کد مطلب: ۶۰۳۹
تعداد بازدید: ۵۷
تاریخ انتشار : ۳۰ آذر ۱۴۰۱ - ۲۱:۵۸
شرح دعای مکارم‌الاخلاق | ۱۲۲
خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى ‏كند چرا كه خداوند عدالت ‏پيشگان را دوست دارد. * تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏ كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون ‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستم گر است.

جمع میان صله رحم با کافر و عدم دوستی با او


در نوشتار قبل گفتیم که قطع رحم مسلمان و كافر فرقى ندارد و اسلام به مؤمنین مجوزی برای قطع رحم کافر نداده است. پس از آن در قالب نکته ای بیان گردید که در آیات متعددی از قرآن کریم و آموزه های اسلامی، از دوستی با کفّار پرهیز داده شده است حتّی در پاره ای از آیات از دوستی با خویشان و بستگان کافر نیز نهی شده است. لذا گفتیم در این جا سوالی مطرح می شود که آیا صله رحم با خویشاوندانی که اهل ایمان نیستند، مصداق دوستی با کفار به حساب نمی آید در حالی که قرآن کریم بارها از این دوستی نهی فرموده و آن را نشانه نفاق می داند؟ در این نوشتار به پاسخ این سوال پرداخته و مباحث دیگری را در مورد صله رحم مطرح خواهیم کرد.


جمع میان صله رحم با کافر و عدم دوستی با او


شهید دستغیب در پاسخ به این سوال می نویسد: آن چه از وجوب صله رحم و حرمت قطع آن ذكر شد كه فرقى بين كافر و مسلمان، فاسق و پرهيزگار ندارد، اين موضوع با حرمت دوستى با كفار و فجار و وجوب بغض و دشمنى ايشان منافاتى ندارد زيرا صله، حُسن سلوك و معاشرت با رحم است به مقدارى كه در عرف بگويند قطع رحم نكرد و اين حُسن سلوك با بغض او منافاتى ندارد زيرا كه آن امر قلبى و باطنى است. بلى اگر صله به او سبب جرأتش در كفر يا فسق شود، به ‏طورى ‏كه اگر از او ببرد ممكن است ترك كفر يا فسق نمايد، در اين صورت از باب نهى از منكر مانعى ندارد و با اطمينان به اين كه قطع از او موجب ترك آن مى ‏شود، آن‏ وقت بريدن از او واجب مى ‏گردد و در غير مورد يقين و احتمال به ترك كفر يا فسق، قطع رحم به حرمت خود باقى است. در صورت ديگر هم بريدن از رحم كافر يا فاسق واجب است و آن در وقتى است كه در مقام ضدّيت و دشمنى و جنگ با دين باشد[1]، چنان چه خداوند در سوره مجادله مى ‏فرمايد:
«لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ...».

هيچ قومى را كه ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمى‏ يابى كه با دشمنان خدا و رسولش دوستى كنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندانشان باشند.[2] بدیهی است که ارتباط با دشمنان خدا و صله رحم با ایشان که در قالب های مختلفی همچون ارتباط عاطفی و یا کمک فیزیکی و اقتصادی، رخ می دهد، در هر صورت به نوعی موجب تقویت ایشان شده و در واقع کمک به جبهه دشمن می باشد. از سوی دیگر در پاره ای از موارد مستلزم بروز خطرات جانی و مالی برای مؤمن است، چراکه رَحِمی که دشمن خدا و مؤمنین است، می تواند به جهت بغض و دشمنی ای که نسبت به حزب خدا دارد، حُرمت روابط خویشاوندی را زیر پا گذاشته و حتّی به جان و مالِ قوم و خویش خود که مؤمن هستند، تعرّض نماید. بر همین اساس صله رحم با کافران معاند و مبغض، جایز نیست.
بنا بر این از اين قاعده كلى (صله ارحام)، برخى موارد به شهادت آيات و روايات، استثنا شده است كه بارزترين آن، كفار محارب و برخى از فرق مسلمان همچون نواصب و خوارجند؛ و در رتبه بعد، ارحام فاسق جاى مى گيرند در صورتي كه صله آن ها مايه فزونى تجاهر ايشان گردد.[3]  
امّا اگر همین قوم و خویش کافر با مسلمین دشمنی نکند و با ایشان به ستیز برنخیزد، صله رحم با او بر قوت خود باقی است. پروردگار متعال در این مورد می فرماید:

«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ * إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ».

خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى ‏كند چرا كه خداوند عدالت ‏پيشگان را دوست دارد. * تنها شما را از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏ كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه هايتان بيرون راندند يا به بيرون ‏راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستم گر است.[4]
البته چنان چه بیان شد، ارتباط و صله با ایشان به معنی محبت قلبی و دوستی با کفار نیست، چرا که کسی که از پذیرش ولایت خداوند متعال و اولیاء او سر باز زده است، سزاوار عُلقه دوستی و محبت نیست. یکی از واجبات بسیار مهم در دین اسلام، تولّی و تبرّی است به معنای دوستی با خدا و دوستان خدا، و دشمنی با دشمنان خدا. در دین اسلام ملاک و معیار دوستی و دشمنی، محبت و دوستی خداست. هر کس از دوستان خدا بود، باید دوست و محبوب مؤمن باشد و هر که از دشمنان خدا بود، باید مورد تنفّر و انزجار مؤمن قرار بگیرد. امیر المؤمنین علیه السلام در روایتی به این حقیقت تصریح می فرمایند که دل انسان نمی تواند در آنِ واحد نسبت به یک فرد هم علاقه داشته باشد و هم دشمنان او را دوست بدارد:

«لَنْ يَجْتَمِعَ حُبُّنَا وَ حُبُّ عَدُوِّنَا فِي قَلْبٍ وَاحِدٍ ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ‏ فِي‏ جَوْفِهِ‏ يُحِبُّ بِهَذَا قَوْماً وَ يُحِبُّ بِالْآخَرِ أَعْدَاءَهُم».

هرگز محبّت ما و محبّت دشمنان ما در یک دل جای نمی گیرد (چراکه) خداوند برای هیچ کس در وجودش دو قلب قرار نداده است تا با یکی قومی را دوست بدارد و با دیگری دشمنان ایشان را دوست داشته باشد.‏[5]
همچنین علی علیه السلام فرمودند:

«فَمَنْ أَرَادَ أَنْ يَعْلَمَ حُبَّنَا فَلَيَمْتَحِنُ قَلْبَهُ فَإِنْ‏ شَارَكَ‏ فِي‏ حُبِّنَا عَدُوَّنَا فَلَيْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ وَ اللَّهُ عَدُوُّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ اللَّهُ‏ عَدُوٌّ لِلْكافِرِينَ».

هر کس می خواهد بداند محبت ما را دارد، باید قلب خود را بیازماید؛ اگر در محبت ما، (محبتِ) دشمن ما را شریک کرده است، او از ما نیست و ما (نیز) از او نیستیم و خداوند و جبرئیل و میکائیل دشمن او هستند و خداوند دشمن کافران است.‏[6] درست بر همین اساس است که قاضی نور الله شوشتری در کتاب احقاق الحق به نقل از بزرگان از علمای اهل سنّت نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله خطاب به امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند: «كذب من زعم أنه يحبني و يبغضك، لأنك مني و أنا منك، لحمك من لحمى و دمك من دمي و روحك من روحي و سريرتك من سريرتي و علانيتك من علانيتي». دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد در حالی که بغض تو را در دل دارد، چراکه تو از منی و من از تو هستم، گوشت تو از گوشت من، خون تو از خون من، روح تو از روح من، باطن تو از باطن من و ظاهر تو از ظاهر من است.[7] بنا بر این دروغ می گوید کسی که اظهار محبت و دوستی نسبت به خدا و اولیاء او دارد و در عین حال با دشمنان ایشان نیز رابطه دوستی و محبت برقرار می کند. لذا صله رحم با کفار تنها به معنای ادا کردن حق خویشاوندی نسبت به ایشان است در حالی که قلب مؤمن با کفر و کافر رابطه ای ندارد و بیگانه است.


خلاصه کلام


خلاصه کلام آن که عموميت و اطلاق ادله ای که دستور به صله رحم داده و نهی از قطع رحم می کنند، همه ارحام اعم از مؤمن، كافر، فاسق (متجاهر و غير متجاهر) را شامل مى ‏گردد و اختلاف در عقيده يا عملكرد (دست كم تا سطوحى از آن) مجوز قطع احسان و ترك صله ايشان نمى ‏شود، چه حقوق افراد، بسته به تنوع اوصاف و ويژگى‏ ها، متعدد بوده و به اعتبار هر خصوصيت، استحقاق حقوقى متناسب با آن را مى ‏يابند. از اين ‏رو، دو فرد با مشتركاتى همچون رحم، ايمان، همسايه بودن، سه نوع حق نسبت به يكديگر مى ‏يابند و هيچ ‏يك از اين انواع معارض با ديگرى نيست. بنا بر اين رحم كافر، هر چند به علت عدم اشتراك ايمانى، از حقوق ويژه يك مؤمن در جامعه اسلامى برخوردار نيست و نبايد مشمول مودّت قلبى مؤمنانه واقع شده و از احترامات خاص افراد مؤمن برخوردار گردد، اما به اعتبار رحم يا همسايه بودن، حقوقى لازم الاستيفاء بر ارحام و همسايگان خويش دارد و مستحق دريافت برخى انحاى صله و احسان خواهد بود.[8]


صله رحم با قاطع رحم


يكى از بهانه ‏هايى كه معمولا براى توجيه قطع ارتباط با خويشان بدان تمسك مى ‏شود، قطع طرف مقابل و عدم اعتناى او به حقوق و وظايف متقابل است، در حالى كه اطلاق ادله ای که دستور به صله رحم داده و نهی از قطع رحم می کنند، همه حالات متصور، از جمله حالت مذكور را شامل مى ‏گردد و نبايد از نظر دور داشت كه حق رحم در هيچ شرايطى (جز در مواردی که ذکر شد) قابل اسقاط يا سقوط نيست. اداى اين حقوق از باب احسان صورت مى ‏پذيرد و سرپيچى و بى ‏اعتنايى برخى از اقارب از اداى آن، مجوز ناديده انگاشتن آن نمى‏ شود.[9] روایات فراوانی بر این معنا دلالت می کند از جمله رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند:

«لَا تَقْطَعْ‏ رَحِمَكَ‏ وَ إِنْ‏ قَطَعَكَ»‏. صله رحم را قطع نکن گرچه او (رَحِمِ تو) با تو قطع ارتباط کرده باشد.[10] این روش، سیره اهل بیت علیهم السلام است و خود در این عرصه پیشتاز خلایق بودند، چنان چه امام رضا علیه السلام می فرمایند:

«إِنَّا أَهْلُ‏ بَيْتٍ‏ نَصِلُ‏ مَنْ‏ قَطَعَنَا وَ نُحْسِنُ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْنَا». ما اهل بیت با کسی که با ما قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کرده و به کسی که به ما بدی نموده احسان می کنیم.[11]
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- آیا صله رحم با کفار به معنی دوستی و مودت با ایشان است؟ توضیح دهید.
2- صله رحم با کدام یک از ارحام کافر جایز نیست؟
3- آیا باید با قاطع رحم، صله رحم کرد؟ توضیح دهید.

 

پی نوشت ها


[1] گناهان كبيره ج ‏1 ص 153.
[2] سوره مجادله/ آیه 22 (ترجمه مکارم).
[3] ر.ک: تحليلى اجتماعى از صله رحم (شرف الدین، حسین) ص 69.
[4] سوره ممتحنة/ آیه 8 و 9 (ترجمه مکارم).
[5] الأمالي (للمفيد) ص 233.
[6] تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة ص 440.
[7] إحقاق الحق و إزهاق الباطل ج 22 ص 294.
[8] ر.ک: تحليلى اجتماعى از صله رحم (شرف الدین، حسین) ص 69.
[9] همان ص 67.
[10] بحار الأنوار (ط - بيروت) ج ‏71 ص 104.
[11] قرب الإسناد (ط - الحديثة) ص 386.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: