى‏‌ داشته باشد.


حكومت اسلامى‏‌


در ميان مسئولان امر تعليم و تربيت، دولت اسلامى‏‌ وظيفه‌ی سنگين‏تر و فراگيرترى‏‌ دارد. حكومت اسلامى‏‌ بدين جهت كه يك نظام مكتبى‏‌ است، بايد دفاع از اسلام، ترويج و اجراى‏‌ كامل برنامه‏‌هاى‏‌ آن در ابعاد مختلف در رأس امورش قرار گيرد؛ مثلاً تعليم و تربيت افراد، برطبق مبانى‏‌ تربيتى‏‌ اسلامى‏‌ كه از ضروريات اوليه‌ی نظام به شمار مى‏‌رود. آحاد ملت چنين حقى‏‌ را بر حكومت دارند و اسلام نيز چنين وظيفه‌‏اى‏‌ برعهده‌اش نهاده است.
دولت اسلامى‏‌ وظيفه دارد براى‏‌ تعليم و تربيت صحيح افراد جامعه و جلوگيرى‏‌ از مفاسد و انحرافات اخلاقى‏‌، به طور جدى‏‌ توجه داشته و سرمايه‏گذارى‏‌ كند. از كارشناسان تعليم و تربيت اسلامى‏‌ و اسلام‏شناسان واقعى‏‌ دعوت كند و از آن‏ها بخواهد تا براى‏‌ تعليم و تربيت اسلامى‏‌ برنامه‏‌ها و طرح‏هاى‏‌ جامع و هماهنگى‏‌ را تهيه و تنظيم كنند. آن گاه برنامه‏‌ها را در اختيار مراكز مختلف تربيتى‏‌؛ مانند: آموزش وپرورش، دانشگاه، پدران و مادران، صدا و سيما، گويندگان و نويسندگان، مديران روزنامه‏‌ها و مجلات قرار داده و از آنان بخواهد كه به طور منسجم و هماهنگ آن‏ها را به اجرا گذارند.
در اين ميان تعليم و تربيت كودكان، نوجوانان و جوانان از دشوارى‏‌ و ضرورت بيش‏ترى‏‌ برخوردار است كه دولت اسلامى‏‌ وظيفه دارد توجه خاصى‏‌ نسبت به آن داشته باشد، زيرا اينان آينده‏سازان كشوراند و كيفيت تربيت آن‏ها در آينده‌ی كشور تأثير به سزايى‏‌ خواهد داشت. بنابراين، هر چه نيرو و امكانات در اين راه صرف شود، ارزش دارد و اگر دولت اسلامى‏‌ در اين باره كوتاهى‏‌ كند، در پيشگاه عدل الهى‏‌ مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
رسول خدا(ص) فرمود:
آگاه باشيد كه همه‌ی شما نگهبان هستيد و نسبت به رعيت خود مسئوليت داريد. پس اميرى‏‌ كه براى‏‌ حفظ مردم گمارده شده نسبت به رعيت خود مسئوليت دارد.[2]
معقل مى‏‌گويد:
از رسول خدا شنيدم كه مى‏‌فرمود: هر كس كه ولايت امور مسلمين را برعهده بگيرد، ولى‏‌ در اصلاح امور و ارشاد و نصيحت آنان جديت نكند با آن‏ها داخل بهشت نخواهد شد.[3]
هنگامى‏‌ كه رسول خدا(ص) معاذ را به ولايت يمن فرستاد فرمود:
اى‏‌ معاذ! كتاب خدا را به آن‏ها تعليم كن و با اخلاق نيك پرورش ده.[4]
اميرالمؤمنين(ع) به مردم فرمود:
من بر شما حق دارم و شما هم بر من حق داريد، امّا حق شما بر من اين است كه شما را نصيحت كنم، غنائم را در بين شما درست تقسيم نمايم، در تعليم شما اقدام كنم تا حدى‏‌ كه جاهل نباشيد، و شما را تأديب كنم تا علوم را فرا گيريد.[5]
اميرالمؤمنين(ع) فرمود:
بر امام و رهبر مسلمين چيزى‏‌ واجب نيست جز آنچه از جانب خدا بر آن مأموريت يافته: ابلاغ مواعظ، كوشش در نصيحت مردم، برپا داشتن سنت‏ها، اقامه‌ی حدود بر كسانى‏‌ كه استحقاق آن را دارند و رسانيدن سهام به اهلش.[6]
بنابراين، حكومت اسلامى‏‌ علاوه بر اين كه بايد نيازهاى‏‌ اقتصادى‏‌ مردم برطرف كند و در اجراى‏‌ آن‏ها به مقدار توان خود سرمايه‏گذارى‏‌ نمايد، وظيفه دارد براى‏‌ حفظ مكتب و ارزش‏هاى‏‌ آن، تعليم و تربيت اسلامى‏‌ مردم و جلوگيرى‏‌ از مفاسد اجتماعى‏‌ و انحرافات اخلاقى‏‌ نيز به مقدار توان برنامه‏ريزى‏‌ و سرمايه‏گذارى‏‌ كند.


عوامل مؤثر در تربيت و ضرورت هماهنگى‏‌ بين آن‏ها


چنان كه قبلاً نيز گفته شد، تربيت بدين صورت تحقق مى‏‌يابد كه فرد مورد تربيت، در مجموعه‏اى‏‌ از اوضاع و شرايط قرار گيرد و برطبق امكاناتى‏‌ كه برايش فراهم شده، استعدادهاى‏‌ خود را پرورش داده و به فعليت مى‏‌رساند. بنابراين، تربيت يك امر فردى‏‌ نيست كه بر طبق دلخواه يك مربى‏‌ انجام گيرد، بلكه مجموع اوضاع، شرايط و امكانات ويژه‌ی انسان مورد تربيت را بايد از عوامل مؤثر در تربيت محسوب داشت؛ عواملى‏‌ مانند: پدر، مادر، ساير اعضاى‏‌ خانواده، هم‏بازى‏‌هاى‏‌ كودك، محيط زندگى‏‌، اوضاع اقتصادى‏‌ خانواده، دبستان، دبيرستان، دانشگاه، همكلاسى‏‌ها، مسجد و ساير مراكز دينى‏‌، مراكز تفريح و بازى‏‌، صدا و سيما، روزنامه‏‌ها و مجلات، كتاب‏ها، سينماها. علاوه بر آن افكار و رفتار شخصيت‏هاى‏‌ سرشناس، انديشه‌‏ها و فرهنگ حاكم بر جامعه نيز در كيفيت پرورش افراد تأثير دارند.
فرد مورد تربيت بر طبق مزاج ويژه و شرايط و امكانات خود تحت تأثير برخى‏‌ از اين عوامل قرار مى‏‌گيرد و پرورش مى‏‌يابد. هيچ يك از عوامل مذكور، به تنهايى‏‌ نمى‏‌تواند تربيت صحيح و مطلوب كودك را تضمين كند، بلكه توفيق يك برنامه‌ی تربيتى‏‌، به نسبت هماهنگى‏‌ موجود ميان عوامل مختلف خواهد بود. اگر در يك برنامه‌ی تربيتى‏‌ همه‌ی عوامل مؤثر، هماهنگ بود و در جهت هدف مورد نظر بسيج شده باشند، امكان توفيق بسيار زياد خواهد بود. ولى‏‌ اگر بعضى‏‌ عوامل هدف معينى‏‌ را تعقيب نمايند، ليكن عوامل ديگر برخلاف آن هدف، عمل كنند و اثرش را خنثى‏‌ سازند، نمى‏‌توان توفيق چندانى‏‌ را پيش‏بينى‏‌ كرد؛ مثلاً اگر والدين نسبت به كودك به گونه‏اى‏‌ رفتار كنند و مدرسه به گونه‏اى‏‌ ديگر، كودك در انتخاب راه سرگردان مى‏‌شود و نمى‏‌داند كدام يك را بپذيرد. در نتيجه عكس‏العمل‏هاى‏‌ بد و احياناً خطرناكى‏‌ در او به وجود خواهد آمد. به همين جهت در تعليم و تربيت و حل مشكلات رفتارى‏‌ و اخلاقى‏‌ كودك، همكارى‏‌ نزديك اوليا و مربيان كاملاً ضرورت دارد. هم چنين اگر مربيان هدف خاصى‏‌ را تعقيب كنند، ولى‏‌ برنامه‏‌هاى‏‌ صدا و سيما، يا مجلات و روزنامه‏‌ها، بر خلاف آن هدف حركت نمايند، اوليا نمى‏‌توانند در نيل به اهداف‏ خود كاملاً اميدوار باشند.
بنابراين، وظيفه‌ی حكومت اسلامى‏‌ اين است كه برنامه‏‌هاى‏‌ فرهنگى‏‌ و تربيتى‏‌ جامعه را منسجم و هماهنگ سازد و از نهادهاى‏‌ مربوطه بخواهد كه همه در يك خط و به طور هماهنگ در اجراى‏‌ آن‏ها جديت كنند.


خودآزمایی


1- به چه دلیل مسئوليت علماى‏‌ دين در زمينه‌ی تعليم و تربيت از ديگران سنگين‏تر و گسترده‏تر است؟
2- نقش تربیتی نويسندگان و ناشران را شرح دهید.
3- نقش و وظيفه‌ی حكومت اسلامى در تربیت را بیان کنید.

 

پی نوشت ها


[1]. همان، ص 16: «إذا كان يوم القيامة بَعثَ الله عزّوجلّ العالم و العابد. فإذا وقفا بين يدي الله قيل للعابد: انطلِق إلى‏‌ الجنّة، و قيل للعالم: قِف تشفع للناس بحسن تأديبك لهم».
[2]. صحيح مسلم، ج 3، ص 1459: «ألا كلّكم راعٍ و كلّكم مسؤول عن رعيّته. فالأمير الذي على‏‌ الناس راعٍ و هو مسؤول عن رعيّته».
[3]. همان، ص 1490: «ما مِن أمير يَلي أمر المسلمين ثم لَايجهدُ لهم و لايَنصحُ إلّا لم يَدخل معهم الجنّةَ».
[4]. تحف العقول، ص 26: «و لمّا بَعثَ رسولُ الله(ص) معاذبن جبل إلى‏‌ اليمن وصّاه فقال: يا معاذ! علّمهم كتابَ‏الله، و أحسِن أدبهم على‏‌ الأخلاق الصالحة».
[5]. نهج‏البلاغه، خطبه 33: «أيّها الناس؛ إنّ لي عليكم حقّاً ولكم عليّ حقّ، فأمّا حقّكم: فالنصيحة لكم، و توفير فيئكم، و تعليمكم كيلا تَجهلوا، و تأديبكم كيما تَعلَموا».
[6]. همان، خطبه 101: «إنّه ليس على‏‌ الإمام إلّا ما حمّل من أمر ربّه، إلابلاغ في الموعظة، و الاجتهاد في‏النصيحة، و الإحياء للسنّة و إقامة الحدود، و إصدار السهمان على‏‌ أهلها».

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله ابراهیم امینی
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: