کد مطلب: ۶۴۸۹
تعداد بازدید: ۵۴۶
تاریخ انتشار : ۳۰ خرداد ۱۴۰۲ - ۱۳:۲۸
شرح حال و زندگی حضرت امیرالمؤمنین(ع) | ۴
چهل نفر مسلّح كه به ‏قصد كشتن پیامبر(ص) جمع شده بودند اطراف خانه را محاصره كرده و از شكاف در به ‏داخل می‌‏نگریستند و وضع خانه را عادی می‏‌دیدند و چنین می‏‌پنداشتند كه پیامبر(ص) در بستر خود آرمیده است، همه سرا پا مراقب بودند و آنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه هیچ فعل و انفعالی در داخل منزل از نظر آنها پنهان نبود...

فداکاری بی نظیر


در سال‏های آغاز بعثت، مسلمانان سخت ترین شکنجه‏‌ها و زجرها را در راه پیشبرد هدف تحمّل می‏کردند، روز به‌‏روز این فشار‏ها بیشتر می ‏شد تا آنکه گروهی از مسلمانان بخاطر فرار از این شکنجه‌‏ها به ‏حبشه و گروه دیگری به ‏یثرب هجرت کردند.
امّا شخص پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) از حمایت خاندان بنی‏‌هاشم و بالاخص ابوطالب«پدر حضرت علی(ع)» برخوردار بودند تا اینکه در سال دهم بعثت ابوطالب از دنیا رفت و پیامبر(ص) بزرگترین حامی و مدافع خویش را در مکّه از دست داد، هنوز چند روزی از مرگ عمویش نگذشته بود که همسر مهربان او خدیجه(س) که هیچ گاه از بذل جان و مال خود در پیشبرد هدف مقدّس پیامبر(ص) دریغ نمی‏داشت، نیز چشم از جهان پوشید، با درگذشت این دو حامی بزرگ، میزان خفقان و فشار بر مسلمین فزونی گرفت، تا آنجا که در سال سیزدهم بعثت سران قریش در یک شورای عمومی تصمیم گرفتند که پیامبر(ص) را زندانی کنند یا او را به ‏قتل برسانند و یا او را از مکّه خارج سازند قرآن مجید این سه نقشه را یادآور شده و می‏فرماید:
(وَ اِذ یَمکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَروُا لِیُثبِتُوکَ اَوْ یَقتُلُوکَ اَو یُخرِجُوکَ وَ یَمکُرونَ وَ یَمکُرُالله وَ اللهُ خَیرُ الماکِرین) [1]
«به ‏یادآور آن روزی را که کافران بر ضد تو نقشه کشیدند و بر آن شدند که تو را در زندان نگه دارند یا بکشند و یا تبعید کنند، آنان از در مکر وارد می‏شوند و خداوند مکر آنان را به‌‏خودشان باز می‏گرداند، و خداوند از همه چاره‌جوتر است.»
سران قریش تصمیم گرفتند که از هر قبیله فردی انتخاب شود و افراد انتخاب شده نیمه شب به‌‏طور دسته جمعی به‌‏خانه‏‌ی محمّد(ص) هجوم برده او را قطعه قطعه کنند، بدین طریق هم مشرکان از تبلیغات او آسوده می‏شدند و هم خون او درمیان قبایل عرب پخش می‏شد و در نتیجه بنی‌‏هاشم نمی‏توانست با تمام قبیله‌‏هایی که در ریختن خون او شرکت کرده بودند به‏‌ خونخواهی و مبارزه برخیزند.
فرشته وحی، پیامبر(ص) را از نقشه شوم مشرکان آگاه ساخت و دستور الهی را به ‏او ابلاغ کرد که باید هر چه زودتر از مکّه به ‏سوی یثرب هجرت کند. شب مقرّر فرا رسید، مکّه و محیط خانه پیامبر(ص) در تاریکی شب فرو رفته بود، مأموران مسلّح قریش هر یک از سویی به ‏خانه رسول خدا(ص) روی آوردند و این پیامبر(ص) بود که می‌‏بایست با شیوه‌‏ی خاصّی آنان را غافلگیر کرده و خانه را ترک کند. و در عین حال چنین وانمود کند که در خانه خود و بسترش خوابیده است، برای اجرای این نقشه لازم بود که فرد فداکاری در بستر او بخوابد و روانداز پیامبر(ص) را به ‏خود بپیچد تا افرادی که نقشه کشتن او را کشیده‌‏اند چنین تصور کنند که او هنوز خانه را ترک نگفته و در نتیجه توجه آنان فقط به‏ خانه پیامبر(ص) معطوف شود و راه عبور و مرور مردم را در كوچه‌‏ها و بیرون مكّه كنترل ننمایند.
حال كیست كه از جان خود بگذرد و در خوابگاه پیامبر(ص) بخوابد؟ لابد كسی است كه اعتمادش به ‏پیامبر(ص) از همه بیشتر و ایمانش از دیگران قوی تر است یعنی همان كسی كه از اول بعثت پروانه‌وار گرد شمع وجود اوگردیده است. و این شخص کسی جز حضرت علی(ع) نبود و این شایستگی جز در مورد آن بزرگوار صدق نمی‏كرد. از این رو پیامبر(ص) به‏ حضرت علی(ع) فرمودند: مشركان قریش نقشه كشتن مرا دارند و تصمیم گرفته‌‏اند كه به ‏طور دسته جمعی به ‏خانه‏‌ی من هجوم آورند و مرا در میان بستر بكشند و من مأمورم كه مكّه را ترك كنم، و لازم است تو در خوابگاه من بخوابی و روانداز مرا به ‏خود بپیچی تا آنان تصور کنند كه من هنوز در خانه‌ام و مرا تعقیب نكنند. حضرت علی(ع) با همه وجود این فرمان را پذیرفت و تنها سخنی كه بر زبانش جاری شد این بود كه اگر من به‏ جای شما بخوابم آیا جان شما سالم خواهد ماند؟ و پیامبر(ص) فرمود: آری.
چهل نفر مسلّح كه به ‏قصد كشتن پیامبر(ص) جمع شده بودند اطراف خانه را محاصره كرده و از شكاف در به ‏داخل می‌‏نگریستند و وضع خانه را عادی می‏‌دیدند و چنین می‏‌پنداشتند كه پیامبر(ص) در بستر خود آرمیده است، همه سرا پا مراقب بودند و آنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه هیچ فعل و انفعالی در داخل منزل از نظر آنها پنهان نبود اكنون باید دید كه پیامبر اكرم(ص) در چنین موقعیّتی چگونه خانه را ترك گفتند؟
بسیاری از سیره نویسان[2] برآنند كه رسول خدا(ص) در حالی كه آیاتی از سوره یس را قرائت می‏كرد[3] صف محاصره كنندگان خانه را شكافت و آنچنان از میانشان عبور كرد كه كسی متوجه نشد و البته چنین چیزی نه تنها ممكن است بلكه اگر اراده خداوند بر این تعلق گیرد كه پیامبر(ص) خود را به‏ طور معجزه ‏آسا و به‏ گونه‌‏ای غیرعادی نجات دهد هیچ چیز نمی‏تواند مانع شود. ولی سخن اینجاست كه قرائن زیادی نشان می‏دهد كه خداوند نمی‏خواست پیامبر(ص) خود را از طریق اعجاز نجات بخشد زیرا در این صورت لازم نبود كه حضرت علی(ع) را در بستر خود بخواباند و خودش به‏ غار«ثور»، پناه برد و با زحمات زیادی راه بیابان را پیش گیرد و به ‏سوی مدینه هجرت کند.
برخی نیز می‏گویند[4] كه وقتی پیامبر(ص) از خانه خارج شدند، چون دیر وقت بود همه آنان را خواب ربوده بود و پیامبر(ص) از غفلت آنان استفاده كرد ولی این نظر دور از حقیقت است و هرگز شخص عاقل باور نمی‏كند كه چهل نفر مسلّح که خانه‌‏ای را برای این محاصره كرده بودند كه پیامبر(ص) از خانه بیرون نرود تا در وقت مناسب او را بكشند، مأموریت خود را آنچنان سرسری بگیرند كه همگی با خیال آسوده بخوابند. ولی بعید نیست. همان طوری كه برخی نوشته اند، پیش از محاصره منزل رسول خدا(ص) خانه را ترك گفته باشند.[5]


دنباله داستان


مأمورین مسلّح در حالی كه دست‏هایشان بر قبضه‌ی شمشیر بود، منتظر لحظه‌‏ای بودند که همگی به‏ خانه وحی یورش آورند و دائماً از شكاف در خوابگاه آن حضرت را زیر نظر داشتند و تصور می‏كردند كه حضرت همچنان در محل خواب خود آرمیده و به ‏زودی به ‏آرزوی خود كه كشتن آن حضرت بود خواهند رسید، ولی علی(ع) با قلبی مطمئن و خاطری آرام در خوابگاه پیامبر(ص) دراز كشیده بود، زیرا می‏دانست كه خداوند پیامبر عزیز خود را نجات داده است.
دشمنان، نخست تصمیم داشتند كه نیمه شب وارد خانه شوند ولی به ‏عللی از این تصمیم منصرف شده و قرار گذاشتند در سپیده‌‏ی صبح مأموریت را انجام دهند، سر انجام صبح صادق سینه افق را شكافت و مأموران با شمشیرهای تاخته به‏ طور دسته جمعی به‏ خانه پیامبر(ص) هجوم آوردند ولی پس از ورود، خوابگاه آن حضرت را از وجود مكرّمش خالی دیدند و به‏ جای او حضرت علی(ع) را در بستر دیدند، خشم و تعجّب همه را فرا گرفت رو به‏ حضرت علی(ع) كرده پرسیدند محمّد(ص) كجاست؟ فرمود مگر او را به ‏من سپرده بودید كه از من می‏ خواهید؟ در این موقع از شدّت خشم و عصبانیّت به ‏سوی حضرت علی(ع) حمله برده و او را به‏ مسجدالحرام كشیدند ولی پس از بازداشت مختصری او را آزاد كرده و در حالی كه خشم گلوی آنان را می ‏فشرد تصمیم گرفتند به‏ جای اینكه وقت خود را در آزردن و بازداشت حضرت علی(ع) صرف كنند از پای ننشینند تا جایگاه پیامبر(ص) را كشف كنند.[6]
قرآن كریم برای اینكه این فداكاری بی نظیر در تمام قرون و اعصار جاودان بماند در طی آیه‌‏ای جانبازی حضرت علی(ع) را می ‏ستاید و می ‏فرماید:
(وَ مِن َ النّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ الله وَاللهُ رؤوفٌ بِالْعِبادِ)[7]
«برخی از مردم كسانی هستند كه جان خود را برای به ‏دست آوردن خشنودی خداوند در طبق اخلاص می ‏نهند و خداوند به ‏بندگان خود رئوف و مهربان است.»


خودآزمایی


1- بزرگترین حامی و مدافع پیامبر(ص) در مکّه چه کسی بود؟
2- خداوند در کدام آیه سه نقشه سران قریش را یادآوری می‌کند؟
3- رسول خدا(ص) چگونه صف محاصره كنندگان خانه را شكافت و آنچنان از میانشان عبور كرد كه كسی متوجه نشد؟

 

پی نوشت ها


[1] - سوره انفال آیه 30
[2] - ازجمله ابن کثیر در بدایه و نهایه و شو کانی در فتح القدیر
[3] - منظور آیه هشتم و نهم این سوره است
[4] - تفسیر قمی ، علی بن ابراهیم، ج1، ص 276
[5] - السیرۀ الحلبیۀ، ابوالفرج حلبی، ج 2 ،ص 32
[6] - تاریخ طبری، إبن جریر طبری ، ج 2 ،ص 97
[7] - سوره بقره آیه 207

دفتر نشر فرهنگ و معارف اسلامی مسجد هدایت

آیت الله علی تهرانی

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: