کد مطلب: ۶۱۷۳
تعداد بازدید: ۴۴۰
تاریخ انتشار : ۱۹ بهمن ۱۴۰۱ - ۱۰:۴۰
شرح دعای مکارم‌الاخلاق | ۱۲۴
چنان چه گفته شد، يكى از آثار و پيامدهاى ناشى از صله رحم، تأخير اجل و توفيق برخوردارى از عمر زياد در دنيا مى ‏باشد. ارتباط صميمانه با ديگران خصوصا اقوام و خويشان، امكان و توفيق بهره‏گيرى مناسب و شايسته از سرمايه ‏هاى وجودى ايشان، كاهش آلام و نگرانى ‏هاى ناشى از احساس غربت در ميان جمع انسان‏ ها...

مصونیت از مرگ بد


در نوشتار قبل در باره این سخن گفتیم که برای صله رحم در روایات اهل بیت علیهم السلام آثار دنیوی درخشانی ذکر شده است. همچنین در مورد طول عمر به عنوان یکی از آثار صله رحم توضیحاتی داده شد که اینک به ادامه این بحث می پردازیم.


طرح یک اشکال


شاید برای بعضی سؤال پیش آید که اگر برخی اعمال مانند صله رحم باعث تأخیر در مرگ می شوند و برخی دیگر از کارها مثل قطع رحم، اثر معکوس دارند یعنی باعث جلو انداختن مرگ شده و عمر را کوتاه می کنند، پس چرا خداوند در آیات متعددی از قرآن کریم، خبر از آن می دهد که هر گاه اجل فرد یا امّتی سر رسید، دیگر امکان عقب افتادن ندارد و زمان مرگ هر فردی از پیش تعیین شده و قابل تغییر نمی باشد. به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:

«وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَ لكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ».

و اگر خداوند مردم را به خاطر ظلمشان مجازات مى ‏كرد، جنبنده ‏اى را بر پشت زمين باقى نمى ‏گذارد ولى آن ها را تا زمان معيّنى به تأخير مى‏ اندازد. و هنگامى كه اجلشان فرا رسد، نه ساعتى تأخير مى ‏كنند، و نه ساعتى پيشى مى ‏گيرند.[1]
همچنین در سوره منافقون فرموده است:

«وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ». خداوند هرگز مرگ كسى را هنگامى كه اجلش فرا رسد به تأخير نمى ‏اندازد، و خداوند به آن چه انجام مى ‏دهيد آگاه است.[2] و در مورد اجل و سرآمد امّت ها می فرماید:

«وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ». براى هر قوم و جمعيّتى، زمان و سرآمد (معيّنى) است و هنگامى كه سرآمد آن ها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخير مى ‏كنند، و نه بر آن پيشى مى ‏گيرند.[3]


پاسخ اشکال (اجل مُسمّی و اجل معلّق)


بسيارى از موجودات از نظر ساختمان طبيعى و ذاتى استعداد و قابليت بقاء براى مدتى طولانى دارند، ولى در اثناء اين مدت ممكن است موانعى ايجاد شود كه آن ها را از رسيدن به حد اكثر عمر طبيعى باز دارد، مثلا يك چراغ نفت سوز با توجه به مخزن نفت آن، ممكن است مثلا بيست ساعت استعداد روشنايى داشته باشد، اما وزش يك باد شديد و ريزش باران و يا عدم مراقبت از آن، سبب مى ‏شود كه عمر آن كوتاه گردد. در اين جا اگر چراغ با هيچ مانعى برخورد نكند و تا آخرين قطره نفت آن بسوزد سپس خاموش شود، به اجل حتمى (یا اجل مُسمّی) خود رسيده است و اگر موانعى قبل از آن باعث خاموشى چراغ گردد، مدت عمر آن را «اجل غير حتمى» (یا اجل معلّق و یا اجل مشروط) مى ‏گوئيم. در مورد يك انسان نيز چنين است اگر تمام شرائط براى بقاى او جمع گردد و موانع بر طرف شود، ساختمان و استعداد او ايجاب مى ‏كند كه مدّتى طولانى - هر چند اين مدت بالآخره پايان و حدى دارد - عمر كند، اما ممكن است بر اثر سوء تغذيه يا مبتلا شدن به اعتيادات مختلف و يا دست زدن به خودكشى يا ارتكاب گناهان، خيلى زودتر از آن مدت بميرد، مرگ را در صورت اول اجل حتمى و در صورت دوم اجل غير حتمى مى ‏نامند.
با توجه به اين دو نوع «اجل» بسيارى از مطالب روشن مى ‏شود، از جمله اين كه در روايات مى‏ خوانيم صله رحم عمر را زياد و يا قطع رحم عمر را كم مى‏ كند (منظور از عمر و اجل در اين موارد اجل غير حتمى است). و يا اين كه در آيه ‏اى مى ‏خوانيم:

«فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ/ هنگامى كه اجل آن ها فرا رسد نه ساعتى به عقب مى ‏افتد و نه جلو»، در اين جا منظور از اجل همان مرگ حتمى است. بنا بر اين، آيه مزبور تنها مربوط به موردى است كه انسان به عمر نهايى خود رسيده است، و اما مرگ هاى پيش ‏رس را به هيچ وجه شامل نمى ‏شود.
و در هر صورت بايد توجه داشت كه هر دو اجل از ناحيه خدا تعيين مى ‏شود يكى به طور مطلق و ديگرى به عنوان مشروط و يا معلّق، درست مثل اين كه مى ‏گوئيم: اين چراغ بعد از بيست ساعت بدون هيچ قيد و شرط خاموش مى ‏شود و نيز مى ‏گوئيم اگر طوفانى بوزد بعد از دو ساعت، خاموش خواهد شد، در مورد انسان و اقوام و ملت ها نيز چنين است؛ مى‏ گوئيم خداوند اراده كرده است كه فلان شخص يا ملت پس از فلان مقدار عمر به طور قطع از ميان برود و نيز مى‏ گوئيم اگر ظلم و ستم و نفاق و تفرقه و سهل ‏انگارى و تنبلى را پيشه كنند، در يك سوم آن مدت از بين خواهند رفت، هر دو اجل از ناحيه خدا است يكى مطلق و ديگرى مشروط. از امام صادق علیه السلام در ذيل آيه فوق چنين نقل شده كه فرمود: «هما اجلان اجل محتوم و اجل موقوف/ اين اشاره به دو نوع اجل است، اجل حتمى و اجل مشروط». و در احاديث ديگرى كه در اين زمينه وارد شده تصريح گرديده است كه اجل غير حتمى (مشروط) قابل تقديم و تاخير است و اجل حتمى قابل تغيير نيست.[4]


طول عمر، اقتضای طبیعی صله رحم


چنان چه گفته شد، يكى از آثار و پيامدهاى ناشى از صله رحم، تأخير اجل و توفيق برخوردارى از عمر زياد در دنيا مى ‏باشد. ارتباط صميمانه با ديگران خصوصا اقوام و خويشان، امكان و توفيق بهره‏گيرى مناسب و شايسته از سرمايه ‏هاى وجودى ايشان، كاهش آلام و نگرانى ‏هاى ناشى از احساس غربت در ميان جمع انسان‏ ها، برخوردارى از امنيت خاطر ناشى از پشتيبانى و حمايت همه‏ جانبه و مخلصانه ايشان به هنگام بروز حوادث و ابتلائات، پركردن اوقات فراغت در نتيجه برقرارى تعاملات مستمر با يكديگر و...، از جمله عواملى است كه مى ‏تواند فرد را تا حدّ زياد در مقابل بروز برخى آسيب ‏هاى روانى- اجتماعى بيمه نمايد. مقدار فراوانى از اختلالات حياتى ما ناشى از اضطرابات و اختلالاتى است كه در روان ما به وجود مى ‏آيند و دمار از حيات ما در مى ‏آورند. غصه ‏ها و اندوه ‏ها همانند تيشه ‏هاى مخفى به بريدن ريشه ‏هاى حيات ما مشغولند و اين شدت مقاومت و جوشش درونى حيات است كه نمى‏ گذارد ما به سرعت از پا درآييم و متلاشى شويم.[5] بنا بر این صله رحم بستر بسیاری از نابسمانی های روحی و روانی را برطرف نموده و بدین وسیله موجبات سلامت و افزایش عمر را فراهم می سازد.


مصونیت از مرگ بد


يكى ديگر از آثار دنيوى صله رحم اين است كه در نحوه مردن انسان و كيفيت آن تأثير مى ‏گذارد به اين ترتيب كه حالات آخرين لحظات عمر انسان گوناگون است. برخى با وضع خوب و عاقبت به خيرى از دنيا مى ‏روند و برخى ديگر با وضع بد چشم از اين دنيا مى ‏بندند.[6] پاره ای از روایات بر این مطلب دلالت دارند که صله رحم از مردن بد و غير مناسب جلوگيرى مى‏ كند. به بیان دیگر بعضی از مرگ ها به خاطر کیفیت و شرایطی که دارند، مورد انزجار مردم هستند و مردم از این گونه مردن ها به خدا پناه می برند. برخی از کارهای خوب مثل صدقه دادن و صله رحم، مانع از این گونه مرگ ها می شود. مانند روایتی از امام صادق علیه السلام که در مورد صدقه دادن می فرمایند:

«الصَّدَقَةُ بِالْيَدِ تَقِي‏ مِيتَةَ السَّوْءِ». صدقه دادن با دست خود، (انسان را) از مرگ بد حفظ می کند.[7] و در مورد صله رحم، امام صادق علیه السلام به نقل از اجداد طاهرینشان، از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل کردند که آن حضرت فرمودند: «صِلَةُ الرَّحِمِ تُهَوِّنُ الْحِسَابَ، وَ تَقِي‏ مِيتَةَ السَّوْءِ». صله رحم سبب آسان شدن حساب روز جزاست و (انسان را) از مردن بد حفظ مى ‏کند.[8]
جریان یعقوب بن یزید نمونه ای از همین دست است. روزی یعقوب بن یزید خدمت امام کاظم علیه السلام رسید[9]، امام علیه السلام به او فرمودند:

«يَا يَعْقُوبُ قَدِمْتَ أَمْسِ وَ وَقَعَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ أَخِيكَ شَرٌّ فِي مَوْضِعِ كَذَا وَ كَذَا، حَتَّى شَتَمَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً، وَ لَيْسَ هَذَا دِينِي‏ وَ لَا دَيْنَ آبَائِي، وَ لَا نَأْمُرُ بِهَذَا أَحَداً مِنَ النَّاسِ، فَاتَّقِ اللَّهَ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، فَإِنَّكُمَا سَتَفْتَرِقَانِ بِمَوْتٍ: أَمَا إِنَّ أَخَاكَ سَيَمُوتُ فِي سَفَرِهِ قَبْلَ أَنْ يَصِلَ إِلَى أَهْلِهِ، وَ سَتَنْدَمُ أَنْتَ عَلَى مَا كَانَ مِنْكَ، وَ ذَلِكَ أَنَّكُمَا تَقَاطَعْتُمَا فَبُتِرَ أَعْمَارُكُمَا».

ای یعقوب، دیروز آمدی در حالی که در فلان جا (بين راه) میان تو و برادرت نزاعى درگرفت تا جایی که به يكديگر دشنام داديد. اين عمل شما جزو دين من و دین پدران من نيست و ما به هیچ کس از مردم این گونه دستور نداده ایم؛ پس از خداوند یگانه ای که شریکی ندارد بترس و تقوا پیشه کن. به درستى که به زودی شما دو نفر به واسطه مرگ از هم جدا خواهید شد. برادرت در سفرش خواهد مرد پیش از آن که به خانواده اش برسد و زود است كه تو از كرده خويش پشيمان گردی. و این به خاطر آن است که شما دو نفر قطع رحم کردید و عمرتان کوتاه گردید.
یعقوب به امام علیه السلام عرضه داشت:

«فَأَنَا جُعِلْتُ فِدَاكَ مَتَى أَجَلِي؟». فدایت شوم، پس مرگ من کی خواهد بود؟ امام فرمودند:

«أَمَا إِنَّ أَجَلَكَ قَدْ حَضَرَ حَتَّى وَصَلْتَ عَمَّتَكَ بِمَا وَصَلْتَهَا بِهِ فِي مَنْزِلِ كَذَا وَ كَذَا، فَزِيدَ فِي‏ أَجَلِكَ‏ عِشْرُونَ».

بدان که مرگ تو هم فرا رسيده بود تا این که (در ادامه سفر) در فلان منزلگاه با عمه ات صله رحم به جا آوردی (و به او احسان کردی) پس بیست سال بر عمر تو افزوده شد. (پس از مدتی) یعقوب خبر داد که برادرش (در راه از دنیا رفته و) به اهل و خانواده خود نرسیده، حتی (جسدش نیز برنگشته و) او را در میان راه دفن نموده اند.[10]
طبیعتا هیچ کس دوست ندارد که در غربت و دور از اهل و عیال و بستگان از دنیا برود و در غربت به خاک سپرده شود. از کلام امام کاظم علیه السلام می توان دریافت که عامل این نوع مرگ، قطع رحمی بود که این شخص مرتکب شد و برادرش نیز فرجامی چون او داشت که با انجام صله رحمی که با عمه خود داشت، از این نوع مرگ رهایی پیدا کرد و عمرش طولانی تر شد.
ادامه این بحث را در نوشتار بعد دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


 خودآزمایی


1- آیا طولانی شدن عمر به خاطر صله رحم، با آیاتی که تقدم و تأخّر مرگ را نفی می کند منافات دارد؟ توضیح دهید. 2- «مصونیت از مرگ بد» را به عنوان دومین اثر صله رحم، با ذکر یک حدیث شرح دهید؟

پی نوشت ها


[1] سوره نحل/ آیه 61 (ترجمه مکارم).
[2] سوره منافقون/ آیه 11 (ترجمه مکارم).
[3] سوره اعراف/ آیه 34 (ترجمه مکارم).
[4] تفسير نمونه ج ‏5 ص 149 و 150. (با تلخیص)
[5] تحليلى اجتماعى از صله رحم (شرف الدین، حسین) ص 260 و 261.
[6] ر.ک: نظام اخلاقى اسلام (حقانی، حسین) ص 410.
[7] الكافي (ط - الإسلامية) ج ‏4 ص 3.
[8] الأمالي (للطوسي) ص 481.
[9] جریان تشرّف او خدمت امام کاظم علیه السلام مفصّل و زیباست، برای اطلاع از این داستان به رجال کشی مراجعه شود.
[10] رجال الكشي (إختيار معرفة الرجال) ص 443.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت
حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: