کد مطلب: ۶۳۹۶
تعداد بازدید: ۲۱۷
تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۰:۲۹
امر به معروف و نهی از منکر| ۷۱
در قرآن کریم و در سخنان و سیره معصومین علیهم السلام نیز این مورد به وفور دیده می شود. گاهی قرآن کریم فردی را مورد امر و نهی قرار می دهد و این مخاطب گاهی، فرد عادی و زمانی فردی شاخص است. خداوند فردی را که دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی است و می تواند اثر عمیقی میان افراد جامعه مانند زمامداران فاسد، بگذارد از یک منکر مهم نهی می کند.

اقسام امر به معروف و نهی از منکر به اعتبار مخاطبین


امر به معروف و نهی از منکر به اعتبار مخاطبین خود دارای اقسامی است. برخی تصوّر می کنند که تنها اشخاص باید مورد امر و نهی قرار بگیرند؛ به بیان دیگر، بعضی از مردم مخاطبین امر به معروف و نهی از منکر را منحصر در اشخاص و افراد می دانند و اصناف و گروه ها یا جمعیت گسترده ای از انسان ها را سزاوار امر و نهی آمرین به معروف و ناهیان از منکر نمی دانند، در صورتی که لسان آیات قرآن و روایات و سیره معصومین علیهم السلام خلاف این مطلب را ثابت می کند. برای اثبات این مدّعا باید به قرآن کریم و روایات و سیره معصومین علیهم السلام مراجعه کنیم. در یک تقسیم بندی، امر به معروف و نهی از منکر به لحاظ افرادی که مورد امر و نهی قرار می گیرند، به دو دسته کلی تقسیم می شود: 1- بعض مردم 2- عموم مردم. دسته اول نیز به دو قسمت دیگر تقسیم می شود: الف) فردی خاص ب) تعدادی از افراد. بنا بر این می توانیم اقسام امر به معروف و نهی از منکر به اعتبار مخاطبین را به سه دسته عمده تقسیم کنیم: 1- مخاطب خاص (یک نفر) 2- گروهی از مخاطبین 3- عموم مردم.


دسته اوّل: مخاطب خاص


در مورد امر به معروف و نهی از منکر نسبت به شخص و فردی که معروفی را رها کرده و یا منکری را مرتکب می شود، بحثی نیست. در قرآن کریم و در سخنان و سیره معصومین علیهم السلام نیز این مورد به وفور دیده می شود. گاهی قرآن کریم فردی را مورد امر و نهی قرار می دهد و این مخاطب گاهی، فرد عادی و زمانی فردی شاخص است. خداوند فردی را که دارای نفوذ و موقعیت اجتماعی است و می تواند اثر عمیقی میان افراد جامعه مانند زمامداران فاسد، بگذارد از یک منکر مهم نهی می کند.[1] به عنوان نمونه می توان جریان امر به معروف و نهی از منکر حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام نسبت به فرعون را متذکر شد که هم نمونه ای قرآنی است و هم سیره عملی پیامبر خدا محسوب می شود. در چند جای قرآن آیاتی درباره این جریان وارد شده است. فرعون بر مردم حکومت می کرد و حاکم ستمگری بود. او تکبر و گستاخی را تا بدان جا ادامه داد که ادعای خدایی کرد و مردم را از توحید و خداپرستی باز داشت. قرآن کریم در باره فرعون می فرماید:

«فَما آمَنَ لِمُوسى‏ إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى‏ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ».

(در آغاز،) هيچ كس به موسى ايمان نياورد، مگر گروهى از فرزندان قوم او (آن هم) با ترس از فرعون و اطرافيانش، مبادا آن ها را شكنجه كنند زيرا فرعون، برترى‏ جويى در زمين داشت و از اسراف كاران بود.[2]
بنا بر این از آن جا که فرعون در میان مردم جایگاه ویژه ای داشت و هدایت او در هدایت سایر مردم و نجاتشان از ظلمات جهل و گمراهی تأثیر شگرفی به جا می گذاشت، لذا از سوی خداوند متعال به حضرت موسی و برادرش هارون فرمان رسید تا او را از گناهانی که مرتکب می شد نهی کنند و او را به خداپرستی و درست کرداری دعوت نمایند:

«اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ * فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى». به سوى فرعون برويد كه طغيان كرده است! * اما به نرمى با او سخن بگوييد شايد متذكّر شود، يا (از خدا) بترسد.[3]
اما از امر به معروف و نهی از منکر خصوصی معصومین علیهم السلام می توان از باب نمونه به نصایح امیر المؤمنین علیه السلام به عثمان یاد کرد که در خطبه 163 نهج البلاغه به برخی از آن اشاره شده است. مردم از خطاهای عثمان به تنگ آمده و گروهی نقشه قتل او را کشیدند. برخی خدمت حضرت امیر علیه السلام رسیدند و از ایشان خواستند تا با عثمان سخن گفته و او را از خطاهایش برحذر بدارد. امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به عثمان فرمودند:

«فَاللَّهَ اللَّهَ فِي نَفْسِكَ فَإِنَّكَ وَ اللَّهِ مَا تُبَصَّرُ مِنْ عَمًى وَ لَا تُعَلَّمُ مِنْ جَهْلٍ وَ إِنَّ الطُّرُقَ لَوَاضِحَةٌ وَ إِنَّ أَعْلَامَ الدِّينِ لَقَائِمَةٌ فَاعْلَمْ أَنَّ أَفْضَلَ عِبَادِ اللَّهِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ عَادِلٌ‏ هُدِيَ وَ هَدَى فَأَقَامَ سُنَّةً مَعْلُومَةً وَ أَمَاتَ بِدْعَةً مَجْهُولَةً...».
خدا را خدا را در حفظ جانت، كه سوگند به خدا كور نيستى تا بينايت كنند، و جاهل نيستى تا دانايت نمايند، راه ها آشكار است، و نشانه ‏هاى دين برپاست. آگاه باش كه برترين بندگان خدا نزد خدا پيشواى عادلى است كه هدايت شده و هدايت كند، سنّت معلومى را به پا دارد، و بدعت مجهولى را بميراند. سنّت ‏ها نورانى هستند و داراى نشانه ‏هاى مشخّص، و بدعت ها آشكارند و داراى علائم معلوم. و بدترين مردم نزد خداوند حاكم ستمكارى است كه گمراه است و گمراه كننده، سنّت در دست عمل را از بين ببرد، و بدعت هاى متروكه را زنده كند. من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مى ‏فرمود: «پيشواى ستمكار را به عرصه ‏گاه قيامت مى ‏آورند در حالى كه او را نه ياورى است و نه عذر خواهى، پس او را به آتش دوزخ مى ‏اندازند و چون سنگ آسيا در آتش مى ‏چرخد، سپس در قعر جهنّم به زنجير مى ‏كشند» و تو را به خدا سوگند مى ‏دهم نكند پيشواى مقتول اين امت باشى... .‏[4]


دسته دوم: گروه یا صنف و قشری خاص


گاهی مخاطب امر به معروف و نهی از منکر، تنها یک نفر نیست بلکه گروه یا قشری خاص هستند که دسته جمعی به ترک معروف و یا ارتکاب منکر اشتغال دارند و یا این که در میان ایشان معصیت رواج دارد و عده کثیری از آن ها مبتلا به نافرمانی خدا شده اند. حتی اگر تعداد معصیت کاران این گروه کم هم باشد ولی به جهت متعدد بودنشان امکان امر و نهی انفرادی وجود نداشته باشد، باز هم می توان از طریق امر و نهی کلّی، ندای این فریضه را به گوش مخاطبان حقیقی آن رساند. پیش از این بیان شد که یکی از شیوه های امر به معروف و نهی از منکر اعلام عمومی آن است. در برخی موارد، انسان با علم به این که امر و نهی به فردی خاص نه تنها اثر مثبتی بر او ندارد، بلکه ممکن است واکنش منفی داشته باشد؛ باید از شیوه اعلام عمومی استفاده کند تا به قول معروف ضمیر مرجع خود را پیدا کرده و با عنایت پروردگار این امر و نهی کارگر بیفتد. البته این امر و نهی برای سایرین نیز بی ثمر نیست، بلکه به نوعی موعظه و هشدار است تا غافلین را از خواب گران بیدار سازد.
در قرآن کریم ملاحظه می کنیم که این نوع از امر به معروف و نهی از منکر نیز بسیار اتفاق افتاده است. در جریان حضرت موسی که پیش از این ذکر شد، در برخی از آیات مشاهده می شود که حضرت موسی نه تنها برای ارشاد فرعون تلاش کرده و به امر به معروف و نهی از منکر او پرداخت، بلکه مأموریت دیگری نیز از خداوند متعال داشت تا گروهی از اطرافیان فرعون را نیز از ارتکاب معاصی منع کرده و به سوی خدا و اعمال صالح دعوت نماید. تقریبا قرآن کریم در 6 آیه مأموریت موسی را اول نسبت به فرعون و بعد نسبت به اطرافیانش دانسته و چنین فرموده است:

«ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى‏ بِآياتِنا إِلى‏ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ فَظَلَمُوا بِها فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ».

سپس به دنبال آن ها [پيامبران پيشين‏] موسى را با آيات خويش به سوى فرعون و اطرافيان او فرستاديم اما آن ها (با عدم پذيرش)، به آن (آيات) ظلم كردند. ببين عاقبت مفسدان چگونه بود.[5]
كلمه «ملأ» به معنى افراد سرشناس و اشراف پر زرق و برق كه چشم ها را پر مى ‏كنند و در صحنه ‏هاى مهم جامعه حضور دارند، گفته مى ‏شود. و اين كه مى ‏بينيم موسى در درجه اول به سوى فرعون و ملأ او مبعوث مى‏ گردد علاوه بر اين كه يكى از برنامه ‏هاى موسى نجات بنى اسرائيل از چنگال استعمار فرعونيان و استخلاص آن ها از سرزمين مصر بود، و اين بدون گفتگو با فرعون امكان ‏پذير نبود، به خاطر آن است كه طبق مثل معروف «هميشه آب را بايد از سرچشمه صاف كرد»، مفاسد اجتماعى و انحراف هاى محيط تنها با اصلاحات فردى و موضعى چاره نخواهد شد بلكه بايد سردمداران جامعه و آن ها كه نبض سياست و اقتصاد و فرهنگ را در دست دارند در درجه اول اصلاح گردند، تا زمينه براى اصلاح بقيه فراهم گردد و اين درسى است كه قرآن به همه مسلمانان براى اصلاح جوامع اسلامى مى‏ دهد.[6]
همچنین در قرآن کریم گروه های مختلف دیگری مانند اهل کتاب، مردان، زنان، کم فروشان و ... مورد امر و نهی خداوند قرار گرفته اند، مثل خطاب های متعدد قرآنی به اهل کتاب:
«يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تُحَاجُّونَ فِي إِبْراهِيمَ...». اى اهل كتاب! چرا درباره ابراهيم، گفتگو و نزاع مى ‏كنيد؟[7]
«يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ». اى اهل كتاب! چرا به آيات خدا كافر مى ‏شويد، در حالى كه (به درستى آن) گواهى مى ‏دهيد؟![8]
«يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ». اى اهل كتاب! چرا حق را با باطل (مي آميزيد و) مشتبه مى ‏كنيد (تا ديگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقيقت را پوشيده مى ‏داريد در حالى كه مى ‏دانيد؟![9]
«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَها عِوَجاً وَ أَنْتُمْ شُهَداءُ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ».

بگو: اى اهل كتاب! چرا افرادى را كه ايمان آورده‏ اند، از راه خدا باز مى ‏داريد، و مى‏ خواهيد اين راه را كج سازيد؟! در حالى كه شما (به درستى اين راه) گواه هستيد و خداوند از آن چه انجام مى ‏دهيد، غافل نيست.[10] و آیات متعدد دیگری از این دست.
ادامه این بحث را در نوشتار بعدی دنبال خواهیم کرد، ان شاء الله.


خودآزمایی


1- اقسام امر به معروف و نهی از منکر به اعتبار مخاطبین را بنویسید؟
2- یک نمونه قرآنی و یک نمونه روایی از امر به معروف و نهی از منکر نسبت به مخاطب خاص بنویسید؟

پی نوشت ها


[1] برگرفته از کتاب: امر به معروف و نهي از منكر در آيينه قرآن كريم (عابدی میانجی، محمد) ص 349.
[2] سوره یونس/ آیه 83 (ترجمه مکارم).
[3] سوره طه/ آیه 43 و 44 (ترجمه مکارم).
[4] نهج البلاغه (ترجمه انصاريان) ص 369 ، خطبه 163. (نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه 164).
[5] سوره اعراف/ آیه 103 (ترجمه مکارم).
[6] تفسير نمونه ج‏ 6 ص 280.
[7] سوره آل عمران/ آیه 65 (ترجمه مکارم).
[8] همان/ آیه 70.
[9] همان/ آیه 71.
[10] همان/ آیه 99.

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

حجت‌الاسلام مسلم زکی‌زاده
ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: